13 دوستدار 0 امتیاز منفی
1.1k بازدید
سوال شده در گروه 88 دانشجویان باهنر توسط (1.4k امتیاز)
بسته شده توسط
یکی از مبانی انسان شناسی تربیت اسلامی را انتخاب نمائید و برای آن در حوزه آموزش و تربیت مثالی بزنید و توضیح دهید (100 تا 150 کلمه)
ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت

27 پاسخ

8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (146 امتیاز)

مائده عاملی

مبنای نهم 

شکل گیری تدریجی هویت انسان

معلمان و مدارس می‌توانند تاثیر بسیار زیادی در شکل گیری هویت دانش آموزان داشته باشند و گاهی آینده آن ها را طبق این هویتی که شکل گرفته رقم بزنند 

همانطور در این قسمت از کتاب که راجب به شکل گیری تدریجی هویت انسان بود قسمتی به این موضوع اشاره داشت که تجربه های که افراد از محیط مختلف مثل خانه و مدرسه کسب میکنند گاهی می‌توانند هویت افراد را شکل دهند و این تاثیر در هویت در آینده آن ها،تصمیم های آینده آن ها و بطور کلی در تمام زندگی آن ها تاثیر می‌گذارد 

باید به این نکته هم اشاره کرد که افراد مقدار زیادی از عمر و وقت خود را در مدرسه ها می‌گذرانند و تجربه های زیادی از آن جا کسب میکنند و ارتباط های زیاد و مختلفی با معلم های مختلف خود دارند و تمام این ها هویت آن ها و زندگی آن هارا به حد زیادی تعیین میکنند

با این وجود فکر میکنم که مدارس و معلمان اغلب از راه‌های مختلفی که ممکن است به طور قابل‌توجهی بر رشد هویت نوجوانان تأثیر بگذارند، بی‌اطلاع هستند

و غفلت آن ها باعث تاثیر منفی در زندگی آن ها میشود

7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (143 امتیاز)
ویرایش شده توسط

مبنای دوم : روحانی بودن حقیقت انسان

روحانيّت انسان از ديرباز موضوع تفکر بشر بوده است‌، در متون دینی مانند قرآن و روایات به کرات اشاره شده است.بر اساس این آموزه ها، انسان ها هم دارای جسم فیزیکی و هم روح هستند که این روح به روح اعلی متصل است. «قرآن» در توصیف مراحل آفرينش انسان، او را به جايى مى رساند كه از جسم و جهان مادّه فراتر رفته و روح متعالى در او دميده مى شود،
و در آنجا میفرماید:
«وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِن طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِينٍ * ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ ...»
(آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد * سپس نسل او را از عصاره اى از آب ناچیز و بى قدر آفرید * سپس [اندام] او را نظام بخشید و از روح خویش [روحى شریف] در وى دمید ...)


از منظر فلسفی، انسان ها چیزی بیش از موجودات فیزیکی هستند. آنها جوهری معنوی دارند که فراتر از جهان مادی است. این بعد معنوی چیزی است که افراد را متمایز می کند و ماهیت واقعی آنها را تعیین می کند.
به عنوان مثال آياتي كه درباره شهدا سخن مي گويند دلیلی روشن بر حقانیت حقیقت روحانی انسان هستند. شهدا زنده اند و نزد پروردگار خويش از نعمت الهي بهره مي برند، حال آنكه جسم مادي آنان به چشم و نگاه محدود انسانی از بین رفته است. پس مفهوم شهادت، جاودانگی روح و ادامه وجود فراتر از بدن فیزیکی را بیشتر برجسته می کند. بنابراين حقيقتي كه حيات انسان وابسته به آن است، همان روح او است که فناناپذیر است.


با شناخت اهمیت روح، افراد می توانند پیوند عمیق تری با حقيقت خود ایجاد کنند و برای رشد و تحقق شخصی تلاش کنند؛ چراکه در این صورت خود را نزدیک تر به خدایشان می‌دانند و در هر حال از این نعمت الهی (روح شریف الهي) به خوبی نگهداری می‌کنند و مرگ نیز برایشان بی معنا می‌شود. اگر این فلسفه در حوزه تعلیم و تربیت نیز به کار گرفته شود موجب این می‌شود که دانش آموزان به حقیقت وجودی خود و ارزشمند بودنشان پی برده و در جهت سعادت و کمال این دنیایی و دنیای آخرت همواره کوشا باشد که یادآوری این مهم بر عهده معلمان است تا آنها را بهتر با چنین مفاهیمی آشنا سازند و در این مسیر شناخت حقیقت درونی آنها را یاری دهند.

8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)

مبنای برابری همه انسا‌ن‌ها:

در دیدگاه اسلام، مبنای برابری همه انسان‌ها بر پایه ایمان به تساوی انسانیت است، که همه افراد در پیشگاه خداوند مساوی هستند. در حوزه آموزش و تربیت، اسلام تاکید می‌کند که همه افراد باید فرصتی برابر برای به دست آوردن دانش و تربیت داشته باشند. به عنوان مثال، در زمینه آموزش، اسلام از تمام افراد می‌خواهد که به دنبال دانش بوده و از آموزش بهره‌مند شوند، بدون تبعیض بر اساس جنسیت، نژاد یا وضعیت اجتماعی. این مبنا با ترویج تعلیم و تربیت جامع و منصفانه در جامعه اسلامی عملی می‌شود.

از دیدگاه حقوق بشری نیز مبنای برابری همه انسان‌‌ها، به این معناست که تمام افراد باید در مقابل قانون و جامعه با احترام و برابری مورد توجه قرار گیرند. این مبنا می‌تواند با ارائه فرصت‌های برابر برای دسترسی به آموزش، ایجاد محیط‌های آموزشی منصفانه و حفظ حقوق دانش‌آموزان با نیازهای ویژه به عمل آید.

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)

مبنای سوم: جاودانگی انسان

مفهوم جاودانگی انسان در فلسفه به معنای بقا و یا برقراری وجود انسان پس از مرگ فیزیکی او است، این یعنی مرگ در این دنیا فقط برای بعد جسمانی ماست و بعد روحانی ما نمی میرد، بلکه به دنیای بعدی(برزخ) منتقل می شود. روح که حقیقت انسان را تشکیل می دهد، غیر مادی و به همین دلیل جاودانه است و همین روح است که پس از مرگ جسم ما در این دنیا وارد برزخ و پس از آن قیامت می شود.

برخی آیات و روایات هم بر همین موضوع دلالت دارند:

امام حسین (ع): ...... مرگ پلی است که شما را از گرفتاری ها و سختی ها به سوی بهشت های وسیع و نعمت های جاودان عبور می دهد. «فایکم یکره آن ینتقل من سجن الی قصر» کدام یک از شما دوست ندارید که از زندانی به سوی قصری انتقال یابید؟

«وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ»

اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است اى كاش مى‏ دانستند. - سوره عنکبوت آیه 64

پس با این تفاسیر اهمیت زندگی پس از مرگ روشن می شود. لذا لازم است انسان هرلحظه بکوشد تا برای روز قیامت و زندگی پس از مرگ توشه ای داشته باشد، توشه ای مادی نیست و از اعمال و گفتار و رفتار ما در این دنیا سرچشمه می گیرد.

از نظر کیفیت هم، دنیای کنونی ما فقط یک بازیچه است در برابر عوالم اخروی. پس انسان هرلحظه و در هرجا باید این موضوع را به خودش یادآوری کند که زندگی اش فقط محدود به این دنیا نیست و فقط مادیات و ثروت این دنیا نمی تواند سعادت و کمال او را در جهان آخرت هم تامین کند. 

برای آماده شدن برای زندگی پس از مرگ و کسب جاودانگی در دین اسلام، انجام عبادات، پرهیز از گناهان، عمل به اخلاق و انجام کارهای خیر و نیکو، به عنوان راه‌های اصلی مورد تأکید قرآن و سنت پیامبر اسلام (ص) آورده شده است، که می توانند ثروت اخروی انسان باشند. همچنین، اعتقاد به توبه و آمرزش الهی، توجه به محاسبه و تصحیح رفتارها و عملکرد خود  در پایان هر روز، و تلاش برای بهبود روح و عقل نیز برای کسب جاودانگی در دین اسلام حائز اهمیت است.

3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)

به نام خدا 

انسان موجودی دو بعدی ست. خداوند انسان را با دو جنبه طبيعي (جسم) و فراطبيعي(روح) آفریده است. یعنی هم دارای ویژگی های جسمانی و مادی همچو میل به خوردن و آشامیدن و ثروت و … هستیم و هم ویژگی های روحانی و معنوی همچو گرایش به خداوند، فضیلت ، حقیقت و کمال و…

این دو ساحت گرچه با یکدیگر تفاوت دارند اما از هم جدا نبوده و همواره ارتباط و تعاملی بین این دو بعد وجود دارد.

به گونه ای که تغییر در روح باعث تغییر در جسم و تغییر در جسم باعث تغییر در روح می شود. به هر میزان که انسان از روح خود مراقبت کند و به سلامتش اهمیت دهد، جسم انسان نیز سالم خواهد ماند و برعکس.

مانند زمانی که فرد دچار بیماری جسمی شده و به دنبال آن افسردگی و انواع بیماری های روحی و روانی را دچار خواهد شد و نیز در صورت بیماری های روحی، فرد اشتیاق و ذوق خود را برای مراقبت از جسم از دست داده و هر دو بعد انسانیش بیمار می شوند. 

بنابراین توجه و مراقبت از هر دو ساحت لازم و ضروری است. در حوزه تعلیم و تربیت نیز این مورد باید مورد توجه بسیار قرار بگیرد تا هر دو بعد انسانی دانش آموزان به یک میزان پرورش یابند. تربیت یک بعد نباید بهانه ای برای غفلت از تربیت بعد دیگر شود. منحصر کردن تعلیم و تربیت در یک بعد موجب می شود تربیت در همان بعد نیز نا موفق باشد.

متاسفانه در جامعه امروزی عدم رعایت تعادل بین دو ساحت انسان بسیار دیده میشود. خصوصا میان نوجوانان که عموما با بی توجهی به بعد روحانی خود دچار انواع مشکلات روحی و به دنبال آن جسمی هستند. اکثریت آنها به دنبال مادیات رفته و روح خود را تغذیه نمیکنند و در مدارس نیز معلمان به دلیل حجم کاری و درسی زیاد و کنکور، کمتر به پرورش بعد روحانی می پردازند.

در کنار آن، دسته ای از دانش آموزان آنقدر مشغول درس و تحت فشار کنکور و استرس هستند که دچار مشکلات جسمانی شده و به دنبال افسردگی و ناامیدی و بی تحرکی، هم ساحت جسمانی و هم روحانی شان در عذاب است.

به همین دلیل است که گفته می شود هر دو بعد انسان مهم و باید به یک میزان مورد توجه و پرورش قرار بگیرند.

2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)
انسان ذاتاً نیازمند است و باید در همه امور زندگی خود به خدا تکیه کند. این نیاز به یاری خدا و دعا کردن به دلایل زیر است:

برقراری ارتباط با خدا: دعا کردن و یاری خواستن از خدا، راهی است برای برقراری ارتباط با او. این ارتباط می‌تواند به انسان کمک کند تا احساس نزدیکی و ارتباط عمیق با خدا داشته باشد.

توسعه روحانیت و پیرامون‌بینی: دعا کردن و استعانت جستن از خدا، به انسان کمک می‌کند تا روحانیت و پیرامون‌بینی خود را توسعه دهد. این فرایند به او کمک می‌کند تا به معنویت و ارزش‌های مذهبی نزدیک شود.

درخواست رحمت و آمرزش: اسلام باور دارد که خداوند بسیار بخشنده و رحیم است و همواره آماده است تا درخواست‌های ما را بپذیرد و به ما رحمت کند. بنابراین، دعا کردن به خدا برای درخواست آمرزش و رحمت، بخشش و رحمت او را جلب می‌کند.

رسیدن به هدف‌های دینی و جهانی: دعا کردن به خدا و استعانت جستن از امامان و پیامبران، به انسان کمک می‌کند تا به هدف‌های دینی و جهانی خود برسد. این فرایند باعث می‌شود تا او به رهبران معنوی و الگوهای ناب در رسیدن به هدف‌های خود توجه کند.

قوت‌بخشی در مواجهه با چالش‌ها: دعا کردن و یاری خواستن از خدا، به انسان قوت و تسلط در مواجهه با چالش‌های زندگی می‌دهد. این فرایند به او احساس صلابت و قوت روحی می‌دهد و به او کمک می‌کند تا با مشکلات زندگی بهتر برخورد کند.

و در تعالیم اسلام، انسان به پیامبران نیازمند است زیرا:

هدایت راه درست: پیامبران در اسلام به عنوان راهنماها و الگوهای معنوی برای انسان‌ها شناخته می‌شوند. آنها توسط خدا برای هدایت مردم به راه راست و پرورش اخلاق و ارزش‌های مذهبی منصوب شده‌اند. پیروی از آنها به انسان کمک می‌کند تا به هدف‌های دینی و جهانی خود برسد.

انتقال وحی الهی: پیامبران در اسلام به عنوان واسطه‌های بین خداوند و انسان‌ها شناخته می‌شوند. آنها وحی الهی را به مردم منتقل می‌کنند و از سوی خدا دستورات و دستورات الهی را به انسان‌ها اعلام می‌کنند. بدون وجود پیامبران، انسان‌ها نمی‌توانستند به صورت مستقیم با خدا در ارتباط باشند.

اتفسیر قرآن و شرع: پیامبران در اسلام به عنوان تفسیرگران قرآن و شرع الهی شناخته می‌شوند. آنها تفسیر و تبیین معانی قرآن را بر عهده دارند و به انسان‌ها کمک می‌کنند تا قوانین و دستورات الهی را درست درک کنند و به طور صحیح به آن عمل کنند.

الگوی زندگی: پیامبران در اسلام به عنوان الگوهای زندگی شناخته می‌شوند. آنها نمونه‌ای است که انسان‌ها می‌توانند در زندگی خود به آن تشبه کنند. با تقلید از رفتار و اعمال پیامبران، انسان‌ها می‌توانند رشد روحانی و اخلاقی خود را تحقق بخشیده و به هدف‌های دینی و جهانی خود برسند.

حفظ و حمایت: پیامبران در اسلام به عنوان حافظان و حامیان دین شناخته می‌شوند. آنها نقش محافظ دین و فرهنگ اسلام را بر عهده دارند و به انسان‌ها کمک می‌کنند تا دین خود را در برابر تغییرات و تحولات جامعه حفظ کرده و به آرامش و استقرار دین خود برسند.

به طور خلاصه، در تعالیم اسلام، پیامبران به عنوان راهبردهای هدایت، واسطه‌های بین خداوند و انسان، تفسیرگران قرآن و شرع، الگوهای زندگی، و حافظان دین شناخته می‌شوند. از طریق پیروی از آنها، انسان می‌تواند به رشد روحانی، رضایت خدا، و هدف‌های دینی خود برسد.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (114 امتیاز)

مبنای دهم: چندوجهی بودن هویت انسان

هویت انسان ابعاد مختلفی مانند بعد فردی و بعد جمعی و بعد جنسی و جنسیتی و بعد دینی و ملی و منطقه ای و بعد جهانی دارد.

این ابعاد در عین گوناگونی باید از یک انسجام و وحدت برخوردار باشند‌.

نکته تربیتی: ما در فرایند تعلیم و تربیت باید به همه ابعاد هویت متربی توجه کنیم و آن هارا رشد و ارتقا دهیم‌.

برای مثال همان طور که بعد فردی یک شخص ارتقا پیدا میکند باید بعد جمعی او نیز رشد یابد ؛ دانش آموزی که بعد فردی او مانند درس خوان بودن یا مرتب بودن یا منظم بودن و‌... رشد کرده اما در ارتباطات اجتماعی ضعیف است نمونه ای از رشد تک بعدی میباشد. یا برای مثال اگر کسی بعد دینی قوی داشته باشد و آموزه های دینی را یاد گرفته و به آنها عمل کرده باشد ولی بعد ملی او دچار ضعف باشد و اهمیتی به مسائل کشورش ندهد یا بعد جهانی او دچار مشکل باشد و اطلاعات کافی درباره مسائل جهان نداشته باشد درست تربیت نشده است. 

همچنین باید توجه داشت که بعد جنسیتی در تعلیم و تربیت اثرگذار است و باید به تفاوت های جنسیتی افراد توجه داشت و روش های تربیتی مختص هر جنسیت را به کار گرفت.روش تربیتی و مواجهه معلم با پسران باید با رویکرد او مقابل دختران متفاوت باشد و متناسب خصوصیت های جنسیتی آنها باشد.

خود معلم نیز باید تمام ابعاد هویتش درست شکل گرفته باشد تا بتواند درست تربیت کند و اثر بگذارد. معلمی خودش نتوانسته تمام ابعاد هویتش را رشد دهد هرگز نمیتواند برای دانش آموز خود این کار را انجام دهد.

به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...