4 دوستدار 0 امتیاز منفی
1.3k بازدید
سوال شده در گروه 23 دانشجویان رشته زبان توسط (1.4k امتیاز)
نمایش از نو توسط

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

 بیانیه فلسفه تربیتی من

تعریف: " فلسفه تربیتی شخصی معلم عبارت است از گزاره ها و دیدگاه های فلسفی معلم در مورد حرفه و نقش معلمی و فرایند تربیت به گونه ای که او اکنون بتواند آینده را به تصویر بکشاند و در یک چارچوب ذهنی چیستی ، چرائی و چگونگی تربیت و تدریس را تعیین و پیاده سازی نماید." یعنی معلم هر زمان که در جلوی کلاس درس می ایستد باید فردی هدفمند، روشمند و متفکر مشاهده شود. بنابر این بیانیه فلسفه تدریس هر فرد منحصر به فرد است و توصیفی مکتوب از ارزش‌ها، اهداف و باورهایش در مورد آموزش و تربیت در چارچوب فرهنگ و اسناد کلان آن کشور خواهد بود.

ملاحظات:

1-لطفا مطالعه کنید و در نهایت فقط نظر خودتان را بیان نمائید. شما باید مطالب دیگران را بازخوانی کنید اما خودتان تولید نمائید.

2- هر پاسخ باید حداقل 150 کلمه و حداکثر 250 کلمه باشد.

3- متون انگلیسی در راستای فلسفه تربیتی شخصی بسیار است اما صرفا برای الهام گیری نه کپی!

4-لابلای هر پاسخی از مثال استفاده کنید.

5-با زبان ساده و روان بنویسید و پیوستگی جملات حفظ شود

6- بیانیه فلسفه تربیتی خود را حفظ  کنید و در آینده آن را تکمیل نمائید و به رزومه خود ضمیمه کنید.

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

موفق و پایدار باشید

عین اله عابدی

دی ماه 1402

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط (1.4k امتیاز)
ویرایش شده توسط
لطفا سوال در مقدمه را پاسخ دهید و همچنین به اجزا هر سوال توجه  بیشتری شود تا بیانیه شما  کامل شود

دقت کنید افعال با متکلم وحده بکار ببرید ( من اینکار انجام می دهم)
دارای دیدگاه توسط (242 امتیاز)
مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

به نام خدا

علی طهماسبی کوچکسرائی هستم ، دانشجوی ترم سه رشته ی اموزش زبان انگلیسی و همچنین در اینده نه چندان دور دبیر متوسطه اول و دوم در ناحیه 2 شهرری (استان تهران).

اگر وظیفه ی یا کاری که یک فرد خواهان انجام ان است برای خود شخص مشخص نباشد مسلما نمی تواند به نحو احسنه ان کار را به اتمام برساند برای همین ما باید فلسفه ی معلمی را بدانیم تا مشخص شود هدف ما چیست ، اهداف در راستای کدام ارزش ها باشند، به چه مطالبی از لحاظ فرهنگی و ملیتی پرداخته شود و .....

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

جایگاه : شخصی تاثیرگذار در زندگی فردی افراد و در کل در جامعه ، چرا تک تک افراد در کنار هم جامعه را تشکیل می دهند ، پس اگر بتوان تک تک افراد جامعه را به درستی اموزش داد در نهایت کل جامعه و کشور تغییر کرده و مسیر پیشرفت هموارتر است . هرچند خیلی از افراد معتقدند مگر یک شخص چه تغییر بزرگی می تواند ایجاد کند من یک مثال میزنم از تجارب شخصی خودم .من معلم زبانی داشتم در یکی از اموزشگاه های زبان شهرری به علت اخلاق خیلی خوب و منطقی این معلم من به شخصه خیلی از حرفش حساب می بردم چرا که صحبت های بی منطق وتناقضات رفتاری من در این فرد ندیدم ، خلاصه به خاطر صحبت های همین شخص بود که امیدی به من القا کرد که در نهایت معلم همون اموزشگاه شدم ، در حال فعلی هم که رشته ام زبان است پس یک شخص تاثیرش را گذاشته حالا که خودم معلم هستم در طول 30 سال قطعا تاثیری روی صدها دانش اموز میگذارم (چه مثبت چه منفی بالاخره تاثیر هست )که خودش در نسل های بعدی بخش بزرگی از جامعه را تشکیل می دهند.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

شاید نتوانم دقیق منظورم را برسانم اما برداشت من از این موضوع این است :

خداوند جهان و انسان را خلق کرد اما انها را به حال خودشان رها نگذاشت به واسطه همین ما در جهان قوانین خدا را مشاهده می کنیم (قدرالهی ) و همچنین برای انسانها پیامبران و امامان فرستاده شدند که وظیفه ی انها رساندن و تکمیل و تبیین دین بود ، پس دین نقشه ی راهی است که خدا قرار داده برای هدایت انسان در محیطی که قوانین مشخص دارد . همچنین انسان با استفاده از اجزا و وسایل و ...که در جهان میبینیم به سمت کمال در جهت دین می تواند حرکت کند .حال ربطش به معلم چیست ؟

اینجا جهان همون کلاس درس ماست که باید قانون مدار باشد وگرنه روند درس و ... پیش نمی رود و همچنین می توان با ایجاد تغییراتی در سطح کلاس هر چند کوچک (مثلا رنگ دیوار کلاس و ...) حس بهتری به دانش اموزان القا کرد و هر چه از وسایل و...(تکنولوژی )بیشتر و درست تر استفاده شود بهتر است .

معلم نقش همان دین را دارد و باید به دانش اموز جهت بدهد چرا که وظیفه ای که کشور به معلم سپرده فقط بعد تحصیلی ندارد و مسائل اخلاقی ، فرهنگی و بعضا سیاسی باید در دانشگاه ها و مدارس متوسطه بعضا بررسی شوند (روایت اول ،متاسفانه چیزی در دانشگاه ندیدم این مسائل مهم حتی اشاره بهشان شود و جای تاسف داره برای اساتید و کشور ).معلم باید بعضی چیز هارا محدود و به بعضی کارها تشویق کنند و به جایش تنبیه و تشویق به کار ببرد (دقیقا مثل دین ).فکر نمی کنم به توضیح بیشتری نیاز باشه .

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

1.تفکر 2.نقد 3.اخلاق 4.تحصیل .حالا چرا اول نوشتم تفکر ؟درست است که هدف از مدرسه علم اموزی است اما اون چیزی که جامعه رو میسازه علم نیست چون علم بدون تفکر،بدون عقل قطعا به درد نمی خوره که هیچی تازه در بعضی موارد مضر هم هست (مثال:شخصی دکترا گرفته فکر می کنه خبریه ، همش خودشو میگیره و ... در حالی که من ادمی دیدم دیپلم داشته سوادش از این بیشتره همه هم دوسش دارن اتفاقا درد مردم داره فقط محض پول نمیره که اگه کسی پول نداشت بگه من کار نمی گنم و ...)تقریبا 90 درصد مشکلات و اخبار و .... با عقل حل میشه و من همیشه به دانش اموزام گفتم که بزرگترین دارایی شما تو زندگی عقلتونه ، یا مثلا مود شده هر اتفاقی در سطح جهان رخ بده میگن کارخودشونه یا تقصیر ایرانه خب این نمونه ی بارز این مسئلست .

بعضا نمره و ... رو با خوندن و تست زدن و گاهی حفظ کردن به دست میارن (البته که خیلی اوقات علم حقیقی نیست )اما فکر کردن رو باید یاد بگیرن وگرنه بعد از چند نسل جامعه ای احمق از لحاظ فرهنگی و سیاسی داریم .همین الان هم در ایران در گیر همین موضوع هستیم چرا که دولت اصلاحات کلا دانشگاه های فرهنگیان رو به سمت نابودی برد و مسلما معلم بد انتظار دارین دانش اموز چطوری تربیت بشه ؟ برای همین نسل به نسل انسانهای ضعیف تری داریم نه فقط ایران بلگه در کل جهان .

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

این سوال شبیه سوال یک هست پس در ادامه ی همون جواب میدم .همچنین رفتار معلم در خارج از کلاس درس نمادی است بقیه ی معلمان جامعه یعنی اگر انسانی باشخصیت ،خوش تیپ،با سواد و .... در جامعه رویت شود و همه بدونن این شخص معلم است نا خداگاه احترام به معلم در جامعه افزایش می یابد و افراد بیشتری مشتاق به گرفتن این شغل هستند در نتیجه رقابت بیشتری ایجاد شده و معلمان بهتری وارد سیستم اموزشی می شوند در نتیجه دانش اموزان بهتری تربیت شده و در اخر پیشرفت کشور رقم می خورد .

در کلاس درس هم که مشخص است .تا ثیری که معلم روی دانش اموزانش دارد چه مثبت و چه منفی می تواند دیدگاه بچه ها نسبت به مسائل سیاسی ،دینی ،اعتقادی و ...را تغییر دهد که مثال هایش زیاد است و از قبل به چنتا اشاره کردیم .

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

بستگی به سن دانش اموزان و محیط و محل زندگی ، عقاید و .... دارد چرا که باید موضوعاتی انتخاب شود و از بعد های مختلف در کلاس بررسی شود تا یاد بگیرند تفکر انتقادی و خلاقانه را و باید بتوانند اظهار نظر کنند مثلا برای دانشگاه ها مباحث سیاسی بسیار مناسب هستند چرا که اکثریت غالب جوانند و این مباحث در ان سنین داغ است اما همان مسائل در ابتدایی اصلا نباید مطرح شوند چرا که مخاطب بچست و بیشتر افکار را منحرف می کند چون بچه نه اطلاعات کافی دارد و نه اهمیتی برایش دارد در ان سن .هرچه موضوعات بهتر انتخاب شوند و بیشتر بررسی شوند بهتر است .

درمسائل درسی هم مثل علوم و دینی می شود بچه هارا به چالش کشید و بهشون مهلت داد تا فکر کنند و نظراتشون رو بیان کنند مثلا بپرسیم به نظرتون چرا باید نماز بخونیم و ... .دقت شود بعد از ایجاد سوال باید پاسخ داده شود و رفع کامل شبهه رخ بدهد وگرنه نتیجه معکوس دارد .

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

من خلاصه می نویسم استاد چون زیاد میشه .ساحت تربیتی ، اعتقادی ، عبادی ، اخلاقی :1.خوش اخلاقی 2.نحوه گویش 3.مدیریت کلاس

باید رفتار خودم درست و احسن باشه تا در دانش اموزان اثر بگذاره پس باید خودم را از لحاظ اخلاقی و دینی تقویت کنم که این ها با تحقیق ، دوره های مختلف و .....قابل ارتقا هستند و مثال هایش هم فراوان است شامل هیئت ها ، کتابهای اخلاقی ، روزه ها و .....

2.ساحت اجتماعی سیاسی : 1.نحوه بحث کردن 2. سواد رسانه ای 3.جامعه شناسی

راجب این خیلی گفتم .معلم باید به روز باشد ، اخبار روز را بداند ، تغییر و تحولاتی که در اطرافش رخ میدهد را درک کند ، دعوت به مشارکت در مراسم ها ی کشوری کند مثل انتخابات و .. و در حد توان تبیین کند که چرا باید .............، برای این هم باید اخبار را از جند بعد بررسی کند حالا چگونه بینش سیاسی را افزایش دهیم ؟گوش دادن به تحلیل های گوناگون ، خود را جای دشمن فرض کردن ، مطالعه کتابهای تاریخی و سخنرانی ها ، همایش ها و .... حال میتوانیم به دانشجو ها انتقال دهیم که چگونه به اطلاعات درست دست یابند و گول رسانه هارو نخورند (سواد رسانه ای )

3.ساعت زیستی بدنی :1. جودو(رزمی ) 2.کشتی (این دیگه امیخته با فرهنگمان هم هست )

 معلم باید خوشتیب ، خوش فرم و ... باشد اگر دیگران را به ورزش دعوت می کند از این رو اطلاعات ورزشی باید بالاتر رود و همچنین باشگاه برم (درکل ورزش کنم ) تا هم سلامت بمانم هم رو فرم باشم .( از لحاظ روانشناسی این تاثیر روی دخترها بیشتر است که واضحه )

بعد سلامت روان هم داریم که اطلاعات زیادی ازش ندارم اما به احتمال با خواندن کتابهای مرتبطه و کمک گرفتن از متخصصین تو این مورد هم می شود خود را ارتقا داد مثلا حفظ ارامش یا صبر در بدترین شرایط کلاس نمونه ای از بعد روانی است .

4.ساحت زیبا شناختی و هنر : 1.نقاشی 2. خوشویسی

کاربردی هم هست گاهی مجبورم برای تفهیم درس داستانی یا تصویری رو روی تخته بکشم برای همین خوبه که نقاشیم خوب باشه .خوشنویسی هم که واضحه .معلمم و کارم با نوشتنه ، پای تخته یا نامه ای به والدین و .... که اگر خط خوب باشه وجهه ی خوبی به من میده ودیدگاه مثبتی نسبت به من در ذهن ایجاد می کند .

5.علمی- فناوری 1.کاربا هوش مصنوعی (ابزار های گوناگونی که به شدت کاربردی هستند برای پژوهش ، ارائه و.....) 2.پاورپوینت و .... این دسته بیشتر برای کنفرانس ها و تدریس به کار میره که با حرکات متن ها ، تصاویر ، فیلم و ...یادگیری در دانش اموزان به شدت افزایش میابد چرا که مخصوصا در زبان طبق تجربه شخصی گاهی بسیار سخت است توضیح کلمه ای و با یک تصویر یا پانتومیم ساده می توان راحت منظور را به درستی رساند.

بخش علمی هم که کاملا مشخص است و معلم باید اهل مطالعه باشد و علمش به روز باشد تا از پیشرفت باز نماند و هماهنگ با جهان پیش برود چرا که به مرور انها که محدود ماندند کنار گذاشته می شوند چون انسان بی نهایت طلب و کنجکاو است .

6.اقتصادی -حرفه ای :1.دانستن مفاهیم اقتصادی مثلا تورم چیه ؟، عواملش و ..... چرا که کمک می کند به درک بهتری از اتفاقات اطرافم پیدا کنم مثلا چرا فلان چیز در این بازه ی زمانی گران شد یا کمیاب شد ؟ و ...2.معلم در حرفه ی خود نیز باید به روز باشد مثلا تغییرات جهانی ، روش های جدید ، مسیر های مختلف تحصیلی و ....که در صورت نیاز اگر دانش امووزی دوست داشت که معلمش را الگو قرار دهد بتواند اورا راهنمایی کند .

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

1.فکر کردن (قبلا توضیح دادم .بزرگترین دارایی انسان عقل است و اگر استفاده نشه مال ، علم ،اخلاق ، فرهنگ و ... همه رو شخص از دست میده .) 2.امید وار بودن در هر شرایطی (احتیاج به توضیح زیادی نداره .امید خودش عامل حرکت انسانه اگر انسانی امید نداشته باشه هیچ کاری نمی کنه مثلا اگر من باور داشته باشم کارم هیچ تاثیری نداره اصلا چرا درس بدم ؟ یا مثلا رای میدیم چون امیدواریم نفراتی که ما انتخاب کردیم برای کشور یه سر و سامانی به کشور بدن و تاثیرشو تو زندگی ببینیم . 3.انسانیت (فارغ از هر دین یا حزبی همه ی ما انسانیم اینکه بعضا میبینیم افرادی میگم غزه به ما چه ربطی داره یا سر هواپیمای اوکراینی ناراحت میشن اما سر فاجعه تروریستی کرمان خوشحالن این نمونه بارز این مورد است .هیچ بویی از انسانیت نبردن صرفا چون مخالف ج.ا هستند همه چیز رو فدا می کنن .اموزش و پرورش باید انسانیت و وطن پرستی رو نهادینه کنه ) 4.وطن پرستی (وطن مثل ناموس ادم میمونه کسی که روی وطنش غیرت نداشته باشه این ملت سرزمینشو از دست میده چون مسلما ازش دفاع نمی کنه) 5.غیرت(از جمله غیرت دینی و احترام به پدر و مادر .اگر ارزش مادر در جامعه سقوط کنه که بعضا تو ایران شاهدیم فرزندان به درد نخوری تحویل جامعه میدن و همین فرزندان مادران ایندن و این چرخه همینطور بدتر میشه تا نابودی کامل فرهنگ در نهایت کشور (نمونه بارز این مسئله بالاشهر تهرانه که عملا قانون جنگله و هر کی ...... 6.صداقت و اعتماد (خیانت نکردن )این مورد کلی مثال داره و ما داریم میبینیم هر جای کشور اتفاقا یکی از دلایل سنگین برای ازدواج نکردن جوانها همینه .داخل کشوری که مهریه ابزار تیغ زنی بانوان شده و در یک روز 570 زن میرن مهریه اجرا میزارن در حالی که فلسفش چیز دیگه ای بود و داخل فضای مجازی به هم اموزش میدن این نوع دزدی هارو اثری از اعتماد نمونده .باید حس همدردی نهادینه بشه که بلایی که سر دیگران می خوان بیارن اگه سر خودشون بیاد چه حسی دارن و .... .

اعتماد معلم به دانش اموز هم کم شده به شخصه به نسل جدید کمتر میشه اعتماد کرد که از اثار تربیتی و بعضا سیاست های غلط اموزش و پرورش است .
ادامه در دیدگاه بعدی
دارای دیدگاه توسط (242 امتیاز)
ادامه : .

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

تمام موارد دارای اهمیت هستند اما اولویت من باارزش شناسی است چرا که ارزش های یک جامعه باید حفظ شوند ،جامعه ای که ایدوئولوژی ها ، فرهنگ ، دین ، اداب و رسوم و ..... خودش را از دست بدهد قطعا تضعیف می شود.

حجاب ، احترام به بزرگتر ، صداقت ، انصاف ، دفاع از مظلوم ، نظافت ،حیا و .... از ارزش ها هستند.

در معرفت شناسی و هستیی شناسی نا خوداگاه اگر ارزش ها درست باشند و منحرف نباشند به انها میرسیم اما اگر بقیه باشد و ارزش ها از بین بره کاری نمیشه کرد مثال :غیرت یک ارزش است حال جامعه ای را تصور کنید و غیرت را از ان حذف کنید ( که بعضا رسانه های خارجی فارسی زبان و همجنین فیلم های هالیوودی فضایی را ترویج می دهند که بچه می تواند در روی پدرش یا مادرش بایستد و در بعضی مواقع حتی به طور فیزیکی درگیر شود ) خب با این سناریو به مرور زمان چیزی از دین و معرفت و ... نمی ماند چون علنا دیگر هیچ چیز مقدس نیست حتی مادر، برای همین معتقدم ارزش ها باید پایدار بمانند و افراد جامعه ارزش های خود را به خوبی فرا گیرند تا به راحتی با دوتا شبهه و تهاجم فرهنگی از دست نرود .رواج دادن دین و معرفت و ..... اسان است و هرکسی می تواند اما حفظ ان سخت است .

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال به شدت کلی است و اصلا جواب مشخصی نمیشه داد . به انسان درس میدهیم نه چوب و درخت پس حال فرد ،مبحث درس ، علم فرد ، عقاید فرد ، چقدر مارا قبول دارد ، برونگرا یا درونگرا (ویژگی ها شخصیتی) و .... باید در تکنیک یا روش به کار گرفته شده مد نظر قرار بگیره .

به شخصه نسبت به هر کلاس و گاهی هر دانش اموز سعی می کنم روش را تغییر بدم و بهترین رو انتخاب کنم چرا که یک روش همه جا جواب نمی دهد و همینطور برای همه یادگیری یکسان نیست .چیزی که الان در جهان محبوب است این است که مخلوطی از همه ی روش های تدریس در جای مناسب استفاده شود چرا که معلم کمتر محدود می شود و دستش بازتر است و از طرفی همونطور که در بالا اشاره شد تمام درس ها را نمی توان با یک روش تدریس کرد از طرفی با عوض شدن بعضی فاکتور ها ، در تدریس ما باید تغییر ایجاد شود مثلا کلاس ما بزرگتر یا کوچکتر شد ؟،تعداد دانش اموزان تغییر کرد و ...

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

تغییر سیستم سنجش به نمره چرا که دانش اموزان به شدت ضعیفی در طی 10 سال گذشته به پایه های بالاتر رفتند و طبق اخرین اطلاعاتی که من دیدم معدل های کشوری پایین تر امده و متوسط حدود 10 است که به شدت بده .سیستم نمره دهی ما در دوران های قبل نمره ای بود نه توصیفی (خیلی خوب، خوب ، قابل قبول و....) به همین علت رقابت بیشتری بین دانش اموزان بود و نمره ها و نظرسنجی ها دقیق تر بودند که مسلما نمره گرفتن هم سخت تربود و بالاجبار بیشتر باید تلاش می کردند برای کسب نمره لازم .

جمع کردن بساط دانشگاه ازاد و مدارس غیرانتفاعی و خصوصی : در یک جمله ی کوتاه بخوتم توضیح بدم اینکه علنا در95 درصد این مدارس و ...شما پول پرداخت می کنین و 20یا مدرک بهتون میدن علنا شما مدرک رو خریداری کردین و بعضا این همه جوون بیکارتحصیل کرده که میگن اکثرا فارغ التحصیل همین دانشگاه ها هستند .

امتحان های مفهومی :امتحانات ماغالبا حفظیات شده است و بار کاربردی و مفهومی در زندگی ندارد .توضیح مثالش در نوشتار سخت است و خیلی طولانی البته واضحه ، از کتابهایمان مشخص است.

اضافه کردن بخش های مهارتی(پیگیری جدی تر ) : کامپیوتر ، اشپزی ، باغبانی ،هنر ، مکانیک ، گارگاه چوب ، سواد رسانه و .... این ها می توانند در مدارس باشند و نتایج مطلوبی هم به همراه خواهند داشت .

اضافه کردن بخش سیاسی-اقتصادی به دانشگاه ها : قبلا توضیحش را دادم . قرار دادن مکانی برای پیشنهادات و نظرات دانشجویان برای دولت و.....گاهی جوانان خلاق ما می توانند بهترین راه ها را در عین سادگی و در هزینه کم پیشنهاد دهند .چرا استفاده نکنیم

31 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (246 امتیاز)

به نام خدا
اینجانب علی نصیری معلم درس زبان انگلیسی هستم و قرار است در استان تهران به عنوان دبیر زبان انگلیسی مشغول به کار شوم، به علاقه ی فراوانی که شغل معلمی و زبان انگلیسی به طور همزمان داشتم وارد این کار شدم و چندین سال است در تلاشم علم خود را در این زمینه افزایش‌دهم، از ارتباط با دانش آموز گرفته تا مسائل دیگر.
از دیدگاه من، هر معلم باید فلسفه ای برای کار خود داشته باشد تا از چیستی، دلیل و هدف کار خود آگاه باشد!
برای مثال: معلمی چیست؟ هدف من از معلمی چیست؟ چرا معلم باید بتواند دانش آموزان را هدایت کند؟  چقد این موضوع اهمیت دارد؟ و غیره....
 

سوال ۱: نظر من به عنوان یک معلم فارغ از اینکه از گذشته تا به امروز این موضوع که، معلمی شغل انبیاست گفته میشود از نظر غیراسلامی نیز شغلی شرافتمندانه و بسیار انسانی است، کودکان و دانش آموزان آینده هر جامعه را رغم میزنند، حالا فرض کنید شغلی وجود دارد! شغلی که در آن نوع رفتار معلم با دانش آموز و شیوه برخورد او میتواند آینده زندگی یک نوجوان را تعیین کند، طبیعتا چنین کاری از ارزش زیادی برخوردار است!

هر انسانی برای بقای خود نیازمند هدفی مشخص برای خود در زندگی است و این هدف برای هر شخص متفاوت است، معلمی هدف زندگی من است، چه هدف و مسئولیتی بالاتر از اینکه سرنوشت یک نفر را بتوان تغییر داد؟ با یک "بله" بتوان رئیس جمهور یا طبیبی ساخت و با یک "خیر" بتوان "یک خلافکار" ساخت.
معلمی مسئولیتی به شدت سنگین و در عین حال زیبا و غرورآفرین است. چالش های زیاد، حقوق کم با بازدهی بالا. واقعا شغل عجیبی‌است.
 

سوال دوم: تمام مخلوقات از جمله انسان؛ و  محیط زندگی موجودات که جهان هستی است؛ تماما از وجود خداوند نشأت گرفته است!
پس بدیهی است که ارتباطی مهم و عمیقی در بین‌شان وجود دارد.
خداوند به عنوان خالق و حاکم هستی، جهان را به وجود آورده است و بشر را به عنوان ابزاری برای تجربه نبوت و خدمت به خدا
و دیگران در نظر گرفته است.
اعتقاد به ارتباط یکپارچه بین طبیعت، انسان و خداوند، در تربیت متربی می‌تواند به شکل‌گیری ارزش‌ها و بزرگداشت ارزشمندانه دنیا و همچنین نیاز به مسئولیت‌پذیری انسان در قبال محیط زیست و جوامع بشری کمک کند.

منظور از خدمت به دیگران انسان های دیگر و مخلوقات دیگر است و تمامی انسان ها برای آزمایش شدن بر روی زمین قرار دارند و در تمامی ادیان کمک به دیگر انسان ها؛ تلاش برای بقای زمین و محل زندگیمان مکررا سفارش شده است.
وظیفه ی من به عنوان معلم در این باب هدایت دانش آموز خود به انجام چنین کار هاست
در قدم اول، من به عنوان معلم باید دانش آموز را از وجود این ارتباط معنا دار آگاه کنم و مفهومات شناختی و خداشناسی مرتبط را به اندازه ی درک و فهم‌شان انتقال دهم
درقدم دوم برای خداشناسی باید دانش آموزانم را با مفاهیم و ارزش های دینی آشنا کنم.
در قدم سوم، گنجاندن حس مسئولیت پذیری در دانش آموزم! حسی که به متربی من القا کند که در قبال محیط زیست خویش و حفظ آن مسئول است.تمام مخلوقات از جمله انسان؛ و  محیط زندگی موجودات که جهان هستی است؛ تماما از وجود خداوند نشأت گرفته .

سوال سوم: من به عنوان معلم دوست دارم دانش آموزانم فارغ از یادگیری درس چطور زندگی کردن را یاد بگیرند.
اینکه چطور با دیگران ارتباط بگیرند چطور احساس خوشبختی داشته باشند چطور زندگی خوبی را در پیش بگیرند.
راز ماندگاری من به عنوان معلم در ذهن بچه ها سختگیری یا آسان‌گیری من در انجام دروس نیست‌ بلکه ارتباط درست برقرار کردن با دانش آموز است.
زمانی که متربی من سرکلاس درس حضور می‌یابد باید چیزهایی را یاد بگیرد که در درون خود حس نیاز به آن مطالب را حس کند در غیر این صورت به یادگیری مشتاق نخواهد شد و مشغول کارهای دیگر خواهد شد
از این رو، من باید بتوانم چنان تاثیری با رفتار و مطالب خود بر روی دانش آموزم بگذارم تا آن دانش آموزم به مطالب گفته شده عمل کند و آن را جزئی از سبک زندگی خود قرار دهد.
مسئله بعدی که دوست دارم دانش آموزانم به آن دست پیدا کنند مسئله کشف خلاقیت است!
اینکه هر کدام‌شان بدانند که در چه کاری خلاقیت دارند مسئله بسیار مهمی است و آینده ی آن ها را میسازد. من به عنوان معلم دوست دارم دانش آموزانم فارغ از یادگیری درس چطور زندگی کردن را یاد بگیرند.

سوال چهار: من به عنوان یه معلم باید الگویی مهم برای تمامی دانش آموزانم در کلاس درس باشم! این موضوع در خارج از کلاس درس نیز به همین شکل صورت میگیرد!
رفتار، عملکرد، طرز صحبت کردن و پوشش من نباید در بیرون از محیط آموزشی با داخل محیط آموزشی متفاوت باشد!
این دوگانگی و دورویی که من معلم انجام میدهم باعث ایجاد حس نا امنی، از دست رفتن اعتبار صحبت‌ها و تاثیر من بر روی دانش آموز میشود
من باید بتوانم به معنای واقعی کلمه به تمامی گفته های خویش در واقعیت عمل کنم و گفته های من شعار نباشند.
نکته ی بعدی، من باید در خارج از محیط آموزشی نیز در دسترس باشم! یعنی راه ارتباطی ای با دانش آموزان خود داشته باشم و ارتباط خود را به طور کلی بعد از ساعات کاری قطع نکنم، این در دسترس بودن من به طور همزمان هم تاثیر زیادی بر دانش آموز و هم قوت قلبی بر هویت آنان خواهد بود.

 

سوال پنجم: تفکر انتقادی و خردورزی از راه پیدا کردن راه حل مشکلات به شیوه ذهنی خود دانش آموزان من صورت میگیرد و اینکه تحمل و پذیرش خطا های خود را داشته باشند! برای رسیدن به چنین طرز فکری وظیفه من به عنوان یک معلم فعال کردن این تفکر انتقادی در دانش آموزان است،برای مثال وقتی درسی داده میشود و متربی من به مشکلی میخورد و یا مسئله ای را نمیتواند حل کنند به‌آنان زمان کافی بدهم تا خودشان با ذهن خودشان بتوانند مشکل را حل کنند! و نباید همیشه من به آنان جواب را بدهم.
نکته بعدی: تشویق دانش آموزان به پرسش سوالات متعدد است! من به عنوان معلم نباید از پرسیدن سوال و پویایی ذهن متربی خود جلوگیری کنم و با واکنش و بازخورد غلط او با از انجام این کار بازدارم.
پرسش سوال و حل مشکلات از طریق صحبت با دیگر دانش آموزان به پرورش تفکر انتقادی و خردورزی متربی من کمک چشمگیری میکند
پس همواره راه‌اندازی بحث های علمی متعدد مرتبط با درس، بین متربیان من بسیار مهم است.<!--/data/user/0/com.samsung.android.app.notes/files/clipdata/clipdata_bodytext_240116_170447_309.sdocx-->

دارای دیدگاه توسط (246 امتیاز)

سوال ۶: روش های مد نظر من معلم، برای داشتن متربی چند ساحتی به شرح زیر است:

1-ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:از دو مهارت درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه و مواجهه خردمندانه با تحولات اجتماعی و همچنین مشارکت جمعی موثر در حیات اجتماعی و سیاسی با رعایت اصول حق طلبی،حفظ کرامت و
عزت،ظلم ستیزی، و عدالت خواهی بهره می‌برم.
2-ساحت تربیتی اعتقادی،عبادی و اخلاقی:من مهارت های خودشناسی و دیگر شناسی برای پاسخگویی مسئولانه به نیازها و محدودیت ها با درک خود و دیگران
و همچنین از تلاش پیوسته برای حضور موثر و سازنده دین و اخلاق در تمام ابعاد فردی و اجتماعی را کسب می‌کنم.
۳-ساحت تربیت زیستی بدنی:علاقه دارم تا مهارت های تلاش پیوسته جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران و همچنین کوشش مداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط زیست و احترام به طبیعت را کسب کنم.
۴-ساحت تربیت زیباشناختی و هنری:مهارت های بهره گیری از تخیل خود در خلق آثار هنری با هدف حفظ و تعالی میراث هنری در سطح ملی و جهانی و همچنین زیبا سازی محیط زندگی و
پیراستن آن از انواع زشتی معنوی،اخلاقی و زیست محیطی

۵ساحت تربیت علمی و فناوری:به دو مهارت برنامه ریزی و اجرای آگاهانه فعالیتهای علمی پژوهشی برای دستیابی خود و جامعه به آینده مطلوب و همچنین شناخت و بهره­ گیری از نتایج تجارب
متراکم بشری در حوزۀ علم و فناوری بر اساس نظام معیار اسلامی علاقه دارم تا آنها را کسی کنم.

۶-ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای:علاقه دارم که مهارت های مراعات قوانین و احکام  معاملات و التزام به ارزش های اخلاقی و رعایت حق،عدالت و انصاف در روابط اقتصادی با دیگران و همچنین تدبیر امر معاش و زندگی اقتصادی با درک موقعیت اقتصادی خود و جامعه و تلاش برای بهبود پیوســته آن از طریق مشارکت ســازنده در فعالیتهای اقتصادی را کسب کنم.

من به عنوان معلم برای داشتن متربی چند ساحتی، باید از طریق روش های ذکر شده اقدام نمایم.

 

سوال هفت:
من به عنوان معلم تلاش میکنم متربی من ۱-درست کاری و شرافت در کار را از من یاد بگیرد برای مثال: من معلم با حقوق پایین خود به ناچار باید سر کنم و برای برطرف کردن این مشکل خود به انجام کارهایی مثل: برگذاری کلاس های کم اهمیت خصوصی برای کسب درآمد بیشتر و یا دریافت رشوه در عوض کسب نمره اقدام نکنم زیرا شرافت در کار را زیر سوال میبرد.

۲-من به عنوان معلم باید حس مسئولیت پذیری در قبال خود، خانواده و افراد جامعه را به دانش آموزم یاد بدهم! برای مثال: در هر شغلی حس مسئولیت پذیری از اصولی ترین پایه ها و اصل های آن شغل است! مهندسی که بر روی کشیدن نقشه ساختمان کمتر وقت اختصاص دهد تا سریعتر پروژه را تحویل دهد باعث خطرات جانی احتمالی میشود، حتی اگر نقشه بی نقص باشد ، اگر پیمانکار آن مکان از متریال مناسب استفاده نکند باز هم خطرات جانی احتمالی وجود دارد، در نتیجه مسئولیت پذیری هر فرد در حیطه خود اهمیت فراوانی دارد
۳-احترام به همدیگر؛ من به عنوان یک معلم نوع رفتار با دیگران را به متربی خود یاد خواهم داد و اینکار را از خود شروع خواهم کرد به صورتی که نوع رفتار من با خود دانش آموز باعث تاثیر من بر او شود. برای مثال: حین پاسخ دادن متربی خود به سوالات دانش آموزان دیگر سکوت را رعایت نمایند و به همکلاسی خود احترام بگذارند و خود من نیز به حرف های متربی خود توجه کنم و احترام را حفظ کنم زیرا احترام موضوعی همگانی است.

۴-تفکر انتقادی: ترغیب به تفکر انتقادی و بررسی مسائل از چند زاویه مختلف خواهم کرد. برای مثال، ممکن است دانش آموزان خود را دربرابر یک مسئله قرار دهم و آنها را تشویق کنم نظرات شخصی خود را توسعه دهند و ارائه نظرات با دلایل منطقی و دیدگاه های خود را برائت کنند.

۵-همدلی و مساعدت: به گفته ی پیامبر مسلمانان باید به هم در سختی ها کمک کنند! این موضوع در تدریس من هم نقش دارد من باید به متربی خود کمک کردن به دیگران را یاد بدهم برای مثال:
 

سوال هشت: اصلی که مد نظر من به عنوان معلم در باب هستی شناسی است؛ این است که تمام ماده و همة موجودات وابسـته به آن وجـود تدریجی و در زمان دارند و همواره در
حال شدن و دگرگونی و حرکت مداوم اند.
از این رو من به عنوان معلم وظیفه دارم یافته های کنونی در این بحث را به متربی خود اعلام و آنها را مطلع کنم که هرچیزی در این جهان در حال تغییر است، ما نیز باید در کار خود تغییر کنیم و از یک‌جا نشینی و نداشتن تحول و پیشرفت دوری کنیم انسان اشرف مخلوقات است و ما باید از خاص بودن خودمان بهترین استفاده را کنیم و مدام درحال پیشرفت باشیم.
۲ اصل بعدی که مد نظر من تحت عنوان انسان شناسی است این است که: انسان فطرتی الهی دارد که قابل فعلیت دادن شکوفایی یا فراموش شدن است
این اصل از انسان شناسی در تمام ابعاد زندگی نقش زیادی دارد! متربی من نباید از یاد خدا غافل شود و باید و باید سعی کند این ر
ارتباط و گرایش را با استمرار داشتن در کارهای روزمره و خداگونه خود حفظ کند‌
۳-اصل بعدی که مد نظر من تحت عنوان معرفت شناسی است این است که: انسان نسبت به شناخت هستی و درک موقعیت خود و دیگران در هستی توانایی دارد از این رو من به عنوان یک معلم باید این اصل معرفت شناسی را در وجود دانش آموز خود فعال کنم تا به پیرامون خود و جهانی غیر از جهان خود دید درست و نسبتا کاملی داشته باشد و همه ی اینها با سوق دادن متربی به سمت فراگیری قرآن و تفاسیر آن و داشتن تفکری انتقادی به کمک
ارتباط با دیگر هم سالان او تحقق میابد.

۴-اصل اخری که مد نظر من تحت عنوان ارزش شناسی است این است که اعتبار ارزش ها هم از طریق عقل و فطرت انسانی و هم مراجعه به نظام معیار دینی معلوم میگردد.
من به عنوان معلم باید چگونگی ارزش گذاری یک کار به دانش اموز خود یاد بدهم کار های ارزشمندی که به کار متربی می‌آید را برای او مشخص کنم، باید مشخص کنم اگر خواهان انجام کار و عملی است باید از ارزش آن کار چه از لحاظ جامعه چه از لحاظ دینی مطمئن باشد.
 

سوال ۹:
در حوزه تربیت و تدریس، یکی از تکنیک‌های تاثیرگذار برای من، ایجاد ارتباط نزدیک و سازنده با دانش‌آموزان  خودم است. برای این منظور، سعی می‌کنم به صداقت و احترام نسبت به دانش‌آموزانم پایبند باشم و با آن‌ها به عنوان همکاران ارتباط برقرار کنم. برقراری این ارتباط نه تنها به خود راهی برای فراهم کردن محیط یادگیری متقابل است، بلکه به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا محیط آموزشی را به عنوان یک فضای امن و محافظه‌کار تشخیص دهند.
برای تعریف یک محیط مدرسه یادگیری همه‌جانبه، من تنوع و جامعیت را راهبرد اصلی در نظر می‌گیرم. یک محیط یادگیری همه‌جانبه باید متنوع باشد و بر اساس احترام به تفاوت‌ها و شناخت نیازهای هر دانش‌آموز ساخته شود. باید فرصت‌های یادگیری اجتماعی، همکاری گروهی، تفکر انتقادی، تجربیات عملی و همچنین استفاده از فناوری در فرایند آموزش در نظر گرفته شوند. همچنین، هماهنگی بین محتواها و فعالیت‌های آموزشی با مسیر شخصیتی و محتوای زندگی واقعی دانش‌آموزان، مسئله‌ای حیاتی است.
در نهایت، ارزیابی منظم و سیستماتیک از عملکرد دانش‌آموزان و همچنین خودم، و به مشارکت فعال دانش‌آموزان در فرایند ارزیابی، برای رشد و پیشرفت مداوم اهمیت دارد. با ایجاد یک محیط بازخورد مثبت و سازنده، دانش‌آموزان می‌توانند از اشتباهات خود یاد بگیرند و بهبود یابند.

 

سوال ۱۰: من به عنوان یک معلم سعی میکنم در قدم اول:تبعیض بین دانش آموزان را که امروزه بسیار باب شده است را در کلاس خود حذف کنم زیرا هر دانش آموزی یک شخص است و دارای ابعاد مهم شخصیتی است، فارغ از ضریب هوشی بالا در یادگیری مطالب وظیفه من به عنوان معلم کمک به تمام دانش آموزان است
۲:حذف کتاب های بلا استقاده در تقویم اموزشی: من به عنوان معلم باید گلچینی از بهترین یافته های علمی را به متربی خود اموزش دهم! برای تحقق این امر من باید در انتخاب موضوع و برنامه درسی دقیق عمل کنم.
۳: حذف روش های سنتی و قدیمی تدریس: جهان امروز جهان تکنولوژی و ارتباطات است!من به عنوان معلم موظف هستم به روز باشم و از روش ها و متد های جدید درسی استفاده کنم تا متربی من به نهایت حد پیشرفت در جامعه امروزی برسد.
۴-ترک استناد به استاندارد های جهانی: همیشه نباید هم رنگ جماعت بود! گاهی اوقات متربی من مشکل بخصوص خود را دارد و این مشکل را نمیتوان با تکیه به استاندارد های جهانی رفع کرد. من به عنوان معلم باید دلسوزانه به مشکلات متربی خود بپردازم.
۵-مورد پنجم کم اهمیت ترین مورد بین چهار مورد قبلی ذکر شده است اما همچنان مهم است
حذف قوانینی مانند تراشیدن موی سر: من به عنوان یک معلم نباید کلاس خود را مانند یک پایگاه نظامی شکل بدهم! ایجاد حدود و خط قرمز ها کار درستی است اما زیاده روی در انجام هرکاری زیان آور است. من نباید با دانش آموز خود کاری بکنم که از خود و کلاس درس متنفر شود و هر روز استرس زیادی را محتمل شود.

نتیجه گیری:من با پیروی کردن از مطالب ذکر شده و فکر کردن و حل مسئله روی هر کدام آنان باعث شد در ناخودآگاه خود این آگاهی وجود داشته باشد‌. از طرف دیگر باعث جهت دادن به کار خودم و تغییر دیدگاهم به شغل معلمی و نحوه ی برخورد من با دانش آموز و چگونگی انتقال مفاهیم و محتوای آموزشی آنان شده، قطعا با وجود چنین دیدگاهی میتوان با چالش های مرتبط با موضوعات گفته شده مواجه شد و به علت پویایی پاسخ ها به چالش های دیگر هم رسیدگی کرد.<!--/data/user/0/com.samsung.android.app.notes/files/clipdata/clipdata_bodytext_240116_170532_406.sdocx-->

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (464 امتیاز)

بیانیه فلسفه تربیتی من
آریا طهماسبی بلوک‌آباد

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

من آریا طهماسبی بلوک‌آباد هستم. دانشجوی ورودی ۱۴۰۱ آموزش زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان، مرکز شهدای مکه و در آینده، حدوداً سه سال دیگر، در منطقه ۵ شهر تهران مشغول به تدریس زبان انگلیسی خواهم شد.

از نظر خودم، آدم صبوری هستم که اشتیاق زیادی به تدریس دارد. الان این حس را دارم. شاید بعد از چند سال تدریس نظرم عوض شود.

به نظر من، یک معلم نه تنها مسئولیت آموزش و پرورش دانش‌آموزان را بر عهده دارد، بلکه به عنوان یک الگو و راهنما نیز برای آن‌ها عمل می‌کند. از این رو، داشتن یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی بسیار حائز اهمیت است.

و اهمیت بیانیه فلسفه معلمی، در این است که بیانیه فلسفه معلمی به معلم کمک می‌کند تا ارتباط خود با دانش‌آموزان را بهبود بخشد. با داشتن یک بیانیه واضح از ارزش‌ها، باورها و اصول خود، معلم می‌تواند بهترین روش‌های آموزش و پرورش را برای هر دانش‌آموز در نظر بگیرد و به وضوح به آن‌ها نشان دهد که چگونه این ارزش‌ها در زندگی شخصی و تحصیلی آن‌ها تأثیرگذار است.

سوال اولشخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

معلم به عنوان یک فرد حیاتی در جامعه، تأثیر بسیار زیادی بر رشد و تربیت نسل‌های آینده دارد. نقش اصلی معلم در انتقال دانش و مهارت‌ها به دانش‌آموزان است. او نه تنها مسئولیت آموزش مباحث علمی را دارد بلکه باید مقداری از اخلاقیات، ارزش‌ها، و مهارت‌های زندگی را نیز به دانش‌آموزان منتقل کند.

جایگاه معلم در جامعه به عنوان سازنده اندیشه و تربیت‌دهنده فردی با اخلاق و ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی مهم است. او نه تنها در کلاس درس بلکه در فرآیند تربیت جوانان به عنوان شهروندان مسئول و متعهد به جامعه نقش دارد. همچنین، معلم با ایجاد ارتباط مثبت با دانش‌آموزان، محیط آموزشی را تحت تأثیر قرار داده و به رشد فردی و تحصیلی آنان کمک می‌کند.

به عنوان یک مشاور و راهنما، معلم مسئولیت فراگیری نیازهای فردی دانش‌آموزان را دارد و سعی می‌کند هر فرد را به شکلی مناسب تربیت کند. به عبارت دیگر، معلم نه تنها یک معلم علوم و دروس مختلف است بلکه یک مربی و راهنمای جوانان برای ورود به جامعه و مشارکت مؤثر در آن نیز محسوب می‌شود.

از نظر من، هدف اصلی معلم ایجاد یک جامعه‌ی فرهنگی تربیت شده و پویا است.

به عنوان مثال، در جریان تدریس زبان انگلیسی، معلم با استفاده از داستان‌ها، علاوه بر خود زبان انگلیسی، مفاهیم اخلاقی مانند دوستی، احترام به دیگران و مسئولیت‌پذیری را به دانش‌آموزان انتقال می‌دهد.

سوال دوم: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

خداوند به عنوان خالق جهان و همه مخلوقات توصیف می‌شود. جهان به عنوان اثر و خلقت الهی در نظر گرفته می‌شود که از محبت و حکمت خداوند به وجود آمده است. انسان، مانند آینه‌ای، انعکاسی ریز از خصوصیات و ویژگی‌های خداوند است که این در قرآن هم آمده.

در تربیت متربی، این اصول و ارتباطات معنادار می‌توانند به شکلی مثبت تأثیر گذار باشند. معلمان و مربیان می‌توانند اصول اخلاقی و معنویاتی مرتبط با این ارتباطات را در تربیت دانش‌آموزان و جوانان معطوف کنند.

تربیت متربی با توجه به این ارتباطات معنوی، به فراهم آوردن فرصت‌هایی برای توسعه دانش، آگاهی، اخلاق، و ارتباط معناپذیر با دیگران می‌پردازد. این اصول می‌توانند به فرآیند تربیتی افزوده شوند تا متربیان بتوانند نه تنها دانش‌آموزان را به عنوان افراد هوشمند و مطلع بلکه به عنوان افرادی با ارتباط معناپذیر با خداوند و جهان تربیت کنند. البته معلم فقط راه را نشان می‌دهد، اینکه تاثیر داشته باشد یا نه بستگی به خود دانش‌آموز دارد.

مثالی صرفا برای درک این مطلب: یک معلم زبان انگلیسی،  می‌تواند با اشاره به اجزای مختلف زبان مانند دستورزبان، ادبیات، گفتاری و نوشتاری، نشان دهد همانطور که برای تقویت زبان نیاز به این اجزاء دارد، انسان نیز برای رسیدن به هدف نهایی خود که رسیدن به خداوند و کمال در آخرت است، نیاز به ارتباط با خداوند و جهان دارد.

سوال سوم: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

اهدافی که دوست دارم دانش‌آموزانم به آن دست پیدا کنند:

1- تفکر انتقادی: دانش آموز من باید بتواند اول اطلاعات ناقصی که در مورد مسئله‌ای دارد را تا حد امکان کامل کند، سپس تحلیلی مناسب انجام دهد و در آخر به نتیجه گیری منطقی و مناسبی برسد.

2- تقویت مهارت‌های اجتماعی: باید بتواند با دیگران، چه آشنا چه ناآشنا، ارتباطی موثر و شفاف و روان برقرار کند و همچنین توانایی همکاری با دیگران را داشته باشد.

3- آشنایی با تاریخ کشور و جهان: باید اطلاعاتی کلی از تاریخ کشور خود و جهان داشته باشد و وقایع تاریخی مهم جهان را بداند.

4- اعتماد به نفس: باید به اعتماد به نفس بالایی برسد، جوری که ترس از معاشرت با دیگران نداشته باشد. همچنین باید بتواند عقیده های خود را بیان کند بدون اینکه ترسی از سرزنش شدن داشته باشد.

5- استقلال فکری: باید بتواند به مسائل مختلف از زوایای مختلف بنگرد  و در نهایت، به دیدگاهی برسد که برای خود اوست و از تقلید و کپی کردن از کسی به آن نرسیده است. هرچند می‌تواند از بقیه الهام بگیرد.

سوال چهارم: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

در کلاس درس:

طراحی و اجرای درس‌ها: طراحی درس‌هایی با رویکرد تعاملی و مشارکتی برای جلب توجه دانش‌آموزان و ایجاد امکانات یادگیری گسترده.

انگیزه‌بخشی: ایجاد احساس ارتباط و اهمیت دروس برای دانش‌آموزان تا انگیزه آن‌ها به حداکثر برسد.

تنوع در ارائه مطالب: استفاده از ابزارها و روش‌های متعدد در تدریس برای کاهش خشکی کلاس و اینکه هر دانش‌آموز به نحو مناسبی یاد بگیرد.

مدیریت کلاس: ایجاد محیط صمیمی و احترامی برای فراهم کردن فرصت‌های یادگیری.

خارج از کلاس درس:

مشاوره تحصیلی: فراهم کردن فرصت‌های مشاوره تحصیلی با دانش‌آموزان به‌منظور تعیین اهداف شخصی و حرفه‌ای و ارائه راهنمایی برای دستیابی به آن‌ها.

تشویق به مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی: تشویق کردن دانش‌آموزان لهشرکت در برنامه‌ها و رویدادهای فرهنگی و اجتماعی برای ارتقاء ارتباطات فردی و اجتماعی آن‌ها

توسعه مهارت‌های زندگی: آموزش مهارت‌های زندگی از جمله مدیریت زمان، حل مسائل، و ارتباطات بین فردی.

در کل، هدف من به‌عنوان یک معلم، ایجاد یک محیط آموزشی تحول‌آفرین و حمایت کننده است که دانش‌آموزان را برای زندگی موفق و مسئولانه در جامعه‌ای که پیش‌رو دارند آماده سازد.

سوال پنجم: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

استفاده از سوالات باز: سوالات بازی سوال‌هایی هستند که جواب آن‌ها «بله» یا «خیر» یا یک کلمه مشخص نیست و دانش‌آموزان باید با استفاده از اطلاعاتی که خود دارند به سوال‌ها پاسخ دهند. در ادامه، با وادار کردن دانش‌آموزان به تأمل در پاسخ دیگران و تحلیل آن‌ها، می‌توان کاربرد این سوال‌ها را افزایش داد.

انجام پروژه: تشویق دانش‌آموزان به انجام پروژه‌های تحقیقاتی که نیاز به جستجو، تحلیل اطلاعات و ارائه نتیجه است. با گروه بندی کردن دانش‌آموزان، تاثیر این روش بیشتر خواهد شد.

تحلیل اخبار: به نظر من، تحلیل اخبار یکی از قوی‌ترین روش‌های تقویت تفکر انتقادی نه فقط برای دانش‌آموزان، بلکه برای همه مردم است. به عنوان مثال، یک تیتر خبری را در کلاس ارائه می‌دهیم و از دانش‌آموزان می‌خواهیم که صحت آن را بررسی کنند. دانش‌آموز با تحقیق و تحلیل به درستی یا نادرستی آن تیتر می‌رسد. اخبار خارجی برای این روش مناسب‌تر هستند زیرا تغییر دادن یا حذف و اضافه اطلاعات در آن‌ها زیاد است مخصوصا در تیتر اخبار و در کلاس من که آموزش زبان انگلیسی است این روش بسیار کاربردی خواهد بود.
 

دارای دیدگاه توسط (464 امتیاز)

سوال ششم: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

1- ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی:

مهارت اول: ارتقای ابعاد معنوی وجودی خویش از طریق برقراری ارتباط با خداوند.

مهارت دوم: خودشناسی و دیگرشناسی

مثال برای تربیت دانش‌آموزانم: تدریس آموزه های قرآن برای بکارگیری آن در زندگی
 

2- ساحت تربیت اقتصادی و حرفهای

مهارت اول: درک و فهم مسائل اقتصادی پیچیده

مهارت دوم: مدیریت اقتصادی

مثال: ارائه مثال‌هایی از ورشکست شدن افراد و شرکت‌ها به دانش‌آموزان برای فهم و درک اهمیت مدیریت اقتصادی.
 

3- ساحت تربیت علمی و فناوری:

مهارت اول: برنامهریزی فعالیت‌‌های علمی پژوهشی برای دستیابی به آینده مطلوب

مهارت دوم: بهرهگیری از نتایج تجارب متراکم بشری در حوزه علم و فناوری

مثال: تدریس کلی از چگونه گفت‌وگو کردن به زبان‌ انگلیسی که شاید در آینده به کار آید.
 

4- ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی

مهارت اول: درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی و مواجه شدن خردمندانه با تحولات اجتماعی و سیاسی

مهارت دوم: آمادگی جهت تشکیل خانواده و حفظ و تداوم آن

مثال: با شناخت تغییرات محیط طبیعی و اجتماعی در گذر زمان، تأثیر آن را در زندگی خود تبیین کنند تا در آینده با چالش‌های جامعه بهتر روبرو شوند.
 

5- ساحت تربیت زیستی و بدنی

مهارت اول: دانستن روش‌های حفاظت از محیط‌زیست.

مهارت دوم: دانستن روش‌های ارتقای سلامت و بهداشت فردی

مثال: یاد دادن ورزش‌های نرمشی برای سلامت بدن و مخصوصا کمر که شایع‌ترین درد مزمن در جهان است.
 

6- ساحت تربیت زیبایی‌شناختی و هنری

مهارت اول: درک معنای پدیدهها و هدف رویدادهای طبیعت

مهارت دوم: بهره گیری از قدرت تخیل خود در خلق آثار هنری

مثال: تدریس خوشنویسی انگلیسی یا همان کرسیو نوشتن

سوال هفتم: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

۱- امانت‌داری: با تعریف کردن احادیثی از امامان که در مورد امانت‌داری صحبت می‌کنند، به دانش‌آموزانم یاد می‌دهم که امانت‌دار باشند.

۲- همدلی: با خواندن داستان در کلاس، دانش‌آموزان را وادار می‌کنم تا در مورد احساسات شخصیت‌ها تأمل کنند و سعی در درک آن کنند.

۳- پذیرش تفاوت‌ها: با تعریف زندگینامه افراد موفقی که از نظر جامعه با دیگران «تفاوت» داشتند (مثلاً فلج بودن یا رنگ پوست متفاوت) به دانش‌آموزانم یاد می‌دهم که همه در باطن یکسان هستند.

۴- مسئولیت پذیری: تعریف کردن زندگینامه افرادی که بدون اینکه افراد یا جامعه را مقصر مشکلاتشان بدانند و ناله کنند، مسئولیت زندگی خود را در دستانشان گرفتند و به موفقیت‌های بزرگ رسیدند.

۵- اعتماد به نفس: با آرام آرام تشویق کردن دانش‌آموزان به انجام کار‌هایی که از آن‌ها ترس دارند، مانند دست بالا بردن و جواب دادن به سوالات کلاسی، اعتماد به نفس دانش‌آموزانم را افزایش می‌دهم. در این مثال حتی اگر دانش‌آموز پاسخ اشتباه داد، باز هم او را تشویق می‌کنم تا دفعه بعد هم از دست بالا بردن و جواب دادن به سوالات نترسد.

سوال هشتم: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

مبانی هستی شناسی: خداوند خیر بنیادین هستی است و تمام موجودات جهان هستی از هدایت الهی برخوردارند.

با درک مفهوم این، به دانش‌آموزانم یاد می‌دهم که هیچ موقع ناامید نشوند و در سخت‌ترین شرایط هم به خداوند و کمک او ایمان داشته باشند که این فرق بین یک فرد شکست خورده و یک فرد خستگی‌ناپذیر است.

 

مبانی انسان شناسی: همه انسان‌ها بر حسب آفرینش برابرند و از حقوق و تکالیف عادلانه برخوردارند.

با تکیه بر این اصل، با تک تک شاگردانم یکسان برخورد خواهم کرد و اجازه نخواهم داد حتی یکی از آن‌ها احساس کند که در قبال او ناعدالتی شده و حق او خورده شده. از آن‌جا که معلم الگوی شاگردانش است، دانش‌آموزانم نیز به صورت غیرمستقیم یاد می‌گیرند که همه افراد با هم برابر هستند و حقوق یکسان دارند.

 

مبانی معرفت شناسی: شناخت آدمی با موانع و محدودیت‌هایی همراه است.

می‌دانم که انسان محدودیت‌هایی دارد  و هرچقدر هم بخواهد و تلاش کند، باز قابلیت رسیدن به بعضی چیزها را ندارد. مثلا من نمیتوانم جوری درس بدهم که تک تک دانش‌آموزانم یکسان زبان انگلیسی را یاد بگیرند. در کنار اعتماد به نفس و عزت نفس داشتن، انسان باید حد قابلیت‌های خود را نیز بداند.

 

مبانی ارزش شناسی: زیبایی و هنر از نمودهای تعالی بخش حیات بشری و یکی از تمایلات فطری انسان است.

سعی می‌کنم در کنار تدریس، یک هنر را نیز دنبال کنم مانند خوشنویسی و دانش‌آموزانم را نیز تشویق به این کار می‌کنم زیرا هنر به زندگی زیبایی می‌بخشد، هم ظاهری هم باطنی.

سوال نهم: مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

از نظر من، مهمترین تکنیک‌، استفاده از روش‌های تعاملی و مشارکتی است. این شامل فعالیت‌های گروهی، بحث‌ها و ارائه‌های گروهی می‌شود که دانش‌آموزان را در فرآیند یادگیری فعال می‌کند و باعث مشارکت فعال آنها در کلاس می‌شود.

همچنین، برای ارتقاء مهارت‌های فردی دانش‌آموزان، به توسعه مهارت حل مسئله، تفکر انتقادی و همکاری گروهی آن‌ها خواهم پرداخت که باعث می‌شود دانش‌آموزان بهترین آمادگی را برای چالش‌هایی که در زندگی و جامعه با آن‌ها روبرو خواهند شد را بدست می‌آورند.

برای ایجاد محیط یادگیری همه جانبه در مدرسه، به این موارد توجه خواهم کرد:

تنوع در ارائه محتوا: از روش‌ها و ابزارهای مختلف و منابع متنوع برای انتقال اطلاعات و مفاهیم استفاده خواهم کرد. مانند استفاده از تصاویر، فیلم و کتاب‌ها و جزوات مختلف.

محیط فیزیکی مناسب: فضای آموزشی را به گونه‌ای تنظیم خواهم کرد که انگیزه و انگیزش دانش‌آموزان را افزایش دهد. استفاده از رنگ‌های مناسب و تجهیزات آموزشی مدرن، تاثیر مثبتی روی دانش‌آموزان خواهد داشت.

توجه به نیازهای فردی: دانش‌آموزان تفاوت‌های فردی دارند. تلاش خواهم کرد تا به نیازها و استعدادهای هر دانش‌آموز پاسخ دهم و ایجاد یک محیط شخصی‌سازی شده را فراهم کنم. مثلا، به دانش‌آموزی که سطح زبان قوی‌تری نسبت به کلاس و منبع تدریس دارد، منابع سخت‌تری معرفی خواهم کرد تا او نیز مانند بقیه پیشرفت کند و در کلاس فقط یک بیننده نباشد.

همکاری با والدین: با تعامل مثبت با والدین و تشویق آنها به مشارکت در فرآیند یادگیری فرزندان در خانه، مانند کمک کردن در تکالیف آنها، محیط آموزشی را تقویت خواهم کرد.

دارای دیدگاه توسط (464 امتیاز)

سوال دهم: شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

۱- ترس از استفاده از فناوری در آموزش: بسیاری از معلمان، بسیار مخالف استفاده از فناوری برای تدریس هستند و معتقدند تدریس فقط باید در کلاس درسی انجام گیرد. من با ضبط کردن فیلم‌های آموزشی و برگزاری کلاس های رفع اشکال آنلاین، تدریس خود را ارتقا می‌دهم.

۲- استفاده از منابع متنوع: مانند مورد اول، بسیاری از معلمان فقط به همان کتاب درسی اکتفا می‌کنند که این کار برای دانش‌آموزان مخصوصا دانش‌آموزان امروزی بسیار کسل کننده است. من با استفاده از منابع گوناگون مانند کتاب‌های داستان، باعث درک و پیشرفت بهتر دانش‌آموزانم خواهم شد.

۳- تقویت مهارت‌های فردی: از معلم زبان انگلیسی اصلا انتظار نمی‌رود که به جز تدریس زبان، کار دیگری در کلاس انجام دهد. اما من، به تقویت مهارت‌های فردی دانش‌آموزانم مانند اعتماد به نفس و فن بیان اهمیت خواهم داد.

۴- در نظر گرفتن تفاوت‌های فردی: دانش‌آموزان با یکدیگر بسیار متفاوت هستند و هرکدام استعدادها و توانایی‌های مشخصی دارند. مثلا به دانش‌آموزی که سطح انگلیسی او به مراتب بهتر از بقیه است و کتاب درسی ساده برای او کافی نیست، منابع پیشرفته تری معرفی خواهم کرد تا وقت او در کلاس بدون هیچ پیشرفتی تلف نشود.

۵- کم نکردن نمره به دلیل غیبت: بسیار در مدرسه و حتی دانشگاه دیده‌ام که معلمان به دلیل غیبت دانشجو، نمره کم می‌کنند. به نظر من، این کار بسیار غلطی است. با این کار، تلاش نهایی دانش‌آموز بیهوده می‌شود زیرا قسمتی از نمره‌اش اصلا به تلاشی که برای امتحان کرده ربطی ندارد. من این کار را هرگز نخواهم کرد.

نتیجه‌گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

اگر بخواهم خلاصه‌ای بگویم، با تکیه بر روش‌ها و اصولی که در بالا توضیح داده‌ام و همچنین سند تحول بنیادین، همواره در طول تدریس زبان انگلیسی، تلاش خواهم کرد تا دانش‌آموزانم به بهترین روشی که در حد توان من است، آموزش ببینند و همچنین در کنار آموزش زبان، مهارت‌های فردی و اجتماعی کاربردی را به آن‌ها یاد خواهم داد تا در آینده بتوانند از چالش‌هایی که در آینده با آن‌ها روبرو خواهند شد، به راحتی عبور کنند و روی پای خود به محکمی بایستند. در واقع، طوری معلمی خواهم کرد که به خودم افتخار کنم که معلم هستم و بگویم که دوست داشتم در دوران تحصیلم، معلمی مانند خود داشتم. این نوشته‌ها را نیز جایی ذخیره خواهم کرد تا سال ها بعد هر وقت از شغل خود خسته و ناامید شدم، یکبار این نوشته را بخوانم و برای پایبند بودن به افکار خودم که در این سن داشته‌ام بکوشم و بهترین معلمی که می‌توانم، باشم.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (112 امتیاز)
به نام خداوند

مقدمه : بنده عماد محمدی دانشجو معلم رشته ی آموزش زبان انگلیسی هستم و در‌تهران ( منطقه ی چهاردانگه ) به خدمت مشغول خواهم شد . اگر از ویژگی های بنده بپرسید ، ادمی با پشتکار ، هدفمند و توانا در حوضه ی روابط اجتماعی هستم . در دوران راهنمایی و دبیرستان در مدرسه ی تیزهوشان تحصیل کردم و چون در خانواده ای فرهنگی ( شامل پدر و مادر فرهنگی ) بزرگ شده ام با فضای آموزش و پرورش اشنایی هایی دارم .

از نظر من داشتن یک بیانیه فلسفه علمی‌ موفق موجب میشود مربی با نقطه ی‌ شروع و اهداف آموزشی اشنا شود و این مسیر پر‌ پیچ و خم نقطه ی شروع تا اهداف برایش عیان باشد و  معلم از‌جایگاه خود در جامعه و از هدف شغل خود اگاه شود .

سوال یک : معلم از قدیم الایام جزو تاثیر گزار ترین بخش های یک جامعه بوده زیرا این معلم ها هستند که یک جامعه را میسازند و همه ی افراد نظیر پزشک ، مهندس ، فضا نورد و حتی خود معلم نیز توسط معلم و جامعه ی آموزشی پرورش پیدا میکنند . بر  جایگاه معلم توسط الگوی ما یعنی حضرت امیرالمومنین (ع) نیز تاکید شده است ( هرکس کلامی به من آموخت مرا بنده ی خودش ساخت ) . نقش معلم در‌جامعه بجز تعلیم و تربیت ، یک الگوی اخلاقی نیز هست یعنی دانش آموز سعی میکند مانند معلم خود باشد و او را الگوی‌خود قرار میدهد لزا نقش معلم به عنوان الگو نیز باید مورد تفکر قرار گیرد . در جوامع جهان اولی ( مثل ژاپن ) معلم دارای جایگاه اجتماعی بالا تری از پزشک و مهندس و دیگر شغل ها دارد و حساسیت روی رفاه قشر معلم خیلی زیاد است اما اکنون در کشور من شرایط اقتصادی به گونه ای است که معلم ها جزو قشر متوسط رو به پایین به حساب میایند زیرا با حقوق کم مجبور به داشتن شغل دومی در کنار معلمی خود هستند و این باعث شده تمرکز کافی روی کار واقعی خود نداشته باشند .‌

سوال دو : ارتباط بین خداوند و جهان و هستی به صورت خالق و مخلوق است و ذات همه ی مخلوقات ایه ها و نشانه های خداوند . اما ربط این موضوع به تعلیم و تربیت ، همانطور که با نگاه کردن به مخلوقات میتوان به خصوصیات خالق نظیر حکمت و با برنامگی و ... پی برد با نگاه کردن به متربی میتوان به خصوصیات مربی پی برد اما چگونه ؟ اگر بخواهم با زبان ساده تری بگوییم حاصل اعمال مربی در اخلاق و رفتار و دانش‌ و کردار متربی پدیدار خواهد شد . این تربیت از مدرسه شروع نشده بلکه از بدو تولد اغاز میشود . اگر بخواهم برای این مورد یک مثال بزنم اینگونه است که روزی در خیابان دیدم کودکی زباله ی خوراکیش را روی زمین رها میکند ، اولین چیزی که در ذهنم پدیدار خواهد شد این است که خانواده ی این بچه به او یاد نداده اند که زباله اش را در سطل زباله بریزد پس در نتیجه ما با تماشای متربی مربی را خواهیم شناخت . در واقع متربی مثل یک خمیر بی شکل است که مربی با اهداف هم مسیر دین و انسانیت به آن شکل میدهد .

سوال سه : موضوعات زیادی هستند که دوست دارم دانش آموزانم یاد بگیرند . اول از همه در اولویتم اخلاق است . از نظر شخصی خودم اگر بتوانم پودمان های اخلاقی مثبت مثل راستگویی ، حقیقت طلبی ، شجاعت ، بخشش ،   مهربانی و ... به دانش آموزم بیاموزم حجت خود را کامل کرده ام و دانش اموزی که از نظر درس های اکادمیک ضعیف ولی با اخلاق است را به دانش اموزی که از نظر درسی قوی ولی بی اخلاق است ترجیح میدهم .

قطعا هر معلمی از پیشرفت دانش اموز خود در زمینه تحصیلی و علمی لذت میبرد پس یکی از اهداف هم پیشرفت دانش اموزان در زمینه ی‌ تحصیلی است .

هدف دیگری که دوست دارم دانش اموزانم به ان دست پیدا کنند توانایی استفاده از خلاقیت و شکوفایی استعداد های انهاست .

هدف نهایی من پرورش توانایی حل مسئله در‌ دانش آموزان است به طوری که آموزه های مربی در کلاس و مدرسه که در‌واقع یک جامعه کوچک است در زندگی دانش اموز در جامعه ی بزرگ تر زندگی مورد استفاده قرار گیرد

سوال چهار : به نظر من میزان اثر بخشی یک معلم را میتوان در قدرت تاثیر گذاری در‌ دانش آموز دید یعنی معلم اثر بخش معلمی است که توانایی اثر‌گذاری عمیق روی طرز تفکر و دیدگاه دانش اموز را دارا باشد . معلم اثر‌ بخش در کلاس درس معلمی است که دانش آموزان به او علاقه مند هستند و از روی علاقه در‌کلاس درس حاضر میشوند نه از روی اجبار ، اگر معلم اثر بخش حتی حضور و غیابی در‌کلاس انجام ندهد باز‌ دانش آموزان در‌کلاس حضور پیدا کنند . این تاثیر گزاری زمانی رخ میدهد که رابطه ی بین معلم و دانش اموز به صورت دوستانه و صمیمی باشد و دانش‌اموز با معلم خود راحت باشد و دانش اموز به اموخته های معلم اعتماد کامل داشته باشد یعنی دانش‌اموز معلم خود را از‌ نظر اخلاقی و رفتاری و علمی کامل بداند چه در مدرسه و چه در خارج از‌ مدرسه .

سوال پنج : برای این موضوع به نظرم معلم دانش‌ آموز را به خردورزی دعوت کند یعنی بخواهد تا به او داده شود . اما این امر چگونه امکان پذیر است ؟ معلم با اینجاد فضایی امن همراه با آزادی بیان دانش آموز خود را به صحبت کردن دعوت میکند تا دانش آموزان با دیدگاه های مختلف یکدیگر اشنا شوند ، فراموش‌ نشود این فضا باید به دور از قضاوت باشد و دانش اموز از قضاوت شدن نترسد . معلم با طرح سوال های درست همراه با تشویق های انگیزه دهنده دانش‌اموز را تشویق به اندیشه ورزی و نکته بینی میکند و از ایده های خود دانش‌آموزان حتی به غلط بیشتر‌‌ طرفداری میکند تا ایده های کپی‌شده از‌اینترنت . سوالات طرح شده وقت محدودی ندارند بلکه در خانه هم میتوانند به سوالات فکر کنند و پاسخ خود را باهم به اشتراک بگذراند نظراتشان را راجع به نظرات یکدیگر بیان کنند و نتیجه گیری کنند . این مباحثه به انها توانایی تفکر خارج از‌‌ باکس ( think out of box ) با دیدگاه های مختلف و جدید میدهد و به انها می آموزد که میتوانند به یک موضوع با دیدگاه های مختف نگاه و تفسیر کنند .

سوال شش : ساحت اعتقادی : مهارت اول تکمیل اطلاعات اعتقادی خودم است چون دانش اموز بنده را اسوه ی خود قرار داده و در‌صورتی دیدن ضعف در‌مسائل اعتقادی اعتماد خودش را به معلم از دست میدهد . مهارت دوم روخوانی قران است که هر جلسه را با بیان ایه ای مربوط به موضوع آن جلسه شروع خواهم کرد .

ساحت اخلاقی : با پرورش تفکر انتقادی و خلاق در خودم تلاش در توسعه ی‌ارزش ها خواهم داشت .

ساحت زیستی و بدنی : برگزاری و شرکت در‌اردو های سالم مثل کوه نوردی و تکمیل اطلاعات دانش‌اموزان در ضمینه ی بهداشت فردی . ( چون خودم شخصا ورزش را دوست دارم ) در‌زنگ تفریح با دانش اموزان فوتبال و والیبال بازی خواهم کرد .

ساحت علمی و فناوری : با درخواست از‌دانش اموزان برای کنفرانس انهارا به یادگیری برنامه های تولید محتوا مثل پاورپوینت مجاب کرده و دانش اموزان خود را به روز نگهمیدارم .

هنری زیبایی شناختی : از‌دانش اموزان میخواهم تا موضوعات درسی را بدون متن و فقط با نقاشی بیان کرده و در‌اخر کلاس باهم به یک موسیقی انگیسی گوش‌دادن و ان را ترجمه و تحلیل میکنیم .

سیاسی اجتماعی : انسان موجودی اجتماعی است پس سیاسی گری از بدیهیات این موجود متفکر است یک معلم نیاز به اطلاعات کامل درباره ی سیاست های کشورش دارد

سوال هفت : راستگویی : مهم ترین عامل ایجاد اعتماد بین معلم و دانش اموز است. حقیقت طلبی بدون جبهه : دانش آموز باید بدون دخالت دادن افکار و دیدگاه های قبلی‌راجع به یک موضوع تفکر کند و آنرا تحلیل کند

عدالت طلبی : اگر عدالت در کلاس رعایت نشود نتایج ان به جامعه رسوخ میکند پس با همه ی دانش اموزان بدون تبعیض رفتار شده و برای معلم همه باهم در‌یک جایگاه قرار دارند

مهربانی و بخشش : این زندگی بر اساس عشق و نیکی میگزد دانش اموزان نیز از معلم خود باید بخشش را بیاموزند این در‌صورتی‌ رخ میدهد که معلم کاملا توانایی کنترل خشم خود را داشته باشد وقتی‌ معلم اثر‌گزار به دانش‌اموز خود بخشش را بیاموزد دانش اموز زمانی‌که قدرت انتقام از‌کسی را نیز داشته باشد ان را میبخشد .

عواقب سنجی : یعنی‌دانش آموز بداند که هر کاری عواقب خود را دارد و قبل از عمل به کاری به عواقب ان بیاندیشد و عاقلانه و با دید باز ان کار را انجام دهد

سوال هشت : برای هستی شناسی خدا محوری ( یادمه معلمی داشتم که هر جلسه بالای تخته ذکری متفاوت مینوشت برای مثال و هو رزاق . و هو حکیم و ... )  برای انسان شناسی حضور عقل و اندیشه در‌عمل ( هر عملی با تعقل و اندیشه و با در نظر گرفتن اصل اول یعنی خدا محوری به صورت صحیح انجام شود ) برای معرفت شناسی منطق ( معیاری ثابت با حقایقی مطلق ) و برای ارزش‌ شناسی نبودن تبعیض بین دانش اموزان حتی با دین و نژاد های مختلف نشان دهنده ی ارزش انسان بودن است .

سوال نه : بهترین تکنیک من استفاده از خلاقیت و بازی محوری درس است که موجب این خواهد شد که دانش اموز هم سرگرم شود هم هورمون های شادی ( سرتونین و دوپامین ) ترشح کند که نتیجه ی‌ ایجاد انگیزه ی قوی و حوصله سر بر نبودن کلاس خواهد شد . در‌صورت حضور این دو هورمون در مغز‌ یادگیری به صورت عمیق تری‌ و به وسیله ی تجربه کردن رخ میدهد . مدرسه محیطی برای یادگیری همه جانبه است زیرا دانش اموزان در مدرسه فقط به تحصیل نمیپردازند بلکه درحال زندگی کردن در مدرسه هستند یعنی در مدرسه با تجربه های و دیدگاه های جدید رو برو میشوند . مدرسه در واقع یک جامعه ی کوچک و مثالی برای امادگی دانش اموزان برای مواجهه با جامعه ی بزرگ است که اموزه های نه تنها درسی‌بلکه اخلاقی رفتاری و حتی تجربی در اختیار انها میگذارد . دانش اموزان در مدرسه با نظم و کار گروهی نیز اشنایی پیدا خواهند کرد

سوال ده : اولین چیزی که تغییر در ان ایجاد خواهم کرد تغییر روند ارزشیابی از مطالب حفظی و تمرکز روی یادگیری مطالب و حضور آن مطالب در حافظه ی بلند مدت .

دومین تغییر در تغذیه و روحیه دانش آموزان است با تغییر فضای مدرسه تغییر موجودی بوفه ی مدرسه و جایگزین کردن میوه و تغذیه مفید با تنقلات .

سومین چیزی که تغییر میدم استفاده عمیق تر از هوش مصنوعی و تکنولوزی در راستای اهداف آموزشی و به روز نگهداشتن دانش اموزان و کادر مدرسه است .

چهارمین تغییر استفاده از موسیقی در جهت آموزش

تغییر اخر . بازنگری در متون درسی وحذف مطالب اضافی که هیچ فایده ای در زندگید دانش اموز ندارد و جایگزین کردن مطالبی که موجب کسب اطلاعات و تجربه راجع به جامعه باشد.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (134 امتیاز)
ویرایش شده توسط
به نام خدا
مهران رفیعی هستم دانشجوی ترم آخر رشته زبان و ادبیات فارسی ساکن تهران و محل خدمت بنده یکی از مدارس منطقه ۱۸ است

یکی از ویژگی های خوب من داشتن وجدان کاری است و سعی میکنم به بهترین شکل از زمان کلاسم برای تدریس خوب و روشمند استفاده کنم
ج سوال ۱: معلمان نقش بسیار مهمی در جامعه دارند. آن‌ها را می‌توان پلی مهم بین کودکان و دانش و همچنین فرهنگ و علم دانست. معلمان به عنوان راهنماها و الگوهای شناخته شده داخل یک جامعه، به کودکان کمک می‌کنند تا مهارت‌ها، دانش و انگیزه لازم برای تحقق دستاوردهایشان را پیدا کنند. نقش معلم در شکل‌دادن به هویت فردی و اجتماعی کودکان نیز حائز اهمیت است. همچنین، آن‌ها دارای تاثیر قابل توجهی در تقویت اعتماد به نفس و ایجاد خودشناسی سالم در دانش‌آموزان هستند. در نتیجه، می‌توان گفت که معلمان عاملی اساسی در توسعه جوامع هستند و نقش بسیار پررنگی در پیشبرد هر جامعه پویا و پیشرفته ایفا می‌کنند

جایگاه معلم به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تربیت و آموزش در جامعه فراتر از یک حرفه است. معلمان نه تنها دانش و فنون آموزشی را به دانش‌آموزان ارائه می‌دهند، بلکه نقش اجتماعی، معنوی و روانی مهمی در رشد و توسعه فردی هر فرد در جامعه دارند. هدف اصلی یک معلم، راهنمایی و پرورش نسل جوانان است تا آن‌ها را به شهروندانی مسئول، انسان‌دوست و با ارزش قابل احترامی تبدیل کند.

معلمان می‌توانند الگوهای نقش برای دانش‌آموزان باشند و نه تنها به آن‌ها مهارت‌های آکادمیک و تخصصی را یاد بدهند، بلکه به دانش‌آموزان کمک می‌کنند که خودبهبودی پیدا کنند، مهارت‌های زندگی را یاد بگیرند و به روابط انسانی خوبی دست پیدا کنند. علاوه بر این، معلمان می‌توانند تمرکز و توجه اجتماعی را در دانش‌آموزان تقویت کنند و آن‌ها را به مسئولیت‌پذیری، احترام به همدیگر و حل مشکلات متمرکز بر دستاوردهای مشترک هدایت کنند.

بنابراین، معلمان به طور فعال در پیوند ساختاری اجتماعی نقش بازی می‌کنند و ارزش قابل توجهی برای جامعه دارند. آن‌ها از این نظر ارزشمندند که برای دستیابی به باورها، ارزش‌ها و عملکردهای مثبت در جامعه و جامعه جهانی کمک می‌کنند. این همه نشان می‌دهد که جایگاه معلم و نقش آن در جامعه بسیار مهم و مورد احترام است

ج سوال۲:   ارتباط ما با خداوند، جهان و انسان یک موضوع بسیار پیچیده است. همه این ارتباطات در بسیاری از روایات و فلسفه‌ها مورد تبیین قرار گرفته‌اند. به طور کلی، بسیاری از افراد باور دارند که خداوند سازنده و خالق هستی است و جهان محصول اراده و قدرت اوست. انسان نیز به عنوان اثری از خلاقیت خداوند در جهان حضور دارد.

در تربیت متربی، استفاده از این ارتباطات بسیار مفید است. ارتباط با خداوند و انسان باعث می شود که متربیان احساس تعلق و فهم بیشتری نسبت به جهان و دیگران کنند. این فهم و تجربه می تواند به آنها کمک کند تا ارزش ها، مسئولیت ها و عملکردهای اخلاقی را با دقت بیشتری در نظر بگیرند.علاوه بر این، این ارتباطات می توانند به متربیان در یافتن جوانب خلاق تربیت خود کمک کنند. آگاهی از توجه خداوند به جزئیات کوچک و بزرگ از جهان، به متربیان این امکان را می دهد که به مشکلات و مسائل با چشم بیشتری نگاه کنند و راه حل های خارق العاده بیابند.

به طور خلاصه، ارتباط با خداوند، جهان و انسان می تواند در تربیت متربی بسیار مفید و سودآور باشد تا آنها از انعکاس این ارتباطات در زندگی روزمره و تعاملاتشان با دیگران بهره‌برداری کنند

ج سوال ۳ : هدف اولیه برای دانش آموزان این است که از طریق یادگیری به درک عمیقتری از مفاهیم و موضوعات مختلف دست یابند. برای مثال، میتوانید به دانش آموزان اهدافی مشابه زیر را بدهید:

1. درک عمیق مفاهیم پایه: دانش آموزان باید توانایی درک و تفسیر مفاهیم پایه در دانشگاه را داشته باشند. مثلاً در ریاضیات، آنها باید بتوانند اصول جمع و ضرب را به درستی اجرا و بدانند که در چه شرایطی استفاده میشوند.

2. تسلط بر مهارت های تفکر انتقادی: دانش آموزان باید قادر باشند به شیوه های مختلف مسئله گذاری، تحلیل و حل مسائل بپردازند. این مهارت ها به طرح و ارائه ایده های نوآورانه کمک زیادی میکنند.

3. ارتقای خلاقیت: دانش آموزان باید ترغیب به تفکر خلاقانه و استفاده از خلاقیت در حل مسائل شوند. به آنها بدهید تا با روش های متفاوت به حل مسئله بپردازند و ایده های نوآورانه خود را پیاده سازی کنند.

4. توانایی کار تیمی: دانش آموزان باید بتوانند در گروه های کوچک و بزرگ با همکاری هم کلاسی ها و همبازیان خود کار کنند. ارتباطات مثبت و همکاری موجب پیشرفت چشمگیری در یادگیری و رشد شخصیتی آنها میشود.

5. توانایی مدیریت زمان: دانش آموزان باید توانایی برنامه ریزی موثر برای انجام وظایف و مطالعات را داشته باشند. یک دانش آموز موفق باید توانایی مدیریت زمان را بیاموزد و در دست آوردن اهداف خود مستند بود.

این تنها چند مثال از اهدافی هستند که میتوانید به دانش آموزان خود بدهید. با توجه به نیازها و شرایط خاص هر کلاس، میتوان این لیست را تنوع بخشید و به سایر قابلیت ها و مهارت هایی که فکر میکنید الزامی و مفید هستند افزود

ج سوال ۴: به عنوان یک معلم، نقش من بسیار اثر بخش و متمایز است. در کلاس درس، از روش‌های تدریس متنوعی استفاده می‌کنم تا به دانش‌آموزانم کمک کنم مطالب را بهتر درک کنند. از توضیحات و مثال‌های عملی استفاده می‌کنم تا به دانش‌آموزان ارتباط ملموس با مفاهیم درسی برقرار شود. همچنین تمرکزم روی رشد شخصیتی دانش‌آموزان است. با ایجاد یک محیط یادگیری پذیرا و امن، تلاش می‌کنم تا در دانش‌آموزانم علاقه به یادگیری ایجاد کنم. در طول سال تحصیلی، به هر دانش‌آموز به صورت فردی توجه می‌کنم و از مشکلات یا نیازهای آنها آگاه می‌شوم. با این رویکرد، می‌توانم به هر دانش‌آموز به یک نحوی کمک کنم که هرچه بهتر با مطالب درسی مرتبط شود.

همچنین، نقش من در خارج از کلاس درس هم بسیار مهم است. هدفم این است که با دانش‌آموزان در خارج از ساعات تدریس نیز ارتباط برقرار کنم. من می‌توانم کارگاه‌های آموزشی برگزار کنم و فعالیت‌های هنری یا علمی برای دانش‌آموزان در نظر بگیرم. این فعالیت‌ها و کارها می‌تواند به این کمک کند که دانش‌آموزان علاقه‌مندتری به فراگیری و پژوهش در زمینه‌هایی داشته باشند که خارج از برنامه درسی است.

به طور خلاصه، به عنوان یک معلم، تلاش می‌کنم تا هر زمانی که ممکن است، به دانش‌آموزانم در یادگیری و رشد کمک کنم. این با همکاری با خانواده‌ها، برگزاری فعالیت‌های جذاب در کلاس درس و خارج از کلاس و بهره‌گیری از روش‌های آموزشی مبتنی بر الگوهای یادگیری اثربخش برای هردانش‌آموز ممکن می‌شود.

ج سوال ۵ : بهترین روش برای ارتقای خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان، به کار گرفتن رویکردهای عملی و محوری است. در ادامه، یک مثال عملی برای بهبود خردورزی و تفکر انتقادی ذکر خواهم کرد:

فرض کنید دانش‌آموزان خود را به دیدار یک موزه هنری ببرید. قبل از اینکه به موزه بروید، از دانش‌آموزان بخواهید که در مورد افتخارات یا کارهای فردی یکی از هنرمندان معاصر یا کلاسیکی موردعلاقه خود بخوانند و اطلاعات مربوطه را جستجو کنند.

در موقعیت موزه، به دانش‌آموزان بگویید که از این هنرمند خودنظر کارهایی را انتخاب کنند و توصیف کنند که چگونه این اثرها را تحلیل کردند. آن‌ها باید به عوامل مختلفی توجه کنند مانند تکنیک‌های استفاده شده، رنگ‌ها، کامپوزیشن و مضامین موجود در هنر.

سپس از آن‌ها بخواهید که با استفاده از خردورزی و تفکر انتقادی خود، نقاط قوت و ضعف آثار هنری خود را تحلیل کنند و دیدگاه خود را نسبت به هر اثر برجسته کنند. نهایتاً، بپرسید بهترین اثر را بر اساس منطق خود انتخاب کنند و تفسیر خود را به گروه توجیه کنند.

این رویداد آموزشی و تجربه‌مدار، دانش‌آموزان را به ارتقای خردورزی و تفکر انتقادی شان تشویق می‌کند. آن‌ها به تحلیل عمیقتر آثار هنری مشغول می‌شوند و دیدگاه خود را نسبت به هر اثر ارائه می‌دهند. این تمرین باعث خواهد شد از طریق تمرین و تحلیل، مهارت‌های خردورزی و تفکر انتقادی آن‌ها بهبود یابد.

ج سوال ۷ : به شما پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی را معرفی می‌کنم که می‌توانید به عنوان متربی برای کسب کردن آنها، تلاش کنید:

1. رفتار احترامآمیز: یکی از مفاهیم اخلاقی و اجتماعی مهم، رفتار احترامآمیز است. این شامل احترام به مردم دیگر، توجه به نیازها و حقوق دیگران و پذیرش تفاوت‌ها می‌شود. مثلا، آموزش احترام به سایر اعضای جامعه، بخشیدن اهمیت به دیگران در گروه‌ها و همچنین بهره بردن از قوانین و مقررات برای دستیابی به حقوق دیگران.

2. مسئولیت‌پذیری: این مفهوم به منظور فراگیر کردن مفهوم مسئولیت به دیگران و جامعه می‌باشد. در اینجا، شما می‌توانید آموخته‌های کسب شده را به دست آورید تا فهمیده بشوند که عملکردها و تصمیماتشان چگونه می‌توانند تأثیری در دیگران و جامعه داشته باشد. مثلا، ایجاد فرصت‌های آموزشی برای کمک به مسائل اجتماعی و مشارکت در دستیابی به بهبود کیفیت زندگی اجتماعی.

3. همکاری و تعامل: مفهوم همکاری و تعامل به منظور پیش‌برد هدف‌های مشترک و جلوگیری از ایجاد تضاد در جامعه بکار می‌رود. شما می‌توانید به دیگران یاد بدهید که همکاری در پروژه‌های گروهی و توسعه روابط میان‌افراد می‌تواند به عنوان راهی برای تحقق اهداف اشتراکی و ساختن جامعه صالح و واحد مورد استفاده قرار گیرد. مثلا، تشویق به همکاری در بازی‌های گروهی، تعامل بهتر با اعضای خانواده و همکاری با سایر اعضای جامعه محل زندگی.

4. اخلاق فردی: این مفهوم به شما کمک می‌کند بر اصول و ارزش‌های شخصی خود آشکارسازی کنید. باید به دیگران آموزش داده شود که چگونه بر اساس شایستگی‌های خود و اینکه چه چیزهایی مورد قبول و شخصیت‌سازی است، تصمیم‌های دیگران را درست و خوب انجام دهند. مثلا، بیان ارزش‌های اخلاقی شخصی خود مانند صداقت، امانتداری و سازگاری در روابط با دیگران.

5. مفاهیم فرهنگی: برای داشتن ارتباط موثر با دیگران، شما باید با مفاهیم فرهنگی آشنا شوید و توانایی احترام و تقدیر نسبت به تفاوت‌های فرهنگی را به دیگران بیاموزید. نمونه‌ای از این کار نهادینه کردن خوش‌آمدگویی در مقابل افراد از فرهنگ‌ها و سنین دیگر می‌باشد، همچنین نشان دادن تعدد فرهنگ‌ها در داخل جامعه و قدردانی از غنای فرهنگی متنوع.

ج سوال ۸ : اصول تربیت اسلامی یکی از اصول اصلی در فلسفه تربیت اسلامی است که اهمیت زیادی دارد. برای پیاده سازی این اصل در روش های تربیتی، فکر می کنم معرفت شناسی به عنوان یکی از اصول ناظر به سیستم باورها و مفاهیم در اسلام شرکت می کند.

معرفت شناسی به عنوان مفهومی نظری فراهم می کند که می تواند به شکلی عملی به عنوان روشی در تربیت اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. این مفهوم بیانگر کسب دانش و فهم در مورد مفاهیم و اصول دینی است که به عنوان مبنایی برای روش های تربیت ارزشی عمل می کند.

به عنوان مثال، یک روش تربیتی که بر مبانی معرفت شناسی مطرح است، می تواند به گونه ای باشد که دانش آموزان را تشویق کند تا مفاهیم و ارزش های دینی را بشناسند و فهمیده و در زندگی خود به آنها عمل کنند. برای مثال، می توان بدنبال فعالیت های کلاسی جمعی جستجو و بحث در مورد ارزش های دینی اسلامی بود و دانش آموزان را تشویق کرد تا درک عمیق تری از این مفاهیم بدست آورند.

به طور کلی، این روش تربیتی بر روی تقویت دانش و فهم دینی دانش آموزان تاکید می کند و می تواند آنها را به سمت عمل به ارزش های دینی هدایت کند. این رویکرد تاثیر مثبتی در شخصیت شناسی و اخلاقیات دانش آموزان دارد و همچنین به صورت فردی و جمعی، به تربیت نیکوی فرهنگی و اجتماعی کمک می کند.

ج سوال ۹ : به عنوان یک همکار هوشمند واقعی، من دارای تجربه‌های زیادی در زمینه تربیت و آموزش هستم. تکنیک‌ها و روش‌های زیادی برای تاثیرگذاری در حوزه تربیت و تدریس وجود دارد، اما یکی از مهمترین تکنیک‌ها نیاز به توجه و اعتماد بین معلم و دانش‌آموزان است. تمرکز بر ایجاد یک رابطه سالم و دوسال با دانش‌آموزان، اعتماد سازی و شناخت صحیح ابعاد روحی و پرورشی آن‌ها می‌تواند تعاملات کلاس را تقویت کند و وقتی که دانش‌آموزان می‌فهمند معلمان به آن‌ها علاقه و عشق می‌ورزند، آن‌ها به راحتی از درس‌ها استفاده کنند و در فرایند یادگیری فعالانه شرکت کنند.

امبایاقتدار راهی است در جهت تعریف محیط مدرسه‌ای همه جانبه برای یادگیری. در یک محیط عالی که به عناصر زیر توجه کند، دانش‌آموزان می‌توانند با احساس امنیت و محبت یادگیری را تجربه کنند:

1. فعالیت و آزادی: فراهم‌کردن فضایی برای استفاده از تفکر خلاق و خودمختاری مهم است. دانش‌آموزان باید توانایی‌های خود را به چالش بکشند و فرصت دهند تا بر اساس عشق خود، نوآوری داشته باشند.

2. تکنولوژی: بهره‌گیری از دسترسی به فناوری و تجهیز مدرن، دانش‌آموزان را به جهان در دسترس و پاسخ به چشم انداز جدید تحریک می‌کند.

3. همکاری و تداوم کار گروهی: پروژه‌ها و فعالیت‌های کار گروهی که تشویق به همکاری و اشتراک گذاری می‌کنند، مهارت‌ها را در قابلیت‌های ارتباطی و تفکر دستوری تقویت می‌کنند.

4. تنوع فضای آموزشی: فراهم کردن فضاهای متفاوت و متنوع، از جمله فضاهای خارج از کلاس، کتابخانه، آزمایشگاه و آتلیه‌ها، دانش‌ها و تجربیات مختلف را تحقق می‌دهد.

این تنها تعدادی از عواملی هستند که می‌توانند محیط آموزشی را به یک محیط یادگیری جذاب و همه‌جانبه تبدیل کنند. برای اجرای محیطی با انگیزه و شاداب برای دانش‌آموزان، ترکیبی از الهام، دسترسی به منابع آموزشی و همچنین نگه‌داشتن دستاوردهای آن‌ها ضروری است.
دارای دیدگاه توسط (134 امتیاز)
ادامه

ج سوال ۶

1- ساحت فیزیکی: یکی از مهارت‌هایی که می‌توانم برای پیشرفت در ساحت فیزیکی پیشنهاد کنم، تمرینات تناسب اندام و قدرت بدنی است. با انجام ورزش‌های متنوع مانند شنا، جریان ساحلی، و هنرهای رزمی، بهبود عملکرد و افزایش توان بدنی خود را تجربه خواهید کرد.

2- ساحت اجتماعی: اینجاست که می‌توانید به تقویت مهارت‌های ارتباطی خود بپردازید. دو مهارتی که پیشنهاد می‌کنم، هنر مذاکره و رهبری هستند. با شرکت در دوره‌های آموزشی یا کلاس‌های مرتبط، می‌توانید به ارتقای توانایی های خود در مذاکره و رهبری برسید.

3- ساحت هنری: مهارت های هنری متنوعی برای توسعه ساحت هنری وجود دارند. برای مثال، آشپزی و خلق طرح های هنری همچون نقاشی و گرافیک را می توانید یاد بگیرید. با مشارکت در کلاس‎ها و دانشگاه‎ها و آشنایی با محتواهای مناسب، می توانید به رشد در این ساحت برسید.

4- ساحت تحلیلی: برای توسعه ساحت تحلیلی، پیشنهاد می‌دهم مهارت‌های برنامه‌ریزی و حل مسئله را ارتقا دهید. انجام تمرینات روزمره مثل سودوکو، تلاش در حل مسئله‌های ریاضی و شرکت در جلسات گروهی برای بحث و بررسی مسایل مختلف، به شما در تقویت ساحت تحلیلی کمک خواهد کرد.

5- ساحت خلاقیت: خلاقیت با تمرین تسهیلپذیر است، بنابراین پیشنهاد می‌کنم مهارت‌هایی مانند نوشتن، نقاشی، طرح‌ریزی و بافتنی را انتخاب کنید. با انجام تمرینات متنوع و در دسته‌بندی‌های هنری مختلف، می‌توانید خلاقیت خود را به هرجایی که تمایل دارید پرورش دهید.

6- ساحت شناختی: یکی از مهارت‌های برتر برای تقویت ساحت شناختی بهبود حافظه است. اثرات مثبت تمرین حافظه مانند خواندن و، حل معما و پازل‌های سرگرم کننده، تماشای مستندهای آموزشی و بازی‌های مغامرتی است.

همچنین، ایجاد برنامه‌های مطالعه و تمرین مرتب در هر ساحت به وسیله تدریس، تمرین و بهره‌گیری از علم و دانش موجود می‌تواند به تربیت دانش‌آموز تعاملی کمک کند.

ج سوال ۱۰ : به عنوان یک معلم متخصص، همواره در تلاش خواهم بود تا از بهره‌گیری از روش‌ها و اقدامات تربیتی و آموزشی نوین برای بهبود فرآیند یادگیری و تربیت دانش‌آموزان استفاده کنم. این بدان معناست که در هنگام مشغول به حرفه معلمی، اقداماتی که با توجه به تجربه و دانش‌هایم معتقدم به استفاده از آنها نیستند، ترک خواهم کرد. البته، برای شرح این دلیل، باید ابتدا نمونه‌های خاصی از اقدامات و رویکردهای تربیتی و آموزشی که اکنون در مدارس استفاده می‌شود را بدانیم. الگوهای آموزشی و تربیتی بین مدارس و کشورها به دلایل مختلف تفاوت می‌کند. می‌توانم مفاد قابلی برای پاسخ شما را در قالب ارائه پایه‌های بحث از رویکردهای و الگوهای عمده امروزه‌ای که در جامعه تربیتی مورد استفاده قرار می‌گیرند، بیان کنم.

1. روش‌های پذیرش، تعامل و تکامل: در این روش‌ها، دانش‌آموزان به عنوان ذهن آموزش محسوب می‌شوند و در فرآیند یادگیری و تربیت مشارکت فعال دارند. با اعتقاد به اهمیت تلفیق معرفت های عملی و نظرات دانش‌آموزان در کلاس درس، از روش‌های پذیرش و تعامل با دانش‌آموزان به منظور تحقق یادگیری عمیق استفاده می‌کنم.

2. اصول مبتنی بر فردیسم: برخی از رویکردهای نوین تربیت و آموزش، بر این باورند که هر فرد دارای استعدادها و نیازهای خاص خود است. با توجه به این باور، اکنون تلاش می‌کنم تا استعدادها، نیازها و سبک‌های یادگیری دانش‌آموزان را تشخیص داده و بر این اساس، برنامه‌های تربیتی و آموزشی سفارشی سازی کنم.

3. تکنولوژی در تربیت و آموزش: با توجه به رقمگیری تکنولوژی در تمامی زمینه‌های زندگی، اقداماتی که برنامه‌ها و دروس سنتی را به جایگاه نقش‌آفرینان جدید تبدیل نمی‌کنند، را ترک می‌کنم. من در تکنولوژی‌ها و خدمات مربوط به آنها بسیار تازه‌روی هستم و دائماً به دنبال جایگاه فناوری در فرآیند یادگیری و تربیت هستم.

4. رویکردهای نوین در ارزیابی: از آنجا که امروزه رویکردهای متنوعی برای ارزیابی و مشاهده پیشرفت دانش‌آموزان مورد استفاده قرار می‌گیرد، روش‌های سنتی همچون امتحانات تک جانبه را ترک خواهم کرد. در عوض، به ابزارهای ارزیابی نوین مدنظر خود را خواهم گرفت تا دقیق‌تر بتوانم نیازها و پیشرفت هر دانش‌آموز را تحت نظر بگیرم.

5. توسعه مهارت‌های زندگی: در روزگار امروز، دانش زیادی از موفقیت در زندگی نیازمند تسلط بر مهارت‌های زندگی است. در نتیجه، مؤمن هستم که به جای تکنیک های سنتی و تکراری، به تعلیم و آموزش مهارت های ارتباطی، کار تیمی، مسئولیت‌پذیری، پیش بینی مسیر شغلی و استفاده از فناوری‌ها برای ارتقای عملکرد شخصی و اجتماعی دانش‌آموزان پرداخت کنم.

دلیل انتخاب هر یک از این پنج مورد، با توجه به تکنولوژی‌های نوین، تغییر سبک‌های استدلال نوجوانان و نوجوانی، تمرکز بر مهارت‌های شاخص زندگی و واهمه‌های برنامه‌ریزی دقیق بر مطالعه و پژوهش می‌باشد. ترک کردن رویکردها و اقداماتی که با این واقعیت‌ها هماهنگ نیستند نتیجه‌ای تقریباً طبیعی خواهد بود.

نتیجه گیری :

به عنوان معلم، من با استفاده از مبانی تربیتی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده، به چالش ها روبرو می شوم. نخستین اصلی که به آن توجه می‌کنم این است که دانش‌آموزان را به‌عنوان فردی منحصربه‌فرد و با نیازها و استعدادهای متفاوت در نظر بگیرم. با این رویکرد، تلاش می کنم به همه دانش آموزان فرصت مناسبی برای یادگیری و رشد بدهم.

در برخورد با چالش ها، تفکر خلاق و نوآورانه را به کار می برم. از راهکارهای مختلف و متنوعی برای انتقال مفاهیم و مطالب با استفاده از روش های تعاملی، بازی ها و تکنولوژی استفاده می کنم. همچنین سعی می کنم با مثال های عملی و کاربردی، به دانش آموزان کمک کنم درک بهتری از دروس و مباحث پیدا کنند.

دستاورد ملموس من به‌عنوان معلم شامل بهبود عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان، درک عمیق‌تر آنها از دروس و مطالب درسی و توانایی‌های جدیدی که کسب کرده‌اند، خواهد بود. همچنین امیدوارم که با اعمال مبانی تربیتی و اصول گفته شده، شرایط فراگیری و یادگیری بهتری برای همه دانش‌آموزان فراهم شود و به طور کلی، یک محیط آموزشی پویا، متنوع و پشتوانه‌ای بسازم.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (270 امتیاز)
مقدمه:به نام خدا علی وردی نژاد هستم دانشجوی ورودی1401رشته آموزش زبان انگلیسی و قرار است در مدارس شهر چهاردانگه زبان انگلیسی تدریس کنم.به طور کلی شغل معلمی را به خاطر علاقه ای که به تدریس کردن و آموختن مطالب ارزشمند به دیگران داشتم انتخاب کردم به طور کلی اگر بخواهم از شخصیت و نگرش خودم بگویم:آدم صبوری هستم و همچنین همیشه سعی میکنم به دنبال علم باشم و همچنین در زمینه تدریس مهارت های زیادی کسب کنم. اعتقاد دارم یک معلم باید بیانیه فلسفی خودش را داشته باشد چون فلسفه نیازش در همه جای وجود زندگی حس می شود و حتی بدون این که توجه کنیم روزانه از بیانات فلسفی مختلفی استفاده میکنیم که بر زندگی ما تاثیر گذار است.با فلسفیدن به چیستی و چرایی پدیده ها پی میبرم و به شخصه معتقدم میتوانم به کمک آن دانش آموزان را به خوبی بشناسم.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

 به شخصه معتقدم معلم جایگاه بسیار والایی دارد و بعد از خانواده مهم ترین نقش در تربیت دانش آموزان را برعهده دارد یک معلم فقط انتقال دهنده اطلاعات دانشی نیس بلکه از نظر اخلاقی و رفتاری تاثیر مستقیم روی دانش آموزان دارد و این برکسی پوشیده نیست که یک معلم انسان تربیت میکند و با افرادی با شرایط و ذهن های متفاوت سر و کار دارد ک قطعا هرکدام از آن ها میتوانند نقش پررنگی در جامعه داشته باشند. نقش معلم از چیزی که تصور میشود بسیار مهم تر است.معلمان  با نشان دادن رفتار مناسب، اخلاقی و اجتماعی به دانش‌آموزان نشان می‌دهند که چگونه در جامعه به عنوان یک شخص خوب عمل کنند علاوه بر این، معلمان با تأثیرگذاشتن بر تفکرات و نگرش‌های دانش‌آموزان، به شکل گسترده‌ای در فرایند شکل گیری هویت فردی و اجتماعی آن‌ها نقش دارند. معلمان میتوانند حتی در تشخیص بیماری های روانی دانش آموزان تاثیر گذار باشند آن ها می‌توانند نسبت به تغییرات در رفتار، عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و حتی زبان بدن دانش‌آموزان دقت کنند و با ارتباط برقرار کردن با خانواده دانش‌آموزان و مشاوران مدرسه اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند تا کمک کنند مشکلات روانی دانش‌آموزان شناسایی و مدیریت شود.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

 خداوند خالق جهان و انسان است،اوست که به انسان سرمایه های ارزشمند مانند قدرت تعقل و اختیار و اراده و‌.‌.. داده است و همچنین جهان را محلی برای زندگی و رشد انسان در نظر گرفته است.جهان و انسان دقیقا در جایی معنا پیدا میکنند که بدانیم به یک خالق نامتناهی یعنی خداوند حکیم وابسته اند و بدون اذن او نمیتوانند حتی وجود داشته باشند.بنابراین ارتباط عمیقی بین خداوند و جهان و انسان برقرار است.میتوان تقریبا فرض کرد که ارتباط آموزش و پرورش و مدرسه و معلم و دانش آموزان نیز این گونه است،آموزش پرورش نقشش همانند خدا است که سرمایه های ارزشمندی را تقدیم معلم و مدرسه میکند که همانند خدا باید این سرمایه ها به درستی و عادلانه بین همه تقسیم شود،سرمایه هایی نظیر معلمان نخبه،سرمایه مالی،فراهم کردن امکانات مدرسه و..جهان هستی را نیز می توان همانند مدرسه فرض کرد که سرتاسر برای یادگیری و رشد متربی است.انسان را نیز میتوان همان معلم و دانش آموزان فرض کرد که تاثیر پذیری مستقیم از آموزش پرورش و مدرسه دارند.در نتیجه کارکرد درست و بی نقص مدرسه و معلمان و دانش آموزان به آموزش و پرورش متصل است و میان آن ها رابطه عمیقی وجود دارد.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

به طور کلی،دوست دارم دانش آموزان من هدف های بزرگی را داشته باشند و از همه مهم تر به هدفی که واقعا با اعماق وجود خواهان آن هستند برسند،در این موضوع علاوه بر معلم والدین نیز می توانند تاثیر زیادی داشته باشند برای مثال:متاسفانه در ایران اکثر والدین دوست دارند فرزندشان به هدفی که خودشان می خواهند برسد مثلا حتما پزشکی قبول شود یا معلم شود و..من به عنوان معلم می خواهم اول با والدین دانش اموزان این موضوع مهم را در میان بگذارم و به آن ها گوشزد کنم که اجازه دهند فرزندانشان به هدفی که واقعا دوست دارند برسند،البته این به این معنی نیست که والدین هیچ دخالتی نداشته باشند بلکه فقط علائق و سلایق فرزندان خود را در نظر بگیرند و با توجه به این امر مهم به دانش آموزان کمک کنند. و در آخر من دوست دارم دانش آموزانم فقط مادیات را مورد توجه قرار ندهند و اهداف بسیار بزرگ مانند خشنودی خداوند(مهم ترین هدف زندگی) را در نظر بگیرند و در رسیدن به این هدف بسیار ارزشمند تلاش کنند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

در کلاس درس: اول از همه سعی میکنم دانش اموزان را بشناسم و با اخلاقیات آن ها آشنا شوم،برای مثال شاید دانش اموزی باشد که از اختلال ADHD یا بیماری های روانی دیگر رنج ببرد باید رفتار من با آن ها متفاوت باشد(اول از همه باید با والدین آن ها صحبت کنم بعد از آن،آن ها را به روان درمان ارجاع بدم و سعی کنم در کلاس درس بیشتر حواسم به آن ها باشد.)به طور کلی معلم باید یک الگوی خوب برای دانش آموزانش باشد و باید ملاحظات زیادی داشته باشد برای مثال:حتی نوع پوشش معلم و یا ظاهر معلم میتواند در آینده دانش اموزان تاثیرگذارباشد و من نهایت تلاشم را میکنم که به این موضوعات توجه بیشتری کنم.

در خارج از کلاس:در خارج کلاس دقیقا مانند داخل کلاس درس باید ملاحظات زیادی داشته باشم،برای مثال:شاید خودم با کسی بحثم شد و دانش آموز کلاس خودم همان لحظه آن جا باشد،رفتار آن لحظه من میتواند تاثیری زیادی بر دید دانش آموزم نسبت به من داشته باشد.برخی از دانش آموزان ممکن است مشکلات خانوادگی داشته باشند برای مثال پدر  و مادرشان از هم طلاق گرفته باشند یا مشکلات مالی زیادی داشته باشند من به عنوان معلم دانش آموز خوب است که به آن کمک کنم و با خانواده ایشان صحبت کنم و یا کمک مالی و هر کمکی که از دستم بر می آید در حد توانم انجام دهم.معلم فقط انتقال دهنده دانش نیس معلم یک الگو چه در خارج کلاس و چه در داخل کلاس است.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

من برای افزایش خردورزی و تفکر انتقادی دانش آموزانم ب آن ها اجازه می دهم راحت نظرشان را در مورد موضوعات مختلف بیان کنند برای مثال من هر هفته ، یک روز را برای بحث درمورد یک موضوع خاص(فلسفی-روان شناسی و...) انتخاب میکنم و دانش آموزانم موظفند همه آن ها در بحث مشارکت کنند و برای این فعالیتشان نمره در نظر میگیرم مثلا کسی ک مشارکت بیشتر و استدلال های منطقی تری بیان کند نمره ی بیشتری میگیرد جدا از این بسته به موقعیت و نوع مبحثی که میخواهد تدریس شود کلاس من باید در بعضی از مواقع دانش اموز محور و بعضی مواقع معلم محور باشد برای مثال:گاهی اوقات یک سوال چالشی می پرسم و سعی میکنم همه در بحث مشارکت کنن که در این حالت دانش آموز محور است و یا در جای دیگر ممکن است یک مبحث را باید خیلی بیشتر توضیح بدم و سعی کنم دانش آموزان  اوایل نظری ندهند و فقط تفکر کنند و در آخر به سوالات جواب بدهند که در این حالت کلاس من معلم محور و در آخر دانش آموز محور میشود‌.سعی میکنم نظرات همه دانش آموزان را بشنوم و آن ها را تمسخر نکنم ولی در عین حال کلاس من اصلا نباید خشک باشد و باید در آن شوخی های مناسب در زمان مناسب وجود داشته باشد البته بدون کوچکترین توهین به شخص خاصی تا از این طریق تفکر انتقادی ایجاد شود. در نتیجه نهایت تلاش خودم را میکنم که دانش آموزانم چیستی چرایی هر پدیده برایشان سوال شود و به اکثر موضوعات عمیق فکر کنند.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

 من برای ساحت تعلیم و تربیت اعتقادی ، عبادی و اخلاقی سعی میکنم به احکام دینی مسلط شوم و تا جایی که میتوانم قرآن را حفظ کنم،و برای دانش اموزانم یک زمان کوتاهی از کلاس را به تعالیم دینی و قرآنی اختصاص دهم.برای ساحت تعلیم و تربیت زیبایی شناسی هنری میخواهم به خطاطی مسلط شوم چون هم علاقه دارم و هم سر و کار معلم با ماژیک و تخته و قلم و..است و اولین چیزی که به چشم دانش اموزان میاید دست خط معلم است،سعی میکنم(به شرط علاقه داشتن دانش اموزان)به مدیر مدرسه پیشنهاد دهم کلاسای خطاطی به صورت رایگان برگذار کنیم،به مجسمه سازی هم علاقه دارم و سعی میکنم به دانش اموزان در رابطه با مجسمه سازی توضیحاتی بدهم و از فوایدش بگویم حتی از آن ها درخواست کنفرانس دادن در این موضوعات میدهم.برای ساحت تعلیم و تربیت زیستی بدنی ،سعی میکنم ورزش شنا را دنبال کنم و اندام ورزشکاری و سالم داشته باشم نه اینکه بخواهم فخر فروشی کنم بلکه چون دانش اموزان اگر قرار است من را الگوی خود فرض کنند متوجه شوند که به ورزش علاقه دارم و از این طریق به تناسب اندام خود فکر کنند و در رابطه با ساحت زیستی سعی میکنم مهارت هایی در حوزه گرمایش زمین و الودگی هوا و..  و راهکار کاهش این وضع مطالعات بسیار زیادی داشته باشم و مهارتی کسب کنم و از طریق یک فضای صمیمانه به آن ها راه های حفظ محیط زیست( بعضا در زمان های استراحت در کلاس)بگویم.در رابطه با تعلیم و تربیت علمی فناورانه که امروزه بسیار در فضای مجازی فراگیر است و راه های فریب دانش آموزانم زیاد است من نهایت تلاشم را میکنم که مهارتی در حوزه سواد رسانه ای کسب کنم و مقالاتی بنویسم و به دانش اموزانم بگویم که مطالعه کنند و همچنین به بعد دیگر کامپیوتر و فناوری مانند نرم افزار های ارائه به دانش آموزان مانند پاورپوینت و ورد مسلط شوم و برای مثال اگر دانش اموزانم به خشک بودن کلاس اعتراض کردند یا خسته شدند و.. از طریق کامپیوتر و تدریس هوشمند حرفی برای گفتن داشته باشم . در رابطه با تعلیم و تربیت اجتماعی سیاسی،اول از همه بر روی تعامل با دیگران و فن بیان درست مهارت هایی کسب میکنم و در لابه لای تدریسم و متناسب با موضوع درس به آن ها مطالبی را گوشزد میکنم،همچنین در حوزه سیاسی سعی میکنم در رابطه با سیاست ایران و کشورهای دیگر مطالعه داشته باشم و مهارت کسب کنم و آن را به دانش آموزان تعریف کنم یا کلاس مجازی برگذار کنم تا گروه های منافق و.. نتوانند آن هارا فریب دهند.در رابطه با تعلیم و تربیت اقتصاد حرفه ای مهارت هایی مانند صرفه جویی در هزینه ها و سرمایه گذاری برا آینده کسب میکنم و از طریق معرفی کتاب و مقاله و سایت و.. به دانش آموزان آن ها را با این مهارت ها آشنا میکنم.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

اول از همه منصف بودن: برای مثال اگر دانش آموز من در آینده قرار است رئیس جمهور شود باید منصف باشد و از همان دوران مدرسه این امر را تمرین کند که مستلزم تلاش زیاد خودش و البته معلمان است. دوم:واقع بین بودن:سعی کنند به همه مسائل واقع بینانه نگاه کنند و به راحتی دیگران را قضاوت نکنند برای مثال این روزها که دشمنان ایران بسیار زیادند و سعی در نفوذ بر قلب های دانش اموزان دارند باید مراقبت کنند و سریع اخبار جعلی را باور نکنند.سوم:صادق بودن: سعی میکنم به دانش آموزانم آموزش دهم که صادق باشند زیرا ک صداقت یکی از ویژگی های انسان های بزرگ است کسی که صادق باشد آرامش ذهنی بیشتری نسبت ب یک آدم دروغگو دارد . چهارم:هدفمند بودن: ب دانش آموزان خود یاد میدهم ک هدفمند باشند و در هر دوره ای از زندگی هدف خاص خود را داشته باشند زیرا کسی که هدفمند باشد امید به زندگیِ بیشتری دارد و روزهای تکراری و خسته کننده ای نخواهد داشت . پنجم : پرتلاش بودن: دانش آموزانم باید یاد بگیرند برای چیزهایی که از زندگی میخواهند تلاش کنند چون هیچ چیزی بدون تلاش به دست نمی آید تلاش است که زندگی انسان را میسازد.
دارای دیدگاه توسط (270 امتیاز)
سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.هستی شناسی:طبق اصل:افرینش جهان هستی،غایتمند و خداوند غایت همه موجودات است که واضحا به هدفمندی و پوچ نبودن جهان هستی اشاره دارد.برای مثال:یک دانش آموز کنکوری باید بداند که جزء گروه سیاهی لشکر نباشد و امید خودش را از دست ندهد و بداند طبق اصل غایتمندی هستی شناسی اهداف مناسبی باید داشته باشد این اصل همچنین میتواند در نحوه تدریس من نیز تاثیر بگذارد که کاملا هدفمند و خلاقانه تدریس کنم.انسان شناسی :طبق اصل : همه انسان ها بر حسب آفرینش برابرند و از حقوق و تکالیف عادلانه برخوردارند برای مثال همه ی دانش آموزان یک کلاس آفریده ی خداوند هستند با هر رنگ و نژاد و گویشی و یک معلم نباید بین دانش آموزانش تبعیض قائل شود و با عده خاصی بد رفتاری و با عده ای دیگر خوش رفتاری کند.معرفت شناسی: طبق اصل : شناخت آدمی با موانع و محدودیت هایی همراه است برای مثال یک معلم باید بداند ک دانش آموزانش نیز از این قاعده مستثنی نیستند و نمیتوانند در همه زمینه ها بهترین باشند او باید ضعف و محدودیت هایشان را ب خوبی درک کندو نباید آن هارا بخاطر ضعف هایشان تحت فشار قرار دهد.ارزش شناسی:طبق این اصل یکی از ویژگی های مهم حیات طیبه توازن و اعتدال در همه ابعاد آن است. در مدرسه نیز دقیقا باید این گونه باشد و توازن و اعتدال در آن رعایت شود و همه چیز سرجای خودش باشد و عدالت به درستی اجرا شود برای مثال باید در نحوه تدریس مباحث توازن برقرار باشد و به هر مبحث باید با دید متفاوت نگاه کرد.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟مهم ترین تکنیکی که استفاده خواهم کرد آموزش به شیوه عملی است،من نهایت تلاشم را میکنم که دانش اموزانم فقط کتاب را حفظ نکنند بلکه آن را به صورت کاربردی بیاموزند.برای مثال برای یادگیری لغات در زبان انگلیسی از آن ها میخواهم که پای تخته بیایند  و برای هر لغت یک مثال واقعی از زندگی خودشان بزنند و در مرحله بعد دیوار های کلاس را لایتنر لغت به همراه تصاویر جالب میچسبانیم تا در ذهنشان باقی بماند.از دانش آموزانم میخواهم بدون ترس انگلیسی صحبت کنند و حتی در بیرون مدرسه به انگلیسی فکر کنند و در جلسه بعد آنچه در ذهنشان گذشته را بیایند پای تخته و به من بگویند‌ یا بنویسند.سعی میکنم طوری درس بدم که دانش آموزانم استرس نداشته باشند چون از موانع یادگیری است و به خاطر اینکه در مدرسه علی الخصوص درس زبان سطح دانش آموزان بسیار متفاوت است پس با همه یکسان برخورد نمیکنم برای مثال تا وارد کلاس شدم از کلمات عجیب و دشوار و تند انگلیسی حرف زدن پرهیز میکنم(البته باز هم بستگی به سطح کلاس دارد ولی هفته های اول به هیچ عنوان این کار را انجام نمیدهم تا دانش اموزان را به خوبی بشناسم).

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید1) حذف قانون امتحان تک نفره و تصویب قانون امتحان گروهی برای نوبت اول در مدارس: به این دلیل این کار را انجام میدهم که دانش آموزان گروهی کار کردن را به خوبی یاد بگیرند زیرا انسان موجودی اجتماعی است2) حذف منابع فعلی کتاب های درسی و استفاده از روش های بروز و متود های جدید در تدریس : دلیل این کار این است ک دانش آموزان کلاس های خسته کننده یا مطالب تکراری نخواهند داشت و نیز متوجه میشوند ک علم پویا و سطح آن دائم در حال ارتقا یافتن است و آن ها باید دانش خود را روز به روز افزایش دهند3) حذف کردن مجازات های افراطی مانند جریمه کردن دانش آموزان: این کار باعث می شود دانش آموزان از درس خواندن متنفر شوند و کم کم از آن فاصله بگیرند4) حذف عهده دار بودن سرایدار مدرسه در امر نظافت کلاس ها و موظف بودن دانش آموزان در تمیز کردن و یا تمیز نگه داشتن کلاس : به این دلیل این کار را انجام میدادم تا دانش آموزان یاد بگیرند بهداشت محیطی ک در آن هستند را رعایت کنند و خود را موظف به تمیز نگه داشتن آن محیط بدانند.5)حذف امتحان کاغذی و برگزار کردن امتحان دیجیتالی در داخل محیط مدرسه: این کار را به این دلیل انجام میدادم ک امتحان دادن برای دانش آموزان ن تنها خسته کننده نباشد بلکه جذاب نیز باشد و اینگونه ب طور غیر مستقیم دانش آموزان را تشویق به درس خواندن میکنیمسوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید1)حذف قانون امتحان تک نفره و تصویب قانون امتحان گروهی برای نوبت اول در مدارس: به این دلیل این کار را انجام میدهم که دانش آموزان گروهی کار کردن را به خوبی یاد بگیرند زیرا انسان موجودی اجتماعی است2) حذف منابع فعلی کتاب های درسی و استفاده از روش های بروز و متود های جدید در تدریس : دلیل این کار این است ک دانش آموزان کلاس های خسته کننده یا مطالب تکراری نخواهند داشت و نیز متوجه میشوند ک علم پویا و سطح آن دائم در حال ارتقا یافتن است و آن ها باید دانش خود را روز به روز افزایش دهند3) حذف کردن مجازات های افراطی مانند جریمه کردن دانش آموزان: این کار باعث می شود دانش آموزان از درس خواندن متنفر شوند و کم کم از آن فاصله بگیرند4) حذف عهده دار بودن سرایدار مدرسه در امر نظافت کلاس ها و موظف بودن دانش آموزان در تمیز کردن و یا تمیز نگه داشتن کلاس : به این دلیل این کار را انجام میدادم تا دانش آموزان یاد بگیرند بهداشت محیطی ک در آن هستند را رعایت کنند و خود را موظف به تمیز نگه داشتن آن محیط بدانند.5)حذف امتحان کاغذی و برگزار کردن امتحان دیجیتالی در داخل محیط مدرسه: این کار را به این دلیل انجام میدادم ک امتحان دادن برای دانش آموزان ن تنها خسته کننده نباشد بلکه جذاب نیز باشد و اینگونه ب طور غیر مستقیم دانش آموزان را تشویق به درس خواندن میکنیم.سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید1)حذف قانون امتحان تک نفره و تصویب قانون امتحان گروهی برای نوبت اول در مدارس: به این دلیل این کار را انجام میدهم که دانش آموزان گروهی کار کردن را به خوبی یاد بگیرند زیرا انسان موجودی اجتماعی است2) حذف منابع فعلی کتاب های درسی و استفاده از روش های بروز و متود های جدید در تدریس : دلیل این کار این است ک دانش آموزان کلاس های خسته کننده یا مطالب تکراری نخواهند داشت و نیز متوجه میشوند ک علم پویا و سطح آن دائم در حال ارتقا یافتن است و آن ها باید دانش خود را روز به روز افزایش دهند3) حذف کردن مجازات های افراطی مانند جریمه کردن دانش آموزان: این کار باعث می شود دانش آموزان از درس خواندن متنفر شوند و کم کم از آن فاصله بگیرند4) حذف عهده دار بودن سرایدار مدرسه در امر نظافت کلاس ها و موظف بودن دانش آموزان در تمیز کردن و یا تمیز نگه داشتن کلاس : به این دلیل این کار را انجام میدادم تا دانش آموزان یاد بگیرند بهداشت محیطی ک در آن هستند را رعایت کنند و خود را موظف به تمیز نگه داشتن آن محیط بدانند.5)حذف امتحان کاغذی و برگزار کردن امتحان دیجیتالی در داخل محیط مدرسه: این کار را به این دلیل انجام میدادم ک امتحان دادن برای دانش آموزان ن تنها خسته کننده نباشد بلکه جذاب نیز باشد و اینگونه ب طور غیر مستقیم دانش آموزان را تشویق به درس خواندن میکنیم.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشتب توجه به مبانی هایی که ذکر شد،با چالش های بسیار زیادی مواجه خواهم شد چون همیشه همه چیز وفق مراد پیش نمی رود و ممکن است دانش آموزان ضعیف تر یا اصطلاحا دانش آموزان شَر و شیطون داشته باشم یا در رابطه با سوال ده ممکن است با چالش های بسیار سختی مواجه شوم که شاید کسی با حرف من مبنی بر حذف یه سری عوامل موافق نباشد و قطعا باید تلاش زیادی کنم.عموما دستاورد های خوبی نظیر پیشرفت دانش آموزان(که مهم ترین هدفم است)شناخت بهتر دانش آموزان و یا مدرسه ای بهتر و با آرامش بیشتر خواهم داشت.همچنین می توانم به عنوان یک معلم در زندگی همه دانش آموزان تاثیرگذار باشم.

.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (292 امتیاز)

به نام خدا

مقدمه:من مهدی کریمی هستم، معلم زبان انگلیسی.

من فردی صبور و مهربان هستم و دوست دارم زمان بسیار زیادی را روی تدریس و تعلیم دانش اموزام بزارم.

من با نوشتن این بیانیه نشون می دم که از خودشناسی بالایی برخوردارم و یا در حال کشف بیشتر خود هستم، با نوشتن این بیانه تغییرات ایجاد بر روی خودم را در طول سال ها میتوانم مشاهده کنم و یاد بگیرم چه کاری را اشتباه کردم و چه کاری درست انجام دادم.اگر من خودم را خوب بشناسیم میتوان نتیجه بهتری در هنگام شناخت دانش اموزان خود به دست بیارم،همچنین با نوشتن این بیانیه میتونم خودم و فلسفه خودم رو به دیگران نشون بدم.

 

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟ به نظر من علم یکی از پرکاربردترین و مهم‌ترین عضو یک زندگی هست، به طوری که روزانه چه خواسته و چه ناخواسته، چه هوشیارانه و چه ناخودآگاه از ان استفاده میکنیم،اما درک علم و همچنین ایجاد ان کار بسیار سختیه.

اینجاست که اهمیت معلم معلوم میشه، یه معلم یا استاد که اکثر یا حتی تمام مطالب مربوطه به قسمتی از علم رو میدونه(این علم هر چی که باشه) میتونه اون رو به بهترین شکل ممکن به یک فرد توضیح بده و حتی مطالبی رو که در حالت عادی سخته برای فرد آسون و قابل هضم میکنه.اما دسترسی درست به یک استاد یا معلم بدون وجود مدرسه غیر ممکنه.معلم باید خوش رفتار ، باوقار و مودب باشه باید بتونه درست صحبت کنه و درست منظورش رو بیان کنه، به نظر من معلم کسیه که نه تنها مطالب رو بلده، بلکه بلده چطوری اون ها رو بیان کنه که مخاطب مورد نظر (از نظر سن و دانش ) بتونه مطلب رو درک کنه.

 

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟ خدا که آفریننده دنیا و همینطور علمه راه های بسیار زیادی رو برای دسترسی به این علم در زمین گذاشته از کوه ها و دشت ها تا در داخل زمین و در فضا همه مکانی هستند که انسان با پژوهش و تحقیق درست میتونه به مطالب بسیاری پی ببره، جهان جوری ساخته شده که انشان اندیشه کنه و به بزرگی خداوند پی ببره اما انسان اگر میخواد خدا رو بشناسه باید اول خودشو بشناسه تا به درک بزرگی از خود و دنیا برسه، با توجه به خدا، جهان و ذات و رفتار و اخلاق و شکل انسان هاست که بهترین علم ها شکل میگیرند، من به عنوان یک معلم باید خودم و خدا رو خوب بشناسم، چون اگه من خودمو بشناسم به درک بهترین از انسان های دیگه میرسم و میتونم رفتار و نیاز های اون ها رو بهتر درک کنم تا یاد بگیرم چگونه روشی رو انتخاب کنم که باعث جذب و ایجاد یادگیری در دانش‌آموزان بشه، اگه خدا رو بهتر بشناسم میتونم سوال ها و جواب های بهتری رو بپرسم و بهتر دانش‌آموزم رو به یادگیری دعوت کنم و در اخر باید جهان رو بشناسم چون مطالبی که میخوام تدریس کنم از پدیده‌های داخل جهان منشا میگیرن.

 

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.:در اوضاع فعلی یکی از هدف های مهمی که به نظر من هر معلمی باید بهش فکر کنه کسب درامد و کار آفرینیه، این طور که من با علمی که به دانش آموزام میدم اون ها رو در زمینه مالی و کسب درامد و همینطور ایجاد کار، تولید درست محصولات و عرضه انها و یا دادن خدمات به افراد دیگه کمک کنم و به اونا یاد بدم چجوری دست و پای خودشونو گم نکنن و چطوری از هوش و عقلشون استفاده کنن تا هم به خودشون و هم برای افرادی که براشون اهمیت دارن خدمت کنن.

اما برای من مهمترین چیز اینه که اونها یاد بگیر چجوری فکر کنن، چجوری سوال کنن، و چجوری مسائلی رو که در زندگی دارن حل کنن و اینکه یاد بگیرن که با اینکه پول و مال و منال حایذ اهمیت هستند اما هدف اصلی انسان در این دنیا نزدیک شدن به خدا و بندگی خداست.

 

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.: در مورد تاثیر معلمی باید از خیلی چیزها صحبت کرد، ایکنه دانش‌آموزان بعد از یاد گرفتن یک مطلب (به طور مثال زبان انگلیسی یا فارسی) به گزینه های بسیار زیادی دست یابی پیدا میکند که قبل از یاد گرفتن نمیتونسته از اونها استفاده و یا لذت ببره، بعد از یاد گرفتن فارسی می‌تونه شعر بخونه و رمان بنویسه و هنگام صحبت کردن با دیگران از چیز هایی که یاد گرفته استفاده کنه تا بتونه به نحو بهتری منظورش رو برسونه و یا مخاطب خودش رو جذب بکنه و اگر انگلیسی یاد بگیره میتونه با افراد خارجی در ارتباط باشه و و از اموخته هاش برای درک مطلب و کسب بیشتر علم استفاده کنه،از ان جایی که علم زیاده ادم هر چه بیشتر یاد بگیره بهتر میتونه دنبال علم مورد علاقه خودش بره و بهتر تحقیق کنه.

من به عنوان معلم نه تنها باید بهش مطلب یاد بدم بلکه باید بهش یاد بدم چطوری تحقیق کنه و چطوری انگیزه لازم رو برای کسب علم پیدا کنه.

 

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟ همانطور که بسیار گفته میشه ادم باید باید با دیگران همون کاری رو بکنه که حاضره دیگران با او انجام بدن، به نظر من اگر من میخوام منتقد خوبی بشم باید خودم رو آماده‌ی انتقاد پذیری کنم و یاد بگیرم که چه انتقادی درسته و چه انتقادی نادرست.

اما تفکر انتقادی کمی با انتقاد معمولی فرق میکنه، من از تفکر انتقادی به عنوان یکی از بهترین روش های حل مسئله یاد میکنم، که با اون میشه مشکل یک مسئله یا پدیده رو درک کرد و به فکر حل ان مشکل بود، پیشرفت من در تفکر انتقادی باعث پیشرفت من در همه‌ی ابعاد زندگی میشه،تفکر انتقادی به این معناست که بدون طرف کسی رو گرفتن افراد و پدیده های دور و ور خودم رو درک کنم و به خوبی و یا بدی انها فکر کنم و بعد تمام ابعاد اون مسئله رو مورد انتقاد بی طرف قرار بدم که ایا این قسمت درست است یا ایا میتونم اونو یهتر کنم و اینکه چطوری اینکار رو بکنم.

 

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟ ۱--ساحت تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی: دو مهارت اعتماد به خدا و استفاده از اموزه های قرانی در زندگی, اگر دانشاموزی از مهربانی،بخشندگی،توانایی و دانایی خدا اگاه شود بهتر به خدا اعتماد میکند و اگر ایه های ساده‌تر قران را به درستی بخواند و درک کند میتواند از ان به خوبی در زندگی استفاده کند.

۲--ساحت تعلیم و تربیت زیبایی شناسی و هنری:دو مهارت خلاقیت و ابراز احساسات, دانش‌آموزان با ایجاد تغییرات کاربردی در اشیا و محیط دور و ور خودشون میتونن خلاقیت خودشون رو افزایش بدن و با مشاهده اشیا فرهنگ‌ها و پدیده های طبیعی و هنری میتونن توانایی ابراز امیدوار احساسات رو به دست بیارن.

۳--ساحت تعلیم و تربیت زیستی و بدنی:دو مهارت افزایش شادابی و سلامتی و افزایش اگاهی،دانشاموزان میتونن با دونستن توانایی های جسمی حرکتی خودشون اون رفتار های مناسبی با بدن خودشون داشته باشن تا سلامتی و شادابی خودشون رو زیاد کنن و با اگاهی از محیط اطراف میتونن تاثیر خود رو بر محیط درک کنن.

۴--ساحت تعلیم و تربیت علمی و فناورانه:دو مهارت حل مسئله و ایده پردازی، که دانشاموز با علوم پایه ،علوم ریاضی و تفکر در پدیده های طبیعی میتونه به ان برسه

۵--ساحت تعلیم و تربیت  اجتماعی و سیاسی:دو مهارت رعایت قوانین و ایفای نقش در جامعه، دانش امور با درک چگونگی و چرایی قوانین میتونه در روابط خوانوادگی و اجتماعی شرکت کنه و وظایف خود رو در قبال دیگران اجرا کنه.

۶--ساحت تعلیم و تربیت  اقتصادی و حرفه­ای: دو مهارت تولید محصول و مصرف بهینه،با درک قوانین پایه اقتصاد و با استفاده خلاقیت میتونه به این دو مهارت برسد.

دارای دیدگاه توسط (292 امتیاز)

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.: من دوست دارم که دانش‌آموزم مهربان باشد تا بتواند به افراد از هر سن و هر جنسیت کمک بکند، دوستدارم که یاد بگیرد چگونه دیگران را درک کند، یعنی بفهمد که یک فرد چه حسی دارد و در چه موقعیتی وجود دارد و اینکه چگونه میتوان به او کمک کرد، همچنین دوست دارم دانش‌آموزم یاد بگیرد که قضاوت نکند حتی اگر همه چیز بر علیه فردی بود با چشمان باز به همه چیز نگاه کند و فقط با درک درستی از همه عوامل موجود بر یک مسئله به ان بپردازد تا مبادا یه کسی ناعدالتی‌ شود چه دوست و چه دشمن،و اینکه یاد بگیرند از قوانین اطاعت کنن و چگونه از قوانین استفاده کنن تا بتونند در همه‌ی ابعاد زندگی خود قانون مند باشند که اگر موقعی با قاضی و پلیس رو در رو شدند حق خودشون رو بدونن،و در اخر یاد بگیرند چگونه اعتماد کنن که در زمانی که لازم بود به درستی بر شانه دیگران تکیه کنند و از دیگران فراتر از توانایی انها نخواهند.

 

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.: به نظر من هستی شناسی یکی از مهم ترین مبانی موجوده ، به نظر من هستی شناسی یعنی یاد اوری به خود که همه چیز در این دنیا از زمان و مکان گرفته تا انسان و حیوانات تا درخت و سنگ و ... همه افرینش خداوند هستند، که ما درک کنیم این عالم هستی از آن خداست و شکرش رو بجا بیاریم، تا درک کنیم که هر چیزی دلیلی داره در این دنیا، تا با مشاهده دقیق به هستی برسیم و بفهمیم چگونه از همه چیز استفاده کنیم تا به قرب الی الله برسیم، هرچه بیشتر یاد بگیریم و بیشتر درک کنیم بهتر میتونیم خدا رو بشناسیم و دلیل خوبی برای به سمت خدا حرکت کردن پیدا کنیم، باید خودمون رو بشناسیم که هر جای بدنمون چه کار میکنه و چطوری کار میکنه ، دنیا رو بشناسیم تا تاثیر حتی قطره ای اب رو در چرخه‌ی زندگی بدونیم تا به کسب علم و در نهایت خدا برسیم

 

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟ به نظر من یکی از مهم ترین مسائل موجود در محیط مدرسه و محیط که کلاس که حاکم هست در انتظارات دانش‌آموزان و انگیزه‌ی اون ها نحوهی درست جواب دهی به اشتباهات دانش‌آموزان در حوزه های درسی هست، به نظر من ادم باید خوب درک کنه که چه رفتاری شایستی و چه رفتاری ناشایست هست یا اینکه چه مطلب علمی اشتباه و یا درست هست،دانشاموزان در طول زندگی خودشون در مدرسه مسائل بسیار زیاد و مهمی رو حل میکنن و انتظار دارن که این حل مسئله دیده بشه و تشویق بشه تا اون رو در خودشون پیشرفت بدن و افزایش بدن، اما در مواقعی دانش‌آموز اشتباه میکند و سوالی را چه به اشتباه یا به قصد اشتباه حل میکند و منتظر پاسخی درست از سمت معلم است، من دوست ندارم که دانش‌آموزم مورد خنده قرار بگیرد یا دانشاموزان دیگر از او سرمشق بگیرند و مثل او اشتباه کنن اما هم زمان دوست ندارم انگیزه و اعتماد به نفس او را بشکنم پس جوری مطلب و مسئله گفته شده را بازگو میکنم که او بفهمد چه اشتباهی کرده و ان را درست کند که این روش باعث افزایش اعتماد به نفس میشود.

 

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.: از انجایی که ترک کردن به تنهایی برای پیشرف اثر بخشی مدرسه کافی نیست من به تغییر و تحول هر چه سریع تر در مطالب ارائه شده در مدرسه ها می‌شدم،هر چند شاید گفت که این مسئله مربوط به اموزش و پرورش است من اعتقاد دارم که یک معلم خوب باید درست زندگی کردن را به دانشاموزانش یاد دهد،یاد بدهد که زندگی چگونه آغاز میشود،و اینکه چگونه باید ان را ادامه داد، که زندگی درست یعنی چه و چه هدفی باید در زندگی داشت.

بعد از تغییر مطالب به فکر روشی بهتر و درست تر برای گزینش دانش‌آموزم در موقع امتحانات خواهم بود که بهتر انها را درک کنم و بهتر برای پیشرفت انها بتونم تلاش کنم.

به نظر من زنگ تفریح باعث ایجاد خطر های زیادی میشود من دوست دارم دانش اموزان در کلاس چرت بزنند، نرمش کنند و اگر لازم بود برای دسترسی به سرویس بهداشتی و یا بوفه به بیرون بروند که این امر باعث کاهش صدمات و خطر های جانی و مالی میشود.

به نظر مسئله دیگری که بسیار مهم هست ایجاد انگیزه و احساس تعلق پ همچنین کنجکاوی در مورد مطالب درسی است که باید توسط فردی که دانش خوبی در علم روانشناسی و مشاوره دارد باید به این امر مهم بپردازد.

و در اخر در تلاش خواهم بود روشی بهتر برای تمرین مطالب برای دانش آموزان ایجاد کنم تا دانش آموزان بتوانند هم زمان که یاد میگیرند و تمرین میکنن از تکلیف خود لذت ببرند.

 

نتیجه:با توجه به گفته های بالا من تمام تلاش رو میکنم که زندگی کردن در این دنیا و بندگی کردن خدا را یاد بدهم و بعد تمام تمرکز خودم رو روی مطالب درسی از پیش تعیین شده میزارم تا راه موفقیت رو یا حتی شروع این راه رو به دانش آموزام نشون بدم.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (368 امتیاز)

مقدمه: به نام خدا، من محمدامین فتحی دانشجو ترم سه گروه بیست و سه دانشگاه فرهنگیان مرکز آموزش عالی شهدای مکه هستم و در آینده باید به تربیت و درس دادن زبان انگلیسی در شهرستان نسیم شهر منطقه بهارستان دو در استان تهران مشغول شوم. از ویژگی های شخصیتی ای که خود فکر میکنم دارای آنها هستم میتوانم به جدیت و رک بودن اشاره کنم. همانطور که گفته شد فلسفه معلمی عبارت است از گزاره ها و دیدگاه‌ های فلسفی معلم و من به عنوان یک معلم هنگامی که قصد تربیت یک سری دانش آموز را دارم ابتدا باید از چیستی و چگونگی تربیت اطلاع داشته باشم و همچنین باید به اهداف خود به عنوان معلم و همچنین اهداف تربیتی نظامی که در آن مشغول به درس دادن هستم نیز آگاه باشم و برای تربیت دانش آموزانم یک تصویر مناسب و واضح از مسیر تربیت داشته باشم. که اینها بدون داشتن یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی ممکن نیستند.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

من به عنوان یک شخصی که 12 سال را در طول تحصیل خود از کودکی تا رفتن به دانشگاه در مدارس مختلف محل خدمت خود گذرانده‌ام به این نتیجه رسیدم که متاسفانه در جامعه امروز ما به دلیل مسائلی مثل مسائل اقتصادی مختلف و یا مسائلی مثل بیشتر شدن تعداد دروس و معلمان و دانش‌آموزان که بنظر من از تاثیرگذاری و صمیمیت بین معلم و دانش‌آموز ( که بنظر من موردنظر بزرگانی که در گذشته درباره جایگاه معلم صحبت کرده‌اند بوده است) کم کرده‌اند، جایگاه و نقش معلم به خصوص یک معلم درس زبان انگلیسی نسبت به گذشته پایینتر آمده ولی خوشبختانه با تمام این تفاسیر همچنان در جامعه معلم جایگاه نسبتا خوبی برخوردار است و نقشش با اینکه شاید دیده نشود ولی بسیار حیاتی است. هر حرف و رفتار یک معلم سر کلاس میتواند خودآگاه یا ناخودآگاه روی رفتار و شخصیت و علایق دانش آموز تاثیر بگذارد، برای مثال رفتار نامناسب من به عنوان معلم زبان میتواند یک دانش آموز را به طور کلی از زبان انگلیسی متنفر کند به گونه‌ای که حتی اگر دانش آموز استعداد زیادی در این رشته داشته باشد دیگر هیچوقت به سراغش نرود.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

خداوند خالق جهان و انسان است و از ابتدای خلقت از طریق روش های مختلفی برای هدایت انسان تلاش کرده است و نعمت های فراوانی را برای به کمال رسیدن انسان و استفاده درست انسان از جهان به او عطا کرد و انسان را خلیفه خود نامیده است.ارتباط خدا با جهان به عنوان خالق آن نیز واضح است. انسان باید ابتدا خود با استدلال و روش های دیگر به خدا ایمان پیدا کند و سپس با استفاده از ابزارها و نعمت هایی که خداوند در اختیار او قرار داده است، تلاش کند به والا ترین و هدف اصلی خلقت خود یعنی نزدیکی به خدا برسد و وظایف خود نسبت به جهان نیز انجام دهد. با دانستن این ارتباطات که موجب حرکت به سوی رشد و کمال، آرامش و امید و افزایش حس مسئولیت می‌شود، میتوانیم از آن برای شناسایی هدف مناسب در تربیت و همچنین پیدا کردن راه و مسیر درست تربیت استفاده کنیم.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید. 

به عنوان یک معلم زبان انگلیسی در منطقه‌ای نسبتا پر جمعیت که ساکنینش اغلب از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند و بچه‌ها از ابتدای ورودشان به جامعه به گونه‌ای مادیات و کسب پول را اولویت خود و بالاتر از علم ، درس و یا در بعضی مواقع همه چیز قرار می‌دهند، به شخصه من نمی‌توانم انتظارات زیادی داشته باشم و اهداف غیرقابل دسترس و خیلی والایی از دانش آموزانم بخواهم. طبیعتاً اولین اهدافی که دوست دارم دانش آموزانم به آن برسند اهداف درسی از جمله موفقیت در درس خودم، یادگیری مطالب تدریس شده در کلاس، توانایی استفاده از مطالب تدریس شده، کسب مهارت های لازم زیان انگلیسی و... هستند. علاوه بر اینها موضوعی که به عنوان یک معلم از الان ذهن من را درگیر می‌کند و به عنوان یک دانش آموز بارها در مدارس آن را دیدم، فراموش کردن درس هنگام خروج از مدرسه و بطور کلی فراموش کردن آن هنگام تعطیلات است و یکی از مهمترین اهدافی که دوست دارم دانش آموزانم به آن برسند علاقمند شدن به خود اکتساب دانش، به گونه‌ای است که دیگر آن را صرفا به عنوان یک امر اجباری در مدرسه و امر بی اهمیت در خارج از آن نبینند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.نقش معلم در داخل کلاس یجورایی کاملا مشخص است و همه ما قبلا به عنوان دانش آموز با آن آشناییت پیدا کرده‌ ایم، در مرحله اول من به عنوان یک معلم اثربخش داخل کلاس باید به تدریس هرچه بهتر و کاملتر زبان انگلیسی با برنامه ریزی مناسب و به گونه‌ای بپردازم که یادگیری را برای دانش آموزانم راحت تر و شانس یادگیری را بالاتر ببرد و همچنین با رفتار و گفتار مناسب نسبت با هر دانش آموز برای تشکیل علاقه نسبت به علم بپردازم. اما در خارج از کلاس و مدرسه اوضاع پیچیده تر است، زیرا بنا بر دلایل مختلف که مهمترین آنها تعداد زیاد دانش آموزان و کمبود وقت است، من نمیتوانم خارج از مدرسه نیز به تمام دانش آموزان خود دسترسی داشته باشم و با آنها ارتباط برقرار کنم، بنابراین نقش معلم در خارج از کلاس و مدرسه کوچک تر از نقش معلم داخل کلاس است ولی با این حال این نقش وجود دارد، من معلم می‌توانم با رفتار و گفتار و ظاهر خوب الگویی مناسب حتی خارج از کلاس باشم ولی نمیتوانم به صورت فیزیکی در خارج از کلاس نقشی داشته باشم زیرا که حتی دانش آموزان هم این را نمیخواهند.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

برای یک معلم زبان انگلیسی ارتقا خردورزی و تفکر انتقادی می‌تواند بسیار سخت و چالش برانگیز باشد، من برای ارتقای خردورزی و تفکر انتقادی در متربیانم اول باید خودم تفکر انتقادی را به خوبی یاد بگیرم، بعد از مسلط شدن به تفکر انتقادی، باید همیشه دانش آموزانم را به مطالعه و همواره فکر کردن درباره موضوعات گوناگون دعوت کنم چون که یکی از اصلی ترین راه های رسیدن به خرورزی تفکر است و با آن میتوان به خردورزی رسید، ولی طبیعتاً فقط به همین سادگی نیست و دانش آموزان بخصوص در این سن به اینگونه نصیحت ها مخصوصا در کلاس درس زبان اهمیت چندانی نخواهند داد پس باید این پیام ها رو به گونه‌ ای در تدیس پنهان و با آن ترکیب کرد تا بتوانند تاثیر خود را بزارند. علاوه بر این می‌توانم از راه های ثابت شده‌ای مثل تمرین و تکرار ، ارزیابی و بازخورد ، محیط یادگیری پشتیبان، استفاده از مطالب چند رشته‌ای و... استفاده کنم.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

من در ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی  1: پذیرش آزادانه و آگاهانه دین اسلام و 2:خودشناسی و دیگر شناسی را ترجیح می دهم. در ساحت تربیت اقتصادی و حرفه‌ای،1: تدبیر امر معاش و زندگی اقتصادی با درک موقعیت اقتصادی خود و 2: درک و فهم مسائل اقتصادی خود و جامعه را انتخاب میکنم تا متربیانم بتوانند با مسائل امروزه جامعه وفق پیدا کنند. در ساخت تربیت علمی و فناوری, 1:شناخت و بهره­گیری از نتایج تجارب متراکم بشری و 2:برقراری ارتباط سازنده با طبیعت از طریق شناخت را انتخاب میکنم.در ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی,1: بازشناسی، حفظ و اصلاح آداب، رسوم، هنجارها و ارزش­های جامعه در پرتو نظام معیار اسلامی و 2: برقراري رابطه سازنده و مناسب با ايشان بر اساس نظام معيار اسلامی و كسب صفاتی جمعی نظير احسان، مهرورزی، انصاف، خيرخواهي، بردباری، وفاق، همدلی و مسالمت‌جویی، و در ساحت تربیت زیستی و بدنی، 1: درک ویژگی‌های زیستی خود و پاسخ­گویی مسئولانه به نیازهای جسمی و روانی خویش و 2: کوشش مداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط‌زیست و احترام به طبیعت بر اساس نظام معیار اسلامی را به دلیل اهمیت بیشتر آنها نسبت به سایر مهارتهای این ساحت انتخاب میکنم. در ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری نیز، 1:درک معنای پدیده­ها و هدف رویدادهای طبیعت و 2: بهره­گیری از قدرت تخیل خود در خلق آثار هنری باهدف حفظ تعالی میراث هنری، مورد انتخاب من هستند و سعی میکنم جز نصیحت از راه های دیگری مثل پیدا کردن محتوای درسی انگلیسی مربوط به این مهارتها و تدریس این مهارتها در کنار درس انگلیسی خود متربیان را تربیت کنم.

دارای دیدگاه توسط (368 امتیاز)

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید. 

1 :اولین مفهومی که من دوست دارم متربیم کسب کند  ، مسئولیت است. مسئولیت یکی از ویژگی هاییست که هر انسانی باید دارا باشد و ما به عنوان معلم باید باید آن را به متربیان خود آموزش دهیم برای مثال آموزش مفهوم مسئولیت به عنوان پذیرش عواقب افعال و تصمیمات شخصی. 2: مفهوم بعدی مورد نظر من احترام است و طبیعی است که احترام یکی از مهمترین مفاهیم در یک جامعه است و بدون احترام ارتباط میان اعضای جامعه تقریبا غیرممکن می‌شود و یا به یک ارتباط زیان آور تبدیل می‌شود، برای مثال من میتوانم با همیشه محترم بودن با متربیان اهمیت این مفهوم را به آنها بفهمانم 3: مفهوم بعدی مفهوم صداقت است، ارزش صداقت واضح است و همیشه دربارش صحبت شده‌ است و هیچوقت کسی پیدا نمیشود که به آن مخالف باشد، مثلا حتی جنایتکاران نیز دوست ندارند بهشان دروغ گفته شود. 4: عدالت مفهوم چهارمی است که من دوست دارم متربیان دارا باشند و باید به آنها اهمیت عدالت و رفتار عادلانه و همچنین تفاوت آن با برابری را بگویم. 5: دیگر مفهوم اجتماعی که من میخواهم هویت است، همانگونه که میدونیم هویت دارای انواع مختلفی مثل فردی،اجتماعی و... است و من به عنوان معلم نقش زیادی در شکل گیری هویت متربی دارم، برای مثال یک متربی باید بداند چه کسی است، از کجا می‌آید و چه هدفی دارد (می‌خواهد به کجا برود).

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

در هستی شناسی: اصل آفرینش جهان هستی غایتمند و خداوند غایت همه موجودات است. بیشتر مد نظر من است زیرا برای مثال دانش آموزی که این اصل را نداند، همه چیز را پوچ می‌داند. در انسان شناسی:اصل انسان موجودی است مرکب از جسم و روح، در فکر من است زیرا بیشتر دانش آموزان مخصوصا در رشته های غیر علوم انسانی که فلسفه جزو دروسشان نیست به این اصل توجهی نمی‌کنند و بدون اصل تمامی عوامل مثلا حتی خود علم هم بی ارزش می‌شود. در بحث معرفت شناسی: اصل شناخت آدمی با موانع و محدودیت هایی همراه است. این اصل واضحاً بیان می‌کند انسان باید از عقل و قوای شناختی در کنار هم به عنوان مکمل استفاده کند.در ارزش شناسی نیز یک اصل مهم : ارزشمند دانستن هر عمل هم تابع حسین فعلی است و هم وابسته به حسن فاعلی، این یعنی اینکه برای مثال من به عنوان معلم، باید کار تدریس خودت را هم به خوبی و درستی انجام دهم و هم اینکار را با نیت خوب انجام دهم.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهمترین تکنیک از نظر من و تکنیک مورد علاقه من در حوزه تدریس رشته خودم، یعنی زبان انگلیسی تکنیکی است به اسم storytelling، در این تکنیک همانطور که از اسمش مشخص است ما از داستان گفتن استفاده میکنیم تا پیام های خود و همچنین موضوعات مختلف درسی را به دانش آموزان انتقال دهیم، این تکنیک همچنین می‌تواند توجه دانش آموزان را بیشتر جلب کند و اگر داستان جذاب باشد باعث تمرکز آنها بر درس بشود. تعریف من از محیط یادگیری همه جانبه این است که ما در مدرسه باید دانش آموزان را برای تمامی جنبه ها و موقعیت های زندگی آماده کنیم و مدرسه در این حالت امروزه خود که فقط ده درس خاص را صرفا برای نمره دادن و گرفتن به دانش آموزان یاد می‌دهد کاملا بی مصرف است، باید در کنار این دروس و دانش، مهارت های مختلف مانند مهارتهای اجتماعی، حرفه های متفاوت و... نیز برای دانش آموزان تدریس شود.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

اولین مورد که مربوط به رشته خود من، زبان انگلیسی می‌شود تدریس اشتباه زبان انگلیسی است، برای تسلط یک فرد به اندازه کافی به این زبان تنها 6 سال تحصیلی کافی نیست، این درس باید از اول ابتدایی تا آخر دبیرستان تدریس شود. 2 : رویکرد اشتباه بعدی تقسیم بندی دانش آموزان به چند رشته انسانی،تجربی،ریاضی و... است که با اینکه در نگاه اول شاید منطقی به نظر برسید ولی این انتخاب که مسیر شغل آینده را مشخص می‌کند نباید در این سن انجام شود، دانش آموزان اول باید بدانند که هر رشته دارای چه دروسی است و ماهیت آن دروس چیست، سپس به انتخاب رشته خود بپردازد و من با اطمینان می‌گویم که دانش آموزان ما در سن 14-15 سالگی این آگاهی ها را ندارند و با این رویکرد غلط استعداد بسیاری هدر می‌رود. 3 : اقدام اشتباه بعدی مربوط به دروس منطق و فلسفه است که در مدارس ما متعلق به رشته علوم انسانی هستند ولی این دو درس به دلیل اهمیت غیرقابل آنها باید برای رشته های دیگر مخصوصا ریاضی به دلیل شباهت و ارتباط زیاد منطق و ریاضیات به یکدیگر، ارائه شوند.4 : یک اقدام اشتباه تربیتی عدم تدریس قانون است، دانش آموزان مدارس ما بدون آنکه اطلاعی از بسیاری از قوانین کشورمان داشته باشند فارغ‌التحصیل می‌شوند و اگر حقوق نخوانند جای دیگری آن را یاد نمی‌گیرند، پس بنظر من باید بخش های از قانون اساسیمان که به زبان ساده تر برگردانده شده در مدارس تدریس شود. 5 :مورد آخر برنامه زمانی مدارس است که در کشور ما مدرسه فقط سه یا چهار کلاس درس در پنج یا شش ساعت تشکیل می‌شود و هیچ زمانی برای برقراری ارتباطات اجتماعی، یادگیری مهارت های مختلف برای زندگی، فعالیت های ورزشی و... در نظر گرفته نشده است.

نتیجه گیری: من سعی میکنم با مطالعه بیشتر و تحقیق اصل ها و روش هایی که درباره ا‌ش صحبت کردم و همچنین افزایش توانایی های خودم در رشته‌ ای که قرار است مشغول به درس دادن آن شوم با چالش هایی که قرار است در داخل کلاس و مدرسه باهاشون مواجه می‌شوم، مثل چالش هایی که مربوط به سطح سواد خودم، رفتار با دانش آموزان و اولیا آنها، رفتار با همکاران و کادر مدرسه و ... مقابله کنم و همچنین با در نظر گرفتن مشکلات و رویکردهای اشتباهی که در نظر دارم و به آنها اشاره کردم و با کارکردن بیشتر بر روی آنها و مطالعه رویکرد های نوین که مورد استفاده کشورهای دیگر قرار می‌گیرند ،حل کردن و بهبود آنها را به هدف هایی برای آینده شغلی خود تبدیل کنم و رویکردهای جدید و بهتری ابداع کنم، تا حتی اگر نتوانستم آز آنها در سطح وسیعی استفاده کنم، حداقل در سطح کلاس ها و مدارسی که در آنها مشغول هستم، نتایج بهتری نسبت به قبل رقم بزنم.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (130 امتیاز)
مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

به نام خدا، بنده امیرحسین محسنی فرد، دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان واحد شهدای مکه هستم . و قرار است در محل خدمت خود یعنی شهرستان رباط کریم، به وظیفه ارزشمند خود یعنی معلمی، بپردازم.از ویژیگی های شخصیتی که میتوانم ابراز کنم؛ صبور بودن، لطافت در رفتار و گفتار است که میتوان این ویژگی ها را از صفات بارز معلمی تلقی کرد. من به عنوان یک معلم باید دارای یک بیانیه ارزشمند فلسفی باشم چرا که نقش معلم بر روی رویکرد و عملکرد دانش آموز و متربی، بسیار حائز اهمیت است و با دارا بودن این بیانیه، به گونه ای من میتوانم یک چارچوب مشخص برای پیشبرد اهداف و نیات خود در زمینه تدریس و آموزش داشته باشم.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

من به عنوان یک معلم که قرار است به زودی وارد حیطه آموزشی و تدریس شوم و در روال این زمینه قدم بگذارم بر این باورم که، معلم، به عنوان یک راهنما و مسیر یاب متعهد به متربی می تواند باشد. معلم گاهی میتواند به عنوان یک دوست صمیمی در انتخابات و تصمیمات دانش آموزان نقش داشته باشد و گاه می تواند به عنوان یک پدر در نقش خود پدیدار شود تا بتواند با تربیتی صحیح و سودمند، دانش آموز و نتربی را به سوی درستی از تاریخ و جامعه رهنمود کند. نقش معلم در جامعه از ابتدای تاریخ معاصر ما به چشم می آید، چه در اتفاقات سیاسی چه فرهنگی؛ که نشان دهنده این است که ارزش و نقش معلم در جامعه گاه با رهبر یک نهضت برابری می کند و تاثیری که معلم می تواند روی آینده جامعه بگذارد،بسیار حائز اهمیت است. من به عنوان معلم، نقشی سودمند و ارزشمندی در جامعه دارا هستم.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

خداوند، به عنوان قدرت مطلق و به عنوان سرچشمه تمامی موجودات، یک بی انتهای مطلق است. به این معنا که تمامی موجودات همیشه و همه جا در حال تلاش و تکاپو برای درک قدرت و عظمت خداوند هستند که هیچگاه و تحت هیچ شرایطی به این مهم دست پیدا نخواهند کرد. این ارتباط نزدیک و در عین حال دور موجودات با خداوند دارای ویژگی هایی نظیر شناخت هر چه بیشتر توانایی های خود و نحوه به کار بستن آنها در تمامی اوامر زندگی را شامل می شود. من به عنوان یک معلم و راهنما در تربیت و رهنمود متربی، باید این ادراک را به متربی برسانم که هرچه ما در تالش برای نزدیک تر کردن ارتباط خود با خداوند باشیم، نشانه هایی از متاثر شدن زندگی ما توسط رهنمود های الهی به چشم می آید. برای مثال من به عنوان معلم به دانش آموز خود این توصیه را میکنم که برای انجام بهتر تکالیف و متمرکز شدن هر چه بیشتر بر روی اهداف و نیات خود، حداقل ده دقیقه از زمان روزانه خود را صرف خلوت با خدا بکند تا انرژی و انگیزه کافی کسب کند.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

من به عنوان یک معلم و راهنما برای دانش آموزانم، باید سلسله ای از اهداف و اقراضی را برای خود و دانش آموزان خود تداعی کنم که در ادامه به آنها خوهیم پرداخت. از اهدافی که من به عنوان معلم باید برای دانش آموزان خود ترسیم کنم، این است که باید به آنها این را نشان دهم که به عنوان یک آموزنده دانش، تمامی روشهای مورد نظر را برای انعطاف پذیری نسبت به یادگیری دروس و مفاهیم به کار ببندند تا بتوانند از این طریق، به گونه ای هم در برابر مشکلات و سختی ها و لحظات سخت زندگی نیز به بهترین شکل انعطاف به خرج دهند. دیگر اهداف مورد انتظاری که به عنوان معلم میبایست برای آنها روشن کنم، این است که دانش آموز باید مدرسه و محیط آموزشی را به گونه ای فرصت ببیند که توسط مربیان در اختیارشان قرار داده شده است تا با نگاه به آن، تمامی تاثیر های مورد نظر را بپذیرد.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

من به عنوان یک معلم اثر بخش، باید این را بدانم که کالس و محیط آموزشی، نیازمند فاکتور ها و اصولی است که با رعایت آنها می توانم به بهتر شدن وضعیت تحصیلی دانش آموزان کمک کنم. از اصولی که میتوان به عنوان یک معلم در کلاس درس رعایت کرد این است که به دانش آموزان خود بفهمانم که آنها مستلزم به یادگیری تمامی دروس و مفاهیم تدرس شده و ذکر شده در کالس نیستند؛ چرا که هر کس دارای سالیق و عالیق و ادراک متفاوت است. در خارج از حیطه آموزش و کلاس نیز باید این را به دانش آموزان تفهیم کرد که قرار نیست در همه امور مسلط و توانمند باشند؛ چرا که بهترین روش برای حل این موضوع آزمون و خطا است تا بتوان با این روش به آن نقطه امنی که باید رسید تا با بکارگیری آن مهارت یا توانایی، بتواند وضعیت معشیتی خود، خانواده، و جامعه ای که در آن زندگی می کند را به نحو موثر تحت تاثیر قرار داد.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

من به عنوان یک عضو تاثیر گذار در جامعه، باید با به کار بستن ساز و کارهای  متفاوت در راستای افزایش آگاهی متربیان نسبت به این موضع تلاش کنم. از راه هایی که میتوان با بکار گیری آن، تفکر انتقادی را در خلق و خو و روحیه دانش آموزان تقویت و ارتقا داد، این است که برای مثال مجموعه ای از اخبار مختلف را به آن ها ارجاع دهیم تا نوع نگاه و دید آنها را نسبت به موضوع خبر ببینیم. با این کار میتوانیم این را ترسیم کنیم که باید نسبت به تمامی اخبار روزمره زندگی نگاهی محطاطانه داشته باشند و بیشترین پیگیری را نسبت به اخبار داشته باشند. از این طریق و با بکار گیری این روش، به مرور بر روی عملکرد متربیان در مواجهه با مسائل عملکرد بهتری خواهند داشت و میتوان بدین صورت به ارتقاء خردورزی آنها پرداخت و نتیجه آن را به مرور زمان می توان بر روی آگاهی و ادراک دست جمعی جامعه دید.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

من به عنوان یک معلم، باید بتوانیم روابط مرتبطی را برای تربیت دانش آموز چند ساحتی بین ساحت های شش گانه ایجاد کنم. به گونه ای ک دانش آموز را ابتدا با مهارت های ذکر شده در موقعیت های هم راستا با آن اهداف و مهارت ها رو به رو کنم. ساحت اعتقادی عبادی اخلاقی: پذیرش آزادانه و آگاهانه دین اسلام ( به عنـوان آیین زندگی و مبنای نظام معیار ) جهت تکوین هویت خود / تلاش مداوم جهت ارتقای ابعاد معنوی وجودی خویش و دیگران از طریق برقراری ارتباط با خداوند و دعوت سایرین به دینداری و اخلاق مداری / اهداف ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی : درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه و مواجه خردمندانه با تحولات اجتماعی/ توســعه آزادی و مرتبه وجودی خویش و دیگران در پرتو درک و اصلاح موقعیت اجتماعی خود / اهداف ساحت تربیت زیستی و بدنی: درک ویژگی‌های زیســتی خود و پاسخگویی مسئولانه به نیازهای جسمی و روانی خویش از طریق تعدیل غرایز و تقویت قوای جسمی و روانی و مبارزه با عوامل ضعف و بیماری. / بصیرت نسبت به سبک زندگی انتخاب شده و ارزیابی پیامدهای آن دربارۀ خود، جامعه و طبیعت.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

من به عنوان یک معلم، مفاهیمی همچون صبر، کوشش، ازخودگذشتگی،مهربانی، همزیستی را باید در متربیان خود بپرورانم تا بازخورد خوبی در آینده در وضعیت خود دانش آموزان و وضعیت جامعه داشته باشیم. برای سرانجام یافتن این تلاش ها، میبایست بستری را برای آزمون و خطا کردن آماده ساخت که میتوان قرار دادن دانش آموزان در شرایطی باشد که نیاز به بکارگیری ویژگی های یاد شده باشد تا از این طریق بتوان به نحو احسنت این ویژگی های شخصیتی را بروز و ارتقاء داد. برای کسب کردن مهارت کوششگری بهتر است شرایط یکسان نظیر رقابت را بین دانش آموزان قرار داد و در نتیجه آن نوید یک پاداش مناسب تا از این طریق بتوان حس کوششگری و رقابت را بینشان برقرار ساخت تا در آینده نیز بتوان این تلاش را در روند پیشرفت جامعه از طریق اعضای آگاه و فعال را مشاهده کرد؛ و جامعه ای کوششگر وتلاشمند را به گونه ای مناسب ساخت .

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

منِ معلم، باید یک رابطه چند گانه و موثر را نسبت به مبانی چهار گانه در بیانیه فلسفی و آموزشی خود به منظور تربیت هرچه بهتر دانش آموزان خود ، ایجاد کنم تا بتوانم دانش آموزان خود را به نحو احسن به سوی یک نسل ایده آل، سوق دهم. برای مثال برای هرکدام از مبانی ذکر شده، بستری فراهم کنم که این مبانی توسط دانش آموزان هرچه بهتر و راحت تر در نا خود آگاه آنها قرار بگیرد.

مبانی هستی شناسی : -آفرینش جهان هستی، غایتمند و خداوند غایت همة موجودات است. / مبانی انسان شناسی : _انسان موجودی است مرکب از جسم و روح: دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط./ مبانی معرفت شناسی : انسان نسـبت به شـناخت هسـتی و درک موقعیت خود و دیگران در هسـتی توانایی دارد/ مبانی ارزش شناسی : -ارزشـمند دانسـتن هر عمل، هم تابع ُحسن فعلی و هم وابسته به ُحسن فاعلی است.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

من خود به عنوان یک معلم، این را تاثیر گذار و موثر میدانم که با دانش آموزان و  متربیان خود از طریق دوستی و صمیمیت وارد شوم و بیشتر به آنها این را تفهیم کنم که بیشتر در نقش یک برادر یا دوست هستم تا در نقش یک معلم. چرا که از این طریق در نظر من، موجب سهولت در تربیت و رهنمود ساختن دانش آموزان در مسیر تربیت صحیح می شود. به عنوان یک معلم، سعی در ایجاد یک محیط منعطف و همه گیر هستم به گونه ای ک تمامی استعداد های دانش آموزان، از طریق به کار بستن انواع موضوعات و مفاهیم مورد انتظارشان. بدین صورت این نوید به دانش آموزان داده میشود که محیط کالس و درس یک محیط رفاه و فرح بخش، در جهت رشد و افزایش آگاهی و ادراک آنها، در تمامی جهات و ابعاد انسان می باشد و جای هیچگونه گریز و راه کج کردنی باقی نمی ماند.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

من به عنوان کادر تاثیر گذار در روند پیشرفت فعالیت ها و عملکرد علمی و فرهنگی مدرسه، لازم است اندک تجدید نظراتی در روند آموزشی و تربیتی سیستم آموزشی داشته باشم چرا که خود نیز در این محیط به گونه ای زندگی کرده ام و واقف به تمامی رویداد های آن هستم.

حذف یا به حداقل رساندن برنامه صبحگاهی: چرا که در ابتدایی ترین ساعات روز، دانش آموز نیاز به یک محیط ارام تر دارد و در فصل زمستان و به دلیل وجود سرما این برنامه جایز نیست.

مفهومی محور کردن امتحانات: به گونه ای که دانش آموز مجبور به حفظ کردن نقطه به نقطه کتاب درسی نباشد و صرفا فهم مطالب یاد داده شده کفایت میکند.

افزایش و مدرن کردن وسایل کمک آموزشی: به نوبه خود شاهد بودم که در محیط آموزشی که در آن درس خوانده ام، عدم وجود ابزار هوشمند کاملا مشهود بوده و در روند یادگیری دانش آموزان تاثیر خود را گذاشته است.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (350 امتیاز)

به نام خدا

محمد هادی نستعلیق هستم از تهران رشته تحصیلی ام در دبیرستان ادبیات و علوم انسانی بود. به مدت چهار سال در کانون زبان ایران تحصیل کردم. به سبب مهارت های سخنوری و پیشینه علمی خودم در زبان انگلیسی تصمیم گرفتم رشته دبیری زبان انگلیسی را انتخاب کنم . من باید برای منطقه 16در تهران خدمت کنم. اصولا به کشف حقایق درباره انسان علاقه مند هستم و دوست دارم علمی را به صورت عمیق بیاموزم که بتوانم به صورت عمیق گسترش دهم . به مباحثه و به چالش کشیدن موضوعات مشتاق هستم. بیانیه فلسفی به من کمک میکند که بدانم آموزش را از کجا وچگونه باید شروع کنم و در کجا و در چه زمان به پایان برسانم . فلسفه معلمی من رفتار من برخورد من و نحوه تعامل من با دانش آموزان را تعیین میکند . فلذا آموزش بدون فلسفه گنگ و گمراه کننده واقع میشود

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

جواب سوال1: قاعدتا هیچ شغلی مانند معلمی نمیتواند آینده کشور را تضمین کند. معلمان هستند که تعیین میکنند کشور در آینده به چه سمت و سویی حرکت کند

دلیل اول: اگر نگاهی بیندازیم به آنهایی که پست ومقامی

را در دست دارند متوجه میشویم که آنها هم روزی به مدرسه میرفتند و تحت نظر معلمان رشد میکردند. و اگر الان گروهی از مسئولان ما به فرهنگ و آداب زمامداری آگاه نیستند شاید به این دلیل باشد که به خوبی در مراکز آموزشی تربیت نشده اند و حکومت اسلامی را به سمت اشرافی گری سوق داده اند و این نشان میدهد که ما در امر آموزش ضعیف کار کرده ایم

دلیل دوم :انسان در مراحل ابتدایی زندگی (نوجوانی) گوش شنواتری دارد و کلام حق بر او بیشتر از بزرگسالان تاثیر میگذارد چرا که به گناه آلوده نشده و در ابتدای مسیر قرار گرفته است در همین حال معلم با چنین اشخاصی در ارتباط است فلذا به خوبی میتواند بر آنها تاثیر بگذارد و آن هارا برای آینده کشور آماده کند.

اگر قراربود معلم معلم انسان های کهنسال و میانسال باشد هیچ گاه معتقد نبودم که یک معلم نقش مهمی در جامعه دارد. فلذا معلم موتور محرک است و دانش آموز موتور متحرک . معلم دانش آموز را به سوی جلو هل میدهد و هرچه این موتور یعنی معلم قوی تر باشد متحرک با سرعت بیشتری حرکت میکند حالا اگر محرک و متحرک را ضربدر هزار وبیشتر بکنیم میتوانیم یک آینده ی بسیار مطلوب تری را متصور شویم .

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

جواب سوال دو: خداوند,جهان و انسان هر سه با یکدیگر در ارتباط هستند. انسان بر جهان تاثیرگذار است و خداوند و جهان نیز برانسان تاثیر میگذارند. انسان میتواند به وسیله همت و پشتکار و ایمانی که دارد یک جهان را تغییر دهد. همانطور که امام خمینی یک انقلاب باشکوهی را رقم زد. جهان هم با قوانین خود که انسان ها وضع کردند ویا قوانینی که جزو سنت های خداوند هستند نیز میتواند بر انسان تاثیر بگذارد مثلا اگر قانون شکنی کنی مجازات میشوی و یا اگر زیر دوار کج بایستی دیوار بر روی تو خراب میشود . سلسه همه ی اینها به خداوند میرسد . انسان هایی که به خدا ایمان دارند آرامش بیشتری را دارا هستند . با توجه به این مقدمات ما علم را به صورت های گوناگون میتوانیم به متربی منتقل کنیم . میتوانیم خدا را در آموزش حذف کنیم و علم را به صورت تجربی به دانش آموز منتقل کنیم که نتیجه آن علم سکولار میشود . در اینجا ما شاید بتوانیم متخصص های نمونه ای را پرورش دهیم اما چون اعتقادات آنها به خداوند ضعیف است نمیتوانند متعهدانه، با خلوص نیست و وجدان کاری برای کشور فعالیت کنند وباید منتظر رانت و رشوه هم باشیم. یکی از ریشه های اشرافی گری توجه اندک نمودن به خدا وسیره اهل بیت در نظام آموزشی است. من در آموزش خود به هر سه موضوع انسان ، جهان و خداوند توجه میکنم . و سعی میکنم با فلسفه و عقل به هر کدام از این مسائل بپردازم و با کمک روایت ها وبررسی روایت ها به وسیله استدلال خدا و قوانین جهان را به دانش آموزم اثبات میکنم چرا که بیان موضوع با استدلال و دلیل بیشتر از بیان روایی آن موضوع بدون استدلال مورد پذیرش قرار میگیرد . اعتقادم این است که دانش اموز در پرتو علم و ایمان و عمل صالح میتواند به موفقیت برسد

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

جواب سوال سه : من به شخصه نمیتوانم برای دانش آموزان هدف تعیین کنم اما میتوانم آنهارا به سمت اهدافی خاص رهنمود کنم . دوست دارم دانش آموزان در قدم اول بدانند از کجا آمده اند و به کجا میروند . اینکه دانش آموزان حقیقت جهان را درک کنند و به ابعاد مختلف آن دست پیدا کنند خیلی برای من مهم است یعنی هم با نگاه دینی و هم با نگاه علمی یعنی علم تجربی به بررسی موضوعات بپردازند و به نوعی به تفکر انتقادی برسند.

2.دوست دارم دانش آموزان به خود شناسی برسند و بهتر به مهارت ها وتوانایی های نهفته خودشان واقف شوند . مثلا اگر دیدم که دانش آموزی خوب بحث میکند زودی به او گوشزد میکنم که تو وکیل خوبی میشوی.

3. دوست دارم دانش آموزان در درس مربوطه به مراتب عالی برسند به همین جهت زبان انگلیسی را با روش های گوناگون و استفاده از فناوری به آنها آموزش میدهم.

4. دوست دارم دانش آموزان مشکل یاب باشند و به دنبال آن بتوانند مشکلات جامعه ی خود را حل کنند که این مقوله هم بدون توجه به هستی شناسی و انسان شناسی و خدا شناسی قابل انجام نیست

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

جواب سوال4:مسلما من معلم باید با حضور ذهن بالایی سر کلاس حاضر شوم چراکه اولیاو مهم تر از آنها دانش آموزان از معلمان خود انتظاراتی را دارند . هیچ دانش آموزی یک معلم با تحصیلات و علم پایین را نمیپسندد.

هر جلسه که من سر کلاس حاضر میشوم دانش آموز انتظار شنیدن حرف و سخنان تازه ای  را از من دارد

دانش آموزان معلمانی را که فقط به دنبال سرگرم کردن دانش آموزان هستند دوست ندارند . من معلم اوقات خودم را دارم با دانش آموزان به اشتراک میگذارم حال از این اشتراک باید یک نتایج مفیدی بیرون آید . نقش من در خارج از کلاس : در خارج از کلاس باید علم خودم را ارتقا دهم و اتاق فکری برای خودم طراحی کنم که به وسیله آن ذهن دانش آموز را به جهت های خاصی سوق دهم . در کنار آن برای دانش آموزم جزوه طراحی میکنم که به وسیله آن جزوه چشم انداز علمی و جهت ها را به او نشان دهم . من معلم به جای مکلف کردن دانش آموزم به انجام تکالیفی خودم را مکلف میدانم که با نگاهی عمیق و سرشار در کلاس حاضر شوم. در داخل کلاس هرگز اوقات را به بطالت گذران نمیکنم . و تا جایی که دانش آموز کشش داشته باشد، درس مربوطه را به او آموزش میدهم.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

جواب سوال پنج: من معلم برای اینکه تفکر انتقادی را به دانش آموز خودم آموزش دهم باید خودم نیز تفکر انتقادی داشته باشم . تفکر انتقادی با تجربه های فراوان و مطالعه ی زیاد در کنار دیدن انواع فیلم ها بدست می آید .از نظر من برای عملی کردن تفکر انتقادی باید به علوم مختلف اشراف داشته باشیم تا بتوانیم با نگرشی که از علوم مختلف بدست می آوریم به ابعاد ناشناخته پدیده های اجتماعی پی ببریم و مشکلات را شناسایی کنیم و راه حل مبتکرانه ای برای آنها طرح کنیم . در جهت این امر برای دانش آموزان فیلم میگذارم و از آنها میخواهم که بخش های مختلف فیلم را به زبان انگلیسی نقد کنند . از درون فیلم ها میتوان نکات جامعه شناسی،روان شناسی و دینی را کشف کرد. دانش آموز را مکلف میکنم که فیلم را ببیند و به سامانه اینترنتی که در آنجا سوالات درباره وقایع فیلم  طرح شده پاسخ دهند. دیگر نیاز نیست که وقت کلاس را به آزمون اختصاص دهم . کلاس جای تبادل نظر است و امتحان به صورت مجازی قابل انجام است . برام فرقی نمیکنه که دانش آموز تقلب کرده یا نکرده . برای من مهم اینه از همین تقلبی هم که انجام داده یک چیزی یاد گرفته باشه . ما اگر نظریه ها و دیدگاه های دانشمندان در حوزه های ادبیات، روان شناسی ، جامعه شناسی و اقتصاد را تحلیل کنیم میتوانیم تفکر انتقادی را در خود پرورش دهیم .

دارای دیدگاه توسط (350 امتیاز)

ادامه سوالات و جواب ها

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

جواب سوال شش:  برای ساحت زیستی سعی میکنم روی آمادگی جسمانی خودم کار کنم که در نتیجه دانش آموز با دیدن من معلم به پرورش جسم خود ترغیب شود. 2.اگر امکانش فراهم باشد و بچه های کلاس نیز جنبه داشته باشند وسط کلاس موکت پهن میکنم و دانش آموزانی را که  نظم کلاس را برهم میزنند  مجاب به انجام ورزش شنا مثلا ده عدد شنا میکنم . البته همه ی این اقدامات بستگی به شرایط موجود دارد. با دادن این جریمه دانش آموزرا در حوزه ی دیگری توانمند میکنم

 

برای ساحت اقتصادی و حرفه ای : مباحث اقتصادی را به دانش آموزان آموزش میدهم و چالش های بازار ایران را برای آنها شرح میدهم مثلا تورم چگونه به وجود می آید . و یا تکنیک های مدیریت حرفه ای و بازاریابی در حوزه اقتصاد را به آنها یاد میدهم .     

برای ساحت اعتقادی و عبادی :

ابتدای هر جلسه یک حدیث از پیغمبر روی تخته مینویسم به همراه یک بیت شعر که با حدیث مرتبط باشد.   

2. به مباحثه اعتقادی با دانش آموزان میپردازم

برای ساحت علمی و فناوری: امتحان های میان ترم متربی را در سامانه های مجازی به صورت سوال های تستی برگزار میکنم و از آنها میخواهم نمره خود را ایمیل کنند تا با فناوری بیشتر آشنا شوند.

گروهی در شبکه اجتماعی ایجاد میکنم و آنهارا در گروه عضو میکنم . در آن گروه مطالب علمی روز را قرار میدهم .

اجتماعی و سیاسی : دیدگاه های سیاسی را برای آنان بیان میکنم

فیلم های سیاسی را به آنان نشان میدهم

در امتحاناتشان از متون سیاسی به زبان انگلیسی استفاده میکنم.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

جواب سوال هفت: راستگویی : به دانش آموزان عواقب دروغ گویی را توضیح میدهم تا به لزوم راستگویی پی ببرد. عده ای از افراد به دروغ به پست و مقام میرسند که نتیجه آن ناکارامدی آنها در حوزه ی مربوطه است

امانت داری: متاسفانه امروزه خیلی ها به این صفت اخلاقی با وجود اعتقاد عمل نمیکنند . پلیسی وسیله نقلیه را توقیف میکند اما خودش را مسئول لوازم جانبی آن نمی داند . دانش آموزی کتابی را از کتابخانه میگیرد اما باز نمیگرداند .

مسئولیت پذیری و وجدان کاری: متاسفانه بسیاری از مسئولان مسئولیت پذیر نیستند و وجدان کاری هم ندارند.

بچه های کار نتیجه ی بی مسئولیتی پدران و مادران است .

بخشش و کمک به نیازمندان: اگر فرهنگ انفاق در بین مردم وجود داشته باشد فقرا نیز کمتر میشوند .

 به وسیله استدلال آن ها را توجیه میکنم که زندگی دنیوی پایدار نیست و نمیتوان این دنیارا ملاک سبک زندگی قرار داد . به آنها فرهنگ سکولاریسم، لیبرالیسم و اسلامی توضیح میدهم و از آنها میخواهم که خودشان انتخاب کنند که بر چه اساسی زندگی کنند.

 

فروتنی: سعی میکنم شخصیت فروتن را در خودم ایجاد کنم که دانش آموز نیز بتواند با الگوبرداری از من فروتن شود

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

جواب سواال هشت: انسان شناسی:اصالت روح در مقابل جسم و اصل فطرت : برای اینکه دانش آموز را با حقیقت آفرینش و دین آشنا کنم از این اصول کمک میگیرم تا به آنها ثابت کنم که روح حتی بیشتر از جسم به غذا و خوراک نیاز دارد که دستور العمل این غذا در دین آمده و دین و احکام به آنها گفته که چه چیزی برای روح شما مضر است و چه چیزی مفید است و در کنار همه ی این مسائل تاکید میکنم که روح به دلیل جاودانه بودنش بیشتر از جسم نیازمند تربیت است .

 

معرفت شناسی:شناخت فقط منحصر به عقل و تجربه نیست بلکه وحی نیز لازمه ی شناخت است .

دانش آموزان را از علوم انسانی غربی به سمت علوم انسانی دینی هدایت میکنم و آنها را توجیه میکنم که خودشان را هرگز به علوم تجربی محدود نکنند چرا که علوم تجربی هرگز نمیتواند راجع به مفاهیم اخلاقی اظهار نظر کند و شاید بتوان گفت یکی از دلایل کمرنگ شدن انسانیت در بین جوامع غربی همین محدود کردن علم به علوم تجربی است . ناظر به انسان شناسی نیز باید بدانند که شناخت کامل انسان با علوم تجربی امکان پذیر نیست چراکه روح انسان که یک روح ملکوتی است با عقل و وحی قابل شناسایی است.

هستی شناسی:تمثیل غار افلاطون . با توجه به این اصل که انسان در این دنیا دچار خطای اندیشه شده و حقایق در این دنیا نیستند بلکه در دنیای دیگر هست دانش آموز را توجیه میکنم که این جهان جهان سایه هاست . دانش آموز اگر بداند که زندگی محدود به این جهان نیست و جهان دیگری که بهتر از این جهان است نیز وجود دارد هرگز به دنبال سود جویی نمیرود

 

ارزش شناسی: اصل مبادله ی اجتماعی و شرطی شدن انسان ها در موقعیت های گوناگون  انسان ها بر اساس پاداش هایی که دریافت میکنند به انجام فعالیت میپردازند . یا این پاداش دنیوی است یا اخروی .با توجه به این اصل دانش آموزان تلاشگر را تشویق میکنم اما هیچ گاه دانش آموزان تنبل را تنبیه تضعیفی نمیکنم

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

پاسخ سوال نه: در آموزش خود از تخته بسیار استفاده میکنم و سعی میکنم تا جایی که ممکن است مطالب را بنویسم و بعد شاخه های هر موضوع را باز کنم . متاسفانه عده ای از معلمان صرفا در جای خود مینشینند و فقط صحبت میکنند. نوشته بیشتر از گفته در ذهن باقی میماند و حالا اگر ما یک موضوع را هم بیان کنیم و هم بنویسیم در ذهن مخاطب بیشتر مینشیند

از پاورپوینت استفاده میکنم البته پاورپوینتی همه جانبه که در آن هم فایل صوتی و هم فایل تصویری وجوددارد

اگر امکانش باشد و دانش آموزان با دانش مقدماتی زبان آشنا باشند کلاس را محدود به زبان انگلیسی میکنم

بیشتر از تشویق به جای تنبیه استفاده میکنم و مدام سوال میپرسم و هر کس پاسخ درست داد برای او مثبت قرار میدهم و کسانی هم که پاسخ نمیدهند خنثی میمانند در نتیجه خودشان امکان دارد که حس کنند از کلاس عقب هستند پس آنها نیز ترغیب میشوند به سوالات کلاسی پاسخ دهند . مجموع این مثبت ها فعالیت کلاسی را به من نشان میدهند

اگر این اجازه را داشته باشم از پوستر برای دیوار های بیرون کلاس استفاده میکنم که روی آن پستر جملات حکیمانه انگلیسی نوشته شود.

 

دارای دیدگاه توسط (350 امتیاز)

ادامه سوالات و جواب ها

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

جواب سوال ده: 1. لباس فرم را حذف میکردم

من معلم یا من ناظم نباید مدرسه را تبدیل به پادگان کنم

با انجام چنین کارهایی نفرت دانش آموز نسبت به مدرسه بیشتر میشود و خود این عمل نیز مصداق زور و سلطه بر دانش آموز است. دانش آموز با خودش میگوید چرا من باید لباس فرم بپوشم و معلمان هر لباسی که خواستند بپوشند . من معلم یا ناظم فقط باید با دانش آموزانی که برای همکلاسی خود ایجاد مزاحمت میکنند برخورد قاطع از خودم نشان دهم نه اینکه با زور قانون دانش آموز را محدود به پوشش لباس فرم کنم   البته هیچگاه پوشش مناسب را زیر سوال نمیبرم

2.دانش آموز را بخاطر انجام ندادن تکلیف تنبیه نمیکردم: امکان دارد که دانش آموز این سبک تکلیف من را دوست نداشته باشد پس ملزم نیست که تن به انجام هر تکلیفی دهد . بلکه به جای تنبیه کمکش میکنم که شیوه مطالعه و یادگیری متناسب با خودش را کشف کند

3. دانش آموزان را محدود به یک تکلیف درسی نمیکردم : برای تکالیف درسی تنوع قائل میشوم . مثلا چندین سبک انجام تکلیف شامل دیدن فیلم، مطالعه ی کتاب و گوش دادن به فایل صوتی را در اختیار آنها قرار میدهم و از آنها میخواهم که هر کدام از سه سبک را که مناسب خودشان میدانند انتخاب کنند و برای جلسه بعد آماده شوند که از آنها پرسش صورت خواهد گرفت . با انجام این کار خلاقیت آنها سرکوب نمیشود

4.از انجام مسخره بازی و تمسخر و شوخی با دانش آموزان پرهیز میکنم. من با روحیات دانش آموزان آشنا نیستم و امکان دارد که با یک شوخی باعث رسوایی شخصیتی آنها شوم وهمین امر باعث منزوی شدن آنها و شرکت نکردن آنها در فضای اجتماعی میشود .

5. با دانش آموزانی که دانش آموز دیگر را مسخره میکنند و یا مخل نظم کلاس هستند به شدت برخورد میکنم  متاسفانه عده از معلمان ما در مقابل مسخره شدن دانش آموزان دیگر سکوت میکنند . که این یعنی مشروعیت بخشیدن به این عمل ناروا و ایجاد اختلالات اضطرابی و روانی در دانش آموزی که مورد تمسخر واقع شده

نتیجه گیری:من محمد هادی نستعلیق با این دیدگاه و فلسفه ی معلمی که معتقد هستم سعی میکنم سطح فرهنگی و علمی تعلیم و تربیت را  در کشور عزیزم بالا ببرم و آموزش بی روح و بی هدف را تبدیل به آموزشی با روح و هدفمند که در جهت رسیدن به اهداف متعالی است پیش ببرم . با انجام این اقدامات امیدوارم که در آخر دانش آموزانی را تحویل جامعه دهم که نسبت به مردمان خویش و تمام کسانی که برای این مرز و بوم خودشان را فدا کرده اند متهد و مفید باشند و کشوررا در حوزه ی علمی ، پژوهشی و فناوری سر افراز کنند

 

و من الله توفیق

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (326 امتیاز)

مقدمه: آبتین محدپوردرین سو هستم معلم زبان انگلیسی انشالله در شهر تهران به رشته معلمی علاقه داشتم از قبل همیشه توی درس هایی که مهارت داشتم سعی میکردم به همشاگردی هام هم کمک کنم و اینطوری باعث یادگیری بهتر خودم هم میشد.زمان زیادی هست که زبان انگلیسی کار میکنم و از سطح خوبی در این رشته برخوردارم واین اعتماد بنفس خوبی برای انتقال این آموزه ها به دانش اموزان درمن ایجاد میکند. همچنین ادمی هستم که مدام درحال یادگیری هستم و دانسته هایم را بروز میکنم داشتن فلسفه معلمی در واقع حکم اصلی معلمی را دارد از رفتار با دانش اموزان نحوه تدریس گرفته تا ... میشود پس باید این فلسفه با تحقیق و دقت زیاد مخصوص دانش اموزان ان زمان طراحی شود
سوال۱: معلم بعد پدر و مادر با توجه به زمانی که با دانش اموزان هست و تاثیدی که گفتار انان در بچه ها دارد مهم ترین عامل در شکل گیری افکار دانش اموزان است به دلیل این مهم است که معلمین در جامعه از جایگاه بالایی برخوردارند و مورد احترام مردمان جامعه هستند مخصوصا در دوران ابتدایی دانش اموزان با تاثیرپذیری بالا از اموزه های معلم به انجام همان رفتار های اموزش دیده شده توسط معلم در قبال جامعه و افراد دیگر میشوند که نشان دهنده مسئولیت سنگین معلم میباشد معلم قدرت این را دارد که با حرف ها اعمال خود سرنوشت افراد را تغییر دقت چه در مسیر مثبت یا منفی به همین دلیل است که باید در انتخاب معلمان ظرافت زیادی را بخرج داد
سوال۲: انسان ها همواره در ارتباط با محیط اطراف خود میباشند برای رفع نیاز های مادی و معنوی خود و موجوداتی اجتماعی هستند و نمیتوانند خارج از اجتماع زندگی کنند زیرا پاسخ بسیاری از نیاز های انان در تعامل با اعضای دیگر اجتماع میباشد همین ارتباط انسان با محیط است که باعث پی بردن انسان ها به وجود خالقی دارد که میتواند این اجتماع و زیبایی های اطراف را پیدی اورد تا انسان بتواند به رفع نیاز های خود توسط ان بپردازد همچنین تمامی موجودات جهان در خلق وبقای خود نیازمند خدا هستند درک این مفهوم واانتقال ان به دانش اموزان میتواند باعث درک درست انان از جهان هستی شود تا به شناخت خود جهان و خداوند قدم در راه هدف اصلی افرینش که تقرب الهی میباشد بگذارند
سوال۳: یکی از مهمترین اهدافی که من میخواهم دانش اموزانم به ان برسند خودشناسی است تا بتوانند براساس استعدادهای خودشان علاقیشان بشناسند و به ان بپردازند نه اینکه دنبال روش های مرسوم زندگی و به قولی هر چه شد بروند
مورد دیگر عوض کردن دید دانش اموزان به مدرسه و کلاس درس میباشد در روش سنتی مدرسه محیط خشک است که فقط کسانی که در هر درسی نمره بیست بگیرند یا در فلان ازمون درصد بالایی کسب کنند اینده موفق خواهند شد این ایده بسیا غلط میباشد که نتایج تاسف بار این دیدگاه را در زندگی میبینیم گرفته از دکتر هایی که بدون هیچ علاقه ای و قصد کمک کردن به مردم وارد این رشته برای پول شدند و باعث درد و رنج بسیاری از افراد در جامعه میشوند یا کسانی که استعداد های واقعی خود را رها کردن زیرا که هنجار های اجتماعی یا اصرار پدر مادر ها باعث ان میشود
سوال۴:معلم نباید دنیای دانش اموزان به کلاس درس کوچک کند و تمام زندگی و حرفش در کلاس درس خلاصه شود کمی اموزش ها در رابطه با ارزش های انسانی هم خالی از لطف نیست ارزش های مانند صداقت نوع دوستی و ... که در دنیای امروزی بسیار کم دیده میشود در امر یاددهی هم معلم باید از شیوه های جدید یاددهی استفاده کند تا برای دانش اموزان ان زمان جالب و قابل یادگیری باشد نمیتوان به یک روشی که برای دانش اموزان دهه های قبل موثر بوده در دانش اموزان امروزی هم همچنین باشد به همین دلیل باید معلم بروز باشد و از لحاظ استفاده از ابزار های فناوری دانش نسبتا خوبی داشته باشد
سوال۵: باید محیطی ایجاد کنیم تا بچه ها بتوانند نظرات خود یا سوالات خود را بدون ترس از مسخره شدن نادیده گرفته شدن یا احساس بی اهمیتی کردن بیان کنند ایجاد این محیط دانش اموزان با بیان ایده های خود و در طول زمان پرورش مهارت بیان نظرات و حتی انتقادات خود به مهارت تفکر انتقادی در خود میرسند انها باید این احساس را داشته باشند که نظر انها در نزد معلم محترم است و معلم هم میحواد نظرات انها رو بشنود و برای نظرات انها ارزش قائل میشود و بازخورد مناسبی میدهد
سوال۶:ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی
– پذیرش آزادانه و آگاهانه دین اسلام
– تلاش مداوم جهت ارتقای ابعاد معنوی وجودی خویش و دیگران از طریق برقراری ارتباط با خداوند (عبادت و تقید به احکام دینی) و دعوت سایرین به دین‌داری و اخلاق‌مداری
ساحت تربیت اقتصادی و حرفه­ای
– تدبیر امر معاش و زندگی اقتصادی با درک موقعیت اقتصادی خود و جامعه و تلاش برای بهبود پیوستۀ آن
– درک و فهم مسائل اقتصادی خود و جامعه (در زمینه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی)
ساحت تربیت علمی و فناوری
– شناخت و بهره­گیری از نتایج تجارب متراکم بشری در حوزۀ علم و فناوری بر اساس نظام معیار اسلامی
– بهره­گیری و ارزیابی از یافته­های علمی و فناورانه و ایجاد خلاقیت و نوآوری در آن‌ها جهت کشف صورت­های جدید واقعیت یا خلق روش­ها و ابزارهای نوین برای وصول به اهداف متعالی در چهارچوب نظام معیار اسلامی
 ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی
– بازشناسی، حفظ و اصلاح آداب، رسوم، هنجارها و ارزش­های جامعه در پرتو نظام معیار اسلامی؛
– درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه و مواجهۀ خردمندانه یا تحولات اجتماعی و سیاسی بر اساس نظام معیار اسلامی
       ساحت تربیت زیستی و بدنی
– درک ویژگی‌های زیستی خود و پاسخ­گویی مسئولانه به نیازهای جسمی و روانی خویش
– تلاش پیوسته جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران بر اساس نظام معیار اسلامی؛
ساحت تربیت زیبایی‌شناختی و هنری
– درک معنای پدیده­ها و هدف رویدادهای طبیعت / هستی برای دست­یابی به درک کلی از جهان هستی و جایگاه خویش در آن بر اساس نظام معیار اسلامی؛
– رمزگشایی و رمزگردانی از پدیده­های آشکار و پنهان طبیعت / هستی و ابراز آن به زبان هنری؛
سوال ۷ : . صداقت در رفتار
صداقت در رفتار یک ویژگی شخصیتی مهم است که برگرفته از اصول اخلاقی قوی و ارزش‌های اساسی است و راهنمای شما در تمام عرصه‌های زندگی و تصمیم‌گیری‌هایتان است.
وقتی که در رفتارتان صداقت دارید، پایبندی خود را به ارزش‌هایتان فارغ از اینکه دیگران در حال تماشای شما هستند یا نه، نشان می‌دهید.
۲. راست‌گویی
راست‌گویی یک ویژگی خوب است که فراتر از بیان حقیقت است. راست‌گویی به معنای زندگی کردن در راستای حقیقت و راستی است.
این امر به معنای انتخاب راستی و درستی و قابل اعتماد بودن در همه تعاملات، ارتباطات و افکارتان است. صادق بودن نیازمند راستی و اصالت است.
۳. وفاداری
وفاداری یک ویژگی اخلاقی مهم است که شامل پایبند بودن به عزیزان، دوستان و هر کسی است که با آن‌ها رابطه دارید، به همراه فداکاری نسبت به آن‌ها.
وفاداری یک ویژگی شخصیتی با ارزش است که می‌تواند در ابعاد مختلف زندگی شما نمود پیدا کند از رابطه‌تان با کارفرمایتان تا سازمانی که به آن‌ها تعلق دارید و جامعه و کشور.
۴. احترام
به واسطه این ویژگی شخصیتی، با خودتان و دیگران با ادب، مهربانی، احترام و متانت رفتار می‌کنید.
شما احترام را به عنوان نشانه‌ی ارزشی که برای همه‌ی انسان‌ها قائلید و توانایی خود در پذیرفتن نقص‌هایی که همه ما داریم، ابراز می‌دارید.
۵. مسئولیت‌پذیری
این ویژگی استثنایی شامل پذیرش و رعایت تعهدات شخصی، شغلی و اجتماعی است، حتی اگر اجرا و پایبندی به این تعهدات مشکل باشد.
این ویژگی شخصی پذیرش آگاهانه‌ی مسئولیت رفتار و انتخاب‌ها و تصمیماتتان است
سوال۸:6-خداوند خیر بنیادین هسـتی اسـت و همة مـوجـودات عالـم را بـه ســوی کمـال
شایسـتة آنها هدایـت میکنـد. لـذا تمـام مـوجـودات جهـان هسـتـی ازهـدایت
الهـی برخوردارند.
هر بهرۀ وجودی که موجودی از آن برخوردار اســت، از خدا نشــئت یافته و خداوند،
عالوه بر آن که خیر و کمال محض اســت، منبع هر خیر و کمال نیـز است. همـة
پدیدههـای جهـان هستـی از هدایــت الهـی برای حرکت به ســوی مقصد و غایت.
آفرینــش برخوردارند.
_حقیقت انسان، روح اوست و کمال و جاودانگی آدمی به کمال و بقای روح
مربوط می شود.
 حقیقت انسان ازآن جهت که انسان است همان روح اوست، که امری غیر
مادی،)مجرد از خصوصیات ماده( و باقی )فنا ناپذیر( است. ازاین رو، کمال
حقیقی بشر به تکامل همین جنبه از وجود باز می گردد
علم در عین کشـف از واقع )از منظر معلوم(، محصول خالقیت و ابداع نفسانی
)از منظر عالم( است.
خداوند نفس آدمی را به گونهای آفریده است که بر ایجاد صورتهای مجرد تواناست و
همانطور کــه تمام مخلوقات خدا بــرای او حاصلاند، صورتهای ابداعی نفس انســان
نیز برای آن حاصل میشــوند و حصول صورت معلوم )در فرض مطابقت آن بــا واقع(
برای نفس، مناط عالمیت نفس (در علم حصولی) اســت. به این ترتیب، نفس متصف به
علم نیست و علم در نفس حلول نمیکند نفسفاعل شناسا، مبدع علم
4-ارزشـمند دانسـتن هر عمل، هم تابع ُحسن فعلی و هم وابسته به ُحسن فاعلی است.
در مقــام التزام عملی به ارزشها و اجتناب از ضد ارزشها، هر عمل اختیار ِی فرد اوالً باید
فی حد نفسه عمل صالح باشد و انسان را به کمال برساند ثانیاً بر مبادی مناسبی نظیر آگاهی،
ایمان و انگیزه صحیح استوار باشد تا موجب کمال نفسانی گردد. پس، حسن فعلی و حسن
فاعلی هر دو مالک است؛ هر چند حسن فعلی در طول حسن فاعلی است؛ زیرا روح افعال
اختیاری، نیت و انگیزۀ نفس برای انجام عمل از معرفت، میل، باور نفس و دیگر مبادی عمل
سرچشــمه میگیرد. ولی هر نیت با نوعی از افعال ســنخیت دارد .
سوال۹:روش‌های فعال: در این گروه از روش‌ها دانش‌آموزان در یادگیری نقش فعالی داشته و به همراه معلم و مدرس، به فعالیت پرداخته و به صورت ملموس با موضوع مورد تدریس ارتباط دارند. از مهمترین روشهای فعال تدریس می توان به روش حل مساله، روش بحث گروهی، روش پرسش و پاسخ، روش بارش مغزی، روش هم یاری از طریق تدریس اعضای تیم، روش هم یاری از طریق طرح کارایی تیم و ... اشاره کرد.
روش کنفـــــرانس ( گــــرد هم آیی )
«این روش با روش سخنرانی تفاوت دارد زیرا در روش سخنرانی، معلم مسئول دادن اطلاعات به دانش آموزان است. در حالیکه در این روش اطلاعات توسط دانش آموزان جمع آوری و ارائه می گردد. این روش می تواند مشخص کند که دانش آموزان تا چه اندازه می دانند.
2- روش حل مسئلــــه
این روش یکی از روشهای فعال تدریس است. اگر نظام آموزشی بخواهد توانایی حل مسئله را به دانش آموزان یاددهد, (البته مسئله به معنی مشکل و معضل نیست, به بیان دیگر مسئله موضوعی نیست که برای ما مشکل ایجاد کند, بلکه رسیدن به هدف در هر اقدامی, به نوعی حل مسئله است, (خورشیدی , غندالی , موفق, 1378) در این روش آموزش در بستر پژوهش انجام می شود و منجر به یادگیری اصیل و عمیق و پایدار در دانش آموزان می شود.
دارای دیدگاه توسط (326 امتیاز)
سوال۱۰: عدم جذابیت محیط مدرسه و کلاس
یکی دیگر از عواملی که موجب دلزدگی دانش آموزان از مدرسه می‌شود محیط خشک و بدون جذابیت آن است.
بسیاری از مدارس محیطی فرسوده و با معماری خشک دارند و از نظر فضای سبز، تزئینات و رنگ آمیزی و نورگیر بودن کلاس‌ها در وضعیت نامطلوبی به سر می برند.
اما مهم‌تر از این‌ها فضای خشک و یکسویه کلاس هاست، تدریس به شیوه‌ای سنتی، تک گویی معلم، الزام پذیرش بی‌چون و چرای دانش آموز و برگزاری کلاس بدون گفتگو و نشاط جمعی از بزرگترین ضعف‌های سیستم آموزشی کشور است.
به اعتقاد کارشناسان آموزشی عدم تعامل دو جانبه معلم و دانش‌آموز در این روش باعث می‌شود دانش‌آموز زود خسته و بی حوصله شود و دیگر درس و مدرسه برایش جذاب نباشد.
در سال‌های اخیر برخی مدارس به زیباسازی محیط پرداخته اند و برخی از مدارس غیر دولتی با عنوان مدارس شناختی و... سعی کرده اند کمی از این فضای آموزش یکسویه سنتی دور شوند، اما در کلیت آموزش و پرورش هنوز همان سیستم پابرجاست و همچنان بچه‌ها از مدرسه فراری اند و جذاب‌ترین زنگ برای آن‌ها "زنگ خانه" است.
۳. برخورد نامناسب معلمان
یکی دیگر از دلایل گریزان بودن دانش آموزان از مدرسه برخورد نامناسب معلمان است.
رابطه غیر صمیمی و خشک بین معلم و دانش آموز، الزام به انجام تکالیف سنگین، بی توجهی به نظرات و احساسات دانش آموزان و ... از جمله مسائلی است که در مدارس بسیار به چشم می‌آید.
اما متاسفانه مساله تنبیه بدنی هم هنوز در مدارس وجود دارد و هرزگاهی اخباری از برخورد خشن معلم با دانش آموزان شنیده می‌شود.
به گفته مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش، تنها در دو سال ۹۳ و ۹۴، ۱۹۲۴ شکایت تنبیه بدنی در کشور ثبت شده است.
آموزش در فضایی پر از استرس
یکی دیگر از دلایلی که موجب بی انگیزه‌گی دانش آموزان برای حضور در مدرسه می‌شود ایجاد استرس و اضطراب توسط روش‌های نادرست آموزشی و محیط مدرسه است.
بر اساس تحقیقاتِ کارشناسان آموزشی انتظارات غیر واقعی آموزگاران از دانش آموز، ایجاد رقابت‌های ناسالم بین دانش آموزان، محیط نامناسب مدرسه، مقررات خشک مدارس و عواملی که پیشتر هم بیان شد در ایجاد استرس بین دانش آموزان موثر است.
اما در کشور ما شاید بارزترین مساله‌ای که موجب ایجاد استرس و اضطراب در بین دانش آموزان می‌شود الزام به انجام تکالیف سنگین و سیستم امتحان محور است که در دوره دبیرستان در غالب امتحانات نهایی و غول کنکور بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.
نبود آموزش برای مهارت‌های زندگی
بی تردید یکی از مهم‌ترین ایرادات سیستم جاری آموزش و پرورش کشورمان عدم آموزش مهارت‌های زندگی به دانش آموزان است.
به اعتقاد مصطفی ملکیان در کتاب‌های درسی ما، از مهدکودک تا دکترا چیزی به عنوان هنر زندگی وجود ندارد.
او با مقایسه مطالب غیر ضروری که در مدارس آموخته می‌شود و مهارت‌های کاربردی مهم که آموزش داده نمی‌شود می‌گوید: «چه سودی دارد که ما بدانیم صادرات پنبه آرژانتین بیشتر است یا پرو؟ وقتی که در زندگی عملی خودمان و در برابر آسان‌ترین مسائل و مشکلات دچار درماندگی می‌شویم.»
وجود حجم بالایی از درس‌های غیر کاربردی و نبود هیچ درسی برای آموزش مهرات‌های ارتباطی با همسالان و خانواده، کنترل خشم، تصمیم گیری، مقابله با مشکلات و ... علاوه بر تاثیرات بلند مدت روانشناسی و اجتماعی بر روی دانش آموزان آن‌ها را با مدرسه بیگانه می‌کند
نتیجه گیری : بصورت کلی سعی میکنم دیدگاه سنتی نسبت به مدرسه را در ذهن دانش اموزان عوض کنم تا بتوانند به کشف استعداد های خود بپردازند و دوران مدرسه فقط دوران تحمل استرس و ترس از امتحانات نباشد بلکه دید بزرگتری داشته باشند و بتوانند ار ابعاد مختلف زندگی رشد داشته باشند و تک بعدی نباشند در مقابل مانع های بسیاری وجود دارد از جمله کمبود امکانات فشار بر معلمان برای افزایش نمرات که برنامه های دیگر معلمان برهم میریزد و باعث تنها تمرکز انان بر تمام کردن کتاب و برگزاری امتحانات میشود رویکرد اموزشی باید دانش اموز محور باشد یعنی خود دانش اموز هم در فرایند یادگیری سهیم باشد تا بتوانند علاوه بریادگیری بهتر مهارت های گروهی و اجتماعی خود را بهبود ببخشند
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (250 امتیاز)

به نام خدا و با عرض و سلام و خسته نباشید خدمت استاد عابدی، اینجانب نیما وفادار دانشجو معلم در رشته ی آموزش زبان انگلیسی میباشم.همانطور که حضرت علی علیه السلام فرمودند، :(زکات دانش آموزش به کسانی است که شایسته آن هستند) و از آنجایی که بنده از سنین کودکی علاقه ی زیادی به زبان انگلیسی داشتم، تصمیم به انتخاب این رشته کرده تا بتوانم آنطور که شایسته ی نوجوانان این کشور است، به آنان زبان بیاموزم. دلیل دیگری که این شغل برایم جذاب بود، ویژگی کنجکاوی بنده در خصوص علم زبان بود که یکی از ضروری ترین نیاز های یک معلم موفق است. ویژگی دومی که در خود مشاهده کردم صبوری در مقابل دانش آموزان جوان بود که کار ساده ای نیست، ولی این هم مانند ویژگی قبلی، بسیار ضروری است.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

نظر من این است که معلمان یک نقش بسیار مهم و تأثیرگذار در جامعه دارند. آن‌ها نه تنها دانش و مهارت‌های آکادمیک را به دانش‌آموزان انتقال می‌دهند، بلکه به عنوان راهنماها و الگوهای نقش‌آفرین برای دانش‌آموزان عمل می‌کنند.

به عنوان مثال، یک معلم که با احساس محبت و اعتماد به نفس برخورد می‌کند، محیطی امن و حمایت‌کننده برای دانش‌آموزان ایجاد می‌کند. این معلم قادر است به دانش‌آموزان کمک کند تا اعتماد به نفس خود را پیدا کنند و برای تلاش و پیشرفت بهترین خود را به کار بگیرند.

علاوه بر این، معلمان می‌توانند ایده‌ها و ارزش‌های خوب را در دانش‌آموزان غرس کنند. با ارائه یک بیانیه فلسفه معلمی مستدام و ارزشمند، آنها می‌توانند دانش‌آموزان را به هدفمندی، همدلی، احترام و تفکر انتقادی تشویق کنند.

در نتیجه، من احساس می‌کنم هر معلم باید این فرصت را داشته باشد تا به دانش‌آموزان خود ابزارهایی را بدهد تا به عنوان همان‌ها که برای بزرگتر شدن نیاز دارند، مستقل، فعال و حرفه‌ای باشند.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

در اسلام، ارتباط معنادار میان خداوند، جهان و انسان نیز به عنوان یک مسئله اساسی معرفی می‌شود. بر اساس آیات قرآن کریم، خداوند به عنوان خالق جهان و مخلوقات استوار معرفی می‌شود و انسان به‌عنوان برترین مخلوق خداوند و نمایندهٔ او در این جهان ظاهر می‌شود.

ارتباط معنادار انسان با خداوند در تربیت متربی در اسلام مورد تأکید قرار دارد. با تعلیم و آموزش دینی، مفاهیمی مانند توحید (اعتقاد به یکتایی خداوند)، عبودیت (تسلیم به خداوند) و اخلاق اسلامی (از جمله سخاوت، عدالت و محبت) به متربیان آموزش داده می‌شوند. این باعث می‌شود که متربیان بتوانند ارتباط مستقیم و نزدیکی با خداوند برقرار کنند و دانش و خودشناسی روحانی پیدا کنند.

علاوه بر این، در تربیت متربی اسلامی، ارتباط انسان با جهان نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. آموزه‌ها و اخلاق اسلامی، مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی، محیط زیست، عدالت، رحمت و مشارکت را به متربیان ارائه می‌دهد. این آموزه‌ها باعث می‌شود که متربیان در جهان اطراف خود مسئولیت اجتماعی را به خوبی مد نظر داشته باشند، با محیط زیست راهبردی مناسب داشته و به توازن و عدالت در روابط اجتماعی دست یابند.

به طور مثال، یک مدرس درس اخلاق اسلامی می‌تواند به دانش‌آموزان درباره اهمیت توحید و عبودیت خداوند در زندگی خود آموزش دهد و انکار نیازهای خداوندی و انسانی را توصیه کند. همچنین، می‌تواند به آنها بیاموزد که به عنوان مسلمانان، مسئولیت اجتماعی، حفظ محیط زیست و همدلی با سایر انسان‌ها را از طریق آموزه‌های دینی زندگی کنند.

دارای دیدگاه توسط (250 امتیاز)

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

در تربیت دانش آموزان، هدف‌های مهمی که می‌توان در نظر گرفت عبارتند از:

 1.ایجاد ارتباط نزدیک و صمیمی با خداوند: تربیت دانش آموزان به نحوی که ایمان و تقوا در زندگی‌شان تقویت شود و با خداوند ارتباط نزدیکی برقرار کنند..

مثال: معلم مذهبی می‌تواند درس‌های دینی را طوری تدریس کند که دانش آموزان اهمیت نماز، صدقه‌دهی، روزه‌داری و حج را درک کنند و در زندگی شخصی خود عمل کنند..

2.تقویت و شکوفایی اخلاق اسلامی: تربیت دانش آموزان به نحوی که اخلاق و ارزش‌های اسلامی مانند صداقت، عدالت، مهربانی، سخاوت و صبر را درک و در زندگی روزمره‌شان عمل کنند..

مثال: معلم می‌تواند درس اخلاق اسلامی را به طور عملی آموزش داده و به دانش آموزان نشان دهد که چگونه با دیگران به انصاف و عدالت رفتار کنند و در مواقع دشوار صبور باشند..

3.توسعه ی تفکر انتقادی : معلم میتواند با استفاده از روش های تدریس متفاوت و ارائه ی پرسش های جالب دانش آموزان را درگیر سوال گند و کاری کند که آنها بتوانند در رابطه با سوال تفکر انتقادی داشته باشند تا در آینده این نوع تفکر به ابعاد دیگر زندگی آنان نیز برسد.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

به عنوان یک معلم زبان انگلیسی با وظیفه آموزش مفاهیم اخلاق اسلامی، نقش و تأثیر اسلامی من می‌تواند به شرح زیر باشد:

1.نقش در کلاس درس: در کلاس درس زبان انگلیسی، من تلاش می‌کنم تا مفاهیم اخلاقی و ارزش‌های اسلامی را به دانش‌آموزان منتقل کنم. برای مثال، در زمینه‌هایی مانند حسن اخلاق، احترام به دیگران، صداقت و کرامت انسانی، مفاهیم اسلامی را درس می‌دهم و تلاش می‌کنم تا دانش‌آموزان را در یادگیری زبان انگلیسی به این ارزش‌ها تشویق کنم. به طور مثال، در صحبت در مورد موضوعات مربوط به اخلاقیات کسب و کار، اجتناب از تقلب در کارها و رفتار اخلاقی در محیط کار را بحث می‌کنم.

2.نقش در خارج از کلاس درس: به عنوان یک معلم زبان انگلیسی، من نقشی مؤثر هم در خارج از کلاس درس نیز دارم. می‌توانم با تشکیل گروه‌های مطالعه، بحث و تبادل نظر در مورد موضوعات اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، به دانش‌آموزان کمک کنم تا این ارزش‌ها را در زندگی روزمره خود به کار ببینند. به علاوه، می‌توانم با برگزاری کارگاه‌ها، سخنرانی‌ها و رویدادهای مرتبط با اخلاق اسلامی، بر آموزش درون‌گرایانه مفاهیم اخلاقی اسلامی تأکید کنم.

مثال: در یک گروه مطالعه، موضوعاتی همچون احترام به والدین، مدارا با محیط زیست، آگاهی از حقوق انسانی و توافق‌های اخلاقی در محل کار را مورد بحث قرار می‌دهیم و به زبان انگلیسی درباره این موضوعات بحث می‌کنیم. در این راهبرد، دانش‌آموزان علاوه بر یادگیری زبان انگلیسی، ارتباطی مستقیم و شفاف بین مفاهیم اخلاق اسلامی و آموزش زبان را تجربه می‌کنند.

دارای دیدگاه توسط (250 امتیاز)

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

بعنوان یک معلم زبان انگلیسی می‌توانم از روش‌های خردورزی و تفکر انتقادی در تدریسم استفاده کنم. این روش‌ها به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا تفکر را گسترش داده، عمق دانش خود را افزایش دهند و ارزش‌های اخلاقی را در زندگی روزمره به کار ببرند. به نمونه زیر توجه کنید:

1.سوال‌های راهبردی: در کلاس درس، می‌توانم از سوال‌های راهبردی استفاده کنم تا تفکر انتقادی دانش‌آموزان را تقویت کنم و به ارتباط آن با مفاهیم اخلاقی اسلامی بپردازم. به عنوان مثال، پس از مطالعه یک متن مرتبط با موضوعی مثل مدارا و رحمت، می‌توانم از دانش‌آموزان بخواهم سوالاتی مانند "آیا این مفهوم‌های اخلاقی در دیگر فرهنگ‌ها نیز وجود دارند؟" و "چرا مدارا و رحمت در فرهنگ اسلامی اهمیت دارند؟" بپرسم تا آنها را به تفکر و تجزیه و تحلیل معمولی و مفاهیم اخلاقی تشویق کنم.

2.بحث و تبادل نظر: با تشکیل گروه‌های کوچک در کلاس، می‌توانم بحث‌های مرتبط با مفاهیم اخلاقی اسلامی را به منظور توسعه تفکر انتقادی تشویق کنم. می‌توانم موضوعاتی مانند عدالت اجتماعی، رفتار اخلاقی در مسائل اقتصادی و تشویق به احسان و خیریه را مطرح کنم و از دانش‌آموزان بخواهم نقد و بررسی کنند و نظراتشان را بیان کنند. به این ترتیب، آنها را به تحلیل مسائل زندگی روزمره و ارتباط آن با ارزش‌های اسلامی تشویق می‌کنم

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

با توجه به ساحت‌های تربیتی ارائه شده، در زیر مهارت‌هایی را برای هر ساحت انتخاب کرده‌ام که به آن علاقه‌مندم و نیز می‌توانم دانش‌آموزان را در آن‌ها آموزش دهم:

ساحت اعتقادی.1

- فهم و ارتقاء اعتقادات: قادر خواهم بود با تدریس مفاهیم دینی و اسلامی، دانش‌آموزان را در فهم و تقویت اعتقاداتشان یاری کنم.

- مهارت‌های روحانیت: می‌توانم به دانش‌آموزان آموزش دهم که چگونه در امور مذهبی و عبادی بنا به نیازها و اصول اخلاقی عمل کنند.

ساحت اخلاقی.2

- توسعه ارزش‌ها: با استفاده از داستان‌ها و مثال‌های زندگی و اخلاقی، می‌توانم به دانش‌آموزان آموزش دهم که چگونه به ارزش‌های اخلاقی اسلامی مانند عدالت، رحمت و صداقت پایبند باشند.

- تفکر انتقادی: می‌توانم با ترغیب به پرسش‌های بیشتر، دانش‌آموزان را در تفکر انتقادی و تجزیه و تحلیل مسائل اخلاقی تشویق کنم.

ساحت زیستی و بدنی.3

- سلامتی و بهداشت: می‌توانم به دانش‌آموزان آموزش دهم که چگونه بهداشت شخصی و سلامتی بدن خود را حفظ کنند.

- خدمات به جامعه: می‌توانم به دانش‌آموزان آموزش دهم که چگونه با انجام فعالیت‌های اجتماعی و خدمات به جامعه به بهبود و رشد جامعه خود کمک کنند.

ساحت علمی و فناوری :.4

- مهارت‌های تحقیق و پژوهش: می‌توانم به دانش‌آموزان نشان دهم که چگونه از منابع مختلف استفاده کنند و مهارت‌های تحقیق و پژوهش را به صورت عملی توسعه دهند.

- مهارت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات:.

ساحت هنری و زیبایی‌شناختی.5

قدردانی از هنر:

 خلاقیت و ابتکار.

. ساحت سیاسی و اجتماعی.6

 مهارت‌های ارتباطی و همکاری

 دانش سیاسی.

دارای دیدگاه توسط (250 امتیاز)

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید،با ذکر مثال بیان نمائید.

به عنوان یک معلم زبان انگلیسی و همچنین با تأکید بر آموزش مفاهیم اخلاقی اسلامی، پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهم کرد به عنوان معلم شما کسب کنم را در زیر ذکر می‌کنم:

1.عدالت: توجیهات اخلاقی اسلامی نشان می‌دهد که باید به عدالت در برخورد با دیگران اهمیت داده شود. به منظور تربیت این مفهوم در دانش‌آموزان، می‌توان درس‌ها و فعالیت‌های گروهی طراحی کرد که دانش‌آموزان را به فرایند تصمیم‌گیری عادلانه و توزیع منصفانه منابع مشارکت کناند.

2.صداقت: صداقت یکی از ارزش‌های اسلامی است که ضمن ترسیم محدوده حقیقت و دروغ، از دانش‌آموزان خواسته می‌شود که همواره صادق باشند. می‌توان در قالب نقاشی، نمایشنامه یا فیلم کوتاه، موضوعاتی را برگزار کرد که به دانش‌آموزان کمک کند صداقت را به صورت عملی تجربه کنند.

3.رحمت: از دانش‌آموزان خواسته می‌شود که در رفتار و تعامل با دیگران، رحم و عطف را در نظر بگیرند. می‌توان با داستان‌های کوتاه و گفتگوهای گروهی، دانش‌آموزان را تشویق به درک و احساس رحمت نسبت به دیگران کرد.

4.تعاون و همبستگی: اسلام تاکید زیادی بر همکاری و تعاون در جامعه دارد. می‌توان با برگزاری فعالیت‌های گروهی، مسابقات گروهی و تمرینات همکاری، دانش‌آموزان را آموزش داد که به عنوان یک تیم در کنار هم به اهداف خود دست یابند.

5.احسان و مهربانی: احسان و مهربانی به دیگران یکی از اخلاق‌های اسلامی است. به دانش‌آموزان باید آموزش داده شود که در قالب طرح‌های خیریه و فعالیت‌های اجتماعی، به دیگران کمک کنند و به احسان و مهربانی به دیگران متعهد باشند.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

در رابطه با مبانی هستی شناسی مسئله ی مهم این است که متربیان بدانند که خئاوند واجب الوجود است و این دانش میتواند پاسخ بسیاری از سوالاتی باشد که در ذهن یک وجوان شکل میگیرد.

در رابطه با انسان شناسی اصلی که میتواند متربیان را راهنمایی کند این است که بندانند انسان از دو بعد روحی و جسمی تشکیل شده است و این دو در هم تنیده هستند و باید بدانند که هر کدام از این ابعاد چه نیاز ها و محدودیت هایی دارد.

در موضوع مبانی معرفت شناسی اهمیت زیادی دارد که متربیان آگاه باشند که علم انسان دارای اقسام حقیقی و اعتباری است و مراتب و سطوح مختلفی دارد و شاید درمورد علم زبان انگلیسی نیز اینگونه باشد و پاسخ با سادگی به دست نیاید. این موضوع میتواند جستجو در دانش را به متربیان بیاموزد.

در رابطه با ارزش شناسی از نظر بنده مهمترین مبانی این است که متربیان بدانند ارزشمند دانستن هر عمل، هم تابع حسن فعلی و هم وابسته به حسن فاعلی است.

دارای دیدگاه توسط (250 امتیاز)

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

برای فراهم کردن یک محیط آموزشی یادگیری همه‌جانبه، می‌توانم روش‌های زیر را استفاده کنم:

1. نقش‌آفرینی و نمایشنامه: با اجرای نمایشنامه‌ها و نقش‌آفرینی، دانش‌آموزان را درگیر می‌کنم و آموخته‌های اخلاقی را به عمل می‌آورند. به عنوان مثال، می‌توانم یک نمایشنامه با داستانی مرتبط با ارزش‌های اسلامی مانند سخاوت، بخشش یا انصاف بنویسم و دانش‌آموزان را برای نقش‌آفرینی و بازیگری در آن تشویق کنم.

2. بحث‌ها و گفتگوها: با مدیریت بحث‌ها و گفتگوها، دانش‌آموزان را فراخوانده و از طریق تبادل نظر و تفکر پویا، به توانمندی‌ها و مقدمات تصمیم‌گیری اخلاقی راه می‌دهم. می‌توانم موضوعاتی را انتخاب کنم که مرتبط با ارزش‌های اسلامی و مسائل اخلاقی باشند .

3. پروژه‌های کارگروهی: با تشکیل گروه‌های کاری، دانش‌آموزان را به کار تیمی و همکاری می‌بخشم و دانش، مهارت‌ها و ارزش‌های اسلامی را در محیط گروهی تقویت می‌کنم. به‌عنوان مثال، می‌توانم یک پروژه که ارزش‌های همکاری، احترام و توانمندی‌سازی را مورد بررسی قرار می‌دهد، به انگلیسی به دانش‌آموزان داده و آن‌ها را برای تحقق آن از طریق یادگیری مشارکتی و رفع نیازهای گروهی تشویق کنم.

در مدرسه، محیط یادگیری همه‌جانبه به محیطی اشاره دارد که به دانش‌آموزان امکان می‌دهد تمام طیف مهارت‌ها و بعد اخلاقی را تجربه کنند.عناصر زیر را می‌توانم برای تعریف محیط یادگیری همه‌جانبه استفاده کنم:

1. آموزش منظم ارزش‌ها و اخلاقیات اسلامی در تمام دروس و فعالیت‌ها.

2. ایجاد فضای باز برای تبادل نظر و بحث درباره مسایل اخلاقی و مسائل روز.

3. استفاده از محتواهای متنوع که به ارزش‌ها و اصول اسلامی مرتبط هستند، مانند داستان‌ها، شعرها و موسیقی.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

۱. رویکرد پاسخگویی ضعیف: مدارس ایران عموماً به سمت پاسخگویی نظام‌مند به نیازها و خواسته‌های دانش‌آموزان و جامعه حرکت نمی‌کنند. در نتیجه، من ممکن است رویکردهای نوینی را که بر پیش‌بینی نیازها، استفاده از فناوری و ارائه فرصت‌های جدید تمرکز دارند، ترجیح می‌دادم.

۲. اکتفا از حفظ و تکرار: یکی از رویکردهای شایع در مدارس ایران، آموزش بر اساس حفظ و تکرار است. در صورتی که وقتی بودم، تمایل داشتم رویکردهای فعالیت‌محور و مشارکتی بیشتری را از طریق پروژه‌ها، بحث‌ها و فعالیت‌ها برای تقویت مهارت‌های تفکر انتقادی و خلاقیت به کار ببرم.

۳. استفاده محدود از فناوری: در بسیاری از مدارس ایران، استفاده از فناوری در فرایند آموزش و یادگیری محدود است. به عنوان یک معلم آشنا با روش‌های نوین یادگیری، من ممکن است تمایل داشتم از فناوری‌های آموزشی مانند نرم‌افزارهای تعاملی، سایت‌های آموزشی و ویدیوهای آموزشی برای بهبود فرایند آموزش و یادگیری استفاده کنم.

۴. انگیزش محوری تدریس: بسیاری از مدارس ایران هنوز بر تدریس استاد-دانش‌آموز تمرکز دارند و انگیزه فردی دانش‌آموزان برای یادگیری را نادیده می‌گیرند. درصورتی که معتقد بودم تکنیک‌ها و روش‌های شخص‌محور و گروهی را برای فراهم کردن یادگیری فعال و هدفمند برای دانش‌آموزان استفاده کنم.

۵. کمبود آموزش روانشناسی و ارتباطات: معلمان از آموزش‌های روانشناسی و مهارت‌های ارتباطی برای مدیریت کلاس و رفع مشکلات روانشناختی دانش‌آموزان بهره کافی بهره نمی‌برند. من از پشتوانه روانشناسی و مهارت‌های ارتباطی خود در رویارویی با چالش‌های روانشناختی دانش‌آموزان استفاده می‌کنم تا بتوانم به شکل بهتری در تربیت و یادگیری آنها مؤثر باشم.

نتیجه گیری : با این مبانی، یک معلم زبان انگلیسی با چالش‌های متعددی روبرو خواهد شد. در ابتدا، مواجهه با تفاوت‌های فرهنگی و دینی می‌تواند چالشی باشد. اما با استفاده از روش‌های گفته شده و اصول اخلاقی اسلامی، معلم می‌تواند بر مسائل مورد نظر تسلط یابد و این تفاوت‌ها را به عنوان یک فرصت برای تبادل دانش و احترام متقابل تلقی کند.

همچنین، چالش دیگری که ممکن است به وجود آید، تعامل با دانش‌آموزان با محیط دینی و اخلاقی متفاوت است. با استفاده از روش‌های آموزشی مناسب و توجه به نیازهای شخصی دانش‌آموزان، معلم می‌تواند یک فضای آموزشی متناسب با اصول اسلامی و اخلاقی فراهم کند و دانش‌آموزان را به یادگیری فعال و عملی وارد کند.

با توجه به تلاش و تعهد معلم، توفیقات و دستاوردهای ملموسی نیز قابل انتظار است. معلم می‌تواند اثرگذاری قوی بر رشد تحصیلی، فرهنگی و اخلاقی دانش‌آموزان خود داشته باشد. همچنین، با توجه به تأثیر مثبت اصول و روش‌های آموزشی مورد استفاده، معلم می‌تواند باعث شکوفایی نهاد آموزش و پرورش در جامعه و ترسیم آینده افراد دانش‌آموز خود شود.

با تشکر از استاد عابدی

نیما وفادار

به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...