12 دوستدار 0 امتیاز منفی
2.4k بازدید
سوال شده در گروه 88 دانشجویان باهنر توسط (1.4k امتیاز)
نمایش از نو توسط

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

 بیانیه فلسفه تربیتی من

تعریف: " فلسفه تربیتی شخصی معلم عبارت است از گزاره ها و دیدگاه های فلسفی معلم در مورد حرفه و نقش معلمی و فرایند تربیت به گونه ای که او اکنون بتواند آینده را به تصویر بکشاند و در یک چارچوب ذهنی چیستی ، چرائی و چگونگی تربیت و تدریس را تعیین و پیاده سازی نماید." یعنی معلم هر زمان که در جلوی کلاس درس می ایستد باید فردی هدفمند، روشمند و متفکر مشاهده شود. بنابر این بیانیه فلسفه تدریس هر فرد منحصر به فرد است و توصیفی مکتوب از ارزش‌ها، اهداف و باورهایش در مورد آموزش و تربیت در چارچوب فرهنگ و اسناد کلان آن کشور خواهد بود.

ملاحظات:

1-لطفا مطالعه کنید و در نهایت فقط نظر خودتان را بیان نمائید. شما باید مطالب دیگران را بازخوانی کنید اما خودتان تولید نمائید.

2- هر پاسخ باید حداقل 100 کلمه و حداکثر 150 کلمه باشد.

3- متون انگلیسی در راستای فلسفه تربیتی شخصی بسیار است اما صرفا برای الهام گیری نه کپی!

4-لابلای هر پاسخی از مثال استفاده کنید.

5-با زبان ساده و روان بنویسید و پیوستگی جملات حفظ شود و در همه فرازها با ادبیات شخص اول ( من) استفاده کنید

6- بیانیه فلسفه تربیتی خود را حفظ  کنید و در آینده آن را تکمیل نمائید و به رزومه خود ضمیمه کنید.

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

موفق و پایدار باشید

عین اله عابدی

خرداد ماه 1403

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط (144 امتیاز)
نمایش از نو توسط

سوال دو: 

جهان هستی و انسان ها تجلی های آفرینش هستند و قطره ای از دریای بی کران قدرت و بزرگی خداوند را به ما نشان می‌دهند.

انسان نیز از وجود خداوند نیز در خود برخوردار است.

و ما به هرکجا بنگریم ردپای خداوند را در آن پیدا میکنیم.

ارتباط انسان با خداوند و جهان خلقت نیز مسئله ایست که در امر آموزش و پرورش باید به آن پرداخته شود.

باید همواره سعی کنیم که تجلی بخش توحید در وجود دانش آموزان باشیم و آن هارا به عمل کردن به دستورات خداوند دعوت کنیم. 

سعی کنیم آن ها را به داشتن باور و اعتقاد راسخ و عمیق به خداوند دعوت کنیم و نتایج و ثمره عمل کردن و انس گرفتن با خداوند را برای آنها شرح دهیم.

سوال سه: 

دوست دارم که حس کنجکاوی و علم جویی را در آنها بیدار کنم.

دانش آموزان نباید افرادی منفعل باشند که صرفا هرچیزی را به آنها گفتند باور و قبول کنند.

آن ها باید از خود استقلال نظر داشته باشند و برای هر مطلبی که به آنها یاد داده میشود دنبال دلیل و جواب باشند.

انسان هایی خلاق و با ابتکار عمل باشند.

و در هر کاری که انجام میدهند در تلاش برای بهترین بودن در آن حوزه باشند.

انسان هایی شکرگزار باشند ولی به کم قانع نشوند.

باید بلندپروازی کنند و برای رسیدن به اهدافشان کوشش کنند.

بحث ارزش های اخلاقی نیز مانند احترام به دیگران, خوشرویی، کمک کردن به نیازمندان نیز یکی از بناهای مهم آموزش هست که حتما در مدت زمان تدریسم آن را مد نظر قرار خواهم داد.

سوال چهار: 

از آنجا که معلم مستقیما با فکر و اندیشه و روح و روان شاگردان سر و کار دارد، من به عنوان معلم باید مشکلات شاگرد را بشناسم و در جلب اعتماد و اطمینان آنها نسبت به خویش بکوشم و علت مشکلات آنها را بفهمم و بتوانم در حل آن مشکلات به آنها کمک کنم.

در کلاس درس وجود نظم و انضباط، سکوت و آرامش در کلاس باعث می شود که اولا سلامت روحی و روانی من و دانش آموزان حفظ شود و ثانیا تدریس به نحو بسیار مؤثرتری انجام پذیرد.

جو کلاس هم باید به گونه ای باشد که توانمندی، اطمینان، اعتماد به نفس وحضور فعال دانش آموزان را افزایش دهد.

کلاسی که دانش آموزان آن حق انتخاب داشته باشند، رهنمود و راهبردهای معلم دقیق و مشخص باشد و شاگردان بتوانند مهارت های زندگی را به خوبی فراگیرند، امکان بروز رفتارهای مخل بسیار کاهش یافته و زمینه ی بی انضباطی در کلاس به حداقل خواهد رسید.

خلاصه اینکه من باید بتوانم ضمن تدریس، مدیریت مناسبی در کلاس خود داشته باشم، با دانش آموزان خود به راحتی ارتباط برقرار کنم و با ارائه تجربیات بسیار جذاب، آموزنده و مفید آنها را پیوسته خشنود، سرحال و آماده برای یادگیری نگه دارم.

خارج از کلاس درس نیز معلم باید در تلاش برای ارتقا خود و روش تدریس خویش باشد.

یادگیری مخصوص به دوران مدرسه و دانشگاه نیست و انسان همواره باید در حال به روز رسانی اطلاعات خویش باشد. برای همین زمان خارج از کلاس را سعی میکنم مهارت های مدیریت کردن کلاس و فعالیت های جالب و مطالب 

جالب را برای کلاس آماده کنم.

دارای دیدگاه توسط (144 امتیاز)

سوال پنج: 

در ارتباط با تقویت خردورزی و رشد تفکر انتقادی در متربیان تلاش میکنم از فعالیت های مفید آموزنده و سرگرم کننده استفاده کنم و آنهارا به مطالعه و تحقیق و بررسی تشو

بحث هایی در موارد و موضوعات مختلف که در هر کدوم از آنها هر شاگرد باید نظر شخصی و متفاوت خود را ارائه دهد.

علاوه بر آن درخواست ارائه تحقیق و پژوهش نیز هم در تقویت اعتماد به نفس و هم خردورزی متربی تاثیرگذار می‌باشد.

سوال شش: 

ساحت تربیت دینی:

در خصوص ساحت تربیت دینی تلاشم را می‌کنم که ایمانم را تقویت کنم و بتوانم با صبر و بردباری با دانش آموزانم رفتار کنم و پاسخگوی نیازهایشان باشم.

ساحت تربیت اخلاقی:

تلاش میکنم فضیلت های اخلاقی موردپسند خداوند و افراد جامعه را داشته باشم مثل: امانت داری،صداقت،احترام،مهربانی.

ساحت تربیت اجتماعی:

در ابتدا تلاش میکنم رفتار و گفتارم در جایگاه یک معلم باشد.

اطلاعات خویش را در زمینه های مختلف بالا میبرم و تلاش میکنم که بتوانم سخنرانی شیوا و بانفوذ باشم که دانش آموزان به شنیدن سخنانم علاقه نشان دهند و از آن تاثیر بپذیرند.

ساحت تربیت حرفه ای و اقتصادی:

در ابتدا باید اصول اقتصادی و شرعی اسلام را فرابگیرم.

و باید در باره مسائل اقتصادی و حرفه ای و کاری جامعه امروزی اطلاعات داشته باشم.

ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری:

به پوشش و آراسته بودن خود توجه زیادی داشته باشم، قطعا شاگردان از شخصی نامنظم و نامرتب و ناآراسته حس مثبت نمی گیرند و برایش احترامی قائل نمی‌شوند.

ساحت تربیت علمی و فناوری:

باید نحوه استفاده درست از فضای مجازی و امکاناتی که امروزه در اختیار ما قرار دارد را یاد بگیرم.

و کاربرد آن را بدانم و بتوانم به بهترین نحو از آن برای آموزش استفاده کنم.

سوال هفت: 

۱- احترام: از قدیم شنیدیم که "هرچه کنی به خود کنی"

در هر موقعیتی که باشیم زمانی که با احترام رفتار میکنیم شخصیت و جایگاه والای خود را نشان میدهیم.

همیشه و همه جا احترام گذاشتن واجب است مخصوصا در ارتباط با بزرگترها.

۲-صداقت: در دین و آیین و حتی فرهنگ پارسی کهن راستگویی همیشه توصیه شده.

و ما نیز به عنوان معلم باید ارزش آن را نشان دهیم.

مثلا اگر دانش آموزی درس نخوانده و با صراحت میگوید و مشکلش را توضیح میدهد نباید دعوایش کنیم و باید از او بخواهیم دیگر تکرار نشود. نباید جوری باشد که از گفتن حقیقت بترسد و دست به کارهای ناشایست مثل تقلب بزند.

۳-مسئولیت پذیری: همه ما فارغ از نقشی که داریم در قبال کاری که انجام میدهیم مسئولیم و باید به شاگردان هم مسئولیت پذیر بودن را آموزش بدهیم.

مثلا زمانی که دانش آموز کار اشتباهی می‌کند، مثلا از سر عصبانیت با همکلاسی خود دعوا میکند. بعد از فروکش کردن عصبانیت باید به او یاد بدهیم که مسئولیت کاری که کرده را بپذیرد و تعهد بدهد که بار آخر بوده و عذرخواهی کند.

۴-شکیبایی: صبر و شکیبایی نیز در اسلام بسیار سفارش شده است.

صبر و حوصله در برابر مشکلات زندگی و توکل کردن به خدا همیشه نتیجه خوبی خواهند داشت.

در مقابله با سختی ها باید صبر داشته باشیم و ایمان خود را تقویت کنیم چون خداوند قادر هست و هر مشکلی را می‌تواند برطرف کنید فقط صبر لازم است.

۵-از خودگذشتگی: از خودگذشتگی به معنای این نیست که با خودت خوب نباشی و خود را در الویت قرار ندهی.

بلکه به این معناست که در مواقعی که با کوتاه آمدن میتوانی یک تاثیر بزرگ در زندگی یک فرد دیگر بگذاری تصمیم به انجام آن کار بگیری.

یکی از کوچکترین مصداق های آن در محیط مدرسه میتوان به زمانی اشاره کرد که همکلاسی ای هست که تغذیه با خود نیاورده و پولی هم همراهش نیست و تا بعد از ظهر که خانه برود گشنه میماند. آنجا میبینی که به اندازه کافی تغذیه داری که هم خودت گشنه نمانی هم دوستت و تصمیم به نصف کردن خوراکی میگیری.

این یک از مصادیق ازخودگذشت

گی هست که قطعا هم خداوند و هم بنده خدا را خوشحال می‌کند.

دارای دیدگاه توسط (144 امتیاز)

سوال هشت: 

انسان شناسی 

از نظر من انسان شناسی یا خودشناسی یکی از مهم ترین مسائل زندگی ماست که باید در تلاش باشیم که به بینش بیشتری در این حوزه دست پیدا کنیم.

در این زمینه مثال هایی مثل رفتار های درست و برقراری ارتباط های درست اهمیت بسیار دارد که در حوزه تدریس و آموزش نیز بسیار تاثیرگذارند.

زمانی که مربی و متربی نتوانند رفتار مناسب و ارتباط درست و انسانی با یکدیگر داشته باشند، مقوله تدریس و آموزش بسیار دچار چالش و مشکل می‌شوند.

پس باید اول از همه به عنوان انسان نقش خود را در جهان هستی و در جامعه بیابیم و بعد تلاش کنیم که با بقیه افراد جامعه نیز خود را هماهنگ کنیم.

سوال نه : 

از نظر من در سالهای گذشته نقش تربیت در سیستم آموزشی ما کمرنگ تر شده است و با توجه به جو رقابتی مدارس و امتحانات و آزمون های مدارس خاص و کنکور بیشتر به جنبه آموزشی پرداخته شده است. که حتی آموزش دروس هم به صورت صرفا تئوری بودند و در خیلی از شرایط برای دانش آموزان ملموس نبوده است.

تکنیکی که بنده تلاش خواهم کرد که پیش ببرم استفاده از ابزار ها و روش های نوین در انتقال مفاهیم به دانش آموزان خواهد بود.

تلاش خود را میکنم که مطالب را با استفاده از متریال و مثال های متنوع برای دانش آموزان ملموس جلوه کنم.

و در زمینه های تربیتی نیز تلاش میکنم نشان بدهم که دانش آموزان می‌توانند به من اعتماد و تکیه کنند.

بتوانند مشکلات خود را با من به اشتراک بگذارند تا بتوانم کمک کننده باشم.

گاهی اوقات صندوق پیشنهادات یا سوالات در کلاس اجرا میکنم و از دانش آموزان میخواهم که هرچیزی که هست به صورت ناشناس با من به اشتراک بگذارند.

و زمانی که خودم جوابی به انها نداشتم هم سعی میکنم از همکارانم کمک بگیرم.

سوال ده : 

مواردی از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و آموزشی که علاقه ای به ادامه دادن آنها ندارم:

۱- متکلم وحده بودن:

متاسفانه در کلاس های درس معلم تنها کسی هست که صحبت می‌کنه و هیچ جایی برای سخن گفتن شاگردان نمی‌مونه.

نظر خواستن و سوال پرسیدن و گفت و گو و پرسش و پاسخ نه تنها در افزایش اعتماد به نفس و استقلال نظر شاگرد کمک می‌کنه 

بلکه فضای کلاس هم از خشکی و حوصله سر بر بودن درمیاد.

۲-فرق گذاشتن بین دانش آموزان:

برخی از معلمان تنها به دانش آموزان زرنگ و درسخوان بها می‌دهند و شاگرد های به اصطلاح تنبل را رها می‌کنند به حال خودشان.

در حالی که واقعا باید تلاش کنیم که به شاگردان ضعیف تر کمک کنیم و توجه بیشتری به آنها بکنیم و عدالت محور باشیم و تلاش کنیم حق هیچ کسی ضایع نشود.

۳- تنبیه و تحقیر:

متاسفانه خیلی جاها متوجه رفتار بد معلمان با دانش آموزان شده ایم. گوشزد کرد نکات با لحن جدی که دانش آموز را متوجه اعمال اشتباهش کند کار اشتباهی نیست.

ولی این امر نیز نباید از دایره ادب و احترام خارج شود.

نباید با گفتن حرف هایی با لحن تند و با صدمه زدن به احساسات و عواطف و غرور شاگرد صورت بگیرد.

تنبیه در مواردی صحیح است ولی جوری که شاگرد متوجه کار بد خودش شود. نه اینکه موجب ناراحتی و دشمنی و کینه شود.

۴-عدم استفاده از فناوری:

سیستم آموزشی دنیای امروزی که عصر تکنولوژی هست باید تفاوتی با تدریس سنتی دهه های قبل داشته باشه حتما.

پس تلاشم رو میکنم از فناوری و تکنولوژی بهره کافی رو ببرم.

۵- برگزاری امتحان برای مچ گیری: 

با کمال تأسف هستند همچین مواردی که امتحانات به شدت سخت برگزار میشن و طبق محتوای کلاس نیستند.

قطعا امتحاناتی رو برگزار میکنم که م

حتواش رو به طور کامل درس دادم و ازش تمرین حل کردم.

27 پاسخ

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)

من دنیز کریمی هستم.دانش معلم رشته آموزش زبان انگلیسی.انشالله قرار است در منطقه شهریار بعنوان دبیر زبان انگلیسی خدمت کنم.هر انسانی باید بداند که کاری که انجام میدهد را چرا انجام میدهد چطور باید انجام بدهد و با توجه به اصول کارفرما و اصول اخلاقی خود چه روش هایی را باید اتخاذ کند.من هم بعنوان یک معلم باید فلسفه شخصی خود از کاری که قرار است برای تمام عمرم انجام بدهم را داشته باشم و از لحظه ای که پا به کلاس درس میگذارم بدانم که آمدنم بهر چه است.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

معلم یقینا  یکی از موثر ترین افراد یک جامعه برای تعیین کیفیت فرهنگی جامعه در نسل های بعد است.نقش معلم و سیستم آموزشی یک کشور را میتوان همتراز با تربیت خانوادگی و یا در بعضی موارد در غیاب فیزیکی و یا احساسی والدین پررنگ تر دانست.دانش آموز هنگام ورود به سیستم آموزشی مانند یک خمیر بی شکل است و این خمیر یک بازه زمانی مشخصی وقت دارد تا خشک و غیرقابل تغییر شود.سیستم آموزشی این قدرت را دارد که از خمیر های بی شکلی که تحویل گرفته است انسان های برجسته و بارز بسازد یا میتواند با بی توجهی خمیرها را به تکه گل های بدون شکل تبدیل کند.و میدانیم که وقتی به جامعه ای صفات خوب یا بد را نسبت میدهیم در اصل صفات مذکور را مربوط  به اکثریت افراد آن جامعه میدانیم.پس اگر در تربیت اعضای آینده جامعه کوشا باشیم و انسان های فرهیخته تحویل جامعه دهیم جامعه قابل قبولی خواهیم داشت.با این تفاسیر اهمیت نقش معلم در جامعه مبرهن است .

 

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

. ارتباط معنادار خداوند و جهان و انسان در این است که همانا خدا تمام جهان و هرچه در آن است را برای انسان آفریده و امکان بهره‌وری از آن را در وجود انسان قرار داده و او را به تفکر در این خلقت و بالا بردن علمش از دنیا توصیه کرده. پس انسان هم بایستی با در نظر داشتن خداوند به عنوان خالق کل تمام اینها در جست­وجو در جهان مشغول شود و در بالا بردن علم خود و آدمیان تلاش کند. با در نظر گرفتن این فاکتور در ذهنیت و فلسفه تدریس من به عنوان معلم باید تمام سعیش را در جهت انتقال علم خود به دانش‌آموزان کند به علاوه اینکه هدف اصلی علم‌ورزی یعنی در نظر گرفتن الهیت هم در کار خود جای دهد.

 

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

یکی از اهدافی که در نظر دارم برای تحقق و اجرای آن تلاش کنم پرورش تفکر انتقادی و گسترش ابتکار در دانش آموزان است.دانش آموزی که کتب را طوطی وار حفظ میکند نمره خوب میگیرد ولی خلاقیت ندارد و مانند یک ربات اوامر را اجرا میکند دانش آموز ایده آل من نیست.دانش آموز ایده آل من میخواهد بداند چرا این مطالب را یاد میگیرد در زندگی واقعی چگونه از اطلاعات آموخته شده استفاده کند.دائما در حال وصل کردن تکه های پازل در ذهنش است و آموخته های جدید را به آموخته های گذشته خویش ربط میدهد.دانش آموز ایده آل من سوال میپرسد رویه اشتباه را فارغ از اینکه چند سال است ثابت است زیر سوال میبرد آگاه است که در زندگی مسائل بشدت مهم تری از درس وجود دارد و اخلاقیات و زندگی اسلامی را در راس زندگی خویش قرار میدهد و بقیه مسائل را زیرمجموعه ای از آن قرار میدهد

 

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

متاسفانه و یا خوشبختانه اثربخشی معلم به کلاس خلاصه نشود.معلمی مسئولیتی است که در هر ثانیه و هر لحظه از زندگی همراه انسان است.همانقدر که مسئولیت آموزش و تربیت دانش آموزان در کلاس درس بر عهده معلم است و باید بعنوان یک الگو عمل کند و مراقب رفتار و کردار و گفتار خود باشد این مسئولیت در بیرون از مدرسه هم ادامه دار است. علاوه بر مراقبت از سبک زندگی و در نظر داشتن نقش الگویی اعضای سیتم آموزشی و کادر مدرسه تا حدی مسئول رسیدگی به مشکلات شخصی و زندگی دانش آموزان هم هستند.اینکه دانش آموز چه مشکلی دارد که جلوی عملکرد مطلوبش را گرفته و حل آن از وظایف خارج از کلاس معلم و کادر آموزشی است

 

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

روش های مختلفی برای ارتقای تفکر نقادی و خردورزی در دانش آموزان وجود دارد.در تمام روش ها در وهله اول دانش آموزان باید تحریک شوند تا انرژی ابراز بوجود بیاید.هنگامی که دانش آموزان به چالش کشیده شدند با ارائه سوالات عمیق و چالشی و ایجاد بحث بین دیدگاه های مختلف دانش آموز را به ابراز عقیده وامیدارم و همزمان با هدایت بحث و اصلاح دیدگاه های نامناسب به  تشویق دانش آموزان به گوش دادن نظرهای مختلف و گاها مخالف بدون درگیر خشم شدن میپردازم.یکی دیگر از تدابیر مد نظرم همه پرسی از دانش آموزان در امور کلاسی و کمک گرفتن از دانش آموزان برای حل مشکل ها و مسائل است.

دارای دیدگاه توسط (140 امتیاز)

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

. ساحت دینی : مطالعات دینی خود را گسترش میدهم و تلاش میکنم خود زندگی دینی داشته باشم و پای صحبت علمای دین بنشینم.

ساحت اخلاقی : تلاش میکنم اصول اخلاقی را در زندگی خود رعایت کنم و در حد شعار اخلاق مدار نباشم سپس روش های تدریس در جهت با اخلاق مداری را یاد میگیرم وآن ها را جایگزین روش های کلاسیک که منجر به تحقیر دانش آموزان میشود میکنم

ساحت اجتماعی : با مطالعه کتب اجتماعی و افزایش اطلاعات خود در زمینه های اجتماعی من جمله فن بیان زبان بدن و.... تلاش بر ترسیم الگوی مناسب اجتماعی برای دانش آموزانم میکنم.

ساحت اقتصادی: باز هم با افزایش اطلاعات در زمینه اقتصاد و مدیریت مالی شخصی تلاش بر ارائه مطالب مفید به دانش آموزان میکنم و اخبار اقتصادی را دنبال میکنم.

ساحت زیباشناختی: سعی در پوشش آراسته و رعایت بهداشت و نظافت شخصی خواهم داشت و حداقل مهارت های هنری قابل استفاده در کلاس درس را کسب خواهم کرد.

 ساحت فناورانه:پیگیر روند رشد فناوری خواهم شد و خود را دائما در این زمینه به روز خواهم کرد و تلاش بر تشویق دانش آموزان در استفاده صحیح از فناوری خواهم کرد.

 

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

تربیت اخلاقی و اجتماعی یکی از مسئولیت های اصلی مربی است پنج مفهوم کلیدی در این زمینه شامل رفتار با احترام،همدلی،مسئولیت پذیری،صداقت و تواضع است من بعنوان یک معلم برای تقویت این مفاهیم در اذهان دانش آموزان تمام تلاش خود را میکنم.برای مثال ابدا با هیچ دانش آموزی رفتار دور از احترام نخواهم داشت و برای دانش آموزان الگوییی از احترام به شان انسانی رسم میکنم.با دوری از تکبر و خودبینی تواضع را در آنها نهادینه میکنم و با دادن مسئولیت های مختلف به آنها حس مسئولیت پذیری را در آنها تحریک میکنم و با نکوهش دروغ در جهت نهادینه کردن صداقت در کلاس درس قدم ورمیدارم.

 

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

به عنوان یک معلم با توجه به اصول تربیت اسلامی اولویت فکری من  در تربیت اخلاقی دانش آموزان بر اساس مبانی هستی شناسی است.آموزه های اسلام به ما میگوید که انسان باید از تمام ابعاد خود را بهبود دهد و به دنبال کمال باشد لذا من هم دانش آموزان را تشویق میکنم با شناخت خود و استعداد هایشان و با توکل بر خدا و انجام اوامر اسلام به کمال دست یابند.برای مثال اگر دانش آموزی داشتم که در مسائل هنری مستعد بود با معرفی به معاونت پرورشی و تشویق او در جهت پرورش استعدادش به او کمک میکنم تا ارتباط عمیق تری با جهان پیرامون برقرار کند.

 

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

استفاده از روش های تعاملی و مشارکتی یکی از اصلی ترین تکنیک ها در تدریس موفق است.زمان تدریس بعنوان متکلم وحده به پایان رسیده و باید به دانش آموزان فرصت داد تا در فرآیند یادگیری مشارکت داشته باشند.در این متد دانش آموزان می توانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند تجربیات جدید را بشنوند و از یکدیگر یاد بگیرند.محیط مدرسه باید یک محیط یادگیری همه جانبه باشد و در امر آموزش به آموزش مفاد کتاب درسی کفایت نکنیم و مطمئن شویم مهارت های زندگی هم به دانش آموزان آموخته شود.

 

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

  • -یکی از رویکرد هایی که سالهاست اجرا میشود و اصلا مورد پسند من نیست صف های صبحگاهی و روتین های بی مورد اینگونه­ست.شاید صف صبحگاهی برای دانش آموزان ابتدایی آموزش نظم و ... باشد ولی در مقاطع بالاتر چیزی جز شکنجه اعصاب دانش آموزان نیست.صبح در سرما و گرما هنگام استرس کنکور و امتحان و ... هنگامی که عمده دانش آموزان بی خوابی دارند و برای 10 دقیقه خواب بیشتر پیراهن پاره میکنند مجبورشان میکنیم در صف بایستند و نیم ساعت در حالی که سرپا هستند به روتینی که هزاران بار تکرار شده است گوش کنند.
  • -دانش آموز حق غیبت ندارد مگر گواهی پزشک داشته باشد!!!!هیچوقت متوجه نشدم چرا باید به این شدت دانش آموز را تحت فشار گذاشت و از مدرسه یک پادگان ساخت.دانش آموز در طول سال باید حداقل یک هفته اجازه غیبت غیرموجه داشته باشد.بدون ارائه دلیل و به صرف اینکه به استراحت یا تفریح نیاز دارد به مدرسه نیاید تا بتواند روز بعد را قوی تر و با خلق بهتر در کلاس درس حاضر باشد.
  • -امتحان های یکهویی وبدون اطلاع قبلی!!!! این روش جز اضطراب و مچ گیری هیچ فایده دیگری ندارد.
  • -توهین به دانش آموز بابت بلند نبودن درس و گفتن جمله هایی که آینده دانش آموز را هدف قرار میدهد.مانند "تو هیچی نمیشی"مثلا اگر امتحان من را با نمره بالاتر میگذارند رئیس و وزیر میشد و الان که به هر دلیلی نتوانسته آینده ای ندارد؟
  • -تمرکز بر روی دانش آموزان قوی و یا دانش آموزان ضعیف و از یاد بردن بقیه دانش آموزان.پس بقیه چه؟آنها نیاز به معلم ندارند؟توجه معلم باید به صورت یکسان بین دانش آموزان تقسیم شود ودر صورت نیاز به تمرکز به یک گروه خاص دانش آموزان به گونه ای انجام شود که دیگر دانش آموزان را تحت الشعاع قرار ندهد.

 

 

دارای دیدگاه توسط (140 امتیاز)

نتیجه گیری:

سیستم آموزشی کشور ما از تغییر بی زار است.حتی اگر سیستم سعی در تلاش داشته باشد عناصر انسانی دخیل مانند والدین و یا دبیرانی که سالها با یک روش کار کرده اند مخالف این تغییرات خواهند بود.سیستم نمره محور است و معلمی معلم خوبیست که باعث شود دانش آموز نمره هایش بهتر شود.مهم نیست این امر با چه عواقبی محقق شود.صرف نمره برای سیستم کفایت میکند.من تمام تلاشم را میکنم کلاسم آن کلاس درسی نباشد که دانش آموزان قبلش در هیاهو و به دنبال کپی کردن تکالیف و فرار از خشم معلم هستتند.میخواهم دانش آموز حس کند در امنیت روانی است و موازی با آن درس بخواند.میخواهم هر دانش آموزی که روبروی من پشت نیمکت مینشیند بداند که درس قسمت مهمی از زندگی اش است ولی در عین حال بداند تنها چیز مهم نیست.انتظارات سنتی از معلم و کلاس درس صد در صد مانع تحقق این اهداف خواهد شد ولی تمام تلاشم را میکنم با توضیح و روشن سازی اهداف والدین و کادر مدرسه را همراه با خود کنم.

3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (114 امتیاز)

من زهرا محترمی، دبیر آینده‌ی درس زبان انگلیسی هستم و قرار هست در گلستان خدمت کنم. به شخصه باور دارم داشتن فلسفه‌ی شخصی برای یک معلم یکی از ضرورت‌های غیر قابل اجتنابی‌ست که در طول سال‌های تدریسش با آن مواجه می‌شود. این مسئله به شناخت نوع تدریس کمک بسزایی می‌کند.

سوال اول
معلمان نقش بسیار مهمی در جامعه دارند، زیرا آن‌ها مسئولیت آموزش و پرورش نسل جوان را بر عهده دارند. آن‌ها نه تنها مواد درسی را به دانش‌آموزان یاد می‌دهند، بلکه نقش اجتماعی و فرهنگی نیز دارند. معلمان می‌توانند برای دانش‌آموزان الگو و راهنمایی باشند و به آن‌ها کمک کنند تا مهارت‌های زندگی مانند همکاری، احترام و حل مسئله را یاد بگیرند. جایگاه معلمان در جامعه بسیار حیاتی است، زیرا آن‌ها تأثیر چشمگیری بر روی آینده جامعه دارند. اگر معلمان با اخلاق و ارزش‌های قوی به عنوان الگوهای خوب عمل کنند، می‌توانند نقش بسیار مثبتی در شکل‌دهی به جامعه و افراد آن ایفا کنند. به عبارت دیگر، معلمان نقش مهمی در شکل‌دهی به انسان‌ها یا به بیانی، نسل آینده و ساختار جامعه دارند.

سوال دوم
ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان در بسیاری از ادیان و فلسفه‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. در بسیاری از ادیان، خداوند به عنوان خالق جهان و انسان، و همچنین منبع معنویت و ارزش‌های اخلاقی، شناخته می‌شود. این ارتباط به عنوان یک پایه مهم در تربیت شخص تربیت شونده بسیار مهم است. یک مثال از این ارتباط معنا دار می‌تواند در آموزش اخلاق و ارزش‌های انسانی باشد. به عنوان مثال، یک معلم می‌تواند به دانش‌آموزان خود بیاموزد که چگونه با احترام و محبت به دیگران رفتار کنند، زیرا این ارزش‌ها در بسیاری از ادیان و فلسفه‌ها به عنوان صفات نیک تلقی می‌شوند. این نوع آموزش، دانش‌آموزان را به سمت یک زندگی معنادار و پر ارزش هدایت می‌کند و آن‌ها را به تفکر درباره رابطه خود با خداوند و جهان و همچنین دیگر انسان‌ها تشویق می‌کند.

سوال سوم
به عنوان یکی از اهداف اصلی تربیت دانش‌آموزان، من دوست دارم که آن‌ها یاد بگیرند چگونه زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشند. این شامل پذیرش مسئولیت‌های شخصی و اجتماعی، رعایت ارزش‌های اخلاقی و احترام به دیگران است. من می‌خواهم دانش‌آموزانم بتوانند با تفکر و تأمل درباره ارتباط خود با جامعه و جهان، رفتارهای خود را به شکلی شرافتمندانه و معنادار تعیین کنند و به عنوان افرادی که به دیگران احترام می‌گذارند و به جامعه خود کمک می‌کنند، زندگی کنند.

سوال چهارم
به عنوان یک معلم، نقش من در کلاس درس اثر بخش است زیرا من سعی می‌کنم محیطی پویا و پرانرژی برای دانش‌آموزان ایجاد کنم. با استفاده از روش‌های تدریس متنوع و جذاب، من سعی می‌کنم تا توجه و تمرکز دانش‌آموزان را جلب کنم و آن‌ها را به یادگیری فعال و مستقل تشویق کنم. همچنین، من به دقت به نیازهای هر دانش‌آموز توجه می‌کنم و سعی می‌کنم تا به افراد با نحوه‌های یادگیری مختلف، احترام بگذارم و آن‌ها را در مسیر یادگیری خود راهنمایی کنم.
در خارج از کلاس درس، من سعی می‌کنم تا با دانش‌آموزان در ارتباط باشم و از این فرصت برای رشد شخصی و اجتماعی آن‌ها استفاده کنم. من تلاش می‌کنم تا با دانش‌آموزان به عنوان یک منبع اطلاعات و پشتیبانی برای آن‌ها در مواجهه با چالش‌های زندگی برخورد کنم. همچنین، من سعی می‌کنم تا با خانواده‌ها و دیگر اعضای جامعه همکاری کنم تا بهترین حمایت را برای رشد و توسعه دانش‌آموزان فراهم کنم. این تعاملات خارج از کلاس درس نقش مهمی در شکل‌دهی به شخصیت و موفقیت دانش‌آموزان دارد.

سوال پنجم
برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان، از روش‌های فعالیت‌های چالش‌برانگیز مانند حل مسائل پیچیده، بحث‌های گروهی، تحلیل مطالب و تشویق به پرسش و تحقیق استفاده کنید. همچنین، ایجاد محیطی با انگیزه برای بحث و تبادل نظر، ارائه فیدبک سازنده و تشویق به استفاده از منابع مختلف نیز به ارتقاء این مهارت‌ها کمک می‌کند. باید به دانش‌آموزان فرصت دهیم تا خودشان را در حل مسائل و پذیرش دیدگاه‌های جدید آزمایش کنند.

سوال هفتم
1. احترام: آموزش احترام به همه اعضای جامعه و توجه به نیازها و حقوق دیگران، مانند احترام به معلمان، همکلاسی‌ها و خانواده.
   مثال: تشویق دانش‌آموزان به به اشتراک گذاشتن وقت و منابع با دیگران که نیاز دارند.
2. صداقت: آموزش ارزش صداقت و رعایت حقایق در ارتباط با دیگران.
   مثال: تشویق دانش‌آموزان به گفتن حقیقت و دفاع از آن، حتی در مواجهه با مشکلات.
3. همکاری: آموزش همکاری و تعامل موثر با دیگران در کار گروهی و اجتماعی.

مثال: تشویق دانش‌آموزان به همکاری در تیم‌ها و گروه‌های مختلف.
4. مسئولیت‌پذیری: آموزش درک مسئولیت و عمل به عنوان یک عضو مؤثر در جامعه.
   مثال: تشویق دانش‌آموزان به تحمل مسئولیت‌های خود در خانه، مدرسه و جامعه.
5. تفکر انتقادی: آموزش توانایی تفکر منطقی و انتقادی و تجزیه و تحلیل مسائل اخلاقی و اجتماعی.
   مثال: تشویق دانش‌آموزان به پرسشگری و بررسی مسائل اخلاقی و اجتماعی از طریق بحث و گفتگو.

سوال هشتم
با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی، اصل انسان‌شناسی از اولویت‌های فکری من است. انسان‌شناسی به ما یادآور می‌شود که هر فرد جزئی ارزشمند و منحصربه‌فرد از آفرینش خداوند است. با ارائه این مبحث به عنوان متربی، من می‌توانم به شکوفایی شخصیت هر دانش‌آموز کمک کنم. به عنوان مثال، من می‌توانم دانش‌آموزان را تشویق کنم تا خودشان را به عنوان افراد منحصربه‌فرد بپذیرند و به ارتقای خودشان در مسیر رشد و توسعه فردی بپردازند.
به علاوه، اصل ارزش‌شناسی نیز در فرایند تربیت اسلامی بسیار حائز اهمیت است. باید به دانش‌آموزان آموزش داد که ارزش گذاری مناسب را در مواجهه با مسائل اخلاقی و اجتماعی داشته باشند. مثلاً، من در جایگاه دبیر می‌توانم به دانش‌آموزان آموزش دهم که ارزش تواضع، بخشش، و احترام به دیگران را در تعاملات روزمره خود بپذیرند و این ارزش‌ها را در محیط خانه، مدرسه و جامعه به کار ببرند. این اصول از طریق روش‌های تدریس، بحث و گفتگو، و همچنین نمونه‌های عملی از زندگی پیامبر اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) به دانش‌آموزان می‌تواند ارائه داده شود.

سوال نهم
یکی از مهمترین تکنیک‌ها و روش‌های تأثیرگذار در حوزه تربیت و تدریس، استفاده از روش‌های فعال و مشارکتی است. این روش‌ها شامل بحث و گفتگو، تمرین‌های گروهی، پروژه‌های عملی و بازی‌های آموزشی می‌شوند. با اعمال این روش‌ها، دانش‌آموزان فعالیت خود را در فرایند یادگیری دخیل می‌کنند و این به آنها کمک می‌کند تا مفاهیم را بهتر درک کنند و مهارت‌های ارتباطی و تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.

به نظر من، محیط یادگیری همه‌جانبه، محیطی است که شرایط زیر را داراست:
1. تشویق به فراگیری: محیطی که دانش‌آموزان را تشویق به فراگیری و کشف علم می‌کند و به آنها اجازه می‌دهد در تمامی زمینه‌های علمی، هنری و عملیاتی توانمندی‌های خود را بیان کنند.
2. تعامل فعال: محیطی که تعاملات فعال دانش‌آموزان را ترویج می‌دهد و به آنها امکان می‌دهد با همکلاسی‌ها و معلمان خود در بحث و گفتگو شرکت کنند.
3. تنوع و تعدد روش‌های آموزشی: محیطی که از تنوع و تعدد روش‌های آموزشی استفاده می‌کند تا به نیازها و استعدادهای مختلف دانش‌آموزان پاسخ دهد.
4. تشکیل گروه‌های همکاری: محیطی که به دانش‌آموزان فرصت می‌دهد تا در گروه‌های همکاری و تیم‌های کاری مشترک شرکت کنند و مهارت‌های اجتماعی خود را تقویت کنند.
5. روحیه اثباتی و حمایت: محیطی که به دانش‌آموزان احساس ارزشمندی و قابلیت‌های خود را می‌دهد و با ارائه تشویق‌ها و امکانات مناسب، آنها را در راه رسیدن به برتری و پیشرفت حمایت می‌کند.

سوال دهم
به عنوان یک معلم اثربخش، روشنفکر، تحول‌گرا و آشنا با روش‌های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش‌های دینی، یه عنوان یک دبیر، موارد زیر را از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می‌شود ترک می‌کردم:

1. تکرار مکرر مطالب: از تکرار مکرر مطالب بدون تغییر و تنوع در روش‌های آموزشی خسته شده و این رویکرد را ترک می‌کردم. زیرا این روش به تنوع و خلاقیت در یادگیری و تربیت افراد ضربه می‌زند.

2. تمرکز بر حفظ و فراموشی: از رویکردی که فقط بر حفظ و فراموشی مطالب تمرکز دارد، دست برمی‌داشتم. برخلاف آن، تمرکز بر فهم عمیق مفاهیم و ارتباط آنها با زندگی واقعی دانش‌آموزان را ترویج می‌دادم.

3. روش‌های آموزش مکانیکی: روش‌های آموزشی مکانیکی که فقط بر انتقال اطلاعات تکیه دارند را ترک می‌کردم. به جای آن، از روش‌های فعال و مشارکتی برای فراگیری عمیق و مفهومی استفاده می‌کردم.

4. ارزش‌های فرهنگی و دینی نادیده گرفته شده: در صورتی که ارزش‌های فرهنگی و دینی در فضای آموزشی و تربیتی نادیده گرفته می‌شد، این رویکرد را ترک می‌کردم. زیرا ارزش‌های مذهبی و فرهنگی بخش جدایی‌ناپذیری از هویت فردی و اجتماعی هستند و باید به آنها توجه شود.

5. عدم توجه به توسعه مهارت‌های فردی: اگر در رویکرد آموزشی و تربیتی، توسعه مهارت‌های فردی مانند تفکر انتقادی، خلاقیت و تفکر انتقالی نادیده گرفته می‌شد، این رویکرد را ترک می‌کردم. چرا که توسعه این مهارت‌ها برای موفقیت فردی و اجتماعی بسیار ضروری است.

《در نهایت》
به عنوان یک معلم، من تلاش می‌کنم تا دانش‌آموزان را در مسائل اجتماعی، به دست آوردن اطلاعات جدید و تسلط بر مهارت‌های زندگی که برای آینده شان لازم است، یاری نمایم. هدف من این است که آن‌ها را تشویق کنم و آنان را با خودشان روبرو سازم. قصد دارم چالش‌های جدید را در پرورش دادن قابلیت‌های فکری و اخلاقی آن‌ها به وجود آورم.با این نگرش، تربیت شخص تربیت شونده به عنوان یک فرد با ارزش‌های قوی و معنادار، که به دیگران احترام می‌گذارد و به جامعه خود مسئولیت پذیر است، ترویج می‌شود. این نوع تربیت، باعث می‌شود که فرد توانایی تفکر درباره رابطه خود با خداوند، جهان و دیگر انسان‌ها را پیدا کند و به عنوان یک عضو فعال و مفید در جامعه عمل کند.

2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (138 امتیاز)
ویرایش شده توسط

بنده زهرا رنجبر هستم و قرار است در شهر چهاردانگه به تدریس درس زبان انگلیسی بپردازم. از ویژگی های اخلاقی مرتبط با معلمی خویش، می‏ توانم به صبر، مسئولیت پذیری، تلاشگر بودن، علاقه به کار با کودکان و نوجوانان، درک احساسات و عواطف دیگران و خلاقیت در کار اشاره کنم.
به نظر من هر کس در هر جایگاه شغلی و هر نقش اجتماعی باید برای خود چارچوب ها و ارزش های مشخصی داشته باشد تا بتواند به خوبی در آن جایگاه ایفای نقش کند. و درباره ی معلمی هم همین طور است؛ این بیانیه فلسفه معلمی می تواند همچون نقشه حرکت و مسیر معلمی را به ما نشان دهد. زیرا گاهی ما تا افکارمان را به نگارش در نیاوریم نمیتوانیم به خوبی آن ها را تجزیه و تحلیل کرده و سپس آن ها را عملی کنیم.

سوال یک:
به نظر من، معلمان بعد از پدر و مادر اولین کسانی هستند که توانایی شکل دادن سرشت و سرنوشت افراد را به دست می گیرند و به خاطر این قدرت اثرگذاری شدید، باید بسیار در انتخاب معلمان، پرورش و در نهایت حفظ سلامت جسمی، روحی و روانی آنان دقیق بود. من به عنوان یک معلم آینده، باید متوجه نقش خود در آموزش و پرورش نسل های آینده ی جامعه باشم و بدانم که هر حرکت میتواند الگویی برای صدها دانش آموز باشد. و مهم است بدانم که هر یک از این دانش آموزان قرار است در شکل گیری جامعه تاثیرگذار باشد و این وظیفه ی من است تا تمام تلاش خود را برای داشتن جامعه ای سالم، توانمند و مسئولیت پذیر کرده و ذره ای کوتاهی در این باره نکنم.
سوال دو:
به نظر من انسان و جهان جلوه گر خداوند در هستی هستند و هر کس هر چه بیشتر در آن ها دقت و تفکر کند بیشتر میتواند به ذات خداوند نزدیک شود. از سوی دیگر جهان گویی کلاس درسی است که خداوند آموزگار آن است؛ زیرا در هر گوشه ای از جهان آفرینش نکته ای برای آموختن است و انسان ها از آغاز تاریخ در حال آموختن و بهره بردن از این آموزه ها بودند. برای مثال، با دقت و توجه با ساختار اندام های پرندگان و نحوه حرکت آن ها انسان ها تواسته اند هواپیما ها را بسازند و با بهره بری از ساختار چشم توانسته اند دوربین بسازند.
 من به عنوان یک معلم باید به دانش آموزان کمک کنم تا این مهم را بدانند و کمک کنم تا آن ها بیشتر و بیشتر جهان و ماهیت خویش و توانایی هایشان را بشناسند. زیرا با این کار آن ها می توانند به درک خلقتشان نزدیک تر شوند و با بهره بری ازآموزه های جهان و طبیعت بتوانند برای جامعه ی خود کار آمد باشند.
سوال سه:
من به عنوان یک معلم اهداف زیادی برای دانش آموزان خود دارم زیرا کار بدون هدف بیهوده و بی ثمر خواهد بود.
یکی از این اهداف مربوط به درسی است که موظف به تدریس آن هستم. و هدف من این است که دانش آموزان بتوانند با شوق و علاقه این درس را مطالعه کنند و از مباحث آن بهره گرفته و آموزه های من در آینده در مسیر شغلی و اجتماعی شان، مسیر پیشرفت و ترقی را برایشان هموارتر کند.
یکی از اهداف دیگرم این است که بتوانم خاطره و تصویر خوبی از علم آموزی، تلاشگری و محیط مدرسه برایشان بسازم. زیرا در صورت تحقق این هدف، دیدگاه جامعه و نسل آینده نسبت به تلاش برای موفقیت درسی و علمی بهتر می شود و افکار منفی که در این باره وجود دارد کمتر می شود. و ارزش علم آموزی و دانش بیشتر میشود.
سوال چهار:
من به عنوان یک معلم موثر در شکل دهی جامعه ی آنده باید بتوانم هم در داخل کلاس و هم در بیرون کلاس الگویی برای دانش آموزان باشم. در داخل کلاس، نقش من بیشتر به صورت مربی و آموزنده ی مطالب درسی است؛ هر چند که می توان در حین تدریس و در کلاس هم الگوی رفتاری برای دانش آموزان بود. اما در خارج از کلاس نیز نفش من بسیار مهم است و باید به عنوان فردی به نظر برسم که نه تنها الگوی رفتاری، اخلاقی و اجتماعی برای آن هاست، بلکه فردی که آن ها میتوانند سوال های درسی و غیر درسی خود را از او بپرسند. و یا بتوانند راز و مشکلات درسی، خانوادگی و رندگی اجتماعی شان در مدرسه را با وی درمیان بگذارند. زیرا ممکن است در زندگی بعضی از این دانش آموزان فردی نباشد که بدون قضاوت و سرزنش کردن به حرف هایشان گوش کند و امین رازهایشان باشد.
سوال پنج:
در جهان امروزی یکی از ویژگی های مهم فردی و اجتماعی داشتن توانایی تفکر انتقادی است. و من به عنوان یک معلم باید الگویی از این رفتار برای دانش آموزان باشم تا از همان کودکی و نوجوانی این ویژگی بتواند در آن ها شکل بگیرد. من تمام تلاش خود را می کنم تا به آن ها نشان بدهم که نباید هیچ چیزی را بدون دلیل و بی پایه و اساس قبول کنند و آن ها باید همواره در تلاش برای به چالش کشیدن چیز هایی که به عنوان حقیقت گفته شده است باشند. میتوان برای آن ها از نظریه های علمی ای که زمانی حقیقت تلقی میشندند و بعد ها رد شده اند مثال زد.
سوال شش:
1. ساحت اعتقادی ،عبادی،اخلاقی:
مهارت و دانش اعتقادی خود را بالا می برم تا هم به عنوان الگویی برای دانش آموزان واقع شوم و هم در صورت ایجاد سوال و شبهه ای برای آنها، بتوانم در توان خودم به آنها پاشخ دهم و یا آن ها را به منابع مناسبی ارجاع دهم.
مهارت های اخلاقی را باید با تمرین و تکرار ویژگی های اخلاقی مثبت در زندگی روزمره تمرین کنم تا با پیشرفت خودم در این زمینه بتوانم آن ها را نیز به داشتن این خصائص تشویق کنم.
 2.  ساحت زیستی،بدنی:
تلاش می کنم دانش خود را درباره ی بدن انسان بالا ببرم و الگویی برای داشتن سبک زندگی، تغذیه و فعالیت بدنی برای آنها باشم. تلاش می کنم با پیاده روی یا قدم زدن و قسمتی از حیاط مدرسه در ساعت تفریح آن ها را هم تشویق به همراهی با من و انجام فعالیت های بدنی بکنم.
تلاش می کنم در درس ها مهارت های حفظ و مراقبت از سلامت جسمی و روحی روانی را بگنجانم. و در خود در کلاس های مراقبت های اولیه شرکت کنم تا در صورت بروز مشکل جسمی، بتوانم کمک کننده باشم.
3. ساحت زیبایی شناختی ،هنری :
سعی می کنم مهارت های هنری خود را بالا ببرم تا برای مثال بتوانم از ابزار های آموزشی همچون نقاشی کشیدن، خط زیبا و... در تدریس استفاده کنم تا هم درس را برای دامش آموزان جذاب تر کنم و هم الگویی برای خلاقیت آنها باشم.
همچنین سعی میکنم در هر چیزی به دنبال زیبایی ها بگردم و دانش آموزان را به این کار دعوت کنم تا از هر چیز کوچک و هر لحظه ی زندگی لذت دو چندان ببرند.
4.  ساحت علمی فناورانه:
تلاش می کنم با استفاده از فناوری ها و منابع علمی روز دنیا به محتوای به روز در زمینه آموزش دسترسی پیدا کنم و مهارت های خود را از این راه تقویت کنم.
سعی می کنم با استفاده از فناوری های به روز در کلاس تدریس کنم تا بهره وری دانش آموزان را از کلاس بیشتر کنمو
  5. ساحت اجتماعی سیاسی:
با ارائه ی الگویی از مهارت های اجتماعی و نحوه ی تعامل اعضای جامعه آن ها را به تقویت این مهارت در خود تشویق می کنم.
با افزایش دانش خود در مسائل سیاسی و اجتماعی، میتوانم روحیه ی تحقیق کردن و باور نکردن هر محتوای رسانه ای را در آنها پرورش دهم.
  6. ساحت اقتصادی حرفه ای:
تلاش می کنم به آن ها مهارت ها و دانش مالی را بیاموزم و الگویی برای بودجه داشتن و عدم مصرف گرایی برایشان باشم.
سعی می کنم به آنها عوامل مختلف انتخاب حرفه و شغل را توضیح دهم و کمک کنم تا یاد بگیرند با توجه به همه ی عوامل موثر انتخاب رشته و شغل آینده را انجام دهند.
سوال هفت:
صداقت: تلاش می کنم الگویی از صداقت و راسنگویی برایشان باشم و رفتارم به گونه ای باشد که بتوانند بدون ترس از عواقب، بتوانند راستش را به من بگویند.
صبر: سعی می کنم الگویی برای صبر و بردباری باشم و نگذارم کوچک ترین مشکلات مرا نا امید کند و یا از کوره در روم.
همکاری: سعی می کنم با دادن کار گروهی به آن ها روحیه ی همکاری و کمک کردن به دیگران را در آنها تقویت کنم.
انتقاد پذیری: از آن ها درباره ی نحوه تدریس و رفتار خود سوال میپرسم و سعی می کنم نظراتشان را در عمل به کار ببندم تا روحیه ی انتقاد پذیری در آن ها شکل بگیرد.
مسئولیت پذیری: با حضور به موقع سر کلاس و آماده بودن برای تدریس الگویی برای نظم و مسئولیت پذیری آن ها می شوم.
سوال هشت:
اگرچه توجه به همه ی اصول مهم است اما برای من اولیت انسان شناسی است. زیرا برای کار با هر چیزی باید ماهیت و اصل وجود آن چیز را درک کرد و این درباره ی شغل معلمی که کارش با انسان هاست نیز صدق می کند. این اصل به شناخت و درک جایگاه انسان در خلقت و جهان اشاره دارد و معلم با توجه به این اصل می تواند ماهیت و ذات انسان را بفهمد و به کمک آن روش های موثر تر برای به ثمر آوردن استعداد ها و توانایی های آن ها به کار می بندد.
سوال نه :
برای من ایجاد اشتیاق و علاقه در دانش آموز مهم ترین روش و تاثیر گذار ترین آن هاست. زیرا انگار این اولین مرحله و پایه گذار تاثیرگذاری و ایجاد آمادگی برای مراحل و اهداف دیگر است. تا زمانی که دانش آموز معلم را به رسمیت نشناسد و به او و درسش علاقه ای نداشته باشد، هر چقدر هم تلاش کنم نمیتوانم سایر اهداف را بر آن دانش آموز عملی کنم.
من در جایگاه خودم تلاش می کنم تا با ایجاد بحث و گفت و گو درباره ی سایر مسائل و جنبه های زندگی مدرسه را به محیط یادگیری همه جانبه تبدیل کنم. و خودم هم با مطالعه و تفکر در جنبه های مختلف زندگی، الگویی برای دانش آموزان باشم تا درباره ی همه موضوعات دانش حداقلی داشته باشند و به دنبال افزایش آن باشند تا از یک بعدی بودن خود جلوگیری کنند.
سوال ده :
زمینه های ایجاد استرس و اضطراب: با تلاش برای ایجاد محیطی آرام و به دور از سرزنش ها و امتحانات دشوار و تکالیف سنگین، ایجاد استرس و اضطراب را در دانش آموزان کاهش می دهم. زیرا می توانند علاوه بر ایجاد اثر معکوس در پیشرفت تحصیلی، باعث آسیب های جبران نا پذیر جسمی و روانی شوند.
انتقادناپذیری: با شروع از خودم، راه را برای انتقال دادن انتقاد ها و پیشنهاد ها باز می گذاشتم. زیرا این کار باعث افزایش اعتماد به نفس دانش آموز شده و علاقه ی آن ها را به درس و مدرسه افزایش می دهد.
چارچوب های کتاب درسی: با مجبور به تدریس در چارچوب های کتاب درسی نبودن، معلم ها می توانند توانایی استفاده از روش ها و تکنیک های روز دنیا را پیدا میکنند و می توانند دانش آموزان را به درس علاقه مند تر کنند و یادگیری آنها بهبود میابد.
کمبود امکانات و تجهیزات: میتوان با بهبود این امکانات یادگیری را تقویت کرد.
عدم توجه به تفاوت های فردی: با توجه به این مهم میتوان به هر دانش آموز به شیوه ای که مناسب وی است کمک کرد تا همه بتوانند به میزان مناسب از محتوای آموزشی بهره ببرند.
نتیجه گیری:
این اصول و مبانی در بیان راحت به نظر می رسند اما قطعا در عمل با چالش های فراوانی رو به رو خواهم بود. ولی وظیفه ی شغلی و اخلاقی من این است که نهایت تلاش خود را بکنم تا این اهداف تحقق یابند و مطمئنم با پشتکار داشتن می توان به ایده آل نزدیک و نزدیک تر شد. دستاورد من قرار نیست تغییر یک شبه ی سیستم آموزشی کشور باشد. بلکه حتی اگر بتوانم ذره ای راه تعلیم و تربیت یک دانش آموز را هموارتر کنم، دستاورد بزرگی داشته ام.

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (143 امتیاز)

به نام خالق هستی
اینجانب محدثه عظیمی در حال حاضر دانشجوی ترم دوم  رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه فرهنگیان شهید باهنر  تهران هستم و در آینده ای نه چندان دور انشالله و به لطف الهی به خدمت شریف تدریس در شهرستان قدس مشغول خواهم بود.
بنده همواره در ذهن خود، خود را فردی صبور و با حوصله به یاد می آورم.اشتیاق من برای آموزش با همدلی، به یک محرک تبدیل شده است که مرا به سمت‌ مسیر تدریس در این زمینه وادار می کند. این علاقه صمیمانه هم به رشته و هم به هنر تعلیم و تربیت پیوسته به عنوان یک چراغ راهنما عمل کرده است و مرا به سوی تحقق اهدافم راهنمایی می کند. آرزوی من این است که در ذهن دانش‌آموزانی که تحت مراقبت من هستند، شناخت و اشتیاقی عمیق نسبت به این حوزه تحصیلی‌ایجاد کنم و از این‌طریق‌از‌تحقق‌موفقیت‌آمیز ماموریت واگذار شده به خود به عنوان‌یک‌مربی‌اطمینان‌حاصل‌کنم.

1. در اصل، جایگاه معلم و نقش آنها در جامعه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، زیرا آنها قدرت الهام بخشیدن و تغییر نسل ها را دارند و اثری ماندگار در آینده بر جای می گذارند.
به نظر من، جایگاه معلم از محدوده های مرسوم یک حرفه فراتر می رود. آنها این توانایی را دادند که به طور قابل توجهی بر روی بدنه جامعه تأثیر بگذارند. معلمان مجازا می‌توان گفت که معماران آینده هستند و ذهن های جوان را شکل می دهند تا به ستون هایی تبدیل شوند که جامعه بر آن استوار خواهد بود. آنها، راه های دانش و خرد را هموار می کنند،خلاقیت و انعطاف پذیری را در دانش آموزان خود پرورش می دهند.من فکر میکنم نقش معلم در جامعه فراتر از تنها انتشار اطلاعات است. معلمان با القای ارزش‌های همدلی، احترام و مسئولیت در دانش‌آموزان خود به ایجاد دنیایی عادلانه‌تر کمک می‌کنند.
بهتر بخواهم بگویم ،اهمیت هر کارى را باید با نقشی که دارد و ارزشی که دارا است سنجید. اهمیت کار تعلیم و تربیت به اندازه بزرگ است که ساخت و هدایت و پرورش یک فرد مساوى زنده کردن همه افراد آن جامعه است.
همانطور که خداوند در یکی از آیات فرمودند: 

(...من احیاها فکانما احیى الناس جمیعا)
هر کس, انسانى را از مرگ رهایى بخشد, چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است.
در اینجا زنده کردن یک فرد منظور همان، تعلیم و پرورش اوست, اگر شخصی را به سوی راهی که موجب سعادت اوست راهنمایی کنیم , مانند این است که همه دنیا را زنده کرده ایم. با تامل در این آیه می‌توانیم متوجه تنها بخشی کوچک از اهمیت و ارزش این شغل شریف شویم.

2. از نظر من ،رابطه بین خدا، جهان و بشریت یک ارتباط عمیق و پیچیده است که به طرق مختلف در فرهنگ ها، ادیان و دیدگاه های فلسفی تفسیر شده است. در یک مفهوم گسترده، می توان آن را به عنوان یک ارتباط سه سویه درک کرد که در آن هر جزء نقشی حیاتی خود را از مبدا آفرینش دریافت میکند:
* خداوند به عنوان خالق و مبدا هستی و حیات بخشی، جهان و بشریت را پدید می آورد.
* جهان به عنوان مرحله فیزیکی عمل می کند که درام پیچیده زندگی در آن آشکار و تکامل می یابد.
* انسان‌ها که همواره به خالق خود نیازمند هستند، از سوی خداوند آغشته به عقل، اراده آزاد و پتانسیل تعالی معنوی شده اند، و باید در پیچیدگی‌های هستی در جهان سیرکنند تا برای درک امر الهی تلاش کنند.
در زمینه تربیت متربیان، بنده فکر میکنم که این رابطه را می‌توان به کمک موارد زیر بهتر به دانش آموزان تفهیم کرد :

تشویق رشد شخصی و درون نگری: من به عنوان مربی سعی خواهم کرد تا دانش آموزانم را به خودآگاهی و شناخت اهدافشان تشویق کنم چرا که اگر به ارتباط خداوند و انسان و جهان هم نگاهی کنیم متوجه این خواهیم شد که انسان با زندگی در این جهان فیزیکی همواره نیاز به تأمل در یافتن هدف خود دارد و بيهوده عمر خود را سر نمیکند پس هدف خداوند از آفرینش او هم همان زندگی هدفمند بوده است.


تفکر انتقادی و تحقیق فلسفی: دانش آموزان همواره سعی دارند از مطالبی که نیازمند تامل بیشتر است دوری کنند اما اگر مربیان بر این امر اهتمام بورزند تا با ساده سازی مسئله آنها را به تحقیق در این امور تشویق کنند و بخواهند نظرات خود را بیان کرده و یکدیگر را نقد کنند آنها را به مرحله ی بالاتری از درک می‌رسانند. رابطه ی معنادار خدا جهان انسان موضوعی است که ذهن ها را به تفکر وا می‌دارد حال اگر دانش آموزان در این موضوعات به تحقیق بپردازند بهتر می‌توانند مهارت های تحلیلی و حل مسئله خود را تقویت کنند و همچنین در مورد جهان و نقش خود در آن به سوالهای در ذهنشان پاسخ دهند.

3.  به عنوان یک مربی، چندین دستاورد کلیدی وجود دارد که من دوست دارم دانش آموزان در طول سفر یادگیری خود همراه با من به آنها دست یابند. این شامل:

1. توسعه مهارت های تفکر انتقادی و پرورش ذهنی پرسشگر:من می خواهم دانش آموزان یاد بگیرند که چگونه اطلاعات را تجزیه و تحلیل کنند، استدلال ها را ارزیابی کنند و آگاهانه تصمیم بگیرند. به عنوان مثال، در طول یک کلاس درسی درباره نظرات افراد مهم جانعه درباره ی موضوعی، دانش‌آموزان را می‌توان تشویق کرد تا نظریه‌های مختلف را ارزیابی کنند و بر اساس بحث ها و گفتگو های خود با دوستانشان به نتیجه‌گیری برسند. چرا که در تصمیم گیری های مهم زندگی نیز این نوع از بررسی ها بسیار به کار آنها خواهد آمد.
2. ایجاد اعتماد به نفس: میخواهم تا دانش آموزانم همواره احساس ارزشمندی داشته باشند و  با پشتکار قوی برای اهدافشان تلاش داشته باشند. به عنوان مثال، از طریق شرکت در پروژه های گروهی یا ارائه های کلاسی، دانش آموزان می توانند یاد بگیرند که بر چالش ها غلبه کنند، به توانایی های خود ایمان بیاورند و پیشرفت هایشان را به عینه مشاهده کنند و حتی از شکست هایشان پلی برای عبور از مشکلات و رسیدن به قله ی موفقیت ها استفاده کنند.
3. تقویت همدلی و احترام به دیگران: نکته ای از نظر من بسیار قابل توجه هست این است که دانش آموزان یاد بگیرند که دیدگاه های مختلف را درک کرده و قدردانی کنند و از آنها برای موفقیتشان استفاده کنند. با دیگران همدلی داشته باشند و احترام ‌به افراد و نظر هايشان را بیاموزند. این می تواند از طریق بحث های کلاسی در مورد موضوعات متنوع، تمرین های ایفای نقش، یا کار گروهی مشترک که همکاری و تفاهم را ایجاب میکند، ترویج شود.
4. پرورش علاقه مستمر به یادگیری: من تلاش می کنم کنجکاوی و اشتیاق دانش آموزان را برای کشف ایده های جدید برانگیزم. با ارائه درس های جذابی که به برنامه های کاربردی دنیای واقعی متصل می شوند، دانش آموزان می توانند از کشف و درک دنیای اطراف خود لذت ببرند. این موضوع بسیار برای من حائز اهمیت است که دانش آموزانی که یک دوره ی تحصیلی همراه من بوده اند به گونه ای کلاس را برای مقطع بالاتر ترک کنند که از آن درس لذت برده و کاربردش را در زندگی دیده اند و قصد دارند از آن اطلاعات برای رسیدن به اهدافشان استفاده کنند.
این دستاوردها زمینه ای را برای دانش آموزان ایجاد می کند تا به افرادی کارآمد و لایق تبدیل شوند، که دارای روحیه رویارویی با چالش های آینده و کمک مثبت به جامعه و زندگی خود هستند.

4.  من معتقدم که یک مربی نباید نقشش تنها انتقال اطلاعاتی باشد که در حیطه کتاب درسی گنجانده شده و تنها در محدوده کلاس درس و تایم آموزشی است.
مسئولیتی که احساس میکنن یه مربی در کلاس درس به عهده دارد مواردی است که در ادامه توضیح خواهم داد:


 داخل کلاس


1. آموزش موثر: مسئولیت اصلی من ارائه درس های جذاب و ساختار یافته ای است که سبک های یادگیری متنوع را در نظر می گیرند و با توجه به تفارت های فردی  به دانش آموزان کمک میکند تا مفاهیم انتزاعی را بهتر درک کرده و در زندگی به کار بگیرند.

2. ایجاد یک محیط یادگیری امن: من تلاش می کنم فضایی حمایتی را پرورش دهم که در آن دانش آموزان برای بیان ایده ها و نظرات خود احساس امنیت کنند و بتوانند پرسش های ذهتی خود را با معلم در میان بگذارند. این حس اعتماد اگر شکل بگیرد دانش آموزان را خیلی بیشتر به درس علاقه مند می‌کند.

3. ارزیابی و بازخورد: من سعی خواهم کرد تا به طور منظم پیشرفت دانش آموزان را ارزیابی کنم از طریق آزمونهای کوتاه و یا (pop quiz) یا تکالیفی که لر کلاس به آنها میدهم و بازخوردهایی سازنده به آنها ارائه دهم تا در برخورد با موانع یادگیری حل مسئله برایشان آسان تر شود.

4. ارتقاء همکاری: از نظر من، کار گروهی، ارتباط و احترام متقابل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است اینکه آنها بیاموزند تا در یک گروه نقش های خود را متوجه شوند و باهم در جهت یک هدف کار کرده و مشوق و همراه هم باشند بسیار مهم است .به صورتی که تنها به دوره ی تحصیلی و  کلاس درس محدود نمی‌شود بلکه در زندگی فردی و اجتماعی و ... نیز افراد نیازمند ایجاد و تقویت رابطه هایی از این دست هستند.

خارج از کلاس

1. ایجاد روابط موثر: توسعه اعتماد و ارتباط با دانش آموزان، و والدین برای برای رشد کلی دانش آموزان ضروری است. پس این ارتباطات باید شکل گرفته و تقویت شود که منجر به نتایج مثبت در امر یادگیری آنها شود. و اینکه اگر معلمان والدین را در جریان وضعیت تحصیلی فرزندانشان بگذارند بهتر می‌توانند به دانش آموزان کمک کرده و گاه خانواده هایشان  را از مشکلاتی که موجب برخی ضعف ها و مشکلات درسی شده آگاه کنند.

2. توسعه حرفه ای: برای اینکه خود را مربی موثر بدانم لازم میبینم که خود را در چرخه یادگیری های جدید و بروز در رشته خود و در فرآیند یاددهی و یادگیری قرار دهم. آموزش با فن آوری های نوین و استفاده از بهترین شیوه های آموزشی جدید، مربیان را قادر می سازد تا اثر بخش ترین آموزش ممکن را ارائه دهند.

دارای دیدگاه توسط (143 امتیاز)

5. مهارت‌های تفکر انتقادی یا تفکر نقادانه (Critical Thinking) به افراد این امکان را می‌دهند که یک موقعیت را بر اساس کلیه حقایق موجود در آن چه به صورت ملموس و چه ناملموس، درک کنند.  دانش آموزان باید یاد بگیرند که هنگام برخورد با مسائل؛ حقایق، داده‌ها و سایر اطلاعات را در ذهنشان سازماندهی کنند تا در نهایت به یک راه‌حل‌ برسند.
این فرآیند شامل شش مرحله کلیدی است که اگر به دانش آموزان تدریس شود و طی آزمونهای خودسنجی از آنها خواسته شود در انجام هر یک از این مراحل اطمینان حاصل کنند که می توانند بهتر با مشکلاتشان مواجه شوند:


1. دانش: کسب اطلاعات مرتبط در مورد وضعیت پیش آمده
2. درک مسئله: تفسیر کردن اطلاعات برای درک کامل موضوع با کمک دوستان یا مربی
3. کاربرد: استفاده از اطلاعات کسب شده برای کشف راه حل های ممکن یک مسئله
4. تحلیل: ارزیابی مزایا و معایب هر راه حل و تصمیم گیری بر اساس آنها
5. تجمیع : انتخاب مناسب ترین راه حل بر اساس تجزیه و تحلیل انجام شده.
6. اقدام: پیاده سازی راه حل انتخابی و نظارت بر اثر بخشی آن

در این میان دو مورد نیز که بیان خواهم کرد می تواند مشوق و محرکی برای سوق دادن ذهن دانش آموزان به این نوع از تفکر باشد:
انتقاد از خود نقش مهمی در این فرآیند ایفا می کند اینکه افراد بیاموزند در ابتدا تصمیمات خود و نظرهایشان را نقد کنند یا به عبارتی سبک سنگین کنند برای مثال من به عنوان یک معلم سعی میکنم تا پس از ارائه های کلاسی یا آزمون های کلاسی از بچه ها بخواهم درباره عملکرد خود نظر دهند اینکه همه افراد در کلاس این کار را انجام دهند موجب میشود تا درک بهتری از خود و وضعیت خود داشته باشند و حس تحقیر شدن توسط دوستان و گاه معلمان را نداشته باشند. و مهارت گوش دادن فعال : من در تدریس خود سعی خواهم کرد تا دانش آموزان را نسبت به محیط اطراف خود آگاه کنم. منظورم این است که اگر ارائه ی کلاسی انجام می‌شود از آنها بخواهم نظرشان را روی کاغذ بنویسند و اگر به جای دوستشان بودند چه کاری انجام می‌دادند‌. این کار آنها را در رویارویی با موقعیت ها آماده می‌کند و سبب می‌شود به اهمیت توجه به نکات ریز و درشت در صحبت ها، برنامه های رسانه ها بهتر پی ببرند.

6. برای تربیت دانش آموزی جامع و موفق در هر یک از شش زمینه آموزشی، معلم باید بر مهارت های زیر تمرکز کند:

1. اعتقاد، عبادت و اخلاق
- همدلی: من مصمم هستم از طریق تمرین های ایفای نقش، بحث در مورد معضلات اخلاقی و پروژه های خدمات اجتماعی، همدلی را تقویت می کنم.
تأمل در خود: من فکر میکنم با ترویج ژورنال نویسی، تمرین های تمرکز حواس و بحث های درون نگر که به شناخت هدف انسان در عالم خلقت است، یا همان خود اندیشی می شود دانش آموزانی را تشویق کنم.

2. آموزش اقتصادی و حرفه ای
- سواد مالی: من فکر میکنم می شود با گنجاندن تمرین های بودجه بندی در زمان های آزاد و همچنین درس هایی در مورد اصول اقتصادی خود را در این زمینه تقویت کنم.
  تفکر کارآفرینی: من تفکر کارآفرینی را از طریق توسعه طرح کسب و کار های کوچک و قابل اجرا و فعالیت های تقویت کننده خلاقیت که باعث اندیشه خلاق تر میشود، بهتر درک میکنم و میتوانم به دانش آموزان القا کنم.

3. علم و فناوری
- تفکر تحلیلی: من معتقدم تفکر تحلیلی را با تمرین های حل مسئله، آزمایش های علمی و فعالیت های تجزیه و تحلیل داده ها می شود بسط و گسترش و ترویج داد.
- سواد دیجیتال: من با ترکیب فناوری در دروس خود، آموزش و بررسی مفاهیم اخلاقی فناوری،  سعی میکنم در حرفه سواد دیجیتال خود و دانشم را تقویت کنم.

4. اجتماعی و سیاسی
- مهارت های ارتباطی: من می توانم با شرکت در بحث های گروهی  مثل سمینار ها در رشته خود و فرصت های سخنرانی عمومی، مهارت های ارتباطیم را بهبود ببخشم.
- مسئولیت مدنی در قالب جامعه: به این معتقدم که با شرکت در کلاس هایی که درس هایی در مورد دولت و سیاست ارایه میدهند، مشارکت در کارهای گروهی جامعه، انتخابات و رویدادهای جاری می توان این مورد را تقویت کرد.

5. بیولوژیکی و فیزیکی
- سواد سلامت: من با مطالعه و ارائه درس هایی در مورد تغذیه، ورزش و سلامت روان برای توسعه سواد سلامت اقدام می کنم.
- آگاهی زیست محیطی: من معلم سعی خواهم کرد تا خود با کسب تجربه در این امور و سپس تشویق دانش آموزانم به فعالیت های عملی، سفرهای میدانی، و بحث در مورد حفاظت محیط زیست برای ارتقاء آگاهی زیست محیطی به پیشرفت در این حوزه عمل کنم. 

6. زیبایی شناسی و هنری
- خلاقیت: من فرصت هایی برای خود ایجاد می کنم که بتوانم اشکال مختلف هنر مانند نقاشی، موسیقی و نوشتن و تحریر، را تا حدی بیاموزم که هم در تدریس خود و هم آموزش به دانش اموزانم مورد استفاده قرار بدهم.
- قدردانی از تنوع: من با مطالعه در  فرهنگ‌ها، سبک‌های هنری و دوره‌های تاریخی متنوع و بررسی کتاب هایی که در دوران مختلف از ارزش بالایی برخوردار بودند سعی میکنم اهمیت این موضوع را بهتر متوجه شوم تا بتوانم در تدریس بهتر به دانش آموزانم تفهیم کنم تا مفهوم قدردانی از تنوع در حوزه های هنری محقق شود.
به عقیده من معلمان می توانند این مهارت ها را با استفاده از ذوق و خلاقیت و ترکیب با فعالیت های مرتبط یک محیط یادگیری که باعث رشد و کشف خود افراد می شود،پرورش دهند.

دارای دیدگاه توسط (143 امتیاز)

7.  به عنوان یک معلم، احساس میکنم القای ارزش های اخلاقی و اجتماعی به دانش آموزان برای رشد کلی آنها حائز اهمیت است حال به صورت الگویی یا به صورت مستقیم تدریس شود. البته تاثیری که مورد اول دارد بیشتر است. من خود تلاش خواهم کرد که در تدریس هایم اگر قصد آموزش آموزه های اخلاقی را دارم در قالب رفتارهایم بگنجانم برای مثال احترام به افراد را در مکالمه هایم با همکاران و والدین آنها نشان میدهم.
پنج مفهومی که توضیح خواهم داد مواردی هستند که من فکر میکنم لازم است به دانش آموزانم گوش زد کنم:

1. همدلی: مفهومش درک و به اشتراک گذاشتن  احساسات با افرادقابل اعتماد.
مثال: در قالب داستان ها دانش آموزانم را تشویق میکنم به این که در موقعیت های مختلفی همکلاسی هایشان در آنها قرار می‌گیرند چه رفتارهایی را از خود نشان بدهند.
2. احترامنشان دادن احترام به احساسات، خواسته ها و حقوق دیگران.
مثال: به آنها آموزش خواهم داد که با دقت و ارزش گذاری به نظرات دوستانشان گوش دهند و اگر نظری دارند با رعایت احترام و ادب آن را بیان کنند.
3. مسئولیت: پاسخگو بودن در قبال اعمال خود و کمک به جامعه.
مثال: تکالیفی را به آنها محول میکنم مثل تصمیم گیری در گروه بندی و به عهده گرفتن مسئولیت انجام تکالیف یک گروه، یا مواردی که به نفع کل کلاس باشد، برای مثال از افرادی که در یه بخش درس عملکرد بهتری دارند میخواهم به دوستانشان که در انجام فعالیت ها به مشکل برخورد می‌کنند کمک کنند
4. صداقت: پایبندی به اصول اخلاقی، حتی زمانی که هیچکس تماشاگر نیست.
مثال: در رقابت های کلاسی از آنها میخواهم که تنها به منفعت خود فکر نکنند و سعی نداشته باشند تا جو سمی در کلاس ایجاد کنند یا در اشتباهاتی که دارند و رفتارهای ناصحیحی که داشتند صادق باشند و آنها را قبول کنند و درس بگیرند.
5. شجاعت: داشتن قدرت مقابله در برابر ناملایمات و ایستادگی در راه حق.
مثال: به دانش‌آموزانم یاد آور میشوم که چه در مدرسه که اجتماع کوچکی از جامعه ای است که در آینده با آن مواجه خواهند شد و چه در زندگی خود در برابر بی‌عدالتی ها ایستادگی کنند و نگذارند که دیگران با زورگویی نظرات نادرست را به آنها تحمیل کنند در نهایت هر کار خود تصمیم گیرنده باشند و اگر در جامعه با چنین موقعیتی مواجه شدند بتوانند افراد را با رعایت ادب و احترام قانع کنند که از کار نادرست دست بکشند.

8. 

هستی‌شناسی: هستی‌شناسی اسلامی بر مفهوم بر حق بودن و هدفمند بودن جهان هستی و آفرینش تأکید می‌کند و وحدت و به هم پیوستگی دانش را برجسته می‌کند. من این اصل را با ایجاد ارتباط بین دروس رشته خود و سایر رشته ها، مانند تاریخ یا فلسفه، در درس های انگلیسی خود ادغام می کنم.
به عنوان مثال: هنگام آموزش یک متن داستان انگلیسی درباره رویداد تاریخی، من در مورد زمینه اجتماعی-سیاسی آن دوران و اهداف آنها بحث می کنم تا درک وسیع تری را ارائه کنم.


انسان شناسی: انسان شناسی اسلامی به ماهیت انسان ها و نقش آنها در جامعه می پردازد. که من می‌خواهم درباره ی چند وجهی بودن هویت آدمی  توضیح بدهم.
برای مثال: من در کلاس درس خود بر اهمیت ایجاد تعادل بین جنبه های معنوی، فکری و جسمی رشد انسان تأکید می کنم. من با ترکیب فعالیت‌هایی که همدلی، تفکر انتقادی و تأمل در خود را تقویت می‌کنند، مانند بحث‌های گروهی و تمرین‌های نوشتن خلاقانه به این مورد اشاره میکنم.

معرفت شناسی: معرفت شناسی اسلامی معرفت را مقدس می داند و در صدد تعمیق شناخت انسان از خلقت خداوند و بهره مندی جامعه است. من دانش‌آموزانم را تشویق می‌کنم که در تفکر انتقادی و تحقیق شرکت کنند و از درک سطحی فراتر روند به مرتبه مندی علم توجه کنند تا درک عمیق‌تری از متون ادبی را از طریق تحلیل، ارزیابی و استدلال مبتنی بر شواهد قابل مشاهده و ربط دادن آنها به واقعیت، تقویت کنند.

ارزش شناسی: ارزش شناسی اسلامی بر اخلاق، و ارزش های مورد قبول برگرفته از قرآن و سنت و همچنین نحوه ارزشمند دانستن آنها تأکید دارد.
من این ارزش‌ها را با انتخاب متونی که مضامینی مانند عدالت، شفقت، و صداقت را بررسی می‌کنند و با تشویق به بحث در مورد معضلات اخلاقی که شخصیت‌های داستان‌هایی که می‌خوانیم با آن مواجه هستند، در درس‌هایم ادغام می‌کنم.

9.(بخش اول سوال)
موثرترین تکنیک و روش من در زمینه آموزش و تدریس شامل ترکیبی از یادگیری دانش آموز محور(student-center learning)، توجه به تفاوت های فردی و پرورش ذهنیت(growth mindset) است.

1.یادگیری دانش آموز محور: من معتقدم که دانش آموزان را باید در قلب فرآیند یادگیری قرار دهم و دستورالعمل ها را برای برآوردن نیازها و علایق فردی آنها تنظیم کنم. بحث علاقه تا حد خیلی زیادی باعث جلو بردن درس به روش سودمند خواهد بود. با انجام این کار، می توانم درس های جذاب و مرتبطی با کتاب درسی ایجاد کنم که عشق به یادگیری را تقویت می کند.


1.تمایز و توجه به تفاوت های فردی: با توجه به اینکه هر دانش آموزی متفاوت یاد می گیرد و نوع درک او و زمانی که نیاز دارد برای درک مفهومی با دیگری فرق دارد، سعی می کنم آموزش را متمایز کنم تا سبک های مختلف یادگیری را در خود جای دهد. این شامل ارائه چندین مسیر برای تدریس است، مانند وسایل کمک بصری، فعالیت های عملی و پروژه های مشترک که همگی باعث شده تا هر فردی در کلاس با روشی که برایش بهتر است همراه شود و از آن درس لذت ببرد.

1.پرورش ایجاد ذهنیت درباره مسائل: من بر ارزش تلاش و درس گرفتن از اشتباهات تاکید می کنم و دانش آموزان را به خاطر سخت کوشی، کنجکاوی و پیشرفتشان به جای صرفا توانایی های ذاتی شان تحسین می کنم. این باعث میشود تا آنها با این ذهنیت که حتی تلاش در جهت بهبود یک اشتباه باعث تشکیقشان میشود تلاش خود را بیشتر کنند.

(بخش دوم سوال)

2. محیط مدرسه باید فضایی فراگیر و جامع باشد که در آن دانش آموزان احساس امنیت، ارزش و حس الهام برای یادگیری کنند. هدف من ایجاد یک فضای مشارکتی و حمایتی است که فراتر از کلاس گسترش می یابد و جامعه گسترده تر مدرسه از جمله مدیران، معلمان، والدین و دانش آموزان را درگیر می کند. محیطی که منجر به رشد فکری، عاطفی، اجتماعی و فیزیکی دانش آموزان میشود.

چند نمونه از اجزای ضروری چنین محیطی را موارد زیر  می‌دانم:

فضاهای یادگیری مشارکتی: مدرسه باید فضاهای منعطف و پویا را فراهم کند که مشوق یادگیری عملی باشد. این فضاها می‌توانند شامل قسمت‌های نشستن راحت برای کار گروهی، اتاق‌هایی برای بحث‌، و کلاس‌های مجهز به فناوری باشند که ارائه‌های چندرسانه‌ای و یادگیری را تسهیل می‌کنند.

ادغام هنرها و فعالیت های فوق برنامهمدرسه باید فرصت های زیادی را برای دانش آموزان فراهم کند تا علایق و استعدادهای خود را فراتر از موضوعات اصلی تحصیلی کشف کنند. این می‌تواند شامل ارائه کلاس‌هایی در هنرهای تجسمی، موسیقی، نمایش، و ورزش،  و همچنین برنامه های فوق برنامه و فعالیت‌هایی باشد که کار گروهی و رهبری  را تقویت می‌کند.

10. به عنوان یک معلم که برای تحول و نوآوری ارزش قائل است و در عین حال از فرهنگ ملی و ارزش‌های آن حمایت می‌کند، رویکردها و اقدامات آموزشی خاصی وجود دارد که پس از معلم شدن سعی خواهم کرد به رعایتشان بمردازم و از برخی از آنها به جِد دوری کنم:

1. به جای تکیه شدید بر آزمون های استاندارد که گاه باعث میشود تا تحت شرایطی دانش آموز نتواند تمام توانایی خود را در انها نشان دهد و ناامید شود، سعی میکنم از روش های جایگزین مانند ارزیابی پروژه محور و خود انعکاس، را برای سنجش بهتر پیشرفت یادگیری و ارتقای خلاقیت به کار بگیرم.

2. به جای تکیه بر آموزش معلم محور، آنها را به مشارکت و همکاری از طریق بحث های دانش آموزی، و گاه پروژه های گروهی و در مواردی تدریس توسط خودشان تشویق می کنم. چرا که زمانی که آنها خود در پروسه تدریس قرار می‌گیرند خیلی بهتر پیشرفت کرده و راحت تر متوجه خواهند شد و همین این که کلاس از حالت دستوری خارج شده و معلم هم در کنار تدریس دانش آموز به حل مشکلات حین یادگیری سایر می‌پردازد.

3. به جای گروه‌بندی دانش‌آموزان صرفاً بر اساس توانایی‌هایشان که در دوره ی تحصیلی خود شاهد آن بودم ، گروه‌بندی ناهمگن را برای تشویق دیدگاه‌های متنوع، ترویج فراگیری و تسهیل یادگیری ترویج می‌دهم. و از افراد میخواهم تا با به عهده گیری نقش هایی پویا در هر گروه به کمک یکدیگر بپردازند.

4. من از یک برنامه درسی سفت و سخت و منسجم دور می شوم که تنها چند هدف معلوم دارد. در مدارس معلمان برخی تنها به فکر این هستند که صفحات معیت شده هر جلسه را آموزش دهند و از آن عبور کنند این روش صحیحی نیست و تنها باعث دلزدگی دانش آموزان خواهد شد و به جای آن رویکرد انعطاف پذیرتری را به کار میگیرم که امکان تمایز و شخصی سازی بر اساس نیازهای هر کلاس،  و علایقشان را فراهم می کند.

5. در بسیاری از مدارس کشور استفاده از ابزار فناوری در کلاس ها ممکن نیست که همین موضوع گاه موجب این می‌شود تا معلمان خلق کشورمان نتوانند برنامه های خود را که در جهت پیشرفت دانش آموزان است پیاده کنند‌. من سعی میکنم زمینه هایی برای استفاده از فناوری را در کلاس درس با حتی خارج از زمان درسی گسترش دهم تا دانش آموزان را درگیر کنم و مهارت های دیجیتال را که در رشته خودم نیاز به آن را می‌بینم توسعه دهم. این می تواند شامل برنامه های آموزشی، منابع آنلاین و... باشد.

و این مورد را نیز دوست داشتم متذکر شوم: مقدار و هدف تکالیف محول شده به دانش آموزان باید حتما مجددا ارزیابی شود و بر کیفیت و کمیت آن تمرکز شود. تکالیف باید معنی دار، مرتبط، و بدون ایجاد استرس بیش از حد باشد چرا که تکلیف برای مطالعه بیشتر در موضوع و درک بهتر است پس عناصری که تنها باعث آسیب به روان دانش آموز و بی توجهی به وضعیت او می‌شود نباید مشمول آن تکالیف شوند.

نتیجه گیری :

من آرزو دارم همزمان با شروع سفر آموزشی خود، از اصول ذکر شده همواره یاد کنم و آنها را گسترش دهم و تجربیات ارزشمندی را که در این راه به دست می آورم را با پشتکار برای بهبود هر چه بهتر آنها ادغام کنم.  هر چند تحقق تمامی آنها و گاه پیشنهاداتی که برای تقویت سیستم آموزشی داشته ام که همکاری های وسیع تری را ایجاب میکند کمی دور از واقعیت و گاها دست نیافتنی به نظر برسد اما من به تعهد خود برای انجام مسؤلیت های ارزشمندی که به عنوان یک مربی من واگذار شده اند وفا دار می‌مانم. و نهایت تلاشم را برای تحقق آن مواردی که به آنها باور قلبی دارم به کار می گیرم.

این موضوع را نیز هرگز فراموش نخواهم کرد که  مواردی که بالاتر بیان شده همواره نیازمند بازنگری و اصلاح و بهبود سازی است. سعی خواهم داشت تا به طور مستمر به دنبال رشد و پیشرفت باشم، تا اطمینان حاصل کنم که آرمان هایی که از آنها حمایت می کنم، در زندگی افرادی که تحت مراقبت من هستند، تجلی پیدا کنند.

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید.

من،مریم سجادی، دبیر زبان انگلیسی هستم و قرار است در اسلامشهر، سفر هیجان‌انگیز خود را به مقصد سرسبز و دل‌انگیز تدریس آغاز نمایم. من به عنوان یک معلم، از ویژگی‌های برجسته‌ای برخوردار هستم که در طی دوران تدریسم در آموزشگاه‌های زبان خارجه، آنها را بهتر شناختم. هر یک از آنها به نوبه خود به من کمک می‌کنند تا به بهترین نحو ممکن با دانش‌آموزانم ارتباط برقرار کنم و به آنها آموزش دهم. 

یکی از مهمترین این ویژگی‌ها، علاقه بیکران من به زبان انگلیسی و آموزش آن است. این علاقه عمیق، منجر به اشتیاق و ذوق بسیارِ من در تدریس و انگیزه‌ای برای به‌روز نگه داشتن دانش‌ام می‌شود.

یکی دیگر از ویژگی‌های من، صبوری است. می‌دانم که یادگیری زبان جدید می‌تواند برای بسیاری از دانش‌آموزان چالش‌برانگیز باشد و من با صبر و حوصله، تلاش میکنم فضای آموزشی مثبتی ایجاد کنم که در آن هر دانش‌آموز با سرعت و شیوه یادگیریِ خود پیشرفت کند، بدون هیچگونه قضاوت و مقایسه‌ای!

خلاقیت و نوآوری در روش‌های تدریس نیز از دیگر ویژگی‌های بارز من است. من همیشه با استفاده از ابزارهای متنوع و روش‌های خلاقانه، تلاش می‌کنم که آموزش زبان انگلیسی را برای دانش‌آموزانم بسیار جذاب و سرگرم‌کننده کنم، به طوری که دانش‌آموزان نه تنها از یادگیری لذت ببرند، بلکه مهارت‌های خود را نیز در زبان انگلیسی تقویت کنند.

همچنین، مهارت‌های ارتباطی قوی دارم که به من کمک می‌کنند با دانش‌آموزانم به خوبی ارتباط برقرار کنم، نیازها و مشکلاتشان را درک کنم و به بهترین شکل ممکن به آنها پاسخ دهم. با توجه به این مهارت‌ها، می‌توانم محیطی امن و صمیمی برای یادگیری دانش‌آموزانم ایجاد کنم که در آن، احساس راحتی و اعتماد به نفس داشته باشند.

در نهایت، تعهد و پشتکارم در بهبود مستمر خودم و روش‌های تدریسم، من را به معلمی متعهد و موفق تبدیل کرده است. من همواره به دنبال یادگیری و پذیرش بازخورد‌های سازنده هستم تا بتوانم بهترین تجربه آموزشی را برای دانش‌آموزانم فراهم کنم و آنها را به یادگیری علاقه‌مند سازم.

برای ما معلمین ،بیانیه فلسفه معلمی، اهمیت والایی دارد؛ زیرا این بیانیه به ما کمک می‌کند: اهداف و ارزش‌های خود را به طور واضح تعریف کنیم و در طی تدریس خود به کار ببریم، تصمیم‌گیری در موقعیت‌های مختلف آموزشی برایمان ساده‌تر می‌شود چرا که می‌توانیم به اصول و باورهای خود تکیه کنیم، ارتباط موثرتری با دانش‌آموزان و والدین برقرار کنیم و انتظارات و روش‌های آموزشی خود را بهتر توضیح دهیم و به ما یادآوری می‌کند چرا این حرفه را انتخاب کرده‌ایم و چگونه می‌توانیم تاثیرگذار باشیم.

به طور کلی می‌توان گفت که ​​​​​​نوشتن و مرور دوره‌ای بیانیه فلسفه معلمی به ما کمک می‌کند تا به صورت مستمر عملکرد خود را ارزیابی کنیم و در نهایت آنها را بهبود ببخشیم.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

من به عنوان یک معلم، نقش خود را بسیار فراتر از صرفا «انتقال دانش» میبینم. معلمی، مسئولیتی بس بزرگ است چرا که تأثیرات عمیقی بر آینده جامعه دارد. معلم، نه تنها دانش‌آموزان را با علم و دانش آشنا می‌کند، بلکه به تربیت شخصیت و اخلاق آنها نیز می‌پردازد. ما معلمین با تصمیمات و روش‌های آموزشی خود می‌توانیم آینده‌ای آباد یا ویران بسازیم.

برای مثال، معلم با انتخاب روش‌های تدریس مؤثر و الهام‌بخش می‌تواند دانش‌آموزانی با انگیزه و خلاق تربیت کند که در آینده جامعه را به سوی پیشرفت هدایت کنند. در مقابل، غفلت یا روش‌های نادرست می‌تواند منجر به تربیت افرادی بدون انگیزه و مهارت‌های لازم شود، که پیامدهای منفی برای جامعه در پی خواهند داشت. 

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال دو: ارتباط معنادار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

 من به عنوان یک معلم زبان انگلیسی، ارتباط معنادار خداوند، جهان و انسان را از زاویه زبان و فرهنگ میبینم. زبان به عنوان یکی از آفرینش‌های خداوند، ابزاری است که با آن انسان می‌تواند ارتباط برقرار کند، دنیای پیرامون خود را درک کند و از تجربیات دیگران یاد بگیرد. آموزش زبان به معنای فراگیری یک فرهنگ جدید است و باعث می‌شود انسان به فهم بهتری از جهان و انسان‌های دیگر برسد.

در تربیت متربی، من این ارتباط را با ترکیب آموزش زبان با آشنایی با ادبیات و فرهنگ انگلیسی‌زبان به کار می‌گیرم. به عنوان مثال، یک درس در کتاب زبان انگلیسی دانش‌آموزان، می‌تواند فراتر از یادگیری لغات و دستور زبان باشد و به دانش‌آموزان کمک کند تا از ارتباط بین فرهنگ، انسان و خداوند در فرایند آموزش بهره‌مند شوند. این روش به دانش‌آموزان کمک میکند تا زبان را به عنوان وسیله‌ای برای درک و ارتباط با جهان و انسان‌ها ببینند و ارزش‌های انسانی و معنوی را در زندگی خود تجسم کنند.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

اهداف اصلی من به عنوان یک معلم برای دانش‌آموزانم، به دست آوردن مهارت‌های مهم زندگی مانند تفکر نقادانه و تحلیلی، همکاری و ارتباطات موثر با دیگران است.

جدای از آن ، من به عنوان یک دبیر زبان انگلیسی، می‌خواهم که دانش‌آموزانم قادر باشند به طور موثر و کارآمد در زبان انگلیسی گفتگو کنند، بنویسند و متون را درک کنند. علاوه بر آن، دوست دارم که آنها بتوانند با استفاده از زبان انگلیسی ،به خوبی اندیشه‌ها و احساسات خود را بیان کنند و در محیط‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی موثر باشند.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

نقش من به عنوان یک معلم اثر بخش، فراتر از انتقال صرف دانش است. من به عنوان راهنما، باید دانش‌آموزان را به سفری تعاملی دعوت کنم که یادگیری نه تنها در کتاب‌ها بلکه در تجربیات روزمره آنها اتفاق می‌افتد. 

من باید محیطی ایجاد کنم که دانش‌آموزان در آن احساس امنیت، ارزشمندی و تشویق به پرسشگری کنند. تدریس باید افق‌های جدیدی را برای آنها باز کند و توانایی تحلیل و نقد سازنده را تقویت نماید. خارج از کلاس درس، نقش من همچنان ادامه دارد و باید به عنوان مشاوری دلسوز و حمایتی، در لحظات چالش‌برانگیز کنار دانش‌آموزان باشم و به آنها کمک کنم تا مسیر یادگیری و رشد شخصی خود را پیدا کنند. آموزش برای من یک سفر معنوی است که در آن، من و دانش‌آموزان با هم رشد میکنیم و دنیایی بهتر می‌سازیم.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان، سفر مقدسی است که با ایجاد محیطی برای پرسشگری آغاز می‌شود. با طرح سوالات چالش‌برانگیز و تشویق به بررسی چندجانبه مسائل، دانش‌آموزان را به کاوش در عمق اندیشه‌ها و مفاهیم دعوت میکنم.

در کلاس، از روشهای تعاملی مانند بحثهای گروهی، مطالعات موردی و پروژه‌های تحقیقاتی بهره می‌برم. این فعالیت‌ها دانش‌آموزان را وادار میکند تا اطلاعات را تحلیل کرده، دیدگاههای مختلف را ارزیابی کنند و ایده‌های نوآورانه خلق نمایند.

آموزش مهارت‌های شناسایی منابع معتبر و نقد سازنده، بخشی از این فرآیند است. همچنین، ایجاد فرهنگی که در آن نقد متقابل و بازخورد سازنده ارزشمند است، به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا دیدگاه‌های خود را با استدلال‌های قوی پشتیبانی کنند. این تلاش‌ها، دانش‌آموزان را به انسان‌هایی خردمند و متفکر تبدیل می‌کند که در زندگی روزمره، تصمیمات آگاهانه و مسئولانه می‌گیرند.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟ 

۱. ساحت تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی:

تأمل معنوی: با تشویق به بررسی عمیق مفاهیم دینی و فلسفی.

اخلاق حرفه‌ای: با الگو قرار دادن رفتارهای اخلاقی در محیط آموزشی.

۲. ساحت زیبایی شناختی و هنری:

نقد هنری: با تحلیل آثار هنری و بیان نظرات.

خلاقیت هنری: با مشارکت در فعالیت‌های هنری مانند نقاشی و موسیقی.

۳. ساحت تعلیم و تربیت زیستی و بدنی:

ورزش منظم: با مشارکت در برنامه‌های ورزشی مدرسه.

تغذیه سالم: با آموزش تغذیه صحیح و سبک زندگی سالم.

۴. ساحت تعلیم و تربیت علمی و فناورانه:

تفکر انتقادی: با تمرینِ تحلیل مسائل پیچیده و ارزیابی داده‌ها.

خلاقیت: با تشویق به نوآوری و حل مسائل از زوایای مختلف.

۵. ساحت تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی:

مهارت‌های ارتباطی: با برگزاری مناظرات و بحث‌های گروهی.

شهروندی فعال: با مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و پروژه‌های مدنی.

۶. ساحت تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه‌ای:

مدیریت مالی: با آموزش اصول پس‌انداز و سرمایه‌گذاری.

کارآفرینی: با تشویق به راه‌اندازی پروژه‌های کوچک.

منامن مهارت‌ها را از طریق کارگاه‌ها، پروژه‌ها و فعالیت‌های عملی به دانش‌آموزانم منتقل می‌کنم.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

احترام متقابل ←احترام به نظرات دیگران در بحث‌های کلاسی، حتی اگر با آنها مخالف باشند.

صداقت ←تشویق به صداقت در ارائه پروژه‌ها و امتحانات، بدون تقلب و دروغگویی.

همدلی ←حمایت از همکلاسی‌هایی که در مشکلات شخصی یا تحصیلی گرفتارند و نشان دادن همدلی عملی.

مسئولیت‌پذیری ←تعهد به انجام وظایف و تکالیف‌ محوله در زمان مقرر و پذیرش نتایج اعمال خود.

عدالت‌خواهی ←دفاع از حقوق خود و دیگران در مواجهه با نابرابری‌ها، و تلاش برای ایجاد محیطی عادلانه در مدرسه.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

هستی‌شناسی: توحید

   اصل وحدت وجود: تاکید بر اینکه همه چیز در جهان به سوی خداوند باز می‌گردد.مثال: من به عنوان دبیر زبان انگلیسی در کلاس درس، می‌توانم با استفاده از متون و ادبیات انگلیسی که به تجلیات خداوند در طبیعت و زندگی انسان اشاره دارند، به دانش‌آموزان نشان دهم که چگونه زبان و ارتباطات می‌توانند وسیله‌ای برای نزدیک شدن به خداوند باشند. به عنوان مثال، خواندن شعرهای عرفانی مولانا و حافظ که به وحدت وجود اشاره دارند، می‌توانند به دانش‌آموزان کمک کنند تا ارتباط عمیق‌تری با مفاهیم معنوی پیدا کنند.

انسان‌شناسی: کرامت انسانی

   اصل کرامت انسان: باور به اینکه هر انسانی دارای ارزش و احترام است. مثال: احترام به همه دانش‌آموزان و تقویت اعتماد به نفس آنها از طریق شناخت توانایی‌ها و استعدادهای فردی.

معرفت‌شناسی: عقلانیت

   اصل عقلانیت: تاکید بر اهمیت عقل در شناخت حقیقت. مثال: تشویق دانش‌آموزان به تفکر انتقادی و پرسشگری در مواجهه با مسائل علمی و دینی، تا بتوانند به شناختی دقیق و عمیق دست یابند.

ارزش‌شناسی: اخلاق

   اصل عدالت: تاکید بر اهمیت عدالت در تمامی ابعاد زندگی. مثال: برگزاری فعالیت‌های گروهی که در آنها عدالت و انصاف رعایت شود و دانش‌آموزان تجربه عملی عدالت را در محیط مدرسه بیاموزند.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال نه: مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار من در حوزه تربیت و تدریس، روش یادگیری فعال است. در این روش، دانش‌آموزان به جای نقش منفعل، به صورت فعال در فرآیند یادگیری شرکت می‌کنند. با استفاده از فعالیت‌های گروهی، پروژه‌های تحقیقی و بحث‌های کلاسی، دانش‌آموزان تشویق می‌شوند که خودشان مسائل را کشف کنند و راه‌حل‌های خلاقانه بیابند.

برای تعریف محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه‌جانبه، تاکید بر روی تعاملات اجتماعی و تربیتی است. مدرسه باید فضایی باشد که در آن ارزش‌های اخلاقی مانند احترام، همکاری و عدالت رعایت شود. همچنین، با فراهم کردن امکانات متنوع مانند کتابخانه، آزمایشگاه‌ها و فضای باز برای فعالیت‌های ورزشی و هنری، می‌توان محیطی فراهم کرد که دانش‌آموزان در زمینه‌های مختلف در آن رشد کنند.

این محیط همه جانبه باعث می‌شود که یادگیری فقط به کلاس درس محدود نشود و دانش‌آموزان مهارت‌های زندگی واقعی را نیز بیاموزند، که این خود منجر به تربیت افرادی چندبعدی و متعهد می‌شود.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال ده: شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

روش تدریس مبتنی بر حفظیات:

   این روش، به جای تقویت تفکر انتقادی دانش‌آموز، صرفاً او را وادار به حفظ اطلاعات می‌کند و خلاقیت وی را محدود می‌نماید.

ارزیابی‌های سنتی و امتحان محور:

   این ارزیابی‌ها استرس‌زا بوده و توانایی‌های جامع دانش‌آموزان را نمی‌سنجد. در عوض، روش‌های ارزیابی مستمر و پروژه‌محور کارآمدتر هستند.

محیط آموزشی غیرتعامل‌گرا:

   محیط‌های غیرتعامل‌گرا، فرصت‌های یادگیری عملی و اجتماعی را محدود می‌کنند. در عوض، باید فضاهای تعاملی و مشارکتی فراهم شود.

عدم توجه به تفاوتهای فردی:

   نادیده گرفتن تفاوت‌های فردی مانع رشد شخصی و شناخت استعدادهای منحصر به فرد دانش‌آموزان میشود. به همین دلیل، باید برنامه‌های شخصی‌سازی شده اجرا شود.

تاکید بیش از حد بر دروس تئوری:

   این رویکرد باعث نادیده گرفتن مهارت‌های عملی و کاربردی می‌شود، در صورتی که باید به آموزش مهارت‌های زندگی و شغلی نیز توجه شود.

این تغییرات منجر به تشکیل محیط یادگیریِ جامع‌تر، پویاتر و متناسب با نیازهای واقعی دانش‌آموزان می‌شود.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

من با تکیه بر اصول تربیت اسلامی و روش‌های نوین آموزشی، با چالش‌ها نه به عنوان موانع بلکه به عنوان فرصت‌های رشد مواجه می‌شوم. با ایجاد محیطی پویا و تعاملی، تلاش می‌کنم که دانش‌آموزان را به سفری درونی و اجتماعی دعوت کنم، جایی که هر فرد می‌تواند پتانسیل‌های نهفته خود را کشف کند.

تکیه بر خردورزی و تفکر انتقادی، مرا یاری می‌دهد تا دانش‌آموزان را به تحلیل و ارزیابی جهان پیرامون تشویق کنم. این رویکرد، دستاوردهایی چون افزایش انگیزه، بهبود نتایج تحصیلی و تقویت مهارت‌های زندگی را به همراه دارد. در عین حال، توجه به تفاوت‌های فردی و پرورش کرامت انسانی، به ایجاد عدالت آموزشی و شناسایی استعدادهای منحصر به فرد دانش‌آموزان کمک می‌کند.

در نهایت، با این مبانی، من نسلی را تربیت می‌کنم که نه تنها دانا و خلاق است، بلکه متعهد به ارزش‌های انسانی و اخلاقی است و آماده پذیرش مسئولیت‌ها و مشارکت فعال در جامعه می‌باشد. این سفر معنوی و علمی، همواره منجر به رشد و شکوفایی منِ معلم و دانش‌آموزانم خواهد شد.

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)

 ویژگی صبوری که بهش اشاره کردی؛ یکی از بهترین ویژگی‌هایی هست که یک معلم می‌تونه داشته باشه و با این کار به دانش‌آموزانش در مسیر یادگیری هر مطلب جدیدی خیلی کمک می‌کنه. پس قطعاً خیلی حائز اهمیته و برای همه‌ی ما به عنوان معلم های آینده، واقعاً لازمه.

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (114 امتیاز)
ویرایش شده توسط

سلام من فاطمه مرادنژاد هستم. بنده قرار هست در ملارد به تدریس زبان انگلیسی بپردازم. بنده ویژگی هایی مثل صبر و حوصله ، شوخ طبعی ، خلاقیت ، توانایی برقراری ارتباط خوب با نوجوان دارم.

بیانیه فلسفه معلمی به من کمک میکند بدانم دقیقا به دنبال چه چیزی هستم و اهدافم طبقه بندی شده و مرتب میشود و اگر در کلاس درس چالش و ضعفی در شیوه تربیتی خود احساس کردم به راحتی بتوانم ریشه آن را با توجه به فلسفه معلمی خود پیدا کنم.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

نقش معلم در جامعه بسیار بیشتر از چیزی است که فکر میکنیم و متاسفانه نقش معلم در جامعه ما دست کم گرفته میشود حتی توسط خود معلمان. ما باید بیشتر از اینها برای این شغل ارزش قائل شویم و آن را رسالتی مهم بدانیم چرا که خداوند ذهن و قلب بنده خود را به ما سپرده است. معلم اگر به دانش آموز خود محبت و دلسوزی داشته باشد تاثیر بسزایی در وجود او خواهد گذاشت.

انبیا ، بهترين معلمـان تـاريخ بـشرند، و بيـشترين خـدمت را هـم آنها به بشر كرده اند زيرا به او آ ينده نگري آموختند، تا فقـط در امـروزش زندگي نكند و از آينده هاي دور حتي دورتر از حيات دنيايي، بـاز نماننـد.

معلمي شغل انبياء است، پس بايد به حضرت محمد صلوات الله و سلامه علیه اقتـدا كرد، معلّم «رحمت و گذشت». و بايد به حضرت علي اقتدا كرد، معلّم«عشق و صبر»، آن معلمي كه سخنان او را مردمان زمانش نفهميدنـد، زيـرا كه معلّم بايد جلوتر و بالاتر از زمان خود بينديشد، هرچند غريب بماند. اگر بخواهیم از معلّمي بـاز نمـانیم بايـد دامـان ايـن خانـدان را رهـا نكنیم.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

خداوند انسان را خلق کرد تا خالقش را درک کند ، بفهمد ، عبادت کند ، اطاعت کند و نفسش را با عشق او مانوس کند.

و جهان را آفرید که محل ابتلا و امتحان انسان باشد تا که انسان از پایین ترین مرتبه وجود به بالاترین مراتب که قرب خداوند است برسد.

و قلب انسان کاملا در دست اوست و اگر کسی بخواهد بر قلب انسانی اثر بگذارد باید از خداوند یاری طلبد چون هیچ کس به قلب آدمی دسترسی ندارد الا خالق او.

اگر کسی بگوید من میتوانم بدون یاری خداوند و تنها با تکیه بر دانش و توانایی خودم بر روی متربی اثر بگذارم بی شک هنوز ساختار وجودی انسان را درست نشناخته است و در وهم به سر میبرد.

به قول حافظ شیرازی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

همچنین به نظر بنده خداوند اشراف کامل بر حقیقت وجود انسان دارد و تمام زوایای عقل و قلب و روح او را می‌شناسد و می‌داند بنده اش باید چگونه تربیت شود پس برای تربیت یک انسان بهترین راه رجوع به سخن خالق اوست همان طور که وقتی یک وسیله برقی خریداری میکنیم دفترچه راهنمای آن که خالقش نوشته میخوانیم تا درست از آن استفاده کنیم.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

●تفکر: به نظر بنده انسانی که تفکر ندارد حرکت نمیکند و نفسش ثابت می‌ماند و دچار رکود میشود. خیلی از ما حتی معنای تفکر را و روش درست تفکر را نمیدانیم. انسانی که اهل فکر است وقتی نظر مخالف یا موافق با اطلاعات قبلی ذهن خود میشنود نه خوشحال میشود و نه ناراحت بلکه فکر میکند و آن را متناسب با عقل خود و در چارچوب ذهنی خود تحلیل میکند و پاسخ میدهد و هیچ چیز را بدون دلیل منطقی نمیپذیرد. به نظرات دیگران گوش میدهد و از آن کمک میگیرد ولی در آخر از چارچوب دید خود به جهان نگاه میکند. اینجاست که روش استفاده درست از عقل اهمیت میابد چون گاهی انسان دچار وهم میشود ولی گمان میکند در حال تعقل و تفکر است.

●مطالعه: ماده تفکر مطالعه است. انسانی که مطالعه نکند از تفکر درست عاجز است و ذهنش خالی است و قدرت تحلیل را از دست میدهد و دیگران برای عقاید و تفکراتش به جای او تصمیم میگیرند و به راحتی به او مطالب را القا میکنند و این به مرور زمان باعث احساس پوچی میشود.

●تقوا: تقوای الهی پوششی است که آدمی را مصون و محکم و استوار می‌سازد و او را از آسیب و سستی و ناراستی حفظ میکند "تقوا" از "وقایه" است به معنای حفظ و نگهداری چیزی از هرچه به او آسیب و ضرر و زیان می‌رساند.

●صبر: صبر به معنای ثبات نفس و اطمینان. دانش آموز باید یاد بگیرد در مواقع سختی و مصائب و بلایا مضطرب نگردد و در مقابل حوادث مقاومت کند.

پیامبر اکرم سلام الله علیه میفرمایند:

"صبر سه نوع است، صبر هنگام مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر ترک گناه."

دانش آموز باید هر سه نوع صبر را یاد بگیرد.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

بنده به عنوان معلم باید به این نکته توجه داشته باشم که نقش الگوی عملی برای دانش آموزان را ایفا میکنم. یعنی دانش آموز بیشتر از حرفای من به منش و رفتار توجه میکند و تاثیر میپذیرد.

معلم در حوزه رشته ای که تدریس میکند باید به اندازه کافی خبره باشد و تسلط داشته باشد تا بتواند با روش های مختلف و قابل فهم آن را منتقل کند نه فقط یک مفهموم سطحی و کسل کننده.

باید دانش آموز از نیاز خود نسبت به یادگیری آن درس آگاه شود تا با روی باز آن را فرابگیرد و آگاه سازی دانش آموز از نیازش نیز کار معلم می‌باشد.

دانش آموز حتی از کارها و رفتارهای کوچک معلم هم تاثیر میپذیرد. برای مثال وقتی وارد کلاس میشود و معلم با احترام با او برخورد میکند و خوش آمد میگوید یا وقتی یکی از داتش آموزان رفتار زشتی انجام میدهد اینکه عکس العمل معلم چه باشد متقابلا بی احترامی کند با صبر و حوصله به خرج دهد مهم است. یا وقتی چالش و مشکلی در کلاس به وجود می آید اینکه معلم چگونه با آن مواجه میشود اهمیت دارد و تاثیر میگذارد.

به نظر بنده رفتار معلم باید آنقدر محبت آمیز و دلسوزانه باشد که دانش آموز با او احساس راحتی کند و در خارج از کلاس نیز با او ارتباط بگیرد و مشورت کند و مسائلش را در میان بگذارد.

معلم باید با صداقت سر کلاس حاضر شود و رفتار و منش و ظاهر و کار های او در کلاس تفاوتی با خارج از کلاس نداشته باشد اگر برای مثال دانش آموزی معلم را خارج از کلاس ببیند و چیزی غیر از آن شخصیتی که از او در کلاس دیده مشاهده کند اعتماد او از دست میرود.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

او را با سوال های چالشی به چالش میکشم و بابت هر نظری که میدهد از او یک دیدگاه منطقی میخواهم. وقتی خودم هم نظری میدهم یا دیدگاهی را بیان میکنم از آن ها میخواهم که درموردش فکر کنند و اگر سوال یا انتقادی دارند بپرسند. برای مثال اگر بنده حرفی سر کلاس زدم و یکی از دانش آموزان آن را نقد کرد و از من پاسخ خواست او را تشویق میکنم و میگویم این کار او نشان میدهد که اهل فکر است و هرچیزی را بدون دلیل نمیپذیرد این گونه دانش آموزان یاد میگیرند درمورد همه چیزی عمیق شوند و بدانند دانش سطحی و القایی فایده ندارد.

سوال شش:

■ساحت تربیت دینی

○خودسازی: قطعا خودسازی برای معلم در حوزه تربیت دینی بسیار حائز اهمیت است زیرا فاقد شیء نمیتواند معطی شیء باشد و اگر کسی خودش عمیقا آموزه های دینی را درک نکرده باشد و به آنها عمل نکرده باشد نمیتواند روی دیگران اثر بگذارد.

○توجه به تفاوت های فردی و اخلاقی و خانوادگی دانش آموزان: تربیت دینی دانش آموزی که اهل تفکر منطقی است و عاقلانه بحث میکند با تربیت دینی دانش آموزی که بسیار عجول و هیجانی است و فرصت صحبت نمیدهد تفاوت دارد. دانش آموزی که در یک خانواده مذهبی بزرگ شده است با فردی که در خانواده شان حتی نماز خواندن را یاد نگرفته است تفاوت دارند و رویکرد های متفاوت تربیتی را میطلبند.

■ساحت تربیت اخلاقی

○تکریم شخصیت: بنده به عنوان معلم باید مهارت رفتار درست و با حترام با دانش آموز را یاد بگیرم و همچنین کاری کنم که او احساس عزت نفس و بزرگی کند. برای مثال به او مسئولیت بدهم یا فرصت انتخاب در یک سری مسائل محدود داشته باشد. اگر من احترام او را نگه دارم او هم متقابلا این کار را خواهد کرد و اگر رفتار محترمانه من با دیگر افراد را مشاهده کند تاثیرش بیشتر هم خواهد شد.

○عیب پوشی: خداوند در قرآن و ائمه در احادیث و روایات بسیار بر عیب پوشی مومن تاکید داشته اند و عیب پوشی در آموزه های اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار است. خود خداوند نیز ستّار العیوب است و این صفت را در بالاترین مرتبه اش داراست.

این کار به دانش آموز احساس امنیت میدهد و اعتماد او را جلب میکند و باعث افزایش محبت نیز میشود.

■ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی

○کسب آگاهی درباره اتفاقات جامعه و تشویق دانش آموزان به این کار و احترام به تمام افراد جامعه: معلم باید بداند جامعه از لحاظ فرهنگی و فکری و اخلاقی در چه موقعیتی قرار دارد و تلاش کند آن را برای دانش آموزان تبیین کند.

 به نظر بنده معلم باید طوری صحبت کند و رفتار کند که شان هیچ یک از افراد جامعه زیر سوال نرود ، برای مثال معلم نباید بگوید اگر درس نخوانید باید آبدارچی شوید. این کار غیر اخلاقی میباشد.

○مطالعه جریان شناسی سیاسی کشور و بی تفاوت نبودن به مسائل روز: معلم باید یک دید کامل و جامع نسبت به مسائل سیاسی داشته باشد و در اصل یک نخبه سیاسی باشد که قادر به تحلیل و تبیین مسائل سیاسی است. در برهه های خاص مانند زمان انتخابات یا وقوع مشکلات اساسی سیاسی این اطلاعات بسیار مفید است.

■ساحت تربیت علمی و فناوری

○مطالعه کتاب های علمی در همه زمینه ها: درمورد علم های مختلف باید در حد نیاز و توان اطلاعات کسب کنیم.

○تبیین اهمیت علم آموزی: باید دانش آموز بداند که یادگیری علم یکی از مهم ترین فضایل یک انسان به شمار می‌رود و انسان مومن بدون علم معنی ندارد.

■ساحت تربیت زیستی و بدنی

○داشتن سبک زندگی سالم: معلم باید در انتخاب سبک زندگی دقت کند و بهتربن نوع سبک زندگی را انتخاب کند و دانش آموزان را نیز به آن تشویق کند.

○اهمیت دادن به محیط زیست: محیط زیست به عنوان محل زندگی ما و نعمت خداوند اهمیت زیادی دارد معلم باید سعی کند اهمیت به محیط زیست را در خودش و در دانش آموز افزایش دهد.

■ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری

○یادگیری هنر و به کارگیری آن در کلاس: بنده به عنوان معلم باید حداقل یک رشته هنری بیاموزم و از آن به عنوان ابزار تدریس استفاده کنم. برای مثال طراحی ، خطاطی ، انیمیشن سازی ،...

○توانایی تمجید و نقد آثار هنری: معلم باید بتواند کار هنری فاخر را از کار هنری بی ارزش تشخیص دهد.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

۱.دلسوزی و محبت به دیگران: دانش آموز باید نسبت به اطرافیانش محبت و دلسوزی داشته باشد و حال آن ها برایش اهمیت داشته باشد.برای مثال اگر همکلاس او حالش خوب نیست و در حال گریه کردن است بی تفاوت از کنار او نگذرد و تلاش کند به او کمک کند.

۲.صبر: دانش آموز باید صبر و تحمل بالایی داشته باشد. برای مثال اگر یکی از دوستانش به او توهین کرد بتواند آرام و منطقی واکنش نشان دهد.

۳.سخت کوشی: دانش آموز باید بداند بدون سخت کوشی به جایی نمیرسد حتی اگر باهوش و توانا باشد و بداند چیزی که راحت به دست میاید ارزشی ندارد.

۴.احترام و ادب: دانش آموز باید محترم شمردن معلم و کارکنان مدرسه و دوستانش را بیاموزد. برای مثال اگر با یکی از کارکنان مدرسه روبرو شد با احترام و ادب با او برخورد کند‌.

۵.قوی در برابر مشکلات: اگر مشکلی برای او پیش آمد باید بتواند محکم در برابر آن بایستد و ناامید نشود.

(ادامه در پیام بعد)

دارای دیدگاه توسط (114 امتیاز)

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

انسان شناسی

انسان به دلیل دو ساحتی بودن هم نیاز به تربیت جسمی و هم تربیت روحی دارد و تربیت روحی مهم تر می‌باشد پس در کلاس درس باید به تربیت روحی دانش آموزان اهمیت بسیار داد و تاثیراتی که بر روح و روان او میگذاریم را دست کم نگیریم و برای آن برنامه داشته باشیم.

انسان هویت پویا و متغیر دارد و هویت او همواره در حال تغییر است به خصوص در دوره نوجوانی. پس معلم باید در نظر داشته باشد که میتواند در تغییر هویت او اثربخش باشد. شخصیت انسان چند بعدی میباشد و توجه به همه ابعاد شخصیت او مهم میباشد

توجه به سعادت اخروی انسان با توجه به جاودانه بودنش بسیار مهم است.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهم ترین تکنیک بنده این است که با دانش آموزان رابطه دوستانه همراه با احترام برقرار کنم و دانش آموز من را امین خود بداند و به خاطر محبت بین من و خودش صحبت هایم را بهتر بپذیرد. اینکه طوری رفتار کنم که دانش آموز با شوق و ذوق سر کلاس من حاضر شود و احساس مفید بودن داشته باشد.

مدرسه از این لحاظ که محیطی برای یادگیری درس میباشد ار نظر تحصیلی و علمی تاثیر گذار است و همچنین ارتباط گیری دانش آموزان با همسالان خود و معلم و مدیر و معاون از نظر ارتباطات اجتماعی و اخلاق تاثیرگذار است.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

●معلم محوری: این رویکرد به شدت دانش آموز را خسته و کسل میکند وباعث میشود او احساس مفید بودن نداشته باشد و توجهی هم به درس نکند و کارایی او پایین بیاید.

●عدم استفاده از تکنولوژی آموزشی: استفاده از تکنولوژی باعث تسهیل یادگیری و جذابیت بیشتر برای دانش آموزان میشود.

●تدریس گزاره ای و عدم توجه به تعمیق و تفهیم موضوع: متاسفانه این رویکرد بسیار فراگیر است و دلیل بسیاری از عدم یادگیری ها و عدم علاقه به مدرسه همین موضوع میباشد. معلم باید طورب تدریس کند که داشن آموز با آن درس زندگی کند و فهم عمیقی از آن داشته باشد و بتواند دانش خود را گسترش داده و اصلاح و یا ارتقا بدهد تا اینکه صرفا مطالبی را حفظ

 کند.

●عدم ارتباط بر اساس محبت: انسان ها به محبت ها احتیاج دارند. شاید اگر کسی نداند سینوس زاویه ۶۰ درجه چند است خللی در زندگی او ایجاد نشود اما اگر کمبود محبت پیدا کند تاثیر خوبی نخواد داشت.

●سخت گیری بیش از حد و غیرمنطقی: برای مثال برخی معلمان بابت اینکه دانش آموز کتابش را فراموش کرده بیاورد یا اینکه یک جلسه نتوانسته درس بخواند بسیار با او بد برخورد میکنند و او را تحقیر میکنند.

نتیجه گیری: با توجه به این بیانیه و رویکرد ها و روش هایی که بررسی شد امید است ما اشتباه معلمان خود را تکرا نکنیم و طوری رفتار کنیم که خاطره خوبی از ما در ذهن دانش آموزمان بماند و تاثیر خوبی که بر شخصیت او میگذاریم پایدار باشد.

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (143 امتیاز)

به نام خدا 

مقدمه:

من مینا شکاری هستم، دبیر زبان انگلیسی و در مدارس ناحیه دو شهر ری به تدریس زبان انگلیسی خواهم پرداخت. 

از جمله ویژگی های خود میتوانم به مهارت اجتماعی بالا و تمایل به ایجاد ارتباطی سودمند با دانش آموزان اشاره کنم. به این معنی که با برقراری رابطه ای دوستانه و صمیمانه با دانش آموزان آنها را در مسیر یادگیری درست و رسیدن به اهدافی که هر شخص برای خود مشخص کرده، یاری میکنم. 

از نظر من، مهم ترین دلیل داشتن فلسفه شغلی این است که هر فرد در هر حرفه ای باید اهدافی را که قصد دارد در آن مسیر دنبال کند، تبیین کند تا بتواند به طور کارآمدتری فعالیت کند. من به عنوان یک معلم باید ابتدا به شناخت کافی از خود برسم تا بتوانم به شناختی از دانش آموزان برسم و با تکیه بر این شناخت آنها را در مسیر آموزش یاری کنم و فلسفه معلمی این امکان را برای من فراهم میکند.

یک:

اگر به معلم به عنوان فردی که دارای دانش و تجربه کافی است و مطلب یا مهارتی را به کسی آموزش میدهد، نگاه کنیم، معلمان حیاتی ترین نقش را در هر جامعه ایفا میکنند. برخی بر این تصورند که شغل های بسیار مهم تری از معلم بودن هم وجود دارد اما به نظر من برای اینکه فردی به توانایی کافی برای انجام هر شغلی برسد، نیاز دارد که کسی اصولی را که برای آن حرفه مورد نیاز است به او آموزش دهد. و اینجاست که نقش معلم پررنگ تر میشود. نیاز به داشتن معلم و کسی که دانش خود را با ما به اشتراک بگذارد محدود به زمان خاصی نیست، چراکه انسان همواره در حال یادگیری و به دست آوردن مطالب جدید است. برای مثال درست است که پزشکی حرفه مهم و حساسی است ولی هیچ فردی بدون داشتن معلم و گذراندن دوره های خاص نمی‌تواند به این مهارت برسد. 

دو:

خداوند تنها خالق و حاکم جهان هستی است که جهانی کامل آفریده است. خداوند بزرگ این جهان و تمامی نعمت های آن را در اختیار انسان قرار داده است تا با استفاده از آنها مسیر زندگی خود را انتخاب و به سوی آن حرکت کند. اما این به این معنی نیست که با آفرینش، انسان دیگر از خداوند بی نیار می شود. بلکه انسان، جهان و خداوند ارتباطی جدایی ناپذیر دارند. برای مثال میتوان رابطه بین یک ساختمان و بنای آن را بیان کرد‌. آن ساختمان پس از پیدایش دیگر به آفریننده خود یعنی بنا نیازی ندارد در صورتی که رابطه انسان، خداوند و جهان دقیقا برعکس این موضوع است. 

در تربیت متربی میتوانم این موضوع را به او یادآور شوم که او باید در تمامی لحظات زندگی وجود خداوند را احساس کند و او را ناظر بر تمامی اعمال خود ببیند تا تمامی اعمال او به درستی سر بزنند. همچنین او باید طوری تربیت شود که از جهان و نعمت های آن به درستی و برای رسیدن به هدف نهایی خلقت استفاده کند.

سه:

مهم ترین هدفی که من دوست دارم دانش آموزانم به آن‌ دست پیدا کنند، رسیدن به شناخت کافی از خود است تا این شناخت به آنها کمک کند که به آگاهی مناسبی از خداوند، جهان هستی و اطرافیان خود برسند. هدف بعدی رعایت عدالت است. دوست دارم آنها به این آگاهی برسند که مهم نیست در چه جایگاه و موقعیت اجتماعی باشند، در هر حال باید با مردم با عدالت و برابری رفتار کنند و‌ هیچ وقت اجازه ندهند که حق کسی ضایع شود. آنها باید به انسان هایی تلاش گر و با پشتکار قوی تبدیل شوند و از شکست خوردن نهراسند، چرا که تجربه هایی که از ناکامی ها و شکست ها به دست می آیند نقش مهمی در پیشرفت و گام های بعدی دارند.

چهار:

اولین و مهم ترین موضوع این است که من به عنوان یک معلم فقط وظیفه آموزش در کلاس درس را بر عهده ندارم بلکه باید موضوع کلیدی تربیت را هم در کنار آموزش مد نظر داشته باشم. نکته دوم این است که این آموزش و تربیت فقط در محیط کلاس اتفاق نمی افتد بلکه تمامی سخنان، تفکرات، نوع رفتار و ..... من به عنوان یک معلم ممکن است تاثیرات بسزایی در زندگی فردی و اجتماعی دانش آموزان در خارج از کلاس نیز داشته باشد. برای مثال نوع پوشش من می‌تواند در نوع پوشش آنها نیز تاثیر گذار باشد. با توجه به این موضوع باید در ابتدا تمامی انتظاراتی که از دانش آموزان خود دارم (همچون رعایت عدالت، احترام و..)را دارا باشم و به آنها عمل کنم، چراکه یک معلم الگوی عملی دانش آموزان به شمار می رود و سپس این موضوعات را در آنها نهادینه کنم. در نتیجه برای وقوع این مهم، باید تمام تلاش خود را به کار ببرم و رفتار و گفتاری شایسته داشته باشم تا هم برای آنها الگویی مناسب در محیط کلاس باشم و هم آنان را به داشتن رفتاری مناسب در جامعه سوق دهم.

پنج:

این موضوع را نمی توان در مدت زمان کوتاهی آموزش داد و دانش آموزان برای رسیدن به تفکر انتقادی نیازمند زمان هستند. ساده ترین شیوه برای نهادینه کردن این موضوع در ذهن دانش آموزان این است که از آنها بخواهم هر موضوعی را به سادگی نپذیرند و حتما به دنبال منبع آن خبر و‌ موضوع و دلایلی محکم و قابل اعتماد باشند. کاری که میتوانم انجام دهم این است که از آنها بخواهم نظرات خود را در رابطه با موضوعات مختلف بیان کنند و سعی کنند زوایای مختلف را در نظر بگیرند و بعد از بیان نظر خود برای آن دلیل منطقی بیاورند. این موضوع به آنها کمک می‌کند تا به این درک برسند که وقتی درباره موضوعی تفکر میکنند این تفکرباید عمیق باشد.

شش:

۱) ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی 

_رسیدن به درک عمیق از قرآن 

_شناخت جهان هستی 

این موارد با مطالعه بیشتر قرآن و تفسیر آن امکان پذیر است.

۲) ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای 

_ کسب اطلاعات بیشتر درباره وضعیت اقتصادی کشور 

_تلاش برای کمک به پیشرفت کشور

این موارد با دنبال کردن اخبار اقتصادی و انجام اموری مانند خرید کالای ایرانی امکان پذیر است.

۳) ساحت تربیت علمی و فناوری 

_پرورش توانایی استفاده از فناوری برای تولید محتوا

_استفاده موثر از فناوری برای تحلیل داده ها

این موارد با کسب اطلاعات بیشتر درباره کابرد فناوری در کارها و کسب مهارت های لازم در تحلیل داده ها امکان پذیر است. 

۴) ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی 

_مشارکت موثر در فعالیت های اجتماعی 

_ رسیدن به درک بهتر از اوضاع سیاسی 

این موارد با شرکت در فعالیت های اجتماعی همچون راهپیمایی و دنبال کردن اخبار سیاسی کشور امکان پذیر است.

۵) ساحت تربیت زیستی و بدنی 

_ارتقای سلامت فردی 

_حفظ و نگهداری از محیط زیست 

این موارد با مطالعه تاثیرات تغذیه سالم بر جسم و مطالعه چگونگی نگهداری از محیط زیست امکان پذیر است.

۶) ساحت تربیت زیباشناختی و هنری 

_مهارت نقد آثار هنری 

_مهارت خلق آثار هنری 

این موارد با مطالعه و بررسی آثار هنرمندان دیگر و شرکت در دوره های آموزشی امکان پذیر است.

هفت:

۱_مسئولیت پذیری: این موضوع که او باید تمام مسئولیت هایی که بر عهده دارد را به انجام برساند باید در او نهادینه شود. برای مثال اگر من به عنوان یک معلم مسئولیت انجام کاری را به او سپرده باشم باید آن را به درستی و در زمان مناسب به انجام برساند. 

۲_صداقت: آنها باید یاد بگیرند که صداقت در هر کاری بهتر از پنهان کاری یا دروغ گفتن است. برای مثال اگر دانش آموزی نتوانسته به دلیلی تکالیفش را به موقع تحویل دهد، باید به جای طفره رفتن یا پنهان کاری دلیل واقعی این کار را بیان کند.

۳_همکاری: همکاری علاوه بر اینکه باعث پیشبرد سریع کارها می‌شود، به ایجادحس همدلی می انجامد. برای مثال به جای اینکه انجام کاری را به صورت فردی به آنها محول کنم، خواهان انجام آن به صورت گروهی میشوم تا همکاری گروهی آنها تقویت شود. 

۴_ ثبات: ثبات داشتن در هر کاری از اصول مهم آن است‌‌. آن ها باید در تصمیماتی که میگیرند ثبات داشته باشند و با هر بهانه ای دست از تصمیمات خود نکشند. برای مثال رشته تحصیلی خود را فقط به این دلیل که دوست نزدیک آنها خواسته، تغییر ندهند. 

۵_ وفای به عهد: وفای به عهد همواره باعث ایجاد روابطی دوستانه تر بین افراد میشود‌. و فرد می‌تواند از این طریق اعتماد دیگران را کسب کند. آنها نیز باید از این اصل استفاده کرده و در تلاش برای ایجاد روابطی پایدار تر و بر پایه اعتماد با دیگران باشند. برای مثال اگر آنها قول کمک کردن به یکی از دوستان خود در درسی را به او میدهند باید حتما به قول خود وفا کنند. 

هشت:

هستی شناسی: تدریجی بودن عالم طبیعت 

من این نکته را به آنها یادآور خواهم شد که ذات طبیعت تدریجی است و هر چیزی برای به ثمر نشستن نیاز به زمان دارد . بنابراین نباید برای رسیدن به موفقیت عجله داشته باشند.. برای مثال اگر یک بار در امتحانات شکست خوردند نباید اندوهگین باشند چرا که آنها برای رشد به زمان نیاز دارند. 

انسان شناسی: توجه به تفاوت های فردی 

من به عنوان معلم در فرایند یادگیری با موجود پیچیده ای به نام انسان مواجه هستم. انسان ها هریک دارای توانایی های خاص خود هستند که باید به آن ها توجه جدی داشت. برای مثال اگر من موضوعی را با روشی خاص برای دانش آموزی توضیح دادم و او آن را به آسانی آموخت، نباید انتظار داشته باشم که دانش آموز دیگر نیز همین رفتار را داشته باشد. زیرا آن دو مثل هم نیستند.

معرفت شناسی: مطابقت علم با واقع 

به عنوان یک معلم همیشه تلاش خواهم کرد که به دانش آموزان کاربرد دروس در زندگی واقعی را نشان دهم. برای مثال به عنوان معلم زبان انگلیسی، کابرد یادگیری این زبان در حوزه های مختلف را برای آنها شرح میدهم. در این صورت یادگیری با تمایل بیشتری صورت می‌گیرد.

ارزش شناسی: عدالت 

عدالت همواره یکی از مسائل مهمی است که باید در همه حوزه ها به خصوص حوزه یادگیری و یاددهی به آن اهمیت داد.‌ این موضوع در چگونگی شکل گیری دیدگاهی صحیح از معلم و محیط مدرسه در دانش آموزان تاثیر دارد. برای مثال من به عنوان یک معلم نباید طوری رفتار کنم که باعث القای احساساتی مانند فرق گذاشتن بین دانش آموزان شود. 

نه: 

مدرسه محیطی است که هر یک از ما حداقل ۱۲ سال از بهترین سال های عمر خود را در آن می‌گذرانیم. بنابراین معلمان و کارکنان مدرسه باید تمام تلاش خود را در ایجاد محیط آموزشی مفید انجام دهند. از نظر من مهم ترین تکنیک آموزشی داشتن رفتاری مناسب با دانش آموزان است. اگر من به عنوان معلم طوری رفتار کنم که دانش آموزان نسبت به من اعتماد قلبی داشته باشند و مطمئن باشند که تمام فرایندهایی که من در قبال آنها انجام میدهم به صلاح آنها است، با میل قلبی من را در این مسیر یاری میکنند. تنها در این صورت است که تمامی روش های تربیتی نتیجه خواهند داد. البته باید توجه کرد که این روش های تربیتی باید تمام ابعاد وجودی انسان را شامل شود و به پرورش همه جانبه ختم شود. نه اینکه توجه بیش از اندازه به برخی از ابعاد، باعث غفلت از ابعاد دیگر شود. برای مثال باید به ابعاد فردی، اجتماعی، روحانی و ... دانش آموزان به یک اندازه توجه کرد.

ده:

۱. آزمون های هماهنگ در انتهای هر سال آموزشی: به نظر من در نظام آموزشی به قدری به این موضوع اهمیت داده شده که باعث غفلت از هدف اصلی تعلیم و تربیت شده است و همه داشت آموزان تنها کسب کردن نمره خوب در امتحانات را ملاک موفقیت می دانند‌. در صورتی که هدف اصلی آموزش و پرورش است که باید به صورت مستمر صورت بگیرد. 

۲. عدم اجبار دانش آموزان به شرکت در همه کلاس ها: در ابتدای هر سال درسی باید لیستی از دروس مختلفی که ارائه می شوند را به دانش آموزان نشان داد و از آنها خواست که خود دروس تحصیلی خود را انتخاب کنند. در این صورت آنها با میل بیشتری در کلاس ها شرکت خواهند کرد و آموزش تاثیر بیشتری خواهد داشت.

۳. یادگیری منفعل: اگر دانش آموزان در فرایند یادگیری و یاددهی شرکت داشته باشند و فقط شنوندگان منفعل نباشند، یادگیری با تاثیرات مفید تری همراه خواهد بود. برای مثال: درخواست از آنها برای همکاری در یاددهی موضوعی 

۴. نخبه پروری: متاسفانه در بیشتر مدارس تمرکز بر یاددهی دانش آموزانی است که از نظر درسی وضعیت بهتری دارند. در صورتی که تمرکز باید بر همه پروری و پرورش تمامی دانش آموزان با هر توانایی باشد تا همه به شرایطی مطلوب دست پیدا کنند.

۵. برگزاری کلاس ها با تعداد زیاد دانش آموزان: افزایش زیاد دانش آموزان در کلاس درسی باعث کاهش تاثیر یادگیری میشود. زیرا یک معلم نمی‌تواند توجه کافی به همه دانش آموزان داشته باشد و برخی ممکن است از یادگیری عقب بمانند. 

نتیجه گیری: یا توجه به مطالب گفته شده تمام تلاشم رو خواهم کرد تا محیط آموزشی پربارتر را برای دانش آموزان فراهم آورم و آنها را در مسیر رسیدن به موفقیت و توفیق یاری کنم و در مواقع سختی با توکل بر خدا و استفاده از توانایی های شخصی خود دانش آموزان با چالش ها روبه رو شوم. به امید آنکه بتوانم بر تمامی اصول و موارد یاد شده پایبند باشم. 

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)
ممنونم بخاطر اشاره به خود شناسی. خیلی مهمه چون اولین قدم برای تبدیل شدن به یک معلمیه که می‌دونه میخواد چیکار کنه و توانایی این رو داره که شناخت کافی از دانش‌آموزان با نیاز های متنوع و گوناگون داشته باشه.
به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...