سوال(5) چگونه خرد ورزی و تفکر نقاد را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟
رورش تفکر انتقادی در دانشآموزان هسته اصلی یادگیری آنها به شمار میرود؛ زیرا تفکر انتقادی به دانشآموزان اجازه میدهد تا در رابطه با دیدگاههای خود تامل کرده و آنها را بیشتر درک کنند. بر اساس تفکر و درک شخصی، این مهارت به دانش آموز در تعیین چگونگی درک دنیای اطرافش کمک خواهد کرد. یکی از اصلی ترین روش ها پرسش های سقراطی و شک گرایی است که مهم ترین نهاد ان ذات پرسشگری است اینکه بدون هیچ ترس و واهمه ای همه چیز را زیر سوال ببریم و به دنبال مدارک باشیم در کلاس درس می توان این ویژگی ها را اعمال کرد: تشویق برای سوال پرسیدن یادگیری مشارکتی/یادگیری مبتنی بر تحقیق/یادگیری مبتنی بر مشکل/تقویت قوه خلاقیت/تحریک حس کنجکاوی دانشآموزان تمامی این روش ها باید در فرایند یادگیری دانش اموز اعمال شود. مثلا قبل از شروع تدریس زبان در جلسه اول دانش اموز حق دارد درس مرا زیر سوال ببرد و بگوید اصلا چرا زبان چرا انگیلیسی شما باید جواب دهید و گاه با تحریک حس کنجکاوی بار بدست اوردن جواب ان را با تحقیق و پژوهش بر دوش ان ها بیندازید طبق اصولی که گفته شد پرسش چرا زبان خوئ یک مشکل است.
سوال(6) شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش اموز چند ساحتی تربیت کنید ؟
توضیح چگونگی رسیدن به ساحت و چند ساحتی شدن دانش اموز کاری مشکل است اما انچه واضح است این است که معم باید این توانایی های خود را به عنوان معلم چند ساحتی در قالب ارزشیابی ها / گفت وگو ها / کار گروهی / اردوها و.... به دانش اموزان بفهماند و خود الگو و اسوه دانش اموزان قرار گیرد.
1- ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی : خودشناسی و دیگرشناسی برای پاسخگویی مسئولانه به نیازها و پرسش ها / تلاش پیوسته برای حضور مؤثر و سازنده دین و اخلاق در تمام ابعاد فردی و اجتماعی خود
2- ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای: داشتن دانش و مهارت های اقتصادی در سطح تاریخی اجتماعی وفرهنگی/ کسب شایستگی لازم جهت هویت حرفه ای و انتخاب اگاهانه شغلی / تدبیر امر معاش و زندگی اقتصادی
3- ساحت تربیت علمی و فناوری: توانایی استفاده و شناخت و بهرهگیری از تجارب و پیشرفت های بشری توانایی استفاده از بزار های جدید و بروزرسانی اطلاعات خود و توانایی برنامه ریزی و طراحی اموزشی و ایجاد جلسات علمی
4- ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی: ارتباط مناسب با دیگران ، تعامل با دولت و نهادهای مدنی و سیاسی مسئولیتپذیری، مشارکت سیاسی و ا جتماعی حفظ و اصلاح آداب، رسوم، هنجارها و ارزشهای جامعه
5- ساحت تربیت زیستی و بدنی: درک ویژگیهای زیستی و روانی خود–تلاش برای حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران / اشنایی و بصیرت کامل نصب به سبک زندگی /تلاش برای حفظ و ارتقای سلامت / احترام و نگهداری از طبیعت
6- ساحت تربیت زیباییشناختی و هنری: درک زیباییهای جهان و آفرینش/ خلق آثار هنری ق درت تخیل با تجسم و ایدهپردازی مثال ان می تواند ایجاد روش های خلاقانه تدریس باشد/ توانایی گفت و گو و توضیح طبیعت و پدیده ها به زبان هنری
سوال(7) پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما ان را کسب کند را تبیین کنید؟
1- توانایی مشارکت و همکاری: در انجام پروژه های درسی و کار های کلاسی
2_رعایت اداب کلاس درس : همکاری با معلم و ایجاد نکردن مزاحمت برای دیگران و احترام گذاشتن
3-خود شناسی : با شناخت درون می توان عملکرد صحیح از اهداف تحصیلی داشت
4-تفکر نقاد داشتن : مثلا برای شناخت اهداف طولانی مدت خود و حل مشکلات داخل کلاس و خارج از کلاس
5-انتقاد پذیر بودن و اینده نگر بودن : اشتباهات کلاسی و درسی و اخلاقی خود را قبول کند و اصلاح کند و از ان ها درس بگیرد.
سوال(8) با توجه به اهمیت اصول تربیتی اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی انسان شناسی معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با دکر مثال تبیین نمایید؟
مبانی هستی شناسی : ویژگی ذاتی جهان موجودات فقر و نیاز محض به واجب الوجود است این فقز ذاتی سبب میشود موجدات نه تنها در پیدایش بلکه در بقا نیز به ذات غنی و الوجود به طور ابدی محتاج است خداوند خیر بنیادین است.به طور مثال این موضوع که انسان ها به طور کلی مانند زنجیره ای به یک دیگر نیاز دارند البته انسان ها اختیار دارند و مستقل هستند اما همین اختیار هم از طرف خداست. برای رسیدن به اهداف هم باید از دیگران کمک بگیرد و هم خدا چون هم خود و دیگران نیازمند هستند.
انسان شناسی : انسان بر حسب فطرت و افرینش جویای همه مراتب کمال است. در زندگی ما همه احساس نیاز بی نهایت داریم و همیشه دنبال چیز های جدید هستیم و این عامل همیشه باعث اضطراب و تکاپو بی دلیل است لذا میدانیم میل به بینهایت در ذات انسان است و بینهایت همان میل به خداست
معرفت شناسی: علم در عین ثبات از منظر معلوم دارای ویژگی پویایی از منظر عالم است. مثلا انسان همیشه نباید افکار و باور های خود را مانند فسیل در ذهن خود نگه دارد انسان همیشه باید در جهش و پویش برای علم و اگاهی باشد و در زندگی بکار ببندد. مثلا دانش اموز فکر نکند این تنها روش صحیح و موجود برای درس خواندن است.
ارزش شناسی : ارزشمند دانستن هر عمل هم تابع حسن فعلی است هم وابسته به حسن فاعلی. همیشه افرادی را می بینیم که بر خلاف تمام کار های خوبی که می کنند چیزی جز ریا و تزویر نیست. در اعمال انسان هر دو نیت درونی و شکل انجام ان کار مهم است.دانش اموزان فقط برای نمره تشویقی به دوستان خود کمک نکنند.
سوال(9) مهم تریم تکنیک و روش تاثیر گذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید
به طور کلی روش تدریس من وابسته به تفکر انتقادی پرسشگری سقراطی و یادگیری بر مبنای تحقیق و تعامل است البته این نیست که دانش اموزان واقعا علاقه به انجام این کار داشته باشند لذا بخش مهم تر این قضیه ایجاد انگیزه و باز کردن فلسفه تمامی این عناوین است و نیازمند تعهد طولانی مدت است به طور مثال دانش اموز باید بداند در هنگام تدریس چگونه سوالات اساسی بپرسد و یا نظر دوستش را به چالش بکشد علاوه بر اینکه درس خود را می خواند یاد بگیرد چگونه بخشی از زمان خود را به تحقیقات درباره موضوع مورد علاقه اش که وابسته به درس است اختصاص دهد . تطابق دادن درس ها و موضوعات درسی به زندگی واقعی (REAL LIFE SITUATION) و نه اینکه فقط محدود به کلاس باشد البته لزوما درباره درس زبان انگیلسی صحبت نمی کنم.
سوال (10) شما خود را یک معلم اثر بخش روشنفکر تحولگرا و اشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید وقتی مشغول حرفه معلمی شدید کدام مورد از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و اموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید با ذکر دلیل بگویید؟
1) ایزوله کردن کلاس برای جلوگیری از پرسش: نمیشود که یک رویکرد فاشیستی داشت و اسم ان مکان را گذاشت کلاس درس. رفتار انارشیستی مهم تر است.معلم باید در حد توان پاسخ دهد و یا ارجاع دهد.
2) قرار گیری معلم در راس کلاس : معلم نباید یک طرفه تدریس کند دخالت دانش اموزان هم مهم است.
3) معلم عبوس و غیر قابل نفوذ : نباید که معلم رفتاری داشته باش چنان که دانش اموز توان و قدرت سوال پرسیدن را نداشته باشد.
4) عدم درک مساعل اجتماعی و روانی دانش اموز: دانش اموز گاه به دلیل سن و یا شرایط خانوادگی توان درس خواندن و یا همکاری با کلاس را ندارد و یا گاه ممکن است اختلالات روانی داشته باشد مانند افسردگی و یا اضطراب پس معلم باید به این موضوعات توجه کافی داشته باشد.
5) در نظر گرفتن برنامه درس مدرسه: گاه معلم بدون توجه به تایم مطالعاتی دانش اموزان میزان تکلیف و درسی را به دانش اموز می دهد که با توجه به زمان قابل انجام دادن نیست و یا کیفیت لازم را نخواهد داشت.
6) دخالت دادن موضاعات مشکلات زندگی شخصی خود در کلاس : اخلاق بد و عدم تدریس صحیح
نتیجه گیری:
در اخر باید بگویم معلم هر انچه که روشنفکر و روشمند باشد همیشه با مخالفت دانش اموزان مدرسه و اولیا رو برو می شود . معلم روشمند چنان باید به خود اگاه باشد و از روش هایش خاطر جمع باشد که سست نشود و به راه خود ادامه دهد هر انچه که سختی بکشد چون به روش خود ایمان دارد استقامت می کند. گاه معلم هم مانند هر انسانی درگیر موضوعات خانوادگی و اجتماعی می شود که ممکن است او را از ادامه راه وا دارد. در نتیجه این استقامت ها معلم پخته میشود روش تعاملی را یاد می گیرد کلاس درس برایش چالش نخواهد بود و مدریت کلاس راحت خواهد شد.