3 دوستدار 1 امتیاز منفی
1.2k بازدید
سوال شده در گروه کار و فناوری دانشجویان شرافت توسط (1.4k امتیاز)
نمایش از نو توسط

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

 بیانیه فلسفه تربیتی من 

تعریف: " فلسفه تربیتی شخصی معلم عبارت است از گزاره ها و دیدگاه های فلسفی معلم در مورد حرفه و نقش معلمی و فرایند تربیت به گونه ای که او اکنون بتواند آینده را به تصویر بکشاند و در یک چارچوب ذهنی چیستی ، چرائی و چگونگی تربیت و تدریس را تعیین و پیاده سازی نماید." یعنی معلم هر زمان که در جلوی کلاس درس می ایستد باید فردی هدفمند، روشمند و متفکر مشاهده شود. بنابر این بیانیه فلسفه تدریس هر فرد منحصر به فرد است و توصیفی مکتوب از ارزش‌ها، اهداف و باورهایش در مورد آموزش و تربیت در چارچوب فرهنگ و اسناد کلان آن کشور خواهد بود.

ملاحظات:

1-لطفا مطالعه کنید و در نهایت فقط نظر خودتان را بیان نمائید. شما باید مطالب دیگران را بازخوانی کنید اما خودتان تولید نمائید.

2- هر پاسخ باید حداقل 100 کلمه و حداکثر 150 کلمه باشد.

3- متون انگلیسی در راستای فلسفه تربیتی شخصی بسیار است اما صرفا برای الهام گیری نه کپی!

4-لابلای هر پاسخی از مثال استفاده کنید.

5-با زبان ساده و روان بنویسید و پیوستگی جملات حفظ شود و در همه فرازها با ادبیات شخص اول ( من) استفاده کنید

6- بیانیه فلسفه تربیتی خود را حفظ  کنید و در آینده آن را تکمیل نمائید و به رزومه خود ضمیمه کنید.

 

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید؟

سوال یک: چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

 

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

 

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

 

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

 

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

 

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

 

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

 

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید. 

موفق و پایدار باشید

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط
نمایش از نو توسط
بسم الله الرحمن الرحیم

نام و نام خانوادگی: زهرا جوان

جواب سوالات امتحان فلسفه تربیتی اسلام

### مقدمه:

من زهرا جوان هستم، دانشجوی معلمِ درس کار و فناوری و قرار است در شهر تهران به عنوان معلم خدمت کنم. من فردی هستم با شور و اشتیاق فراوان به یادگیری و باور دارم که هر روز باید چیز جدیدی یاد بگیرم. علاقه‌ی زیادی به ایجاد فضایی خلاق و پویا در کلاس دارم و معتقدم که معلمی فقط انتقال دانش نیست، بلکه راهنمایی برای کشف و رشد است. من تلاش می‌کنم تا همیشه با صبر و همدلی به دانش‌آموزانم نگاه کنم و آن‌ها را به بهترین نسخه از خودشان تبدیل کنم.

### سوال یک:

داشتن یک بیانیه فلسفه معلمی برای من حکم قطب‌نما را دارد. این بیانیه به من کمک می‌کند تا در هر لحظه، چه در کلاس درس و چه خارج از آن، هدفمند و آگاهانه عمل کنم. بدون این چارچوب فکری، ممکن است در دریای بی‌کران روش‌ها و اطلاعات سردرگم شوم و نتوانم مسیر درست را از نادرست تشخیص دهم. مثلاً، وقتی با یک دانش‌آموز سرکش روبرو می‌شوم، فلسفه‌ی تربیتی‌ام به من یادآوری می‌کند که به جای عصبانیت، باید به دنبال ریشه‌ی رفتار او بگردم و با همدلی و صبر، او را درک کنم. این بیانیه باعث می‌شود که من یک معلمِ صرف نباشم، بلکه یک مربیِ متفکر و هدفمند باشم که می‌داند چرا، چگونه و به چه سمتی گام برمی‌دارد و رسالت خود را با شور و اشتیاق دنبال می‌کند.

### سوال دو:

از دیدگاه من، ارتباط میان خداوند، جهان و انسان یک پیوند عمیق و سه‌گانه است. خداوند خالق این جهان و انسان است و جهان، بستر تجلی صفات الهی و میدانی برای رشد انسان است. انسان نیز به عنوان خلیفه‌الله، مسئولیت کشف و درک این ارتباط را بر عهده دارد تا بتواند به کمال برسد. من این ارتباط را در تربیت دانش‌آموزانم به کار می‌گیرم. به عنوان مثال، در درس علوم، وقتی در مورد نظم و شگفتی‌های طبیعت صحبت می‌کنم، دانش‌آموزان را به تأمل در عظمت خالق و ارتباطشان با جهان آفرینش تشویق می‌کنم. من تلاش می‌کنم به آن‌ها بفهمانم که هر جزء از این جهان، هدفمند و هوشمندانه خلق شده و وظیفه آن‌ها، نه تنها بهره‌برداری از آن، بلکه حفاظت و مراقبت از این امانت الهی است. این دیدگاه به آن‌ها کمک می‌کند تا خود را جزئی از یک کل بزرگتر ببینند و با مسئولیت‌پذیری و تواضع در برابر جهان و خالق آن رفتار کنند.

### سوال سه:

مهمترین هدف من به عنوان یک معلم، تربیت انسان‌هایی است که صرفاً انباشته از اطلاعات نباشند، بلکه بتوانند از آموخته‌هایشان در زندگی واقعی استفاده کنند. من می‌خواهم دانش‌آموزانم به تفکر انتقادی دست پیدا کنند. یعنی به جای پذیرش کورکورانه هرآنچه که می‌شنوند یا می‌بینند، با دیدی تحلیلی به مسائل نگاه کنند. به عنوان مثال، در کلاس درس، به جای اینکه فقط فرمول‌ها را آموزش دهم، تلاش می‌کنم آن‌ها را به چالش بکشم که "چرا این فرمول کار می‌کند؟" یا "این مفهوم چه کاربردی در دنیای واقعی دارد؟".

هدف دوم من، پرورش مهارت‌های حل مسئله است. در دنیای امروز، توانایی حل مشکلات از هر چیز دیگری ارزشمندتر است. من سعی می‌کنم با طرح مسائل واقعی و چالش‌برانگیز، دانش‌آموزان را به فکر وادار کنم. مثلاً، از آن‌ها می‌خواهم یک مسئله محیط‌زیستی در محله خود را شناسایی کرده و راه‌حلی برای آن ارائه دهند. هدف نهایی من این است که آن‌ها فارغ‌التحصیلانی شایسته، مسئولیت‌پذیر و مستقل باشند که در زندگی شخصی و اجتماعی خود موفق عمل کنند و به جامعه‌شان نیز خدمت کنند.

### سوال چهار:

به عنوان یک معلم اثر بخش، نقش من در داخل کلاس درس فراتر از انتقال صرف دانش است. من خودم را یک تسهیل‌گر می‌دانم که محیطی امن، پویا و چالش‌برانگیز برای یادگیری فراهم می‌کنم. من دانش‌آموزانم را به جای اینکه فقط شنونده باشند، به مشارکت فعال تشویق می‌کنم. مثلاً، در یک درس تاریخ، به جای سخنرانی، یک Debate یا بحث گروهی ترتیب می‌دهم تا آن‌ها خودشان به تحلیل رویدادها بپردازند و مهارت‌های کلامی‌شان تقویت شود.

خارج از کلاس درس، نقش من به یک مربی و راهنما تبدیل می‌شود. من تلاش می‌کنم با دانش‌آموزانم ارتباطی عمیق و دوستانه برقرار کنم تا بتوانم در چالش‌های شخصی و اجتماعی‌شان به آن‌ها کمک کنم. برای مثال، اگر دانش‌آموزی با مسئله‌ای خانوادگی یا درسی روبرو شود، من تلاش می‌کنم با گوش دادن فعال و همدلی، به او مشاوره بدهم. من معتقدم که یک معلم اثر بخش، باید زندگی دانش‌آموزانش را خارج از چهارچوب مدرسه نیز ببیند تا بتواند تأثیری ماندگار بر زندگی آن‌ها بگذارد و آن‌ها را برای آینده‌ای روشن‌تر آماده سازد.

### سوال پنج:

برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزانم، من از روش‌های عملی و مبتنی بر پرسشگری استفاده می‌کنم. به جای ارائه پاسخ‌های آماده، آن‌ها را به چالش می‌کشم که خودشان به دنبال راه‌حل بگردند. مثلاً، در کلاس درس، به جای اینکه صرفاً علت یک رویداد تاریخی را بگویم، از آن‌ها می‌پرسم: "اگر شما جای آن شخصیت تاریخی بودید، چه تصمیمی می‌گرفتید و چرا؟" این کار باعث می‌شود آن‌ها به جای حفظ کردن، به تحلیل و ارزیابی عمیق‌تر بپردازند.

در خارج از کلاس، آن‌ها را تشویق می‌کنم که به اخبار و اطلاعاتی که دریافت می‌کنند با دیدی شکاک و پرسشگر نگاه کنند. به عنوان مثال، از آن‌ها می‌خواهم که یک خبر را از دو منبع متفاوت بررسی کرده و تفاوت‌ها و شباهت‌های آن‌ها را تحلیل کنند. این رویکرد به آن‌ها یاد می‌دهد که هیچ اطلاعاتی را بدون تحقیق و بررسی نپذیرند و همیشه به دنبال "چرا" و "چگونه" باشند. من معتقدم که این نوع آموزش، آن‌ها را برای زندگی در دنیای پیچیده و پر از اطلاعات آماده می‌کند و به آن‌ها کمک می‌کند تا مستقل فکر کنند.

### سوال شش:

برای تربیت دانش‌آموز چند ساحتی، من خودم را متعهد به کسب مهارت‌های زیر می‌دانم که به آن‌ها علاقه دارم:

1. ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی:

    * مهارت اول: مهارت قصه‌گویی اخلاقی و دینی. برایم جذاب است که داستان‌های آموزنده از بزرگان و متون دینی را با زبانی ساده و جذاب به دانش‌آموزانم منتقل کنم.

    * مهارت دوم: مهارت ایجاد گفت‌وگوهای اخلاقی در کلاس. با طرح پرسش‌های اخلاقی مثل "اگر جای دوستت بودی، چه کار می‌کردی؟" آن‌ها را به تفکر در مورد ارزش‌ها و نتایج تصمیماتشان وادار می‌کنم.

2. ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:

    * مهارت اول: مهارت تسهیلگری در پروژه‌های گروهی. به دانش‌آموزان کمک می‌کنم تا با همفکری، پروژه‌هایی مثل یک کمپین محیط‌زیستی کوچک را انجام دهند و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را تجربه کنند.

    * مهارت دوم: مهارت برقراری ارتباط با نهادهای اجتماعی. برایم مهم است که بتوانم بازدیدهای میدانی و جلسات آموزشی با مسئولین شهری یا سازمان‌های مردم‌نهاد ترتیب دهم.

3. ساحت تربیت زیستی و بدنی:

    * مهارت اول: مهارت کمک‌های اولیه پایه. معتقدم هر معلمی باید اصول اولیه کمک‌های اولیه را بداند تا در مواقع ضروری به کمک دانش‌آموزان بشتابد.

    * مهارت دوم: مهارت برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های ورزشی متنوع. تلاش می‌کنم فعالیت‌های ورزشی و نرمش‌های کوتاه را در برنامه روزانه کلاسی بگنجانم.

4. ساحت تربیت هنری و زیبایی‌شناختی:

    * مهارت اول: مهارت درک و تحلیل آثار هنری. به دانش‌آموزان یاد می‌دهم که چطور یک نقاشی یا موسیقی را فراتر از ظاهر آن ببینند و به معنای درونی‌اش پی ببرند.

    * مهارت دوم: مهارت ایجاد کاردستی و پروژه‌های خلاقانه. با استفاده از ابزار ساده و بازیافتی، آن‌ها را به خلق آثار هنری تشویق می‌کنم.

5. ساحت تربیت اقتصادی و حرفه‌ای:

    * مهارت اول: مهارت آموزش سواد مالی پایه. به دانش‌آموزانم می‌آموزم که چگونه پول خود را مدیریت کنند و با مفهوم پس‌انداز آشنا شوند.

    * مهارت دوم: مهارت معرفی مشاغل مختلف. با دعوت از متخصصان رشته‌های گوناگون، افق دید دانش‌آموزان را نسبت به آینده شغلی‌شان گسترش می‌دهم.

6. ساحت تربیت علمی و فناورانه:

    * مهارت اول: مهارت برنامه‌نویسی و کدنویسی مقدماتی. با آموزش زبان‌های برنامه‌نویسی ساده، آن‌ها را به دنیای فناوری علاقه‌مند می‌کنم.

    * مهارت دوم: مهارت استفاده صحیح و اخلاقی از فناوری. به آن‌ها یاد می‌دهم که چگونه از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به شکل مسئولانه استفاده کنند و در برابر اطلاعات نادرست هوشیار باشند.

### سوال هفت:

من تلاش می‌کنم پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی زیر را در دانش‌آموزانم پرورش دهم:

1. مسئولیت‌پذیری: من به آن‌ها یاد می‌دهم که در قبال کارهایشان مسئول باشند، چه در مورد تکالیف درسی و چه در مورد رفتارشان در جامعه. مثال: اگر دانش‌آموزی وظیفه‌ای در گروه خود را به خوبی انجام نداد، به جای سرزنش، از او می‌خواهم دلایل را بررسی کرده و مسئولیت کوتاهی‌اش را بپذیرد و راهی برای جبران پیدا کند.

2. همدلی: من تلاش می‌کنم آن‌ها را تشویق کنم که خود را جای دیگران بگذارند. مثال: وقتی دانش‌آموزی با همکلاسی‌اش مشکلی پیدا می‌کند، از او می‌پرسم: "اگر تو در جای او بودی، چه احساسی داشتی؟" این کار باعث می‌شود به درک عمیق‌تری از شرایط دیگران برسند.

3. احترام به تفاوت‌ها: من می‌خواهم آن‌ها درک کنند که همه انسان‌ها با هم متفاوتند و باید به این تفاوت‌ها احترام گذاشت. مثال: در کلاس، فعالیت‌هایی طراحی می‌کنم که دانش‌آموزان با فرهنگ‌ها و دیدگاه‌های مختلف آشنا شوند و بفهمند که تنوع، باعث غنای جامعه است.

4. همکاری و مشارکت: من معتقدم توانایی کار گروهی یک مهارت حیاتی در دنیای امروز است. مثال: پروژه‌های کلاسی را به صورت گروهی تعریف می‌کنم تا آن‌ها یاد بگیرند که چگونه به ایده‌های یکدیگر گوش دهند، وظایف را تقسیم کنند و به هدفی مشترک برسند.

5. صداقت و راستگویی: من تلاش می‌کنم با ایجاد فضایی امن، به آن‌ها بیاموزم که گفتن حقیقت، حتی اگر سخت باشد، بهترین راه است. مثال: اگر دانش‌آموزی اشتباهی مرتکب شود، او را تشویق می‌کنم که به اشتباهش اعتراف کند و به جای تنبیه، او را تحسین می‌کنم که شجاعت گفتن حقیقت را داشته است.

### سوال هشت:

در نگاه من به اصول تربیت اسلامی، هر یک از این مبانی، چراغ راه من در کلاس درس هستند.

1. مبنای هستی‌شناسی: اصل یکپارچگی جهان هستی. از نظر من، کل عالم خلقت، از یک نظم واحد و هدفمند پیروی می‌کند که توسط خداوند آفریده شده است. این اصل به من کمک می‌کند که درسی را که تدریس می‌کنم، از حالت تک‌بعدی خارج کرده و آن را با سایر علوم و حتی با زندگی روزمره دانش‌آموزان مرتبط سازم. مثال: در درس علوم، وقتی در مورد چرخه آب صحبت می‌کنم، آن را صرفاً یک فرآیند فیزیکی نمی‌بینم، بلکه به عنوان بخشی از نظم شگفت‌انگیز خلقت و نمادی از رزق و رحمت الهی به آن اشاره می‌کنم.

2. مبنای انسان‌شناسی: اصل فطرت الهی. من معتقدم انسان فطرتاً گرایش به خیر، زیبایی و حقیقت دارد. بنابراین، وظیفه من این نیست که مطلبی را به زور به دانش‌آموزانم القاء کنم، بلکه باید شرایطی فراهم آورم تا این فطرت شکوفا شود. مثال: به جای اینکه فقط بگویم دروغ بد است، با طرح داستان‌ها و مثال‌هایی از نتایج مخرب دروغ، وجدان و فطرت دانش‌آموز را بیدار می‌کنم تا خودش به نادرست بودن این عمل پی ببرد.

3. مبنای معرفت‌شناسی: اصل جامعیت معرفت. از نظر من، دانش و شناخت محدود به عقل و تجربه نیست و شامل الهام و وحی نیز می‌شود. من سعی می‌کنم به دانش‌آموزانم بفهمانم که منابع شناخت متعددند. مثال: در کنار آموزش فرمول‌های ریاضی و قوانین فیزیک، آن‌ها را به تأمل در آیات قرآن و احادیث دعوت می‌کنم تا به این نتیجه برسند که دانش الهی، کامل‌ترین نوع شناخت است.

4. مبنای ارزش‌شناسی: اصل کمال‌گرایی. هدف غایی تربیت، رساندن انسان به کمال و قرب الهی است. همه فعالیت‌های من در کلاس باید در راستای این هدف نهایی باشد. مثال: نمرات و موفقیت‌های درسی برایم مهم است، اما بیشتر از آن، رشد اخلاقی و معنوی دانش‌آموزانم اهمیت دارد. من تلاش می‌کنم با تشویق به نیکی، آن‌ها را به سمت ارزش‌های والای انسانی سوق دهم.

### سوال نه:

مهم‌ترین تکنیک و روش تأثیرگذار من در حوزه تدریس، روش یادگیری مبتنی بر پروژه (Project-Based Learning) است. من به جای آموزش صرفاً نظری، دانش‌آموزان را درگیر پروژه‌های عملی می‌کنم که نیاز به تحقیق، همکاری و حل مسئله دارند. به عنوان مثال، به جای اینکه فقط در مورد آلودگی هوا صحبت کنیم، از آن‌ها می‌خواهم پروژه‌ای برای اندازه‌گیری و ارائه راه‌حل‌های ساده برای کاهش آلودگی در اطراف مدرسه طراحی کنند. این رویکرد باعث می‌شود دانش‌آموزان به جای حفظ کردن، خودشان به کشف و درک عمیق‌تر مفاهیم بپردازند و یادگیری برایشان معنای عینی پیدا کند.

از نگاه من، محیط مدرسه باید یک محیط یادگیری همه جانبه باشد که محدود به کلاس درس و زمان مشخص نباشد. این به معنی آن است که هر گوشه از مدرسه، از راهروها و حیاط گرفته تا کتابخانه و آزمایشگاه، فرصتی برای یادگیری فراهم کند. من تلاش می‌کنم با ایجاد فضاهای آموزشی غیررسمی، مثل برگزاری نمایشگاه‌های علمی در حیاط مدرسه یا طراحی دیوارنوشته‌های آموزشی در راهروها، محیط را به یک "کلاس درس بزرگ" تبدیل کنم. در این فضا، دانش‌آموزان با مشاهده، تجربه و تعامل با محیط پیرامونشان، به طور ناخودآگاه در حال یادگیری هستند و این فرآیند، برایشان جذاب‌تر و مؤثرتر خواهد بود.

### سوال ده در دیدگاه ها نوشته شده است.
دارای دیدگاه توسط
### سوال ده:

من با نگاهی تحول‌گرا به معلمی، تلاش می‌کنم برخی از رویکردهای سنتی و ناکارآمد را کنار بگذارم تا فضایی نوین برای یادگیری ایجاد کنم. پنج موردی که من ترک می‌کنم عبارتند از:

1. روش تدریس صرفاً سخنرانی: من به شدت از این روش دوری می‌کنم، زیرا دانش‌آموزان را به گیرنده‌های منفعل اطلاعات تبدیل می‌کند. به جای آن، از روش‌های تعاملی و گروهی استفاده می‌کنم تا خودشان فعالانه در فرآیند یادگیری مشارکت کنند.

2. تمرکز بیش از حد بر حفظیات و نمرات: من باور دارم که ارزیابی واقعی باید فراتر از نمره باشد. به جای سنجش میزان حفظ کردن مطالب، مهارت‌های کاربردی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان را می‌سنجم. حفظ کردن موقت، ارزشی در درازمدت ندارد.

3. تنبیه کلامی و فیزیکی: من هرگونه تنبیه را به طور کامل کنار می‌گذارم. تنبیه، به خصوص از نوع فیزیکی یا کلامی، اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان را از بین می‌برد و رابطه معلم و متربی را تخریب می‌کند. به جای آن، از روش‌های حل مسئله و گفت‌وگو برای اصلاح رفتار استفاده می‌کنم.

4. کلاس‌های خشک و بی‌روح: من معتقدم یادگیری باید لذت‌بخش و پر از شور و نشاط باشد. فضاهای خشک و بی‌انگیزه، خلاقیت را از بین می‌برد. من با استفاده از ابزارهای کمک‌آموزشی، موسیقی و فعالیت‌های هنری، کلاس درس را به مکانی جذاب تبدیل می‌کنم.

5. نادیده گرفتن هویت و فرهنگ ملی: برخی رویکردهای آموزشی، به دلیل تمرکز بر روش‌های غربی، از هویت ملی و ارزش‌های دینی غافل می‌شوند. من تلاش می‌کنم با تلفیق روش‌های نوین با ارزش‌های فرهنگی و دینی، دانش‌آموزان را به افرادی ریشه‌دار و در عین حال مدرن تبدیل کنم.
دارای دیدگاه توسط
ویرایش شده
بسم الله الرحمن الرحیم

فائزه مویدی

دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید؟

من فائزه مویدی هستم، دانشجومعلم رشته آموزش کاروفناوری در دانشگاه فرهنگیان. از کودکی به کارهای فنی، خلاقانه و کاربردی علاقه داشتم و حالا خوشحالم که می‌توانم این علاقه را در مسیر معلمی دنبال کنم. ان‌شاءالله در شهر تهران در منطقه دو مشغول به کار میشوم .

در آینده معلم درسی خواهم بود که فقط مهارت‌های فنی را آموزش نمی‌دهد، بلکه تلاش می‌کنم به دانش‌آموزان یاد بدهم چگونه مسائل واقعی زندگی را با فکر و خلاقیت حل کنند. من فردی آرام، صبور و اهل گفت‌وگوی سازنده‌ام. به رشد فردی خودم اهمیت می‌دهم و سعی می‌کنم همیشه در حال یادگیری باشم.

علاقه‌مند به ورزش، موسیقی و هنر هستم و تلاش می‌کنم از این علاقه‌ها در کلاس برای ایجاد فضایی پرانرژی و مؤثر استفاده کنم. امیدوارم معلمی باشم که نه‌تنها درس می‌دهد، بلکه الهام‌بخش باشد.

سوال یک: چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

من فکر می‌کنم داشتن یک بیانیه فلسفه معلمی، برای هر معلم مثل داشتن یک قطب‌نماست؛ چیزی که جهت حرکت را مشخص می‌کند و باعث می‌شود در مسیر تعلیم و تربیت سردرگم نشوم. وقتی به این فکر می‌کنم که چرا می‌خواهم معلم باشم و چه ارزش‌هایی برایم مهم است، بهتر می‌توانم برای آینده‌ام تصمیم بگیرم. این بیانیه کمک می‌کند در شرایط سخت یا وقتی دچار تردید شدم، به باورها و هدف‌های اصیلم برگردم و یادم بیاید که چرا این راه را انتخاب کرده‌ام.

مثلاً همان‌طور که در ورزش، اگر ندانی برای چه تمرین می‌کنی، خیلی زود خسته می‌شوی، در تدریس هم اگر فلسفه روشنی نداشته باشم، ممکن است علاقه‌ام را از دست بدهم. این بیانیه به من یادآوری می‌کند که معلمی فقط انتقال دانش نیست، بلکه ساختن انسان است. من باید هم یاد بدهم و هم یاد بگیرم. برای همین، این نوشته نوعی تعهد درونی است که کمک می‌کند همیشه هدفمند و مسئول باقی بمانم، حتی وقتی کار سخت می‌شود یا شرایط تغییر می‌کند.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

من ارتباط بین خداوند، جهان و انسان را یک پیوند عمیق و سه‌لایه می‌دانم که هر کدام بدون دیگری معنا ندارد. خداوند خالق هستی است و جهان را با نظم و حکمت آفریده. انسان هم به عنوان خلیفه خدا در زمین، وظیفه دارد هم خود را بشناسد و هم در جهت رشد و آبادانی جهان تلاش کند. وقتی این ارتباط را درک می‌کنم، احساس مسئولیت بیشتری نسبت به خودم و دیگران پیدا می‌کنم. من این نگاه را در تربیت متربیانم به‌کار می‌برم؛ یعنی سعی می‌کنم آن‌ها را فقط برای موفقیت تحصیلی آماده نکنم، بلکه کمکشان کنم تا معنای زندگی، اخلاق، و مسئولیت را بفهمند.

مثلاً اگر دربارهٔ فناوری تدریس می‌کنم، فقط آموزش ابزار نیست؛ به این فکر می‌کنم که آیا این ابزار به انسان و طبیعت آسیب می‌زند یا خیر؟ متربی باید بداند که علم و مهارت بدون اخلاق، ناقص است. برای من، تربیت یعنی بیدار کردن روح آگاه انسان، نه فقط پر کردن ذهن او.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

من دوست دارم دانش‌آموزانم فقط در حد کتاب و نمره رشد نکنند، بلکه تبدیل به انسان‌هایی متفکر، مسئول و خلاق شوند. یکی از مهم‌ترین اهداف من این است که آن‌ها یاد بگیرند چگونه فکر کنند، نه فقط چه چیزی را حفظ کنند. در دنیای امروز، مهارت حل مسئله، همکاری، و تصمیم‌گیری آگاهانه از هر چیز مهم‌تر است.

مثلاً وقتی یک پروژه فنی یا هنری به آن‌ها می‌دهم، فقط نتیجه برایم مهم نیست، بلکه مسیر کار، تلاش، گفت‌وگو، و احترام به نظر دیگران هم اهمیت دارد. می‌خواهم دانش‌آموزم بداند که شکست، بخشی از یادگیری است و با صبر و تلاش می‌تواند خودش را بسازد.

در نهایت، هدفم این است که آن‌ها با شجاعت، اخلاق و شناخت خودشان وارد جامعه شوند. اگر بتوانم حتی در یکی از آن‌ها انگیزه‌ی رشد فردی و جمعی ایجاد کنم، احساس می‌کنم رسالت معلمی‌ام را درست انجام داده‌ام.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

من به‌عنوان یک معلم اثربخش، نقش خودم را فقط به تدریس در کلاس محدود نمی‌دانم. در کلاس درس، وظیفه‌ام این است که فضایی امن، منظم و فعال ایجاد کنم تا دانش‌آموزان با انگیزه و اعتمادبه‌نفس یاد بگیرند. سعی می‌کنم شیوه‌ها را متنوع کنم تا همه احساس مشارکت داشته باشند. مثلاً اگر یک دانش‌آموز خجالتی باشد، به او فرصت می‌دهم با پروژه‌های فردی یا فعالیت‌های آرام‌تر خودش را نشان دهد.

اما بیرون از کلاس، نقش من تازه پررنگ‌تر می‌شود. من باید الگوی رفتاری باشم؛ کسی که با مهربانی، صداقت و پیگیری، به دانش‌آموزان یاد می‌دهد زندگی فقط درسی نیست که در کتاب آمده. در راهرو مدرسه، در فضای مجازی، یا حتی در گفت‌وگوهای غیررسمی، رفتارم باید پیام تربیتی داشته باشد. چون گاهی یک جمله یا نگاه، اثربخش‌تر از ساعت‌ها تدریس است. معلم واقعی کسی‌ست که هم در دل درس و هم در دل زندگی حضور دارد.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

برای من، خردورزی و تفکر انتقادی یعنی این‌که دانش‌آموز فقط چیزی را که می‌شنود یا می‌خواند، بدون فکر نپذیرد؛ بلکه بتواند سؤال بپرسد، تحلیل کند و نتیجه بگیرد. برای ارتقای این مهارت در متربیان، سعی می‌کنم فضا را باز و گفت‌وگومحور نگه دارم. مثلاً به جای این‌که همیشه خودم پاسخ درست را بگویم، از آن‌ها می‌پرسم: «به‌نظرتون راه دیگه‌ای هم هست؟» یا «اگر این اطلاعات اشتباه باشه، چه نتیجه‌ای داره؟»

در پروژه‌ها، از آن‌ها می‌خواهم فقط یک کار را انجام ندهند، بلکه دربارهٔ چرا و چگونه انجام دادنش فکر کنند. حتی اشتباه‌ها را هم فرصتی برای بحث می‌دانم. مثلاً وقتی یکی از دانش‌آموزان نظری می‌دهد که دقیق نیست، به‌جای رد کردنش، بحث را باز می‌کنم تا بقیه هم نظر بدهند. به این شکل، آن‌ها یاد می‌گیرند از تفکر سطحی عبور کنند و جرئت پرسیدن و تحلیل کردن داشته باشند.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

برای ساحت عبادی و اعتقادی، تلاش میکنم مهارت تدبر در قرآن و همچنین پایبندی به اخلاق دینی را در خودم تقویت کنم؛ مثلاًروزانه چند آیه قرآن میخوانم و سعی میکنم در رفتارم به آن عمل کنم .

در ساحت اجتماعی و سیاسی، مهارت گفتوگو و کار گروهی را تمرین میکنم، چون تجربه کار گروهی در دانشگاه به من یاد داد که همفکری نتایج بهتری دارد .

در ساحت زیباشناختی و هنری، با ادامه کلاس نقاشی و گیتار، هم ذوق هنریام را پرورش میدهم و هم میتوانم به دانش آموزان یاد بدهم زیبایی را در زندگی ببینند .

در ساحت علمی و فناورانه، به یادگیری پژوهش و استفاده از ابزارهای دیجیتال علاقه دارم، چون آموزش امروز بدون فناوری کامل نیست .

در ساحت اقتصادی و حرفهای، مدیریت مالی شخصی و تجربه کارهای کوچک اقتصادی برایم مهم است و میتواند الگوی خوبی برای دانشآموزان باشد .

در ساحت زیستی و بدنی، با ورزش بدنسازی و رعایت تغذیه سالم، سلامت خودم را حفظ میکنم و به شاگردانم نشان میدهم نشاط و درس با هم جمع می شوند.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

من تلاش می‌کنم پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی مهم را در متربیانم تقویت کنم. اول، صداقت؛ به آن‌ها یاد می‌دهم که همیشه راستگو باشند، حتی وقتی اشتباه کرده‌اند، چون صداقت پایه اعتماد است. مثلاً در کلاس اگر اشتباهی رخ داد، به جای پنهان‌کاری، تشویق به پذیرفتن می‌کنم.

دوم، احترام؛ به نظرات و تفاوت‌های دیگران اهمیت دادن را یاد می‌دهم، مثل احترام به عقاید مختلف در بحث‌های کلاسی.

سوم، مسئولیت‌پذیری؛ آن‌ها را تشویق می‌کنم که کارهایشان را به موقع و با دقت انجام دهند، مثلاً تحویل به‌موقع پروژه‌ها.

چهارم، همکاری؛ یاد می‌دهم که موفقیت گروهی از تلاش فردی مهم‌تر است، پس در فعالیت‌های گروهی مشارکت فعال داشته باشند.

پنجم، همدلی؛ به آن‌ها کمک می‌کنم احساسات دیگران را درک کنند و در شرایط سخت به همدیگر کمک کنند، مثلاً وقتی دوستی ناراحت است، به او توجه کنند.

این ارزش‌ها را در رفتار روزمره و فعالیت‌های کلاسی به‌صورت عملی به آن‌ها نشان می‌دهم.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

برای من، اصل هستی‌شناسی که در اولویت است، «توحید» است؛ یعنی باور به یکتایی خداوند که همه چیز را آفریده و در نظم جهان حضور دارد. این باور باعث می‌شود من به دانش‌آموزان بیاموزم همه موجودات و پدیده‌ها هدفمند و مرتبط هستند، نه تصادفی. مثلاً وقتی دربارهٔ طبیعت صحبت می‌کنیم، به جای دیدن فقط ظاهر، به حکمت و نظم پشت آن توجه می‌کنیم.

در انسان‌شناسی، اصل «کمال‌یابی» مهم است؛ اینکه انسان موجودی بالقوه برای رشد و تعالی است. این باعث می‌شود من همیشه به توانایی‌های نهفته هر دانش‌آموز ایمان داشته باشم و به آن‌ها فرصت رشد بدهم.

در معرفت‌شناسی، اصل «تعقل و تجربه» را سرلوحه قرار می‌دهم؛ یعنی دانش باید با فکر و تجربه ترکیب شود. مثلاً در درس‌ها، فقط حفظ نمی‌کنیم، بلکه آزمایش و تحلیل هم می‌کنیم.

در ارزش‌شناسی، اصل «عدالت» برایم اهمیت دارد؛ اینکه در رفتار و تصمیماتم به همه دانش‌آموزان به طور برابر احترام بگذارم و فرصت‌های برابر فراهم کنم.

این اصول هر کدام راهنمای روش‌های تدریسم و ارتباطم با دانش‌آموزان هستند.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهم‌ترین تکنیک من در تربیت و تدریس، ایجاد یادگیری فعال و مشارکتی است. یعنی به جای این‌که فقط من صحبت کنم و دانش‌آموزان گوش دهند، سعی می‌کنم آن‌ها را در فرآیند یادگیری دخیل کنم. مثلاً از روش‌های پرسش و پاسخ، کار گروهی و پروژه‌های عملی استفاده می‌کنم تا هر دانش‌آموز خودش تجربه کند و بیاموزد. این باعث می‌شود دانش‌آموزان نه فقط اطلاعات حفظ کنند، بلکه مهارت فکر کردن و حل مسئله را یاد بگیرند.

محیط مدرسه برای من جایی است که همه ابعاد رشد دانش‌آموزان در نظر گرفته شود؛ یعنی محیطی امن و حمایت‌کننده که در آن هم یادگیری علمی و هم رشد اخلاقی، اجتماعی و هنری اتفاق بیفتد. مثلاً مدرسه باید فضایی باشد که دانش‌آموزان بتوانند در آن اعتماد به نفس پیدا کنند، با هم همکاری کنند و خلاقیت‌شان شکوفا شود.

من تلاش می‌کنم با احترام، انگیزه‌دهی و ایجاد فرصت‌های متنوع، مدرسه را به محیطی تبدیل کنم که یادگیری فقط محدود به کلاس درس نباشد.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

وقتی من به عنوان معلمی اثر بخش و تحول‌گرا شروع به کار کنم، تلاش می‌کنم پنج رویکرد یا اقدام تربیتی که به نظرم کارآمد نیست یا به رشد دانش‌آموزان آسیب می‌زند را ترک کنم. اول، روش‌های حفظی و خشک را کنار می‌گذارم، چون یادگیری باید عمیق و فهمیده باشد، نه صرفاً حفظ کردن اطلاعات بدون کاربرد. دوم، تنبیه‌های سخت و ترس‌آور را حذف می‌کنم؛ زیرا ترس مانع رشد و خلاقیت می‌شود و باعث ایجاد اضطراب می‌گردد.

سوم، جداسازی دانش‌آموزان بر اساس نمره را کنار می‌گذارم؛ چون همه باید فرصت رشد برابر داشته باشند و احساس ارزشمندی کنند. چهارم، تمرکز صرف بر روی کتاب‌های درسی را کم می‌کنم و به یادگیری مهارت‌ها و تفکر انتقادی بیشتر توجه می‌کنم. پنجم، نبود توجه به تفاوت‌های فردی را اصلاح می‌کنم؛ هر دانش‌آموز ویژگی‌های خاص خود را دارد و آموزش باید به این تفاوت‌ها احترام بگذارد.

این تغییرات به باور من به رشد همه‌جانبه و متعادل دانش‌آموزان کمک می‌کند و مدرسه را به محیطی شاد و پویا تبدیل می‌کند.
دارای دیدگاه توسط
من فاطمه احمدی هستم

دانشجوی اموزش کاروفناوری

 و در آینده در مقطع راهنمایی در استان تهران مشغول به کار میشوم

ویژگی های که من دارم از نظر خود فردی صبور و شنونده خوبی هستم.

۱_ ما به عنوان معلم باید یک بیانیه  ارزشمند فلسفی برای خود داشته باشیم که مانند نقشه راه برای ما عمل کند و راهنمای ما در تصمیم گیری هایمان باشد و به عبارتی هویت حرفه ای ما را شکل بدهد. برای مثال اگر معلمی بیانیه فلسفی خود را مبنا بر ایجاد شرایط امن برای دانش امزان خود بداند در هر موقعیتی سعی میکند که دانش اموز احساس امنیت را در کلاس داشته باشد.

۲_ ارتباط میان خدا و جهان و انسان ها را رابطه خالق و مخلوق میدانم ، که خداوند خالق تمام جهان و انسان است و حضور خداوند را میتوان در جهان و طبیعت اطراف مان حس کرد که انسان از طریق جهان و پدیده های اطرافش به حضور خدا پی ببرد و این میتواند به عنوان یک تمرین عملی به دانش آموزان داده شود که با دیدن پدیده ها و جهان هستی در عظمت خداوند تفکر کنند.

۳_ من دوست دارم که دانش اموزانم در اینده به علاقه و استعداد خود پی ببرند و در راستای آن مسیر اینده خود را پیش گیرند و به هر حرفه ای که علاقمند هستند بدون توجه به قضاوت های دیگران وارد شوند.

۴_من میخواهم معلمی باشم که بتواند مسیر زندگی دانش اموزانش را تغییر بدهد به سمتی که انها دوست دارند و موفق تر خواهند بود که حتی خارج از کلاس و سالها بعد هم انها را تحت تاثیر قرار داده و در این راستا سعی میکنم که انها را با استعداد های شخصی خودشان اشنا کنم.

۵_برای افزایش خردورزی و تفکر انتقادی در دانش اموزان میتوان برخی تمرین های عملی را در کلاس پیاده کرد برای مثال کسی که یک کنفرانس و یا کار عملی را در کلاس انجام میدهد را بقیه دانش اموزان نقد کنند تا هم سعی کنند که نقاد بهتری باشند و توجه بیشتری روی کار همکلاسی های خود داشته باشند و هم فرد نقد شده انتقادپذیر تر شود.

۶_برای شش ساحت تربیت من این مهارت ها را فرا میگیرم که هم خود به آنها علاقمند هستم و هم بتوانم آن را به دانش اموزان یاد بدهم

ساحت اعتقادی، عبادی و اخلاقی: مهارت توانایی عمل به اصول اخلاقی و دینی و مهارت مشارکت اجتماعی که توانایی شرکت در فعالیت های اجتماعی و مذهبی را داشته باشند.

ساحت زیبا شناختی و هنری: مهارت سفالگری و مهارت نقاشی و طراحی چهره

ساحت زیستی و بدنی: مهارت کاهش استرس در مواقع ضروری و مهارت ورزشی مانند والبیال

ساحت علمی و فناورانه: مهارت پژوهش و تحقیق و مهارت استفاده از فناوری اطلاعات و دنیای مدرن امروز

ساحت اجتماعی و سیاسی: مهارت حل اختلافات خود با دیگران با گفتگو و مهارت درک و همدلی متقابل

ساحت اقتصادی و حرفه ای: مهارت کارآفرینی و مهارت مدیریت مالی.

هرکدام از مهارت های بالا را میتوان به صورت عملی و شرکت در کلاس های خصوص به دست اورد و یا خود را در موقعیتی قرار بدهیم که سعی در انجام ان داشته باشیم مثل مهارت کنتزل استرس

سوال ۷_

۱. احترام به دیگران

   - مثال: متربی باید یاد بگیرد که به نظرات و احساسات دیگران احترام بگذارد. به عنوان مثال، در یک بحث گروهی، او باید به نوبت صحبت کند و به نظرات دیگران گوش دهد، حتی اگر با آنها موافق نباشد.

۲. مسئولیت‌پذیری

   - مثال: متربی باید مسئولیت کارهای خود را بپذیرد. به عنوان مثال، اگر او در یک پروژه گروهی وظیفه‌ای را بر عهده دارد، باید به موقع آن را انجام دهد و در صورت بروز مشکل، به جای انداختن تقصیر بر دوش دیگران، مسئولیت آن را بپذیرد.

۳. همدلی

   - مثال: متربی باید توانایی درک دیگران را داشته باشد. به عنوان مثال، اگر یکی از همکلاسی‌های او در شرایط سختی قرار دارد، او باید بتواند احساسات او را درک کند و به او کمک کند.

۴. عدالت

   - مثال: متربی باید یاد بگیرد که با دیگران به طور عادلانه رفتار کند. به عنوان مثال، در یک بازی گروهی، او باید قوانین را رعایت کند و از تقلب کردن خودداری کند تا همه اعضای گروه احساس برابری کنند.

۵. همکاری

   - مثال: متربی باید توانایی کار کردن در گروه و همکاری با دیگران را داشته باشد. به عنوان مثال، در یک پروژه علمی، او باید بتواند با همکلاسی‌های خود به خوبی همکاری کند، وظایف را تقسیم کند.

۸_اصل انسان شناسی اولویت فکری من است چون در اسلام انسان موجودی با کرامت و ارزشمند شناخته شده که با شناخت خود به شناخت از دیگران، خداوند، هستی و دیگر مخلوقات میرسد. در کلاس میتوان تمریناتی انجام داد که هر یک از دانش اموزان به خود شناسی بیشتری رسند برای مثال بررسی نقاط قوت خود .

۹_من میخواهم که تکنیک من در حوزه تربیت فعالیت و مشارکت دانش آموزان باشد که انها هم خود در مسیر اموختن فعال باشند و با یکدیگر بیاموزیم و تجربه کنیم و لمس کنیم، و محیط کلاس محیطی پویا و همه جانبه باشد برای مثال انجام یک ازمایش درسی به صورت جمعی در حیاط مدرسه

۱٠ _من سعی میکنم این روش که همه دانش اموزان یک درس را به صورت حفظی بخوانند و امتحان بدهند را ترک کنم زیرا اولویت من یادگیری فعال دانش آموزان است

_من این ملاک نمره دهی که صرفا وابسته به شب امتحان است را ترک میکنم و فعالیت مستمر و استعداد بچه ها را در نمرات دخیل میدانم زیرا یادگیری مهم تر از نمره است

_من روش یکسان برای آموزش به همگان را ترک میکنم زیرا معتقدم که هر یک از انها به شیوه منحصر به فردی یادگیری بهتری دارند.

_من میتوانم درک کنم که بعضی دانش اموزان ممکن است صرفا درس مورد تدریس من را دوست نداشته باشند و این به معنای خنگ یا تنبل بودن آنها نیست

_من این روش را که تنها معلم تدریس میکند را نمی پسندم زیرا دانش اموز خسته میشود و سعی میکنم که انها را در تدریس دخیل کنم

35 پاسخ

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (158 امتیاز)
به نام خدا

مقدمه

من فاطمه آذرمی دانشجو معلم رشته کار و فناوری هستم و من فردی کنجکاو، صبور و علاقه‌مند به ایجاد ارتباط معنادار با دانش‌آموزانم هستم. معتقدم هر کلاس درس، جهانی کوچک است که در آن می‌توان آینده‌ای روشن را ساخت و باور دارم درس کار و فناوری می‌تواند پلی میان آموزش تئوری و مهارت های عملی و هنری است .

سوال یک: چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

من معتقدم داشتن یک بیانیه فلسفه معلمی برای شغل ارزشمند معلمی مانند داشتن یک نقشه راه و روش و بینش و قطب نمای شخصی است که داشتن این بیانیه به من معلم کمک می‌کند که من معلم در مواجهه با چالش‌های روزمره و شرایط مختلف معلمی تصمیم‌هایم را بر اساس یک چارچوب منسجم و ارزش‌محور بگیرم، نه بر اساس احساسات لحظه‌ای یا فشارهای محیطی. برای مثال، وقتی با یک دانش‌آموز بی انگیزه روبرو می‌شوم، فلسفه من که بر پرورش علاقه به یادگیری است و وجود فلسفه به من یادآوری می‌کند که با وجود احترام و اخلاق و به جای سرزنش، باید به دنبال ریشه‌یابی مشکل و ایجاد انگیزه در او باشم و یادگیری را به صورت عملی انجام دهم .

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

از نگاه من، جهان آیینه‌ای از جمال و حکمت ، عزت و بزرگی خداوند است و انسان، به عنوان اشرف مخلوقات، مسئول کشف این حکمت و آبادانی در جهان است. این ارتباط سه‌گانه، به زندگی انسان معنا و جهت می‌بخشد. من در تربیت، این نگاه را از طریق تقویت حس حیرت و کنجکاوی در دانش‌آموزان به کار می‌بودمو با توجه به این که آموزش کاروفناوری را انجام میدهم با کشف چیز های کوچک بر چشم که عادی شده اند مثل چوب و سنگ و زیبایی های طبیعت به شگفتی جهان پی ببرند و همچنین سعی می‌کنم این پرسش را در ذهن آنان ایجاد کنم که اینهمه نظم و زیبایی، آیا می‌تواند تصادفی باشد؟

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

اهداف من برای دانش‌آموزانم فراتر از کسب نمره است. اول، می‌خواهم بچه ها احترام و اخلاق داشته باشند و به همکلاسی های خود و معلمین احترام بگذارند و بعد گوش شنوا برای دیگران داشته باشند که همه حرف ها حتی حرف های مخالف را بشنوند بعد از آن دوست دارم دانش آموزان ام یادگیرنده مادام‌العمر باشند یعنی عشق به دانستن در وجودشان ریشه بدواند و به دنبال کسب علم کلیدی باشند. بعد آن دوست دارم به علت فضای موجود یعنی فضای مجازی که محیط یادگیری دیگری برای بچه هاست مهارت تفکر نقادانه و انتقادی را کسب کنند تا اطلاعات را به سادگی نپذیرند. بعد از آن دوست دارم مسئولیت‌پذیری اجتماعی را در خود پرورش دهند. برای مثال، پروژه‌ای طراحی می‌کنم که در آن باید یک مشکل یا مشکل چالشی دارند که بچه ها با آن درگیرند را باید دقت کرده و راه‌حلی پیشنهاد دهند، تا هر سه هدف را به صورت عملی محقق کنند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

در کلاس درس، نقش من به عنوان یک معلم تسهیل‌گر و راهنمای یادگیری است. من یک سخنران مطلق نیستم، بلکه فضایی ایجاد می‌کنم که دانش‌آموزان خود کشف کنند و بیاموزند. خارج از کلاس، من یک مربی و مشاور هستم که در کلاس درس اگر این اعتماد صورت بگیرد بچه ها برای مشکلاتی که نمی توانند از کسی مشورت بگیرند با من مشورت میگیرند که همین امر باعث می‌شود اهداف آموزشی و فلسفه آموزشی به درستی انجام شود ، برای مثال پس از ساعت مدرسه، برای دانش‌آموزانی که در موضوعی مشکل دارند، جلسات کوچک رفع اشکال برگزار می‌کنم یا در راهرو مدرسه، به گفت‌وگوهای دوستانه درباره دغدغه‌هایشان می‌پردازم.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

من با طراحی سؤالات باز و چالشی، دانش‌آموزان را به تفکر وامیدارم. و همچنین در این کار گروهی این اتفاق میفتد که بچه ها مهارت های مختلفی مثل هم فکری ، همکاری ، همیاری مسئولیت پذیری ، احترام را هم یاد میگیرند و به فکر علت اصلی هر مسئله ای با خردورزی و فکر هستیم که این فکر ها باعث می‌شود تکنیک‌هایی برای متقاعد کردن شما به کار برده شود چون پشت هر کاری فکری است و این کارها تفکر انتقادی را به صورت عینی تقویت می‌کند.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟

۱. عبادی و اخلاقی: مهارت قصه‌گویی اخلاق‌محور و مدیریت گفت‌وگوی سازنده را تقویت می‌کنم به عنوان مثال برای قصه گویی اخلاق محور از شیوه اخلاق و سیره ی تربیتی پیامبر و اهل بیت که سر شار اخلاق مداری است استفاده میکنم و یا در خصوص مهارت گفتگوی سازنده خیلی از مشکلات ما از مدیریت نکردن صحبت هاست که با فکر انجام نمیشود که اگر اتفاق بیوفتد خیلی از مشکلات حل مشود .

۲. علمی و فناوری: مهارت پژوهشگری عملی و سواد رسانه‌ای را یاد می‌گیرم تا به دانش‌آموزان در تحلیل اطلاعات کمک کنم و در دنیای تکنولوژی و فضای مجازی علم بچه ها افزایش پیدا کند و هر چیزی را قبول نکند و با علم خود هر چیزی را قبول کند .

۳. اقتصادی و حرفه‌ای: مهارت کار گروهی و مدیریت پروژه و مشاوره شغلی را می‌آموزم تا آنان را برای دنیای کار آماده کنم و به آن ها کمک کنم در انتخاب شغل خودشون با تحقیق وارد شوند و تحت تاثیر جامعه برای انتخاب نباشند .

۴. اجتماعی و سیاسی: مهارت میانجی‌گری و تشکیل و مدیریت گروه‌های دانش‌آموزی را کسب می‌کنم تا روحیه تعامل و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را تقویت کنم و بچه‌ها مسئول کارهای خود باشند و از همان سن مدیر پرورش پیدا کنند .

۵. زیستی و بدنی: مهارت آموزش کمک‌های اولیه و طراحی بازی‌های حرکتی آموزشی را یاد می‌گیرم تا علاوه بر اینکه به سلامت جسمانی آنان توجه کنم به این اصل که این نوع آموزش بسیار موثر هست هم پایبند باشم چون جز بهترین نوع آموزش هاست .

۶. زیبایی‌شناختی و هنری: مهارت تقد هنری و تولید محتوای بصری و احترام به زیبایی های طبیعت را تقویت می‌کنم تا زیبایی‌یابی و خلاقیت را در آنان پرورش دهم و باعث شوم علم آن ها در زمینه های مختلف هنر افزایش پیدا کند .

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

۱. احترام و اخلاق : به عقاید متفاوت دیگران، حتی اگر با آنها مخالف هستند، احترام بگذارند. مثلاً هنگام بحث درباره یک موضوع اجتماعی، قوانینی برای گوش دادن فعال و بیان نظر بدون توهین وضع می‌کنم.

۲. همدلی: بتوانند خود را به جای دیگران بگذارند و احساسات آنها را درک کنند. مثلاً با بازی نقش موقعیت‌های مختلف اجتماعی، این مهارت را تمرین می‌کنیم.

۳. مسئولیت‌پذیری: در قبال کارها و تعهدات خود پاسخگو باشند. مثلاً اگر در گروهی کاری انجام نشده، به جای مقصر دانستن دیگران، مسئولیت پیگیری و تکمیل کار را بپذیرند.

۴. نوع دوستی و کمک به دیگران: دغدغه کمک به همنوع را داشته باشند. مثلاً سازماندهی یک کار گروهی برای جمع‌آوری کتاب برای کودکان نیازمند، می‌تواند این مفهوم را نهادینه کند.

۵. همکاری : بچه ها با کمک کردن به هم علم و آگاهی را افزایش دهند .

سوال هشت: یک اصل تربیت اسلامی در اولویت فکری شما

مبانی انسان‌شناسی: من به کرامت ذاتی انسان معتقدم. هر دانش‌آموز،صرف نظر از پیشینه و توانایی‌اش ، دارای کرامتی ذاتی است که من باید آن را محترم بشمارم. این اصل بر تمام روش‌های من سایه می‌افکند و اگر این اتفاق به درستی اتفاق بیوفتد مبانی دیگر مثل هستی شناسی، ارزش گذاری و معرفت شناسی هم به درستی انجام میشود چرا ؟ چون انسان با احترام میتوند هر کاری را به درستی و با اصول انجام دهد برای مثال، هرگز یک دانش‌آموز را در حضور دیگران تحقیر یا شماتت نمی‌کنم. اگر خطایی کرد، در خلوت و با احترام، موضوع را با او در میان می‌گذارم و به او فرصت جبران می‌دهم.

سوال نه: مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما

مهم‌ترین تکنیک من، یادگیری مبتنی بر پروژه است. به این صورت که در این روش، دانش‌آموزان حول یک سؤال واقعی و چالشی قرار میگیرند و به روش تحقیق، همکاری ،خلق یک محصول نهایی ، همیاری و اخلاقی می‌پردازند. این روش به طور طبیعی تفکر نقاد، کار گروهی و مسئولیت‌پذیری را تقویت می‌کند. من همچنین خود مدرسه یک محیط یادگیری همه‌جانبه می‌دانم؛ جایی که یادگیری فقط در کلاس نیست، بلکه در آزمایشگاه، کتابخانه، حیاط مدرسه ، شیوه و روش مهلمین و خلاقیت معلمین خلاق و حتی در تعاملات اجتماعی دانش‌آموزان با یکدیگر جریان دارد و به عنوان بستری برای آموزش استفاده می‌کنم.

سوال ده: پنج مورد از اقدامات رایج که ترک می کنید

۱. تدریس یک‌طرفه و سخنرانی‌محور: زیرا دانش‌آموز را منفعل می‌کند و امکان تفکر را از او می‌گیرد.

۲. نمره‌محوری صرف: زیرا یادگیری را به یک رقابت استرس‌زا برای کسب عدد تقلیل می‌دهد و از لذت دانستن می‌کاهد.

۳. تحقیر و تنبیه کلامی: زیرا کرامت ذاتی دانش‌آموز را زیر پا می‌گذارد و رابطه اعتماد را نابود می‌کند.

۴. بی‌توجهی به تفاوت‌های فردی: زیرا هر دانش‌آموز استعداد و سرعت یادگیری منحصر به فردی دارد و آموزش یک‌سان برای همه، ظلم آموزشی است.

۵. جدا کردن کامل مدرسه از جامعه: زیرا دانش‌آموز باید بداند که آنچه می‌آموزد، برای حل مشکلات واقعی جامعه است، نه فقط برای پاسخ دادن به سؤالات امتحانی. تا آنان را برای دنیای کار آماده کنم.

۶. توجه بیش از حد به کتاب های تئوری و بی توجهی به اخلاق و احترام : مهم ترین بعد مدرسه همین تربیت و پرورش اخلاق در بین هم سن هاست که متاسفانه به علت حجم بی نهایت کتاب های درسی به اخلاق و احترام اصلا توجه نمیشود که در بلند مدت و ورود افراد به جامعه اتفاق های غیر قابل جبران میفتد .
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (167 امتیاز)
ویرایش شده توسط
بسم تعالی

مهدیه کریم خانلو

مقدمه

سلام من مهدیه کریم خانلو در رشته کار و فناوری هستم و قرار است در شهر تهران تدریس کنم

من صبور هستم و سعی می‌کنم از راه‌های خلاقانه استفاده کنم تا مطالب بهتر جا بیفتند

به طور خلاصه ویژگی‌هایی مانند همدلی گوش دادن فعال٫  دلسوزی مسئولیت پذیری و روابط اجتماعی و مهارت گفت وگو خوبی را دارم  و سعی می‌کنم تا جایی که امکان دارد خلاق باشم .

همچنین سعی می‌کنم که به عنوان یک معلم اطلاعات مناسبی از نظر مهارت خودم و دین کسب کنم تا اگر بچه‌ها سوالی در این مورد داشتند بتونم پاسخگو باشم

پاسخ سوالات

سوال یک: چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟  

من به‌عنوان یک معلم کار و فناوری در شهر تهران، داشتن بیانیه فلسفه معلمی ضروری است زیرا یک بیانیه خوب مانند قطب نما عمل می‌کند که مشخص می‌کند هدف ما چیست و چه روش‌هایی باید استفاده کنیم  این بیانیه به ما کمک می‌کند که ما طبق ارزش‌هایمان تدریس هدفمند داشته باشیم برای مثال وقتی یک دانش آموز در یادگیری یک مهارت به مشکل می‌خورد ما باید با ارزش‌های یک معلم دارد مثل صبر پوشش شکیبایی با خوش رفتاری علت مشکل را پیدا کنیم

و روش‌های خلاقانه در تدریس به کار ببریم تا به هدف نهایی که یادگیری دانش آموز است دست اگر بتوانیم به دانش آموزانمان کمک کنیم وقتی آنها در یادگیری مهارت یک تجربه به مشکل خوردند

وقتی سعی کنیم. وقتی یک دانش‌آموز تواند با روش‌های که طبق ارزش‌ها هستند به هدف دست پیدا کند مهارت و تجربه را درست یاد می‌گیرد

سوال دو: ارتباط معنادار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می‌برید؟  

من باور دارم که خداوند خالق جهان و انسان است و انسان دارای فطرت الهی در جهانی هدفمند زندگی می‌کند. اما به عنوان یک معلم باید دانش آموزان را به سمت هدایت به سمت فطرت و به سوی قرب الهی دعوت کنیم مثلاً در کلاس کار و فناوری در پودمان درس نهم از آنها می‌خواهیم که ماکتی بسازند و یا پروژه‌ای طرح کند که با استفاده از اون بگوییم که این هر چیزی که در این دنیاست خالقی دارد و هیچ چیز اتفاقی نیست و دانش آموزان را به این درک برسانیم که خداوند در این جهان وجود دارد و خداوند خالق این جهان است و آنها را به سمت ارتباط با خداوند هدایت کنیم

اگر به این هدف برسیم و دانش آموز به این درک برسد که هر چیزی که در این جهان هست خدایی دارد. و سعی کنیم دانش آموزان به خداوند نزدیک‌تر شوند و ارتباط بگیرند. به هدف اصلی خود سیده‌ایم

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش‌آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟  

مهارت‌هایی نظیر خودآگاهی خداشناسی مسئولیت پذیری تاب آوری و خلاقیت و نوآوری که از نظر من خودآگاهی و خداشناسی مهمترین آنهاست برای مثال دانش آموز خود را تشویق می‌کنم تا از طریق فعالیتی و یا دادن پروژه‌هایی در مورد توانایی خود فکر کنند تامل کنند و همه زیر شاخه‌های رشته‌های نظری آینده خود را نبیند همچنین این  موضوع در پایه نهم  حیاتی تر است زیرا انتخاب رشته در این پایه قرار دارد  بسیار مهم است که توانایی‌ها و استعدادهای خود را بدانند

و این اهداف در راستای ارزش اسلامی باشد همچنین ا درک حضور خداوند و ارتباط برقرار کردن با خداوند می‌تواند از خداوند کمک و یاری بگیرند هرچقدر به خداوند نزدیک‌تر شوند و آن را بیشتر حفظ کنند ارتباطشان را قوی‌تر کنند ‌می توانند آرامش بیشتری بگیرند و با شناخت خود و خداشناسی می‌توانند انتخاب رشته بهتری داشته باشند تا بدانند در کدام رشته می‌توانند هم خدا و هم خود را راضی کنند.

سوال چهار: نقش شما به‌عنوان یک معلم اثرگذار در کلاس درس و خارج از کلاس درس چیست؟

در کلاس من راهنما هستم که دانش آموزان را به یادگیری فعال تشویق می‌کنم مثلاً به پروژه‌های عملی آنها را به حل مسئله و فکر کردن علاقمند می‌کنم با انجام کار گروهی حس مسئولیت پذیری آنها را افزایش می‌دهند و در خارج از کلاس سعی می‌کنم به عنوان یک الگوی اخلاقی عمل کنم مثلاً در اردوهای آموزشی و رفتارهایی مثل نظم و ظاهری مرتب ارزش‌های اخلاقی به دانش‌آموزانم منتقل کند همچنین با یاد خدا درس را آغاز می‌کنم آقا باید بزنیم که بیشتر رفتارمان در دانش آموزان تاثیرگذار است تا گفتارمان و وقتی هر کاری را با نام و یاد خداوند شروع کنیم این را به دانش آموزانمان منتقل می‌کنیم که ما داریم قبل از شروع هر کار از خداوند یاری می‌طلبیم

اگر اخلاق و ظاهر و نظم ما و هر الگویی رفتاری باعث می‌شود که دانش آموزان به سمت ما سوق پیدا کنند و ما را الگو بدانند.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به‌صورت عملی در متربیان خود ارتقا می‌دهید؟  من خردورزی و تفکر انتقادی را با فعالیت‌های عملی پروژه‌ها و مثال‌های دیگر همچون ساخت وسیله و بحث در مورد کارکرد یک وسیله تقویت می‌کنم برای مثال از دانش آموزان کار و فناوری به گروه‌های کوچک تقسیم بندی می‌کنم و از آنها می‌خواهم که یک وسیله بسازند سپس گروه‌ها از یکدیگر سوال بپرسند که این وسیله چه کارایی دارد و چگونه می‌توانند این ابزار را بهبود دهند و این روش چرا بهتر عمل می‌کند .

و آنها را به تفکر عمیق و نقادانه به تشویق می‌کنم همچنین در بحث‌های گروهی از آنها می‌خواهم که به یکدیگر احترام بگذارم و وسط حرف‌های دیگر نپرند همچنین از آنها می‌خواهم که کارهای دیگران را نقد و ارزیابی کنند و در مورد اون وسیله فکر کنند که چه نقاط قوت و چه نقاط ضعفی دارد این فعالیت باعث می‌شود علاوه بر اینکه بتوانندآنها یک وسیله را بررسی کنند و در مورد آن تفکر کنند و اون را ارزیابی کنند بعد از اون بتونم با احترام نظراتشونو بگن و همچنین این فعالیت باعث افزایش روحیه انتقاد پذیری بچه‌ها میشه

سوال شش: برای هر ساحت شش‌گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد و چگونه؟

من برای تربیت چندساحتی، مهارت‌هایی را که به آن‌ها علاقه دارم، تقویت می‌کنم:  

1. اعتقادی-اخلاقی: همدلی و صداقت با گفتگو در مورد کمک به دیگران ارزش این کار را به دانش آموزانم توضیح می‌دهم و آنها را به این کار تشویق می‌کنم همچنین دانش آموزان را را به صداقت دعوت می‌کنم. اهمیت این موضوع برایشان صحبت می‌کنم  

2. اجتماعی-سیاسی: کار تیمی و احترام با پروژه‌ها را عادلانه بین آنها تقسیم می‌کنم به یک نفر پژوهش سخت و به یک نفر پژوهش آسان نمی‌دهم همچنین به آنها آموزش می‌دهم که در کار تیمی به یکدیگر احترام بگذارند و در بحث‌های کلاسی شرکت کنند

 3. زیستی-بدنی: سلامت جسمی و خود مراقبتی با آموزش نکات بهداشتی در کارگاه و همچنین در کلاس آنها را تشویق می‌کنم تا قبل از یادگیری هر مهارت نکات بهداشتی و موارد ایمنی آن را در نظر بگیرند همچنین در کلاس ورزش‌هایی کششی انجام می‌دهم تا بچه‌ها کسل نشوند ودر وسط کلاس که در کلاس فقط ننشینند و بتونن تحرک داشته باشند

4. زیباشناختی-هنری: خلاقیت و زیباسازی به آنها وسیله‌هایی می‌دهم تا آنها را تزیین کنم و همچنین وسیله‌هایی درست کنند که بتوان آنها را تزیین کنند.

5. اقتصادی-حرفه‌ای مدیریت زمان و کارآفرینی با برنامه‌ریزی پروژه‌ها و شبیه سازی یک کسب و کار را کوچک برای خودشون به دست بیارند بتوانند زمان را مدیریت کنند و کسب و کار خودشون رو انجام بدهند

6. علمی-فناوری: حل مسئله و نوآوری با آزمایش‌های ساده مثل ساخت مدار آنها را با چالش‌هایی روبرو می‌کردند که بتوانند آنها را حل کنند و در حل کردن آن چالش‌ها نوآوری‌هایی به خرج دهند.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما کسب نماید؟  

من می‌خواهم دانش‌آموزانم این مفاهیم را کسب کنند:  

1. عدالت: به عنوان یک معلم سعی می‌کنم با دانش آموزانم با عدالت رفتار کنم برای مثال یکی از دانش آموزانم را باعث و دیگری را با فامیل صدا نکنم زیرا ممکن است آنها فکر کنند یکی را دوست دارند و دیگری را دوست ندارنم همچنین پروژه‌ها را بین دانش آموزانم با عدالت تقسیم کنم

  2. مسئولیت‌پذیری: برای مثال به دانش آموزانم می‌گویم که از وسایل کارگاه یا کلاس مراقبت کنند تا حس مسئولیت به آنها بدن همچنین خودم سعی می‌کنم مسئولیت پذیر باشم همچنین آنها را به گروه‌های کوچکی تقسیم بندی می‌کنم تا انجام پروژه احساس مسئولیت کردن آنها افزایش پیدا کند.  

3. احترام: از دانش آموزان می‌خواهم که وقتی با هم در بحث گروهی هستند احترام یکدیگر نگه دارند و با عدالت نقد کنند و در حین نقد کردن وسط حرف دیگری نپرند و در هنگام نقد کردن احترام بگذارم.  

4. همدلی: وقتی آنها را گروهبندی کنیم و آنها را تشویق به این کنیم که همدیگر کمک کنند حس همدلی آنها را افزایش می‌دهیم.  

5. صداقت: مثلاً،آنها را به صداقت تشویق می‌کنیم و از آن‌ها می‌خواهم در گزارش پروژه‌ها صادق باشند، حتی اگر نتیجه بد باشد.  

سوال هشت: یک اصل از هر مبنای فلسفی که در اولویت شماست و بر روش‌های شما سایه می‌افکند؟  

1. هستی‌شناسی: هدفمندی خلقت با پروژه‌های مثل ساختن یک ماکت منظومه شمسی به آنها نشان می‌دهم که نظم و هدفمندی جهان را به دانش‌آموزانم نشان می‌دهم تا نظم هدفمندی جهان را درک کند و همچنین سعی می‌کنم آنها درک کنند که این جهان هستی خالقی دارد و من هیچ چیز بیهوده آفریده نشده است

2. انسان‌شناسی: فطرت الهی با تشویق دانش آموزان به کشف استعدادهای و نقاط قوت و ضعف دعوت می‌کنند و به درک حضور خداوند در جهان و ارتباطش با او هدایت می‌کند به تشویق دانش آموزان به کشف استعدادهایشان نقاط قوت و ضعفشان در پروژه‌ها را به آنها نشان می‌دهند به درک حضور خداوند ارتباطشان با او هدایت می‌کنم  

3. معرفت‌شناسی: تفکر انتقادی دانش آموزان را به گروه‌های کوچک تقسیم بندی می‌کنیم و از آنها می‌خواهیم که یک وسیله بسازند. و با پرسش‌هایی مثل چرا این طرح را آماده کرده‌ای چگونه می‌توانیم طرح را بهبود داد چرا این روش بهتر عمل می‌کند آنها به تفکر عمیق و نقادانه تشویق می‌کنیم همچنین در بحث‌های گروهی از آنها می‌خواهیم ایده‌های یکدیگر را نقد و ارزیابی کنند.

  4. ارزش‌شناسی: عدالت با تقسیم عادلانه وظایف و کارهای گروهی بین دانش آموزان سعی می‌کنم عدالت را در عمل آموزش دهم و این اصل اصول تدریسم را به ارزش‌های اسلامی هماهنگ می‌کنم.

سوال نه: مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟  

مهم‌ترین تکنیک من، یادگیری پروژه‌محور است. در کلاس کار و فناوری، دانش‌آموزان را به گروه‌های کوچک تقسیم می‌کنم تا روی پروژه‌های عملی مانند ساخت یک ابزار ساده کار کنند. این کار باعث می‌شود که خلاقیت همکاری و همدلی آنها افزایش پیدا کند و رشد کند و کلاس را به محیط امن تبدیل می‌کند تا دانش‌آموزانم بتوانند ایده‌هایشان را امتحان کنند و از اشتباه کردن نترسند و از اشتباهاتشان درس بگیرند. اگر آنها از اشتباه کردن نترسند می‌توانند به راحتی ایده‌ها و نظرهای خود را در میان بگذارند مچنین با تلفیق ارزش‌های اسلامی فضای مناسبی برای رشد آنها مهیا می‌کند

این روش باعث می‌شود که دانش آموزان با انگیزه یاد بگیرند و دانش آموزان آینده سازی شوند همچنین باعث افزایش روحیه همکاری و همدلی می‌شود و و رقابت کلاسی با گروه‌بندی از بین می‌رود و حس حسادت و ناامیدی را کاهش می یابد

سوال ده: کدام رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی را ترک می‌کنید و چرا؟  

من این موارد را ترک می‌کنم:  

1 متکلم وحده بودن یادگیری فعال را کاهش می‌دهد و کلاس بی‌انرژی و خسته کننده می‌کند سعی می‌کنم از روش‌های تعاملی استفاده کنم. اگر بچه‌ها در بحث کلاسی شرکت کنند و گفتگو کنند و معلم فقط متکلم وحده نباشد کلاس به سمت پیشرفت طی می‌کند

 ۲ مقایسه دانش آموزان باعث افزایش حس حسادت و ناامیدی می‌شود و هر دانش آموز باید نسبت به خودش مقایسه کرد تا پیشرفت رخ بدهد زیرا هر دانش آموز استعدادها و مهارت‌های متفاوتی دارد. دانش آموزان فقط باید با خودش مقایسه کنیم. توانایی‌ها شرایط هر دانش آموز با یکدیگر فرق دارد. و تنها در صورتی می‌توانیم مقایسه را انجام بدهیم که با عملکرد خودش در قدیم می‌توان مقایسه را انجام داد .

۳ رقابت فردی وقتی در یک کلاس اعضای دانش آموزان آنها با یکدیگر قابت داشته باشند و روحیه همکاری و همدلی از بین می‌رود.

.۴حفظ محوری خلاقیت را محدود می‌کند و بعد از مدت‌ها فراموش خواهند کرد و بهتر است که مهارت ها جایگزین مطالب حفظی شود این عمل باعث می‌شود که مهارت جایگزین مطالب حفظی شود

۵ تمرکز و نمره‌ها اولویتم را به ارزیابی مهارت‌ها می‌گذارم زیر این تغییرات باعث می‌شود که یادگیری بهتر شود.
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (154 امتیاز)

مقدمه : 

من یاسمین سادات میرجمالی دانشجو معلم رشته آموزش کاروفناوری و قرار است در شهر تهران مشغول به تدریس شوم . من فردی هستم که عمیقا به مطالعه و یادگیری علاقه دارم و از همان روزهای اول شروع دانشگاه مسیر های یادگیری مختلفی را آغاز کردم تا بتوانیم معلمی بسیار مسئول و هدفمند باشم تا بتوانم تمام دانش اموزانم را به مسیر رشد شان نزدیک تر کنم . 

سؤال ۱: 

من معتقدم بیانیه فلسفه معلمی مانند نقشه راه است که به من کمک می‌کند در مسیر تعلیم و تربیت سردرگم نشوم. وقتی بدانم دقیقاً چرا معلم شده‌ام و چه اهدافی دارم، بهتر می‌توانم تصمیم‌های روزانه‌ی کلاسم را هدایت کنم. مثلاً اگر در کلاس با دانش‌آموزی بی‌انگیزه روبه‌رو شوم، با مراجعه به بیانیه‌ام یادآوری می‌کنم که رسالت من پرورش  امید و ایجاد انگیزه است. این بیانیه همچنین باعث می‌شود دانش‌آموزان و حتی همکارانم مرا معلمی هدفمند و روشمند ببینند، نه فردی که تنها به تدریس کتاب درسی بسنده می‌کند.

سؤال ۲: من باور دارم خداوند خالق جهان و انسان است و همه‌ی هستی جلوه‌ای از حکمت اوست. این ارتباط به من می‌آموزد که تربیت، فقط یاد دادن یک مهارت یا یک درس نیست بلکه پرورش روح و جان متربی است. وقتی به دانش‌آموزم یاد می‌دهم که در طبیعت با احترام رفتار کند، در واقع او را به ارتباط عمیق‌تر با خداوند سوق می‌دهم. مثلاً وقتی در درس علوم درباره‌ی گیاهان صحبت می‌کنیم، تأکید می‌کنم که این نعمت‌ها امانتی از طرف خداوند هستند و باید با شکرگزاری و مسئولیت‌پذیری از آن‌ها نگهداری کنیم.

سؤال ۳: من دوست دارم دانش‌آموزانم به انسان‌هایی مستقل، خلاق و مسئول تبدیل شوند. هدف من این است که آن‌ها فقط به دنبال حفظ کردن مطالب نباشند بلکه یاد بگیرند چگونه فکر کنند و تصمیم بگیرند. مثلاً در کلاس ریاضی وقتی به حل مسئله می‌رسیم، نمی‌خواهم تنها پاسخ درست را بگویند، بلکه انتظار دارم مسیر فکرشان را توضیح دهند. از طرفی دوست دارم حس نوع‌دوستی در وجودشان پرورش یابد؛ مثلاً وقتی یک دانش‌آموز قوی‌تر به دیگری کمک می‌کند، این همان هدف اخلاقی من است. برایم مهم است دانش‌آموزانم یاد بگیرند با مشکلات زندگی شجاعانه روبه‌رو شوند و بدانند که تلاش، ارزشمندتر از نتیجه است.

سؤال ۴: من خود را تنها یک منتقل‌کننده‌ی دانش نمی‌دانم، بلکه راهنما و الگو برای زندگی دانش‌آموزان هستم. در کلاس تلاش می‌کنم فضای یادگیری فعال ایجاد کنم تا بچه‌ها با گفت‌وگو، بازی و تجربه، مفاهیم را عمیق‌تر بفهمند. مثلاً هنگام تدریس علوم، از آزمایش‌های ساده استفاده می‌کنم تا حس کنجکاوی آن‌ها برانگیخته شود. در خارج از کلاس هم نقش من ادامه دارد؛ سعی می‌کنم در حیاط یا حتی در اردوها، الگوی احترام، صداقت و همکاری باشم. برایم مهم است که دانش‌آموزان بفهمند یادگیری فقط محدود به کتاب و تخته نیست، بلکه در رفتار، بازی و تعاملات روزمره هم جریان دارد.

سؤال ۵: برای پرورش تفکر انتقادی در کلاس، همیشه سعی می‌کنم به جای دادن پاسخ‌های آماده، سؤال‌های باز بپرسم. مثلاً اگر موضوعی درباره محیط‌زیست مطرح شود، به جای اینکه فقط بگویم «باید زباله نریزیم»، از آن‌ها می‌پرسم: «اگر همه در خیابان زباله بریزند چه اتفاقی می‌افتد؟» این‌گونه ذهنشان به تحلیل پیامدها عادت می‌کند. همچنین از آن‌ها می‌خواهم نظر متفاوت خود را بیان کنند و حتی با من مخالفت محترمانه داشته باشند. وقتی می‌بینم دانش‌آموزی دلیل خودش را برای یک موضوع توضیح می‌دهد، احساس می‌کنم قدمی در مسیر خردورزی برداشته‌ام. به نظرم فضای آزاد اما محترمانه، بهترین بستر برای رشد این مهارت است.

سؤال ۶:  • ساحت اعتقادی و اخلاقی: مهارت گفت‌وگوی دینی ساده با کودکان و مهارت الگو بودن در رفتار (مثلاً وقت‌شناسی).

 • ساحت علمی و فناوری: مهارت پژوهش در منابع جدید و کار با فناوری آموزشی.

 • ساحت زیباشناختی و هنری: مهارت نقاشی و داستان‌نویسی خلاق.

 • ساحت اجتماعی و سیاسی: مهارت گفت‌وگوی گروهی و مهارت مسئولیت‌پذیری در فعالیت جمعی.

 • ساحت زیستی و بدنی: مهارت ورزش گروهی و مهارت آموزش تغذیه سالم.

برای هر ساحت به علاقه‌ی شخصی‌ام تکیه می‌کنم تا آموزش برایم دلنشین باشد و به‌طور طبیعی به دانش‌آموزان منتقل شود. 

سؤال ۷: من تلاش می‌کنم پنج مفهوم اصلی را در دانش‌آموزانم تقویت کنم: صداقت، مسئولیت‌پذیری، احترام، نوع‌دوستی و خودکنترلی. مثلاً وقتی دانش‌آموزی در امتحان راست‌گویی را انتخاب می‌کند حتی اگر نمره کم بگیرد، او را تحسین می‌کنم تا بداند صداقت ارزش بالاتری دارد. برای مسئولیت‌پذیری، وظایف کوچکی مثل مرتب‌کردن کلاس را به گروه‌ها می‌سپارم. احترام را از طریق گفت‌وگو و گوش‌دادن به نظرات همدیگر آموزش می‌دهم. در نوع‌دوستی، وقتی دانش‌آموزی به همکلاسی‌اش در یادگیری کمک می‌کند، این رفتار را تقویت می‌کنم. خودکنترلی هم از طریق تمرین صبر در بازی‌ها و کارهای گروهی شکل می‌گیرد.

سؤال ۸:  • هستی‌شناسی: اصل توحید؛ یعنی همه‌ی عالم جلوه‌ای از خداست. مثلاً در طبیعت‌گردی یادآور می‌شوم که زیبایی گل‌ها نشان‌دهنده‌ی قدرت الهی است.

 • انسان‌شناسی: اصل کرامت انسان؛ من به هر دانش‌آموز با هر سطح توانایی احترام می‌گذارم.

 • معرفت‌شناسی: اصل جست‌وجوی حقیقت؛ بچه‌ها را تشویق می‌کنم سؤال بپرسند و تقلید کورکورانه نکنند.

• ارزش‌شناسی: اصل عدالت؛ در کلاس نمره و توجه را عادلانه تقسیم می‌کنم تا هیچ‌کس احساس تبعیض نکند.

این اصول، چراغ راه من در تدریس و رفتار روزانه است و تلاش می‌کنم ناخودآگاه در ذهن دانش‌آموزانم بنشیند.

سؤال ۹: مهم‌ترین روش من «یادگیری فعال همراه با تجربه» است. به‌جای اینکه فقط تدریس مستقیم داشته باشم، از بازی، پروژه و گفت‌وگوی گروهی استفاده می‌کنم. مثلاً در درس مطالعات اجتماعی به دانش‌آموزان نقش می‌دهم تا یک شورای محلی شبیه‌سازی کنند و درباره‌ی مشکلات محله بحث کنند. این روش باعث می‌شود هم یادگیری عمیق‌تر شود و هم اعتمادبه‌نفسشان بالا برود. من مدرسه را محیطی همه‌جانبه می‌دانم که در آن یادگیری در کلاس، حیاط، اردو و حتی در تعامل دوستانه شکل می‌گیرد.

سؤال ۱۰: ۱. تأکید افراطی بر نمره؛ چون باعث اضطراب می‌شود.

۲. روش‌های یک‌طرفه‌ی سخنرانی؛ چون مانع خلاقیت است.

۳. بی‌توجهی به تفاوت‌های فردی؛ همه دانش‌آموزان نیاز یکسانی ندارند.

۴. کم‌رنگ بودن فعالیت‌های گروهی؛ همکاری مهارتی ضروری برای زندگی است.

۵.نادیده گرفتن تربیت اخلاقی در کنار علمی؛ مدرسه نباید فقط محل آزمون باشد 

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (153 امتیاز)
به نام خدا

مقدمه :

من انیس همتی یک دانشجومعلم رشته آموزش کاروفناوری هستم و قرار است در آینده، در شهر خرم آباد استان لرستان معلم شوم. از کودکی به آموزش علاقه داشتم و همیشه دوست داشتم چیزی یاد بگیرم و آن را به دیگران هم یاد بدهم. یکی از ویژگی‌های مهم من، پشتکار و علاقه‌ام به رشد مداوم است. تلاش میکنم نه تنها یک معلم باشم، بلکه  الگویی باشم که شاگردانم از من الهام بگیرند. بسیار به اخلاقیات اهمیت میدهم، درعین حال بارز ترین ویژگی من مهربانی ام است .   

 سوال 1:

داشتن بیانیه فلسفه معلمی باعث میشود که من بهتر بدانم چرا معلم شده‌ام ، چه هدفی دارم و چگونه باید در مسیر آموزش عمل کنم. این بیانیه مانند نقشه راهی است که به من کمک میکند تا در مسیر تدریس، هدفمند بمانم و گم نشوم. وقتی دقیقاً بدانم چرا تدریس میکنم و چه ارزشی برای یادگیری قائلم، میتوانم انتخاب‌های آگاهانه تری داشته باشم و تأثیر عمیق تری بر شاگردانم بگذارم. برای مثال، وقتی هدف من فقط نمره دادن و ارزشیابی سطحی نباشد، به جای حفظ کردن مطالب، یادگیری عمیق را دنبال میکنم و فضای کلاس را پرشورتر میسازم. مثلا به جای اینکه دانش آموزان فقط جدول ضرب را حفظ کنند، با بازیهای عددی، داستان‌های جذاب و روش‌های فعال، درک مفهومی ضرب را در ذهن آنها تقویت میکنم.   

 سوال دو:

من باور دارم که خدا، جهان و انسان به‌طور عمیق به هم مرتبط هستند و هرکدام نقش مهمی در درک زندگی و معنای آن دارند. خداوند خالقی آگاه، مهربان و راهنمای حکیم است؛ جهان، صحنهای برای رشد و آزمون انسان‌هاست ؛ و انسان، خلیفه خدا روی زمین است که باید مسئولانه زندگی کند. اگر این نگاه را داشته باشیم، میفهمیم که آموزش فقط یاد دادن اطلاعات نیست، بلکه فرصتی برای پرورش روح، معنا دادن به زندگی و ساختن انسانه ایی آگاه و مسئول است. برای مثال، در کلاس درس با طرح پرسشهای عمیق و اشاره به زیبایی و نظم طبیعت، این ارتباط را به شاگردانم نشان میدهم. مثلا هنگام آموزش چرخه آب، از آنها میپرسم: (اگر این چرخه از کار بیفتد، چه بلایی سر زندگی روی زمین می‌آید؟) تا حس مسئولیتشان را در برابر طبیعت و آفرینش بیدار کنم.  

سوال سه :

من دوست دارم شاگردانم به افرادی مستقل، پرسشگر و مسئول تبدیل شوند. میخواهم آنها یاد بگیرند که درس خواندن فقط برای قبولی در امتحان نیست، بلکه باید برای زندگی بهتر و آیندهای روشن بیاموزند. مثال:میخواهم آنها باور کنند که اشتباه کردن بخشی از یادگیری است و اگر در مسیر یادگیری خطایی کردند، باید از آن درس بگیرند و دوباره با انگیزه تلاش کنند. عالوه بر این، به اخلاق، همکاری و احترام به دیگران اهمیت میدهم و آنها را تشویق میکنم. وقتی روزی یکی از دانش‌آموزانم با افتخار بگوید:(من خودم راهحل را پیدا کردم) ، مطمئن میشوم که به هدفم نزدیک شده ام.  

 سوال چهار:

در کلاس ، من فقط انتقال دهنده دانش نیستم، بلکه تسهیلگر رشد فکری، اخلاقی و اجتماعی شاگردانم هستم. فضای کلاس را طوری میچینم که خودشان کشف کنند، اشتباه کنند و دوباره برخیزند. بیرون از کاس هم در کنارشان هستم، چه با راهنمایی چه با دلگرمی.مثلا اگر دانش‌آموزی مشکلی داشت، تلاش میکنم حتی در بیرون از زمان کلاس هم او را راهنمایی کنم.مثلا اگر یکی از دانش‌آموزان دچار اضطراب امتحان بود؛ بعد از کلاس با او صحبت میکنم و راهکاره هایی مثل تنفس عمیق یا تقسیم زمان مطالعه را آموزش دادم.  

 سوال پنجم :

من برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در متربیانم تلاش میکنم فضایی آزاد، امن و بدون ترس از قضاوت ایجاد کنم؛ فضایی که در آن دانش‌آموزان بدون ترس از قضاوت یا سرزنش، بتوانند آزادانه ایده‌ها و نظرات خود را بیان کنند، حتی اگر این نظرات با دیدگاه من یا دیگران متفاوت باشد. من همواره تلاش میکنم این جرئت و اعتمادبه نفس را در آنها تقویت کنم. به همین دلیل در پایان هر جلسه، پرسشهایی طرح میکنم که پاسخ قطعی ندارند و ذهن دانش آموز را به چالش میکشند. برای مثال میپرسم: (اگر تو جای آن شخصیت در داستان بودی، چه تصمیمی میگرفتی؟ چرا؟) یا (آیا راه بهتری برای انجام این پروژه وجود داشت؟) این نوع سوالات باعث میشود دانش آموزان یاد بگیرند تحلیل کنند، استدلال بیاورند، حرف بزنند و به دیدگاه های مختلف احترام بگذارند.  

 سوال ششم :

1. اعتقادی، عبادی و اخلاقی: مهارت آموزش اخلاق عملی و گفتگو درباره ایمان. مثال: در کارگاه "داستان یک انتخاب درست"، بچه ها داستانهای اخلاقی میخوانند و درباره رفتار شخصیت ها بحث میکنند.

2. اجتماعی و سیاسی:آموزش مسئولیت‌پذیری و نقد منصفانه. مثال: مناظره های کوچک درباره موضوعاتی مثل ‌(ضرورت تکلیف شب) برای تمرین نقد سالم.  

3. زیستی و بدنی: ترکیب آموزش با تحرک و سلامت روان.مثال: یادگیری مفاهیم با حرکات کششی یا بازی پرتاب توپ.  

4. زیباشناختی و هنری: خلاقیت در تدریس و طراحی فعالیتهای هنری. مثال: ساخت کاردستی با وسایل بازیافتی و برگزاری نمایشگاه.  

5. علمی و فناورانه: کار با ابزار دیجیتال و ساده‌سازی مفاهیم. مثال: ساخت پاورپوینت درباره چرخه آب.  

6. اقتصادی و حرفه ای: مدیریت مالی و پروژه کارآفرینی. مثال: تولید وسیله با مواد دورریختنی و قیمت گذاری روی آن.  

سوال هفتم:

1. راستگویی: دانش آموز یاد میگیرد که همیشه حقیقت را بگوید، حتی اگر به ضررش باشد. مثال: وقتی در کلاس وسیله‌ ای شکسته باشد، با شجاعت اعتراف میکند و پنهان نمیکند.

2. احترام به دیگران:می آموزد که احترام فقط در حرف نیست، بلکه باید به رفتار و شنیدن نظر دیگران توجه کند.مثال: در کار گروهی، بدون قطع کردن صحبتها، با دقت به همه گوش میدهد.  

3. مسئولیت پذیری:

دانش آموز میفهمد مسئول کارها و وظایف خودش است و نباید تقصیرها را به گردن دیگران بیندازد.  مثال: اگر تکلیف را فراموش کند، با صداقت میپذیرد.  

4. همکاری: در کار گروهی یاد میگیرد هم صحبت کند و هم به دیگران فرصت دهد.مثال: در ساخت کاردستی، هم پیشنهاد میدهد و هم کمک میکند.  

5. پذیرفتن شکست: می آموزد که شکست، آغاز پیشرفت است نه پایان راه.مثال: پس از باخت در مسابقه، دلایل را بررسی کرده و تلاش میکند بهتر شود.  

 سوال هشت :

1. هستی شناسی: جهان هدفمند است، پس آموزش باید جهت دار باشد. مثال: به جای انتقال صرف اطلاعات ، به دانش‌آموز کمک میکنم هدف زندگی و نقش خود را در جامعه بشناسد.  

2. انسان شناسی: انسان رشدپذیر است و همه استعدادها مهم اند، نه فقط نمره یا درسی خاص.  مثال: در کلاس فرصت هایی برای بروز مهارت های هنری و ورزشی فراهم میکنم.

3. معرفت شناسی: شناخت فقط از کتاب نیست؛ تجربه و تفکر هم اهمیت دارد. مثال: پروژههای عملی و بحث گروهی را جایگزین آموزش صرف کتابی میکنم.

4. ارزش شناسی: ارزش‌ها باید فهمیده و درونی شوند، نه فقط حفظ گردند.مثال: پس از خواندن داستان‌های اخلاقی، بحث درباره پیام‌ها را برگزار میکنم تا دانش‌آموزان عمیق تر بیاندیشند.

سوال نهم:

مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار من در تربیت و تدریس، ایجاد فضای گفت وگو و مشارکت فعال دانش‌آموزان است. در کلاس کاروفناوری با طرح پرسش‌های باز و عملی، دانش‌آموزان را به تفکر، ایده‌پردازی و حل مسئله تشویق میکنم. مثال: وقتی آموزش کار با ابزار یا ساخت کاردستی را میدهم، میپرسم: (به نظر شما میتوان این وسیله را با روشی ساده تر ساخت؟) یا (چه کاربردهای دیگری برای این ابزار میتوان پیدا کرد؟) تا خلاقیت و تفکر فنی آنها فعال شود. مدرسه برای من محیط یادگیری همهجانبه است که مهارت‌های علمی، فنی، اجتماعی و هنری با هم رشد میکنند. مثال: برگزاری پروژه‌های گروهی مثل طراحی وسایل بازیافتی، ساخت ماکت، یا تهیه خوراکی سالم در کارگاه آشپزی، که هم مهارت عملی می‌آموزند و هم کار تیمی، مسئولیت پذیری و ابتکار را تمرین میکنند.

سوال دهم :

1.نمره محوری:

در بیشتر مدارس، نمره به عنوان هدف اصلی آموزش دیده میشود، در حالی که این کار باعث یادگیری سطحی و  کوتاه مدت میشود. مثال: به جای تاکید بر آزمون چهارگزینه ای، پروژه‌های مثل ساخت وسیله ساده یا طراحی کاردستی کاربردی را ملاک ارزشیابی قرار میدهم تا مهارت عملی و خلاقیت رشد کند.  

۲. تدریس یکسویه:  

روش سخنرانی بدون مشارکت، باعث بی‌انگیزگی و کم‌تحرکی ذهنی دانش‌آموز میشود. مثال: در کلاس کاروفناوری به جای توضیح صرف درباره ابزار، از دانش‌آموزان میخواهم خودشان ابزار را بررسی و کاربردهای آن را کشف و ارائه کنند.  

۳. بی توجهی به تفاوت‌های فردی:  

دانش‌آموزان با استعدادها و علایق متفاوت وارد کلاس میشوند، اما معمولا همه با یک روش آموزش میبینند.با تقسیم درست کارها می‌توان این مسئله را کمرنگ تر کرد.مثال: در پروژه‌های گروهی به برخی مسئولیت طراحی، به برخی ساخت، و به برخی گزارش نویسی میدهم تا مطابق توانایی شان مشارکت کنند.

4.تنبیه تحقیرآمیز:  

تنبیه کلامی یا عملی که عزت‌نفس کودک را بشکند، اثرات منفی بلندمدت دارد. مثال: به جای سرزنش در جمع، خطای دانش آموز را به صورت خصوصی و محترمانه مطرح میکنم و از او میخواهم راه‌حل پیشنهاد دهد.  

5.حذف آموزش مهارتهای زندگی:  

بسیاری از مدارس مهارت‌هایی مثل مدیریت مالی، کار گروهی یا حل مسئله را جدی نمیگیرند. مثال: با اجرای پروژه‌های بازیافتی، آموزش آشپزی یا طراحی محصول قابل فروش، مهارت کارآفرینی و زندگی  روزمره را به دانش آموزان می آموزم.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (32 امتیاز)
بسم الله الرحمن الرحیم
نام و نام خانوادگی: زهرا جوان
جواب سوالات امتحان فلسفه تربیتی اسلام
### مقدمه:

من زهرا جوان هستم، دانشجوی معلمِ درس کار و فناوری و قرار است در شهر تهران به عنوان معلم خدمت کنم. من فردی هستم با شور و اشتیاق فراوان به یادگیری و باور دارم که هر روز باید چیز جدیدی یاد بگیرم. علاقه‌ی زیادی به ایجاد فضایی خلاق و پویا در کلاس دارم و معتقدم که معلمی فقط انتقال دانش نیست، بلکه راهنمایی برای کشف و رشد است. من تلاش می‌کنم تا همیشه با صبر و همدلی به دانش‌آموزانم نگاه کنم و آن‌ها را به بهترین نسخه از خودشان تبدیل کنم.

### سوال یک:

داشتن یک بیانیه فلسفه معلمی برای من حکم قطب‌نما را دارد. این بیانیه به من کمک می‌کند تا در هر لحظه، چه در کلاس درس و چه خارج از آن، هدفمند و آگاهانه عمل کنم. بدون این چارچوب فکری، ممکن است در دریای بی‌کران روش‌ها و اطلاعات سردرگم شوم و نتوانم مسیر درست را از نادرست تشخیص دهم. مثلاً، وقتی با یک دانش‌آموز سرکش روبرو می‌شوم، فلسفه‌ی تربیتی‌ام به من یادآوری می‌کند که به جای عصبانیت، باید به دنبال ریشه‌ی رفتار او بگردم و با همدلی و صبر، او را درک کنم. این بیانیه باعث می‌شود که من یک معلمِ صرف نباشم، بلکه یک مربیِ متفکر و هدفمند باشم که می‌داند چرا، چگونه و به چه سمتی گام برمی‌دارد و رسالت خود را با شور و اشتیاق دنبال می‌کند.

### سوال دو:

از دیدگاه من، ارتباط میان خداوند، جهان و انسان یک پیوند عمیق و سه‌گانه است. خداوند خالق این جهان و انسان است و جهان، بستر تجلی صفات الهی و میدانی برای رشد انسان است. انسان نیز به عنوان خلیفه‌الله، مسئولیت کشف و درک این ارتباط را بر عهده دارد تا بتواند به کمال برسد. من این ارتباط را در تربیت دانش‌آموزانم به کار می‌گیرم. به عنوان مثال، در درس علوم، وقتی در مورد نظم و شگفتی‌های طبیعت صحبت می‌کنم، دانش‌آموزان را به تأمل در عظمت خالق و ارتباطشان با جهان آفرینش تشویق می‌کنم. من تلاش می‌کنم به آن‌ها بفهمانم که هر جزء از این جهان، هدفمند و هوشمندانه خلق شده و وظیفه آن‌ها، نه تنها بهره‌برداری از آن، بلکه حفاظت و مراقبت از این امانت الهی است. این دیدگاه به آن‌ها کمک می‌کند تا خود را جزئی از یک کل بزرگتر ببینند و با مسئولیت‌پذیری و تواضع در برابر جهان و خالق آن رفتار کنند.

### سوال سه:

مهمترین هدف من به عنوان یک معلم، تربیت انسان‌هایی است که صرفاً انباشته از اطلاعات نباشند، بلکه بتوانند از آموخته‌هایشان در زندگی واقعی استفاده کنند. من می‌خواهم دانش‌آموزانم به تفکر انتقادی دست پیدا کنند. یعنی به جای پذیرش کورکورانه هرآنچه که می‌شنوند یا می‌بینند، با دیدی تحلیلی به مسائل نگاه کنند. به عنوان مثال، در کلاس درس، به جای اینکه فقط فرمول‌ها را آموزش دهم، تلاش می‌کنم آن‌ها را به چالش بکشم که "چرا این فرمول کار می‌کند؟" یا "این مفهوم چه کاربردی در دنیای واقعی دارد؟".

هدف دوم من، پرورش مهارت‌های حل مسئله است. در دنیای امروز، توانایی حل مشکلات از هر چیز دیگری ارزشمندتر است. من سعی می‌کنم با طرح مسائل واقعی و چالش‌برانگیز، دانش‌آموزان را به فکر وادار کنم. مثلاً، از آن‌ها می‌خواهم یک مسئله محیط‌زیستی در محله خود را شناسایی کرده و راه‌حلی برای آن ارائه دهند. هدف نهایی من این است که آن‌ها فارغ‌التحصیلانی شایسته، مسئولیت‌پذیر و مستقل باشند که در زندگی شخصی و اجتماعی خود موفق عمل کنند و به جامعه‌شان نیز خدمت کنند.

### سوال چهار:

به عنوان یک معلم اثر بخش، نقش من در داخل کلاس درس فراتر از انتقال صرف دانش است. من خودم را یک تسهیل‌گر می‌دانم که محیطی امن، پویا و چالش‌برانگیز برای یادگیری فراهم می‌کنم. من دانش‌آموزانم را به جای اینکه فقط شنونده باشند، به مشارکت فعال تشویق می‌کنم. مثلاً، در یک درس تاریخ، به جای سخنرانی، یک Debate یا بحث گروهی ترتیب می‌دهم تا آن‌ها خودشان به تحلیل رویدادها بپردازند و مهارت‌های کلامی‌شان تقویت شود.

خارج از کلاس درس، نقش من به یک مربی و راهنما تبدیل می‌شود. من تلاش می‌کنم با دانش‌آموزانم ارتباطی عمیق و دوستانه برقرار کنم تا بتوانم در چالش‌های شخصی و اجتماعی‌شان به آن‌ها کمک کنم. برای مثال، اگر دانش‌آموزی با مسئله‌ای خانوادگی یا درسی روبرو شود، من تلاش می‌کنم با گوش دادن فعال و همدلی، به او مشاوره بدهم. من معتقدم که یک معلم اثر بخش، باید زندگی دانش‌آموزانش را خارج از چهارچوب مدرسه نیز ببیند تا بتواند تأثیری ماندگار بر زندگی آن‌ها بگذارد و آن‌ها را برای آینده‌ای روشن‌تر آماده سازد.

### سوال پنج:

4. همکاری و مشارکت: من معتقدم توانایی کار گروهی یک مهارت حیاتی در دنیای امروز است. مثال: پروژه‌های کلاسی را به صورت گروهی تعریف می‌کنم تا آن‌ها یاد بگیرند که چگونه به ایده‌های یکدیگر گوش دهند، وظایف را تقسیم کنند و به هدفی مشترک برسند.

5. صداقت و راستگویی: من تلاش می‌کنم با ایجاد فضایی امن، به آن‌ها بیاموزم که گفتن حقیقت، حتی اگر سخت باشد، بهترین راه است. مثال: اگر دانش‌آموزی اشتباهی مرتکب شود، او را تشویق می‌کنم که به اشتباهش اعتراف کند و به جای تنبیه، او را تحسین می‌کنم که شجاعت گفتن حقیقت را داشته است.

### سوال هشت:

در نگاه من به اصول تربیت اسلامی، هر یک از این مبانی، چراغ راه من در کلاس درس هستند.

1. مبنای هستی‌شناسی: اصل یکپارچگی جهان هستی. از نظر من، کل عالم خلقت، از یک نظم واحد و هدفمند پیروی می‌کند که توسط خداوند آفریده شده است. این اصل به من کمک می‌کند که درسی را که تدریس می‌کنم، از حالت تک‌بعدی خارج کرده و آن را با سایر علوم و حتی با زندگی روزمره دانش‌آموزان مرتبط سازم. مثال: در درس علوم، وقتی در مورد چرخه آب صحبت می‌کنم، آن را صرفاً یک فرآیند فیزیکی نمی‌بینم، بلکه به عنوان بخشی از نظم شگفت‌انگیز خلقت و نمادی از رزق و رحمت الهی به آن اشاره می‌کنم.

2. مبنای انسان‌شناسی: اصل فطرت الهی. من معتقدم انسان فطرتاً گرایش به خیر، زیبایی و حقیقت دارد. بنابراین، وظیفه من این نیست که مطلبی را به زور به دانش‌آموزانم القاء کنم، بلکه باید شرایطی فراهم آورم تا این فطرت شکوفا شود. مثال: به جای اینکه فقط بگویم دروغ بد است، با طرح داستان‌ها و مثال‌هایی از نتایج مخرب دروغ، وجدان و فطرت دانش‌آموز را بیدار می‌کنم تا خودش به نادرست بودن این عمل پی ببرد.

3. مبنای معرفت‌شناسی: اصل جامعیت معرفت. از نظر من، دانش و شناخت محدود به عقل و تجربه نیست و شامل الهام و وحی نیز می‌شود. من سعی می‌کنم به دانش‌آموزانم بفهمانم که منابع شناخت متعددند. مثال: در کنار آموزش فرمول‌های ریاضی و قوانین فیزیک، آن‌ها را به تأمل در آیات قرآن و احادیث دعوت می‌کنم تا به این نتیجه برسند که دانش الهی، کامل‌ترین نوع شناخت است.

4. مبنای ارزش‌شناسی: اصل کمال‌گرایی. هدف غایی تربیت، رساندن انسان به کمال و قرب الهی است. همه فعالیت‌های من در کلاس باید در راستای این هدف نهایی باشد. مثال: نمرات و موفقیت‌های درسی برایم مهم است، اما بیشتر از آن، رشد اخلاقی و معنوی دانش‌آموزانم اهمیت دارد. من تلاش می‌کنم با تشویق به نیکی، آن‌ها را به سمت ارزش‌های والای انسانی سوق دهم.

### سوال نه:

مهم‌ترین تکنیک و روش تأثیرگذار من در حوزه تدریس، روش یادگیری مبتنی بر پروژه (Project-Based Learning) است. من به جای آموزش صرفاً نظری، دانش‌آموزان را درگیر پروژه‌های عملی می‌کنم که نیاز به تحقیق، همکاری و حل مسئله دارند. به عنوان مثال، به جای اینکه فقط در مورد آلودگی هوا صحبت کنیم، از آن‌ها می‌خواهم پروژه‌ای برای اندازه‌گیری و ارائه راه‌حل‌های ساده برای کاهش آلودگی در اطراف مدرسه طراحی کنند. این رویکرد باعث می‌شود دانش‌آموزان به جای حفظ کردن، خودشان به کشف و درک عمیق‌تر مفاهیم بپردازند و یادگیری برایشان معنای عینی پیدا کند.

از نگاه من، محیط مدرسه باید یک محیط یادگیری همه جانبه باشد که محدود به کلاس درس و زمان مشخص نباشد. این به معنی آن است که هر گوشه از مدرسه، از راهروها و حیاط گرفته تا کتابخانه و آزمایشگاه، فرصتی برای یادگیری فراهم کند. من تلاش می‌کنم با ایجاد فضاهای آموزشی غیررسمی، مثل برگزاری نمایشگاه‌های علمی در حیاط مدرسه یا طراحی دیوارنوشته‌های آموزشی در راهروها، محیط را به یک "کلاس درس بزرگ" تبدیل کنم. در این فضا، دانش‌آموزان با مشاهده، تجربه و تعامل با محیط پیرامونشان، به طور ناخودآگاه در حال یادگیری هستند و این فرآیند، برایشان جذاب‌تر و مؤثرتر خواهد بود.

### سوال ده در دیدگاه ها نوشته شده است.

برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزانم، من از روش‌های عملی و مبتنی بر پرسشگری استفاده می‌کنم. به جای ارائه پاسخ‌های آماده، آن‌ها را به چالش می‌کشم که خودشان به دنبال راه‌حل بگردند. مثلاً، در کلاس درس، به جای اینکه صرفاً علت یک رویداد تاریخی را بگویم، از آن‌ها می‌پرسم: "اگر شما جای آن شخصیت تاریخی بودید، چه تصمیمی می‌گرفتید و چرا؟" این کار باعث می‌شود آن‌ها به جای حفظ کردن، به تحلیل و ارزیابی عمیق‌تر بپردازند.

در خارج از کلاس، آن‌ها را تشویق می‌کنم که به اخبار و اطلاعاتی که دریافت می‌کنند با دیدی شکاک و پرسشگر نگاه کنند. به عنوان مثال، از آن‌ها می‌خواهم که یک خبر را از دو منبع متفاوت بررسی کرده و تفاوت‌ها و شباهت‌های آن‌ها را تحلیل کنند. این رویکرد به آن‌ها یاد می‌دهد که هیچ اطلاعاتی را بدون تحقیق و بررسی نپذیرند و همیشه به دنبال "چرا" و "چگونه" باشند. من معتقدم که این نوع آموزش، آن‌ها را برای زندگی در دنیای پیچیده و پر از اطلاعات آماده می‌کند و به آن‌ها کمک می‌کند تا مستقل فکر کنند.

### سوال شش:

برای تربیت دانش‌آموز چند ساحتی، من خودم را متعهد به کسب مهارت‌های زیر می‌دانم که به آن‌ها علاقه دارم:

1. ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی:

    * مهارت اول: مهارت قصه‌گویی اخلاقی و دینی. برایم جذاب است که داستان‌های آموزنده از بزرگان و متون دینی را با زبانی ساده و جذاب به دانش‌آموزانم منتقل کنم.

    * مهارت دوم: مهارت ایجاد گفت‌وگوهای اخلاقی در کلاس. با طرح پرسش‌های اخلاقی مثل "اگر جای دوستت بودی، چه کار می‌کردی؟" آن‌ها را به تفکر در مورد ارزش‌ها و نتایج تصمیماتشان وادار می‌کنم.

2. ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:

    * مهارت اول: مهارت تسهیلگری در پروژه‌های گروهی. به دانش‌آموزان کمک می‌کنم تا با همفکری، پروژه‌هایی مثل یک کمپین محیط‌زیستی کوچک را انجام دهند و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را تجربه کنند.

    * مهارت دوم: مهارت برقراری ارتباط با نهادهای اجتماعی. برایم مهم است که بتوانم بازدیدهای میدانی و جلسات آموزشی با مسئولین شهری یا سازمان‌های مردم‌نهاد ترتیب دهم.

3. ساحت تربیت زیستی و بدنی:

    * مهارت اول: مهارت کمک‌های اولیه پایه. معتقدم هر معلمی باید اصول اولیه کمک‌های اولیه را بداند تا در مواقع ضروری به کمک دانش‌آموزان بشتابد.

    * مهارت دوم: مهارت برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های ورزشی متنوع. تلاش می‌کنم فعالیت‌های ورزشی و نرمش‌های کوتاه را در برنامه روزانه کلاسی بگنجانم.

4. ساحت تربیت هنری و زیبایی‌شناختی:

    * مهارت اول: مهارت درک و تحلیل آثار هنری. به دانش‌آموزان یاد می‌دهم که چطور یک نقاشی یا موسیقی را فراتر از ظاهر آن ببینند و به معنای درونی‌اش پی ببرند.

    * مهارت دوم: مهارت ایجاد کاردستی و پروژه‌های خلاقانه. با استفاده از ابزار ساده و بازیافتی، آن‌ها را به خلق آثار هنری تشویق می‌کنم.

5. ساحت تربیت اقتصادی و حرفه‌ای:

    * مهارت اول: مهارت آموزش سواد مالی پایه. به دانش‌آموزانم می‌آموزم که چگونه پول خود را مدیریت کنند و با مفهوم پس‌انداز آشنا شوند.

  * مهارت دوم: مهارت معرفی مشاغل مختلف. با دعوت از متخصصان رشته‌های گوناگون، افق دید دانش‌آموزان را نسبت به آینده شغلی‌شان گسترش می‌دهم.

6. ساحت تربیت علمی و فناورانه:

    * مهارت اول: مهارت برنامه‌نویسی و کدنویسی مقدماتی. با آموزش زبان‌های برنامه‌نویسی ساده، آن‌ها را به دنیای فناوری علاقه‌مند می‌کنم.

    * مهارت دوم: مهارت استفاده صحیح و اخلاقی از فناوری. به آن‌ها یاد می‌دهم که چگونه از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به شکل مسئولانه استفاده کنند و در برابر اطلاعات نادرست هوشیار باشند.

### سوال هفت:

من تلاش می‌کنم پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی زیر را در دانش‌آموزانم پرورش دهم:

1. مسئولیت‌پذیری: من به آن‌ها یاد می‌دهم که در قبال کارهایشان مسئول باشند، چه در مورد تکالیف درسی و چه در مورد رفتارشان در جامعه. مثال: اگر دانش‌آموزی وظیفه‌ای در گروه خود را به خوبی انجام نداد، به جای سرزنش، از او می‌خواهم دلایل را بررسی کرده و مسئولیت کوتاهی‌اش را بپذیرد و راهی برای جبران پیدا کند.

2. همدلی: من تلاش می‌کنم آن‌ها را تشویق کنم که خود را جای دیگران بگذارند. مثال: وقتی دانش‌آموزی با همکلاسی‌اش مشکلی پیدا می‌کند، از او می‌پرسم: "اگر تو در جای او بودی، چه احساسی داشتی؟" این کار باعث می‌شود به درک عمیق‌تری از شرایط دیگران برسند.

3. احترام به تفاوت‌ها: من می‌خواهم آن‌ها درک کنند که همه انسان‌ها با هم متفاوتند و باید به این تفاوت‌ها احترام گذاشت. مثال: در کلاس، فعالیت‌هایی طراحی می‌کنم که دانش‌آموزان با فرهنگ‌ها و دیدگاه‌های مختلف آشنا شوند و بفهمند که تنوع، باعث غنای جامعه است.
دارای دیدگاه توسط (32 امتیاز)
### سوال ده:

من با نگاهی تحول‌گرا به معلمی، تلاش می‌کنم برخی از رویکردهای سنتی و ناکارآمد را کنار بگذارم تا فضایی نوین برای یادگیری ایجاد کنم. پنج موردی که من ترک می‌کنم عبارتند از:

1. روش تدریس صرفاً سخنرانی: من به شدت از این روش دوری می‌کنم، زیرا دانش‌آموزان را به گیرنده‌های منفعل اطلاعات تبدیل می‌کند. به جای آن، از روش‌های تعاملی و گروهی استفاده می‌کنم تا خودشان فعالانه در فرآیند یادگیری مشارکت کنند.

2. تمرکز بیش از حد بر حفظیات و نمرات: من باور دارم که ارزیابی واقعی باید فراتر از نمره باشد. به جای سنجش میزان حفظ کردن مطالب، مهارت‌های کاربردی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان را می‌سنجم. حفظ کردن موقت، ارزشی در درازمدت ندارد.

3. تنبیه کلامی و فیزیکی: من هرگونه تنبیه را به طور کامل کنار می‌گذارم. تنبیه، به خصوص از نوع فیزیکی یا کلامی، اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان را از بین می‌برد و رابطه معلم و متربی را تخریب می‌کند. به جای آن، از روش‌های حل مسئله و گفت‌وگو برای اصلاح رفتار استفاده می‌کنم.

4. کلاس‌های خشک و بی‌روح: من معتقدم یادگیری باید لذت‌بخش و پر از شور و نشاط باشد. فضاهای خشک و بی‌انگیزه، خلاقیت را از بین می‌برد. من با استفاده از ابزارهای کمک‌آموزشی، موسیقی و فعالیت‌های هنری، کلاس درس را به مکانی جذاب تبدیل می‌کنم.

5. نادیده گرفتن هویت و فرهنگ ملی: برخی رویکردهای آموزشی، به دلیل تمرکز بر روش‌های غربی، از هویت ملی و ارزش‌های دینی غافل می‌شوند. من تلاش می‌کنم با تلفیق روش‌های نوین با ارزش‌های فرهنگی و دینی، دانش‌آموزان را به افرادی ریشه‌دار و در عین حال مدرن تبدیل کنم.

پ ن:

استاد من زهرا جوان هستم ولی چون گوشیم رو عوض کردم و متاسفانه رمز عبورم رو یادم نمیومد بنابرین مجبور شدم ی اکانت دیگه بسازم.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (149 امتیاز)
ویرایش شده توسط
بسم الله الرحمن الرحیم

معصومه ملایی هستم ، به عنوان معلم کاروفناوری در شهر شهریار فعالیت خواهم کرد

### پاسخ به سوال اول:  

چرا باید یک بیانیه ارزشمند معلمی داشته باشید؟  

بیانیه معلمی مانند قطبنمای حرفهای است که به من کمک میکند در مسیر آموزشیِ پرچالش، همواره اهداف، اصول و ارزشهای خود را به یاد داشته باشم. بهویژه در رشته آموزش کار و فناوری که ترکیبی از مهارتهای عملی و تربیت دانشآموزان است، این بیانیه میتواند نقش کلیدی ایفا کند.  

۱. هدایتگر تصمیمات من است: اگر در بیانیه من «پرورش خلاقیت دانشآموزان» یک ارزش کلیدی باشد، هنگام تدریس نرم افزارهای طراحی (مثل فتوشاپ)، بهجای روشهای حفظی، پروژههای گروهی و ایدهپردازی را ترجیح میدهید.  

۲. تفاوت من را با دیگران نشان میدهد:   یک معلم فناوری ممکن است در بیانیه اش بر «کاربردهای اخلاقی تکنولوژی» تأکید کند، درحالیکه دیگری بر «مهارتهای بازارکار» تمرکز دارد. این تمایز در روش تدریس و انتخاب محتوا آشکار میشود.  

۳. انگیزه من را در شرایط سخت حفظ میکند:  وقتی دانشآموزی در یادگیری برنامهنویسی مشکل دارد، مرور بیانیه ام («باور به توانایی همه دانشآموزان») به من یادآوری میکند که با صبر و روشهای جایگزین به او کمک کنم  

۴. پایه گذار ارتباط مؤثر با دانش آموزان است:  اگر ارزش من «یادگیری مادامالعمر» باشد، ممکن است در کلاسهایم از ابزارهای دیجیتال مثل گوگل کلاسروم برای اشتراک منابع جدید استفاده کنید تا دانشآموزان را به جستجوی مستقل علم ترغیب کنید.

بیانیه معلمی فقط یک متن نیست، بلکه هویت حرفهای من است. در رشته کار و فناوری که پیوندی بین علم و عمل است، این بیانیه به من کمک میکند معلمی باشم که نه فقط مهارتها، بلکه تفکر انتقادی و مسئولیت پذیری را نیز آموزش میدهم

### پاسخ به سوال دوم:  

ارتباط معنادار خدا، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت مربی به کار میرود؟  

در فلسفه تربیتی اسلام، خدا به عنوان خالق و پروردگار، جهان به عنوان مخلوقی هدفمند، و انسان به عنوان موجودی مختار و مسئول در تعامل با این دو قرار میگیرد. این سه عنصر، یک سیستم معنادار را تشکیل میدهند که در آن:  

۱. خدا محور است: جهان و انسان، آیات الهی هستند و همه چیز به سوی او بازمیگردد. در تدریس کار و فناوری، میتوانم مفاهیم مثل «نظم در طبیعت» را به طراحی الگوریتمها مرتبط کنم تا دانش آموزان ببینند چگونه قوانین الهی در فناوری هم تجلی مییابد.  

۲. جهان، بستر تربیت است: جهان نه تصادفی، بلکه مدرسهای برای رشد انسان است. وقتی دانشآموزان با ابزارهای فناوری (مثل رباتیک) کار میکنند، میتوانم به آنها بیاموزم که این ابزارها را برای خدمت به بشریت (نه سوءاستفاده) به کار گیرند؛ این نگاه، جهانبینی توحیدی را تقویت میکند.  

۳. انسان، جانشین خدا روی زمین است: مسئولیت آبادانی و اخلاقمداری دارد.  

 در پروژههای کارگاهی، بر مسئولیت پذیری در قبال محیط زیست (مثل بازیافت مواد یا کاهش مصرف انرژی) تأکید میکنم تا دانشآموزان نقش «خلیفهاللهی» خود را درک کنند.  

#### کاربرد این ارتباط در تربیت مربی:  

- هدفگذاری آموزشی: من باید برنامه های درسی را طوری طراحی کنم که دانشآموزان ارتباط علم با خالق را بفهمند. مثلاً در آموزش طراحی وب، میتوان به «اخلاق دیجیتال» و حریم خصوصی کاربران بر اساس آموزههای اسلامی پرداخت.  

- روش تدریس: استفاده از روشهای فعال مانند پرسشگری (مثال: «چگونه این اختراع میتواند مشکلات جامعه را حل کند؟») تا دانشآموزان به نقش خود در جهان آگاه شوند.  

- ارزیابی: ارزشیابی نه بر اساس نمره محض، بلکه بر اساس تأثیر عملی آموختهها در زندگی (مثل پروژههای خدمترسانی با استفاده از مهارتهای فنی).  

مربی در فلسفه اسلامی، پل ارتباطی بین خدا، جهان و انسان است. او باید در هر درس (حتی فناوری) نشان دهد که علم و عمل، زمانی ارزشمندند که در مسیر عبودیت و تعالی قرار گیرند.  

###پاسخ به سوال سوم:  

به عنوان معلم کار و فناوری، مهم‌ترین اهدافی که برای دانش‌آموزانم دنبال می‌کنم این‌ها هستند:  

۱. یادگیری مهارت‌های کاربردی برای زندگی  

- دانش‌آموزان باید چیزهایی یاد بگیرند که در زندگی واقعی به دردشان بخورد.  

- *مثال:* یادگیری نرم‌افزارهای اداری مثل Word برای نوشتن گزارش یا طراحی یک کاردستی ساده با ابزارهای ابتدایی.  

 ۲. تقویت خلاقیت و حل مسئله  

- می‌خواهم دانش‌آموزان بتوانند برای مشکلات راه‌حل‌های جدید پیدا کنند.  

- *مثال:* وقتی یک وسیله خراب می‌شود، به جای دور انداختن، فکر کنند چطور می‌توان آن را تعمیر یا بازیافت کرد.  

 ۳. مسئولیت‌پذیری و کار گروهی  

- دانش‌آموزان باید یاد بگیرند که در کارها با هم همکاری کنند و مسئولیت کارهای خود را بپذیرند.  

- *مثال:* وقتی یک پروژه گروهی مثل ساخت یک ماکت را انجام می‌دهند، هر کس وظیفه‌ای دارد و باید آن را به خوبی انجام دهد.  

۴. استفاده درست از فناوری  

- می‌خواهم دانش‌آموزان بدانند چطور از ابزارهای دیجیتال به شکل مفید و ایمن استفاده کنند.  

- *مثال:* سرچ کردن در اینترنت برای تحقیق درسی، نه فقط بازی کردن یا گشت‌وگذار بی‌هدف.  

۵. اعتماد به نفس در انجام کارها  

- دانش‌آموزان باید باور کنند که می‌توانند کارهای مختلف را خودشان انجام دهند.  

- *مثال:* پس از ساختن یک وسیله ساده مثل جاشمعی، احساس غرور و اعتماد به نفس پیدا کنند.  

این اهداف کمک می‌کنند دانش‌آموزان نه فقط برای مدرسه، بلکه برای زندگی واقعی آماده شوند. در رشته کار و فناوری، یادگیری مهارت‌های عملی و تفکر خلاق به آن‌ها کمک می‌کند در آینده موفق باشند.  

###پاسخ به سوالم چهارم : نقش من به عنوان یک معلم اثربخش در کلاس و خارج از کلاس:

الف) در کلاس درس:

1. یاددهی فعال و مشارکتی:

- استفاده از روش های عملی مثل پروژه های گروهی برای آموزش مهارت ها

- مثال: برای آموزش الکترونیک، دانش آموزان را به ساخت مدارهای ساده تشویق می کنم

2. ایجاد محیط یادگیری امن و پویا:

- احترام به نظرات همه دانش آموزان

- تشویق پرسشگری و تفکر انتقادی

3. ارتباط دهی درس به زندگی واقعی:

- نشان دادن کاربرد مهارت های آموخته شده در مشاغل مختلف

- مثال: آموزش طراحی سایت و ارتباط آن با نیازهای بازار کار

ب) خارج از کلاس درس:

1. مشاور و راهنما:

- کمک به دانش آموزان در حل مشکلات شخصی که بر یادگیری آنها تاثیر می گذارد

- راهنمایی برای انتخاب مسیر شغلی بر اساس استعدادها

2. الگوی اخلاقی:

- رفتار من باید نمونه ای از ارزش هایی باشد که تدریس می کنم

- مسئولیت پذیری در قبال جامعه و محیط زیست

3. یادگیرنده مادام العمر:

- به روز رسانی مداوم مهارت های تدریس و فناوری های جدید

- مشارکت در کارگاه های آموزشی برای بهبود روش های تدریس

4. ارتباط با خانواده ها:

- جلسات منظم با اولیا برای هماهنگی در فرآیند تربیتی

- ارائه بازخوردهای سازنده درباره پیشرفت دانش آموزان

###پاسخ به سوال پنجم: ارتقای عملی خردورزی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزان

راهکارهای عملی در کلاس کار و فناوری:

1. طرح سوالات چالشی:

- پرسیدن "چرا" و "چگونه" به جای سوالات حفظی

- مثال: در پروژه طراحی وب، می‌پرسم: *"چرا این چیدمان برای کاربرپسند بودن مناسب است؟"*

2. روش پروژه‌محور با حل مسئله:

- دادن مسائل واقعی به دانش‌آموزان

- مثال: *"با قطعات موجود، چگونه می‌توانید یک سیستم آبیاری هوشمند طراحی کنید؟"*

3. نقش‌آفرینی و شبیه‌سازی:

- ایجاد سناریوهای تصمیم‌گیری

- مثال: *"اگر مدیر یک شرکت فناوری بودید، چگونه این مشکل اخلاقی را حل می‌کردید؟"*

4. تحلیل مقایسه‌ای:

- مقایسه راهکارهای مختلف برای یک مسئله فنی

- مثال: مقایسه مزایا و معایب دو روش برنامه‌نویسی برای یک پروژه

5. خودارزیابی و بازخورد همتا:

- دانش‌آموزان کار یکدیگر را نقد سازنده می‌کنند

- مثال: ارزیابی پروژه‌های برنامه‌نویسی توسط همکلاسی‌ها با معیارهای از پیش تعیین شده

تکنیک‌های خارج از کلاس:

- تشویق به مشاهده و تحلیل فناوری‌های اطراف

- مثال: *"دستگاهی که استفاده می‌کنید چه مشکلاتی دارد و چگونه می‌توان آن را بهبود داد؟"*

- مشارکت در مسابقات فناوری با چالش‌های خلاقانه

در رشته کار و فناوری، تاکید می‌کنم که *"هر راه‌حلی باید هم از نظر فنی و هم از نظر اخلاقی بررسی شود"* تا دانش‌آموزان به تفکر چندبعدی عادت کنند.

یا مثلادر درس الکترونیک، به جای دادن مدار آماده، قطعات را در اختیارشان می‌گذارم و می‌گویم: *"با آزمایش راه‌های مختلف، بهترین روش اتصال را پیدا کنید و دلایل انتخاب خود را توضیح دهید."*

###پاسخ به سوال ششم

برای هر ساحت از تربیت شش‌گانه، مهارت‌هایی که هم به آن‌ها علاقه دارم و هم مفید هستند را انتخاب می‌کنم:

۱. اعتقادی و اخلاقی: مهارت کنترل هیجانات و مهارت گفتگو را یاد می‌گیرم تا بتوانم اخلاق و ارزش‌ها را بهتر منتقل کنم.

۲. علمی و شناختی: مهارت طراحی الگوریتم و برنامه‌نویسی را برای تقویت تفکر منطقی آموزش می‌بینم.

۳. اجتماعی: مهارت کار گروهی و رهبری را تمرین می‌کنم تا همکاری را در دانش‌آموزان تقویت کنم.

۴. بدنی و حرکتی: برنامه‌ریزی فعالیت‌های بدنی و آموزش ابزارهای فنی را یاد می‌گیرم.

۵. هنری: طراحی دیجیتال و تولید محتوای چندرسانه‌ای را فرا می‌گیرم تا خلاقیت را در دانش‌آموزان پرورش دهم.

۶. اقتصادی و حرفه‌ای: مهارت کارآفرینی و مدیریت پروژه را یاد می‌گیرم تا استقلال دانش‌آموزان افزایش یابد.

با کسب این مهارت‌ها، دانش‌آموزان را به صورت چندساحتی تربیت می‌کنم.

در کل، با ترکیب این مهارت‌ها، می‌توانم دانش‌آموزان را در تمام ابعاد تربیتی رشد دهم و آن‌ها را برای زندگی واقعی آماده کنم. مثلاً وقتی دانش‌آموزی الگوریتم برنامه‌نویسی را یاد می‌گیرد، هم تفکر منطقی‌اش تقویت می‌شود، هم مهارت کار گروهی را تمرین می‌کند و هم از هنر و خلاقیت بهره می‌برد. این نشان‌دهنده تربیت چندساحتی است.

###پاسخ به سوال هفتم

در مسیر آموزش کاروفناوری، پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که سعی می‌کنم متربیانم آن‌ها را کسب کنند، عبارت‌اند از:

1. صداقت: به دانش‌آموزان یاد می‌دهم در انجام پروژه‌ها و ارائه کارهایشان صادق باشند، مثلاً اگر اشتباهی در برنامه‌نویسی دارند، آن را پنهان نکنند بلکه با تلاش برای رفع آن، صداقت را تمرین کنند.

2. مسئولیت‌پذیری: به آن‌ها آموزش می‌دهم که در انجام وظایف و تکالیف خود مسئولیت‌پذیر باشند، مثلاً در کارهای گروهی، هر کس باید سهم خود را به درستی انجام دهد و به نتیجه گروه اهمیت دهد.

3. همکاری و کار تیمی: دانش‌آموزان را تشویق می‌کنم تا در پروژه‌های فناوری به صورت گروهی همکاری کنند و مهارت شنیدن و احترام به نظر دیگران را تمرین کنند، مانند طراحی یک ربات یا ساخت یک مدل

4. احترام به قانون و مقررات: تاکید می‌کنم که رعایت قوانین مدرسه و اصول اخلاقی فناوری، مثل عدم استفاده از نرم‌افزارهای غیرمجاز، اهمیت دارد.

5. خلاقیت همراه با اخلاق: به آن‌ها یاد می‌دهم که نوآوری و خلق ایده‌های جدید باید همراه با توجه به پیامدهای اجتماعی و اخلاقی باشد، مثلاً در طراحی الگوریتم‌ها به حریم خصوصی کاربران احترام بگذارند.

این مفاهیم، هم از دیدگاه تربیتی اسلامی و هم از منظر کاروفناوری اهمیت دارد و باعث می‌شود دانش‌آموزان نه تنها دانش فنی، بلکه اخلاق اجتماعی را هم درک و تمرین کنند.

###پاسخ به سوال هشتم

در تربیت اسلامی، دو اصل مهم از مبانی هستی‌شناسی و ارزش‌شناسی که برای من در اولویت فکری قرار دارند و روش‌های آموزشی‌ام را تحت تأثیر قرار می‌دهند، عبارت‌اند از:

اصل توحید در هستی‌شناسی: باور به یگانگی خداوند و ارتباط همه موجودات با او، باعث می‌شود که من در آموزش به دانش‌آموزان یادآوری کنم همه دانش و توانایی‌ها از خداوند است. مثلاً در تدریس کاروفناوری، به آن‌ها می‌گویم نظم و دقت در الگوریتم‌ها بازتاب نظم الهی در جهان است و این آگاهی باعث انگیزه و مسئولیت‌پذیری آن‌ها می‌شود.

اصل ارزشمندی انسان در ارزش‌شناسی: انسان به عنوان موجودی با کرامت و مسئول، باید در آموزش مورد احترام و توجه ویژه قرار گیرد. من سعی می‌کنم در کلاس فضایی ایجاد کنم که هر دانش‌آموز با توانایی‌های خاص خود دیده شود و تشویق به رشد فردی شود، مثلاً به جای تاکید صرف بر نتیجه پروژه، به تلاش و یادگیری آن‌ها اهمیت می‌دهم.

این دو اصل، شیوه‌ی نگرش و تعامل من با دانش‌آموزان را شکل می‌دهد و به تربیت انسانی متعادل و الهی کمک می‌کند.

###پاسخ به سوال نهم

مهم‌ترین تکنیک من در تربیت و تدریس، یادگیری فعال و مشارکتی است. یعنی دانش‌آموزان را تشویق می‌کنم که در فرایند یادگیری خودشان نقش اصلی را داشته باشند، نه صرفاً شنونده باشند. مثلاً در درس کاروفناوری، به جای توضیح دادن صرف، از آن‌ها می‌خواهم خودشان پروژه‌ای کوچک طراحی کنند و با همکاری هم مشکلات را حل کنند. این روش باعث می‌شود یادگیری عمیق‌تر و ماندگارتر شود.

محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه‌جانبه می‌دانم که علاوه بر انتقال دانش، به رشد اخلاقی، اجتماعی، فکری و مهارتی دانش‌آموزان می‌پردازد. در این محیط، فرصت‌های متنوع برای فعالیت‌های گروهی، تجربه‌های عملی، و تعامل با دیگران فراهم است تا دانش‌آموزان به شکل کامل و متوازن رشد کنند.

این روش و تعریف، برگرفته از اصول تربیت اسلامی است که به کل انسان و تمام ابعاد وجودی او توجه دارد.

###پاسخ به سوال دهم= در دیدگاه ها نوشتم

معصومه ملایی

۸ شهریور ۱۴۰۴
دارای دیدگاه توسط (149 امتیاز)
###پاسخ به سوال دهم

اگر به عنوان معلمی تحول‌گرا، متعهد به ارزش‌های دینی و فرهنگ ملی، وارد مدرسه شوم، برخی رویکردها و اقدامات موجود را کنار می‌گذارم. از جمله:

1. تأکید صرف بر نمره‌گرایی: به‌جای تمرکز روی نمره، سعی می‌کنم یادگیری واقعی و رشد فردی دانش‌آموزان را معیار قرار دهم.

2. روش‌های سنتی، سخنرانی‌محور: به جای تدریس یک‌طرفه، از روش‌های فعال، پروژه‌محور و مشارکتی استفاده می‌کنم، مخصوصاً در کاروفناوری.

3. ندیدن تفاوت‌های فردی: سعی می‌کنم سبک یادگیری، توانایی و علاقه هر دانش‌آموز را بشناسم و بر آن اساس آموزش دهم.

4. بی‌توجهی به تربیت اخلاقی و معنوی: آموزش مهارت‌ها را با مفاهیم اخلاقی مثل امانت‌داری در فضای دیجیتال همراه می‌کنم.

5. محیط کلاس ترس‌آور: به جای انضباط خشک، محیطی امن و انگیزه‌بخش برای ابراز نظر و تجربه‌کردن فراهم می‌کنم.

این اقدامات، به نظرم با روح تربیت اسلامی و رویکردهای نوین یادگیری همخوانی ندارند و باید تغییر یابند.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (176 امتیاز)

نرگس عسگریان مقدم

مقدمه: نرگس عسگریان هستم دانشجوی فرهنگیان رشته کاروفناوری در دانشگاه فرهنگیان در مرکز شهید شرافت مشغول به تحصیل هستم رشته کاروفناوری رشته ای از تلفیق هنر و کامپیوتر است و رشته ای متنوع و جذاب است من فردی مشتاق یادگیری و مطالعه دلسوز و مهربان هستم و تلاش می کنم هر روز بهتر از دیروز شوم

سوال یک:

 یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی به معلم کمک می‌کند تا اهداف و اصول و قوانین مشخص و روشنی داشته باشد و بتواند در موقعیت های چالش برانگیز مسیرها را بپیماید بنظرم داشتن فلسفه معلمی به حدی مهم است که مانند داشتن فانوسی پرنور در دل تاریکی شب است داشتن فلسفه معلمی به مسیر جهت می دهد برنامه می دهد انسجام می دهد و کمک می کند باتوجه به امکانات فعلی بهترین روش را بتوان پیش گرفت داشتن فلسفه معلمی به ما کمک می کند مسیر پیش رو را گم نکنیم

سوال دوم:

خداوند تنها خالق جهان و انسان و تنها آفریدگار زیبایی های هستی و اشرف مخلوقات انسان است. جهان به عنوان آینه صفات الهی و تجلی خلقت است رابطه انسان با خداوند به‌عنوان آفریدگار و مالک جهان، رابطه‌ای است که بر اساس عبادت، معرفت، و تسلیم به اراده الهی شکل می‌گیرد. جهان نه تنها محیطی برای زندگی انسان است، بلکه نشانه‌ای از قدرت و حکمت الهی است که انسان از آن بهره می‌برد.

متربی باید هدف اصلی آموزش را تقرب به خدا قرار دهد و علاوه برآموزش مهارت های دنیوی به آموزش اصول اخلاقی و معرفتی بپردازد و دانش آموزان را بسوی حق تعالی و کمال به پیش ببرد

سوال سوم:

اهداف معنوی: در مسیر تقرب به خدا و رسیدن به کمال در مسیر حق تعالی که هدف اصلی انسان است زیر پا نگذاشتن ارزش های اخلاقی با بیانی شیوا و روان

اهداف اخلاقی: مهارت های توسعه فردی نظافت.احترام.بخشندگی.خوش قول بودن.مهارت تاب آوری.حل مسئله با اجرای نمایش و تئاتر و مطالعه کتاب و رسانه ها

اهداف اجتماعی : توسعه روحیه همکاری و مشارکت بین بچه ها و جلوگیری از به انزوا رفتن دانش آموزان و ایجاد انگیزه و نشاط از بین رفتن فضای رقابتی مانند تدریس کلاس با کمک دانش آموزان. انجام تکالیف بصورت گروهی.و... است

سوال چهارم :

سعی میکردم شور و اشتیاق یادگیری را در دانش آموزان افزایش دهم و خود نیز مستمر به دنبال یادگیری باشم تلاش می‌کردم اصول اولیه اخلاقی را با زبانی نرم و روان و ساده و شیوه های مختلف تدریس به بچه ها آموزش دهم حس مسئولیت پذیری را در آن ها تقویت کنم مانند تمیز کردن کلاس با کمک دانش آموزان بصورت گروهی یا امتیاز دادن به گروه مورد نظر برای تشویق و ادامه کار 

در خارج از کلاس  سعی میکردم با والدین ارتباط داشته باشم و تا آنجایی که در حد توانم است به دانش آموزان کمک کنم

سعی میکردم همیشه با درایت و تدبیر برخورد کنم ظرفیت بالایی داشته باشم و هر روز بتوانم ذره ای از دیروز بهتر باشم

سوال پنجم: 

برای ارتقا تفکر انتقادی و خردورزی می توان به بحث و گفتگو پرداخت شرکت در کارگاه های مربوطه پرداخت

توسعه  روحیه پرسشگری بسیار اثر گذار است می توانیم ذهن بچه ها را با روحیه پرسشگری شاخ و برگ دهیم تا در نتیجه به میوه مطلوبتان برسیم این روحیه پرسشگری با مطالعه کتاب و نگاه متفاوت به جهان میسر می شود می توان کارگاه های مطالعه کتاب برگزار کرد یا در هفته تایمی را به کتابخوانی بپردازند و نقد و تحلیل کنند که این عمل در ارتقا تفکر انتقادی موثر است

سوال ششم:

۱.ساحت تربیت علمی و فناوری: افزایش پرورش خلاقیت و نوآوری و برنامه ریزی و تلاش و مطالعه با کیفیت

۲. ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای: افزایش فهم و تحلیل مسائل اقتصادی .رعایت ارزش های اخلاقی(عدالت و انصاف و..)در مسائل اقتصادی

۳.اهداف ساحت تربیت زیبا شناختی و هنر:

درک زیبایی های آفرینش به منظور آیینه ای از صفات الهی

زیباسازی محیط زندگی و پیراستن آن از زشتی های معنوی و ظاهری

۴.ساحت تربیت زیستی و بدنی:

تلاش پیوســته جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران 

کوشــش مــداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط زیســت و احتــرام به طبیعت

۵. ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:

درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه و مواجهه خردمندانه با تحولات اجتماعی

۶. ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی:

تلاش مداوم جهت ارتقای ابعاد معنوی وجودی خویش ودیگران از طریق برقراری ارتباط

با خداوند ودعوت سایرین به دینداری و اخلاق مداری.

 خودشناسی و خداشناسی و تلاش پیوسته برای خودسازی

 و اصلاح اشتباهات است

سوال هفتم:

۱.مسئولیت پذیری:  معلم می تواند نقش دانش آموز را در خانه و مدرسه و فرزند و دوست کامل با شیوه های متفاوت مثل داستان و نمایش و تئاترو مطالعه کتاب ویدیو و انیمیشن نشان دهد

۲.صداقت را به دانش آموزان آموزش دهم که در همه موارد حتی اگر به ضررشان است با حفظ اصل صداقت پیش روند در اینجا برخورد معلم هم بسیار مهم است که با درایت و زیرکانه باشد نه خشمگین و با ناملایماتی و معلم می تواند این ارزش اخلاقی را با انیمیشن و داستان های زیبا توضیح دهد.

۳.نظافت :را آموزش دهم در ابتدا معلم با رعایت نظافت شخصی و آراسته کردن می تواند نشان دهد و سپس از دانش آموزان بخواهد کلاس را تمیز نگه دارند و یا گروهی هر ماه این کار را به نوبت و امتیازی انجام دهند

۴.تلاش و کوشش را آموزش دهم اینکه اگر مثلاً دانش آموزی در درس ریاضی نمره کمی آورد تا امید نشود و در تلاش و با استمرار پیش برود

۵.همکاری و مشارکت اجتماعی را آموزش دهم تا بچه ها تک بعدی نباشند و کمک به یکدیگر را بیاموزند در مطالب درسی به یکدیگر کمک کنند و اکثر فعالیت های کلاسی بصورت گروهی باشد

سوال هشتم:

هستی شناسی اشاره به اصل توحید دارد اصل توحید به معنای یکتایی خداوند و تنها خالق تمام هستی است و همه عظمت ها و همه چیز از او سرچشمه می گیرد مثلا می توان با بردن به اردوی علمی بیشتر به شگفتی ها پی برد و به دانش آموزان تجلی هستی را نشان داد

اصل انسان شناسی به معنی اهمیت انسان و فرد است هر فرد ارزشمند و با استعداد های متنوع است و معلم مز تواند با برگزاری کارگاه های مختلف یا بازی های گروهی به کشف استعداد دانش آموزانش بپردازد و آن هارا تقویت کند

اصل معرفت شناسی به معنای یافتن و در جستجوی حقیقت به این معنا که انسان باید همواره با روحیه پرسشگری به کشف حقایق و بررسی بپردازد و هدف نهایی را در زندگی حرکت به سمت حق تعالی بدان معلم می تواند هر هفته تایمی را بصورت گروهی به کتابخوانی بپردازد و از بچه ها بخواهد نکات مثبت و منفی را بگویند و تحلیل کنند که باعث تقویت روحیه پرسشگری و تحلیل می شود

اصل ارزش شناسی به منظور تلاش برای داشتن ارزش های والای انسانی و تلاش برای رعایت اخلاقیات در این محدوده است از جمله احترام .عدالت . راز دار بودن و مهربانی و.. است.

سوال نهم:

سعی میکردم کلاس درس را به کلاسی فعال و پویا تبدیل کنم کلاسی با محیط گرم و صمیمی که بچه ها شوق یادگیری و آموزش داشته باشند محیطی با روحیه مشارکت و همکاری بالا که فعالیت هایشان را اکثرا بصورت گروهی انجام دهند و اوقاتی را برای مطالعه و تحلیل کتاب های گوناگون قرار می دادم تایمی را برای باز های گروهی اختصاص می دادم تا انواعی باشد و توسعه خلاقیت باشد.

در محیط یادگیری سعی میکردم محیطی جذاب و متنوع رقم بزنم محیطی سرسبز و زیبا و فضای کلاس را با کمک بچه ها با انواع کاردستی ها و نقاشی ها به فضایی روح بخش تبدیل میکردم سعی میکردم به توسعه مهارت های فردی و ارزش های اخلاقی تا کنید داشته باشم و آنها را در انجام این مهارت ها توسعه ببخشم

سوال دهم:

ا.حجم تکالیف را کم می کردم یا زمانی در کلاس برای انجام تکالیف به آن ها می دادم تا بچه ها زمانی برای استراحت داشته باشند. و از بقیه زورشان به بازی و فعالیت های دیگر بپردازند

۲.دروس حافظی و تئوری را به حداقلیت و دروس عملی را بجایش بیشتر می کردم که دروس اگر بصورت عملی ارائه شوند در ذهن دانش آموزان ماندگار تر و روش تدریس جذاب تری هستند

۳.در ماه یک روز را برای بازی های گروهی قرار می دادم بازی هایی با ایده های خودشان و یا روز صبحانه یا تغذیه سالمقرار می دادم

۴.سعی می کردم در کلاس عدالت را برقرار کنم و بین دانش آموزان حتی ذره ای فرق نگذارم و محیط صمیمی و گرمی ایجاد کنم تا در کلاس احساس ترس نداشته باشند بلکه احساس آرامش داشته باشند

۵.سعی میکردم زمان کلاس را فقط به تدریس نپردازم و به فعالیت ها و کارهای گروهی دیگر یا حتی اوقات فراغت بچه ها بپردازم تا بیشترین بازدهی و یادگیری و بهترین احساس را داشته باشند

 

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (155 امتیاز)
سلام! من هستی شرکائی هستم و در رشته آموزش کار و فناوری تحصیل می‌کنم. و قرار است در آینده در شهرستان ملارد معلم شوم.

 به عنوان معلم، ویژگی‌های من شامل صبر، انعطاف‌پذیری و مهربانی است. این ویژگی‌ها به من کمک می‌کند تا با هر سطح از توانایی‌های دانش‌آموزان کار کنم و فضایی امن و حمایتی برای یادگیری ایجاد کنم. امیدوارم تأثیر مثبتی بر زندگی دانش‌آموزانم بگذارم.

سوال اول : من بر این باورم که داشتن یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی برای هر معلم ضروری است. این بیانیه نه تنها به من کمک می‌کند تا اصول و ارزش‌های آموزشی خود را مشخص کنم، بلکه به من امکان می‌دهد تا در مواجهه با چالش‌ها و موقعیت‌های مختلف تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرم. به عنوان مثال، اگر در کلاس با دانش‌آموزانی مواجه شوم که به یادگیری علاقه‌مند نیستند، با تکیه بر فلسفه آموزشی خود می‌توانم روش‌های نوآورانه‌ای برای جلب توجه آن‌ها پیدا کنم.همچنین، این بیانیه می‌تواند به من در ایجاد ارتباط مؤثر با دانش‌آموزان و والدین کمک کند. وقتی که من فلسفه خود را به وضوح بیان کنم، والدین نیز بهتر می‌توانند از رویکرد من در آموزش آگاه شوند و همکاری بیشتری داشته باشند. در نهایت، این بیانیه به من کمک می‌کند تا به عنوان یک معلم رشد کنم و همواره در مسیر بهبود و یادگیری قرار داشته باشم.

سوال دوم : ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان برای من به عنوان یک معلم بسیار اهمیت دارد. من بر این باورم که خداوند خالق جهان و انسان است و این ارتباط می‌تواند به ما کمک کند تا درک عمیق‌تری از زندگی و هدف‌های خود داشته باشیم. به عنوان مثال، وقتی که من در کلاس درباره زیبایی‌های طبیعت صحبت می‌کنم، تلاش می‌کنم تا دانش‌آموزان را به تفکر درباره خالق این زیبایی‌ها و ارتباط آن با مسئولیت‌های انسانی خود سوق دهم. در تربیت متربی، من سعی می‌کنم ارزش‌های اخلاقی و انسانی را از طریق آموزه‌های دینی و فلسفی به آن‌ها منتقل کنم. برای مثال، وقتی که موضوع همدلی و محبت را مطرح می‌کنم، به دانش‌آموزان یادآوری می‌کنم که چگونه این ویژگی‌ها می‌توانند به ساختن یک جامعه بهتر کمک کنند. این ارتباط عمیق بین خداوند، جهان و انسان نه تنها به رشد روحی دانش‌آموزان کمک می‌کند، بلکه آن‌ها را برای مواجهه با چالش‌های زندگی آماده می‌سازد.

سوال سوم : به عنوان یک معلم، اهدافی که دوست دارم دانش‌آموزانم به آن‌ها دست پیدا کنند، شامل رشد شخصیت، تقویت مهارت‌های اجتماعی و یادگیری مستقل است. من بر این باورم که هر دانش‌آموز باید بتواند هویت خود را بشناسد و با اعتماد به نفس در جامعه حضور یابد. برای مثال، وقتی که در کلاس درباره کار گروهی صحبت می‌کنم، سعی می‌کنم تا دانش‌آموزان را تشویق کنم که نظرات و ایده‌های یکدیگر را بشنوند و احترام بگذارند. علاوه بر این، من می‌خواهم دانش‌آموزان مهارت‌های حل مسئله را توسعه دهند. مثلاً در پروژه‌های علمی، من به آن‌ها آموزش می‌دهم که چگونه با چالش‌ها مواجه شوند و راه‌حل‌های خلاقانه پیدا کنند. این مهارت‌ها نه تنها در مدرسه بلکه در زندگی آینده آن‌ها نیز بسیار کاربردی خواهد بود. در نهایت، هدف من این است که دانش‌آموزان به یادگیری مادام‌العمر علاقه‌مند شوند و از هر فرصتی برای رشد شخصی استفاده کنند.

سوال چهارم : به عنوان یک معلم مؤثر، نقش من در کلاس درس و خارج از آن بسیار حیاتی است. در کلاس، من سعی می‌کنم فضایی ایجاد کنم که دانش‌آموزان احساس راحتی کنند و بتوانند نظرات و ایده‌های خود را بیان کنند. برای مثال، وقتی که موضوعی چالش‌برانگیز را تدریس می‌کنم، از تکنیک‌های بحث گروهی استفاده می‌کنم تا همه دانش‌آموزان مشارکت کنند و به تبادل نظر بپردازند. این امر نه تنها به یادگیری عمیق‌تر کمک می‌کند بلکه مهارت‌های اجتماعی آن‌ها را نیز تقویت می‌کند.در خارج از کلاس، من به دنبال فرصت‌هایی هستم که به دانش‌آموزان کمک کنم تا در جامعه فعال باشند. به عنوان مثال، من برنامه‌های داوطلبانه را سازماندهی می‌کنم که در آن‌ها دانش‌آموزان می‌توانند مهارت‌های رهبری و همکاری را تمرین کنند. این تجربیات به آن‌ها کمک می‌کند تا با واقعیت‌های زندگی آشنا شوند و احساس مسئولیت اجتماعی پیدا کنند. به طور کلی، من معتقدم که آموزش باید فراتر از چهار دیواری کلاس درس باشد و من همیشه تلاش می‌کنم تا این فلسفه را در عمل پیاده‌سازی کنم.

سوال پنجم : برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در متربیانم، من از روش‌های متنوعی استفاده می‌کنم. یکی از این روش‌ها، ایجاد محیطی است که در آن دانش‌آموزان تشویق شوند سوال بپرسند و به چالش‌های فکری بپردازند. به عنوان مثال، وقتی موضوعی را تدریس می‌کنم، از دانش‌آموزان می‌خواهم تا نظرات خود را درباره یک مسئله مطرح کنند و سپس به بررسی دلایل و شواهد پشت آن نظرات بپردازند.علاوه بر این، من از فعالیت‌های گروهی بهره می‌برم که در آن‌ها دانش‌آموزان باید با یکدیگر همکاری کنند تا یک مسئله را حل کنند. این نوع فعالیت‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا دیدگاه‌های مختلف را بشنوند و تحلیل کنند. همچنین، من به آن‌ها آموزش می‌دهم که چگونه اطلاعات را از منابع مختلف جمع‌آوری و ارزیابی کنند تا بتوانند تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند.به این ترتیب، من سعی می‌کنم مهارت‌های تفکر انتقادی را در دانش‌آموزانم تقویت کنم و آن‌ها را برای مواجهه با چالش‌های آینده آماده کنم.

سوال ششم : برای تربیت دانش‌آموز چند ساحتی، به دو مهارت در هر ساحت شش‌گانه نیاز دارم. در ساحت اجتماعی، مهارت‌های ارتباطی و کار تیمی برای هدایت تعاملات گروهی دانش‌آموزان اهمیت دارند. در ساحت عاطفی، همدلی و مدیریت احساسات به تقویت درک و احساس دیگران کمک می‌کند. در ساحت شناختی، مهارت‌های تفکر انتقادی و حل مسئله به تحلیل مسائل و ارائه راه‌حل‌های خلاقانه می‌انجامد. ساحت جسمانی با ورزش و تغذیه سالم، سبک زندگی سالم را ترویج می‌کند. در ساحت معنوی، تفکر فلسفی و خودآگاهی به شناخت هویت کمک می‌کند. در نهایت، در ساحت فرهنگی، شناخت فرهنگ‌های مختلف و احترام به تنوع از طریق جشنواره‌های فرهنگی ترویج می‌شود. این مهارت‌ها دانش‌آموزانی چند ساحتی را برای زندگی در جامعه‌ای متنوع تربیت می‌کنند.

سوال هفت : برای تربیت دانش‌آموز چند ساحتی، به دو مهارت در هر یک از شش ساحت نیاز دارم. در ساحت اجتماعی، مهارت‌های ارتباطی و کار تیمی برای هدایت تعاملات اجتماعی و همکاری‌های گروهی مهم هستند. در ساحت عاطفی، همدلی و مدیریت احساسات به تقویت توانایی درک دیگران کمک می‌کند. در ساحت شناختی، تفکر انتقادی و حل مسئله دانش‌آموزان را برای تحلیل مسائل آماده می‌کند. در ساحت جسمانی، ورزش و تغذیه سالم به انتخاب سبک زندگی سالم کمک می‌کند. در ساحت معنوی، تفکر فلسفی و خودآگاهی به شناخت هویت کمک می‌کند. در نهایت، در ساحت فرهنگی، شناخت فرهنگ‌های مختلف و احترام به تنوع به یادگیری و تعامل مثبت با دیگران کمک می‌کند. این مهارت‌ها به تربیت دانش‌آموزانی چند ساحتی منجر می‌شود که در جامعه‌ای متنوع زندگی کنند.

سوال هشت : در تربیت اسلامی، چهار اصل کلیدی بر اساس مبانی هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی و ارزش‌شناسی در اولویت قرار دارد. از منظر هستی‌شناسی، اصل «توحید» تأکید بر وحدت و همبستگی را به دانش‌آموزان می‌آموزد. در حوزه انسان‌شناسی، «کمال‌طلبی» به رشد و تعالی فردی اشاره دارد و دانش‌آموزان را به تعیین اهداف بلندپروازانه تشویق می‌کند. در معرفت‌شناسی، اصل «تحقیق و پرسشگری» اهمیت دارد و دانش‌آموزان را به جستجوی شناخت عمیق‌تر و اشتراک تجربیات خود ترغیب می‌کند. نهایتاً، از دیدگاه ارزش‌شناسی، اصل «عدالت» به رفتار عادلانه و توجه به عدالت در تصمیم‌گیری‌ها تأکید دارد. این اصول نه تنها روش‌های آموزشی را شکل می‌دهند بلکه به تربیت انسان‌های متعهد و مسئول کمک می‌کنند.

سوال نه : مهم‌ترین تکنیک من در حوزه تربیت و تدریس، «یادگیری فعال» است. من معتقدم که دانش‌آموزان بهترین یادگیری را زمانی تجربه می‌کنند که خود در فرآیند یادگیری مشارکت داشته باشند. به همین دلیل، من از روش‌هایی مانند کار گروهی، بحث‌های کلاسی و پروژه‌های عملی استفاده می‌کنم. به عنوان مثال، در درس علوم، من از دانش‌آموزان می‌خواهم تا در گروه‌های کوچک به تحقیق درباره یک موضوع خاص بپردازند و نتایج را به کلاس ارائه دهند. این کار نه تنها باعث افزایش تعامل می‌شود بلکه مهارت‌های ارتباطی و تفکر انتقادی آن‌ها را نیز تقویت می‌کند.برای من، محیط مدرسه باید یک فضای یادگیری همه‌جانبه باشد که در آن تنوع یادگیری‌ها و نیازهای دانش‌آموزان مورد توجه قرار گیرد. من سعی می‌کنم با ایجاد فضایی امن و حمایتی، دانش‌آموزان را تشویق کنم تا نظرات و ایده‌های خود را بیان کنند. این محیط باید شامل فعالیت‌های هنری، ورزشی و علمی باشد تا هر دانش‌آموز بتواند استعدادهای خود را کشف کند و رشد کند. به این ترتیب، مدرسه می‌تواند به یک مکان الهام‌بخش برای یادگیری تبدیل شود.

سوال ده : به عنوان یک معلم تحول‌گرا، من انتقاداتی به رویکردهای تربیتی فعلی در مدارس دارم و تمایل به تغییر آن‌ها دارم. نخست، آموزش باید بر درک عمیق و تفکر انتقادی متمرکز باشد، نه حفظ اطلاعات. دوم، به جای ارزیابی‌های سنتی، از روش‌های متنوع مانند پروژه‌ها و ارائه‌های گروهی استفاده می‌کنم تا توانایی‌های واقعی دانش‌آموزان را نشان دهم. سوم، یادگیری باید تجربی و عملی باشد و به همین دلیل از پروژه‌های عملی در کلاس‌ها بهره می‌برم. چهارم، با توجه به نیازهای فردی هر دانش‌آموز، روش‌های تدریس خود را تنظیم می‌کنم. در نهایت، بر اهمیت مشارکت والدین تأکید دارم و سعی می‌کنم ارتباط نزدیکی با آن‌ها برقرار کنم.این رویکردها به ایجاد محیطی پویا و الهام‌بخش برای یادگیری کمک می‌کند.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (170 امتیاز)
ویرایش شده توسط
به نام خدا

یگانه آریان پور

مقدمه: من یک دانشجو معلم رشته کار و فناوری در شهر تهران هستم و قرار است در یکی از مناطق شهر تهران معلم کار و فناوری مقطع راهنمایی شوم در ابتدا خیلی این رشته را نمی‌شناختم و درباره آن اطلاعات زیادی نداشتم ولی وقتی وارد این رشته شدم متوجه شدم به کارهای هنری علاقه دارم ولی به رشته تجربی رفتم ولی الان از اینکه در این رشته تحصیل می‌کنم راضی هستم همچنین من فرد برونگرا و اجتماعی هستم و فکر کنم که بتوانم با دانش آموزان ارتباط موثر برقرار کنم و آنها را درک کنم یکی از ویژگی‌های من که اطرافیان همیشه می‌گویند صبور بودن است که باعث می‌شود در حرفه‌ام موفق‌تر باشم. چون سر و کار داشتن با نوجوانان امروز ه کار دشواری است و همیشه از خدا برای انجام این مسئولیت خطیر کمک می‌طلبم

____

سوال یک:

معلمی صرفاً یک شغلی نیست و وظیفه‌ای که یک معلم دارد با هیچ شغل دیگری قابل مقایسه نیست در دین ما هم بسیار به معلمی پرداخته شده است و معلم را ارج نهاده‌اند داشتن فلسفه معلمی یکی از چیزهایی است که هر معلمی باید داشته باشد چون اگر شما دو معلم را با هم مقایسه کنید می‌بینید که روش و نحوه تدریس هیچ دو معلمی مانند همدیگر نیست پس داشتن فلسفه معلمی شخصی خیلی مهم است چون خداوند هر انسان را منحصر به فرد آفریده است داشتن فلسفه معلمی مانند داشتن نقشه راه است چون فلسفه معلمی هدف را برای هر شخص مشخص می‌کند همچنین معیاری برای ارزیابی خودمان است تا ببینیم چقدر به اهداف از پیش تعیین شده رسیده‌ایم

___

سوال دو:

خداوند خالق انسان و جهان است و ارتباط آنها یک ارتباط عمیق هدفمند و معنادار است خداوند جهان را هدفمند آفریده است و انسان با دیدن و تفکر کردن در آیات و نشانه‌های الهی به وجود خالقی بی‌همتا پی می‌برد این خالق بی‌همتا رب و مدیر و مدبر هم هست خداوند به گفته خود در قرآن انسان را خلیفه و جانشین خود در زمین قرار داده است و به دو صورت انسان‌ها را هدایت می‌کند یک : دادن عقل و اختیار تا انسان‌ها با فطرت خودشان مسیر را پیدا کنند و دو:  به وسیله پیامبران و امامان  انسان‌ها را هدایت می‌کنند در تربیت دانش آموزان از این مطالب نتیجه می‌گیریم که باید برای دانش آموزان مدیر و مدبر باشیم و برای هدایتشان و رساندن آنها به اهداف درسی و زندگی آنها دلسوز باشیم همچنین دانش آموزان را به تفکر و دیدن دقیق جهان و و نشانه های الهی تشویق کنیم .

___
سوال سه:

هر معلمی دوست دارد که دانش آموزانش در زندگی موفق باشند و به اهداف شغلی و درسی خود برسند و عاقبت بخیر شوند اما در زندگی اهداف دیگری هم وجود دارند اینکه صرفاً انسان در درس و شغل و درآمد موفقیت به دست بیاورد خوب است اما کافی نیست تربیت افرادی که مسئولیت پذیر همدل با اخلاص متواضع و ... باشند خیلی مهمتر از تربیت افرادی صرفاً باسواد در جامعه است جامعه ما پر است از افراد باسواد بی‌سود. من دوست دارم دانش آموزانم کنشگری و انسانیت را یاد بگیرند و اینکه در برابر اتفاقات اطرافشان و جامعه بی‌تفاوت نباشند و در برابر ظالمان بایستند و در حد توان از مظلومان دفاع کنند

____

سوال چهار: معلم اثربخش تاثیر خود را صرفاً در کلاس نمی‌بیند و خارج از کلاس درس هم برای بچه‌ها الگو و یاری کننده خوبی است در حیطه کلاس درس  باید از لحاظ علمی به دانش آموزان کمک کنند تا کنجکاو باشند و خودشان دنبال کشف مفاهیم بیشتر و عمیق‌تر بروند. معلم باید در تدریس خود تمام تلاش خود را بکند و کم نگذارد. همچنین معلم باید کار گروهی و جمعی و روحیه همدلی و همکاری را در آنها ایجاد کند. رفتار و اخلاق معلم در کلاس درس و خارج کلاس درس نکته مشترک بین این دو محیط تاثیر گذاری است اگر معلم در خارج از کلاس درس به عنوان یک فعال اجتماعی یا مددکار اجتماعی ظاهر شود. میتواند تاثیر گذاری بیشتری روی دانش آموزان داشته باشد در خارج کلاس درس معلم می‌تواند مسائل و مشکلات دانش‌آموزان را شناسایی کند و همراه ارتباط با خانواده‌ هایشان در حل آنها کمک کند

____

سوال پنج:

برای اینکه دانش آموزانمان بتوانند صحبت‌هایشان را راحت بگویند و ترسی نداشته باشند باید برای آنها یک محیط امن ایجاد کنیم  به آنها این اطمینان را بدهیم که بتوانند در کلاس حرف هایشان را درباره مسائل مختلف بزنند و  بدانند که قضاوت نمی‌شوند.  برای اینکه دانش آموزانی با خرد و متفکر داشته باشیم باید به آنها یاد دهیم که به اطراف خود بسیار توجه کنند و دقیق نگاه کنند و تفکر کنند و به مسائل نقد آمیز نگاه کنند. معلم می‌تواند کلاسش را با پرسش شروع کند و به گروه‌های بچه‌ها تحقیقات و پرسش بدهد و در کلاس مسائلی را با هم نقد و تحلیل کنند همچنین نقدها و تفکرات خود معلم و دیدگاه‌های معلم در زمینه‌های مختلف می‌تواند در رشد فکری دانش آموزان تاثیرگذار باشد همچنین علم می‌تواند در کلاس فیلم یا کتابی را معرفی کند و به همراه بچه‌ها ببیند و آن را نقد کند

___

سوال شش:

ساحت تربیت اعتقادی عبادی و اخلاقی :۱- فرا گرفتن آموزه‌های دین اسلام و انس گرفتن با قرآن و ائمه تلاش می‌کنم ۲- سعی می‌کنم مهارت‌های راهنمایی و مشاوره دادن را در این ساعت تربیتی کسب کنم تا بتوانم به دانش آموزانم کمک کنم

ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی: ۱- کسب مهارت تحلیل و نقد و تفکر انتقادی و داشتن دید وسیع در موضوعات

۲-مهارت کنشگری و بی‌تفاوت نبودن نسبت به مسائل روز و اجتماع و همکاری با تشکل‌های مختلف اجتماعی و فعالیت در آنها

ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری: ۱- نگاه عمیق به جهان پیرامون و تفکر در زیبایی شناسی مخلوقات جهان و یادگیری فلسفه زیبایی شناسی

 ۲- فعالیت‌های هنری در کنار درس و یادگیری مهارت‌های هنری مربوط به رشته خودم و دیگر رشته ها

ساحت تربیت بدنی و زمینی : ۱-مهارت مراقبت از سلامت جسمانی و روانی خود و ورزش کردن و یاد گرفتن امدادرسانی و خدمات درمانی

۲- شناخت تغذیه‌های سالم و طب سنتی و مزاج‌های انسانی

ساحت تربیت اقتصادی و حرفه‌ای : ۱- کسب مهارت های پولساز و تجربه کردن یک فعالیت اقتصادی و مشاوره با افراد آگاه و با تجربه

۲- فرا گرفتن مفاهیم جانبی فعالیت‌های اقتصادی مثل قناعت اخلاق حرفه‌ای و غیره

ساحت تربیت علمی و فناوری: ۱- تلاش برای افزایش علم نافع مرتبط با رشته تحصیلی و غیر مرتبط با رشته خودم

۲- شرکت در مسابقات و پژوهش‌های علمی و فناوری و تلاش برای پیشرفت علمی کشور

____

سوال هفت:

مسئولیت پذیری :ساختن یک فرد مسئولیت پذیر در اجتماع برای حفظ و بقای آن جامعه ضروری است مثال سپردن مسئولیت یا کار در کلاس درس و مدرسه به دانش آموزان

مفهوم کنشگری و مطالبه‌ گری  : اینکه دانش آموز نسبت به مصالح اجتماعی بی‌تفاوت نباشد و آگاهانه با مسائل برخورد کند مثال : راه‌اندازی یک پویش در مدرسه برای حل مشکلات دانش‌آموزان و مطالبه‌گری از مسئولین مدرسه برای حل مشکلات مدرسه

راستگویی و صداقت :  در دین ما بسیار به آن پرداخته شده است و شخص را قابل اعتماد برای جامعه می‌کند مثال برگزاری امتحان بدون حضور مراقب و در نظر نگرفتن نمره آن و بیان و سنجیدن مفهوم صداقت

وحدت و همبستگی: جامعه موفق است که ملت آن وحدت و همبستگی داشته باشد مدرسه می‌توانیم احساس تعلق به یک گروه مثل کلاس گروه کلاسی و مدرسه را با انجام فعالیت‌های مختلف ورزشی هنری مسابقه‌ای و غیر تقویت کنیم

قدردانی و سپاسگزاری و شکرگزاری:

طبق آیه قرآن کسی که شکرگزاری می‌کند روزی و موفقیت بیشتری به دست می‌آورد مثال تمرین شکرگزاری در ابتدا وسط یا انتهای کلاس و سپاسگزاری و تشویق دانش آموزان در کلاس از معلم و همدیگر

___

سوال هشت:

یک اصل هستی شناسی : آفرینش جهان هستی غایتمند و خداوند غایت همه موجودات است از این اصل به هدفمند بودن زندگی پی می‌بریم و باید حتی در کارهای کوچک هم هدف داشته باشیم و برای بچه‌ها این مسئله را تبیین کنیم

یک اصل انسان شناسی: انسان موجودی مکلف است و نسبت به انجام تکلیف خود نخست در برابر خدا و بعد در برابر خویشتن و دیگران مسئولیت دارد انسان در هر نقطه‌ای از زندگی خود دارای وظایف مشخصی است که باید آنها را بشناسد و به آنها عمل کند

یک اصل معرفت شناسی : شناخت آدمی با موانع و محدودیت‌های همراه است خداوند برای انسان عقل و اختیار قرار داده است ولی انسان از درک بعضی علوم عاجز است ولی باید از استعدادها و نعمت‌های خداوند تا جای ممکن برای کسب علم و معرفت استفاده کنیم

یک اصل ارزش شناسی: عدالت و گذشت و رفت و مهربانی از مهمترین ارزش‌هاست که باید این مفاهیم را با رفتار خودمان به دانش‌آموزان نشان دهیم و برای آنها الگو باشیم و آنها را با سیره زندگی ائمه و پیامبران انس دهیم

___

سوال نه:

به نظر من شرط تاثیر گذاری محبت اعتماد و امنیت است یعنی تا وقتی دانش آموز از سمت معلم خود مهربانی و محبت نبیند و از او احساس امنیت دریافت نکند و مورد اعتمادش نباشد از او تاثیری نمی‌پذیرد پس من ابتدا سعی می‌کنم که با دانش آموزانم از طریق مهربانی کمک کردن به آنها و غیره ارتباط موثر و صمیمی برقرار کنم و اعتمادسازی کنم تا بتوانم روی دانش آموزانم تاثیرگذاری داشته باشند برای تبدیل محیط کلاس به یک فضای همه جانبه باید انعطاف پذیر بود می‌شود و فضا و مکان کلاس را گاهی عوض کرد مثلاً گاهی به حیات برویم همچنین می‌توانیم فعالیت‌های درس کار و فناوری را متنوع‌تر و خلاقانه‌تر انجام دهیم  فعالیت‌های گروهی و رقابتی داشته باشیم و از نظرات و انتقادات و پیشنهاد دانش آموزان استقبال کنیم و برای بهتر شدن کلاس از آنها استفاده کنیم

سوال ده:

۱- نمره محور نباشیم یعنی سعی کنیم از فضای نمره محوری و سخت‌گیری فاصله بگیریم و تمام توجهمان به یادگیری دانش آموز باشد

۲- تبعیض بین دانش آموزان : متاسفانه در برخی مدارس ما تبعیض دیده می‌شود و از نظر دین ما هم درست نیست این کار باعث آسیب و حسادت در بین دانش آموزان می‌شود و معلم باید با نگاه عدالت به همه دانش آموزان بنگرد

۳-هزینه‌های زیاد و گزاف آموزشی:  سعی کنیم که برای امور اضافی و فعالیت‌های کار و فناوری از دانش آموزان هزینه‌های اضافی نگیریم و خانواده‌ها را به زحمت بیندازیم

۴- برنامه درسی فشرده و غیر منعطف:  در بعضی مدارس به خصوص در مقطع دبیرستان درسی بسیار زیاد است و باعث آسیب روحی و جسمی به دانش‌آموزان می‌شود و اینکه به پرورش بعدهای دیگر یک انسان توجه نمی‌شود برای مثال دانش آموزان از تقویت بعد معنوی و مهارت‌های اجتماعی باز می‌مانند

۵- محتوای درسی: در محتوای درسی ما صرفاً مطالب حفظی هستند و عمقی نیستند و وقت دانش آموز بعد از ۱۲ سال از مدرسه فارغ می‌شود علم و توشه‌ای به همراه ندارد پس باید سعی کنیم که محتوای آموزشی‌مان را غنی کنیم و سعی کنیم که در کلاس تعامل محور باشیم و معلم صرفا سخنرانی نداشته باشد

با تشکر از شما استاد گرامی
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (155 امتیاز)
مقدمه : من زهرا دهنوی معلم کاروفناوری هستم و قرار است در شهر مقدس قم خدمت کنم. بسیار تلاش گر هستم و اگر در کاری قدم بگذارم سعی می کنم با تمام توان آن کار را به سر انجام برسانم. دغدغه مند و علاقه مند به آموزش آموخته هایم به دیگران هستم و تلاش می کنم آموخته هایم را به روشی آسان و روان و خلاقانه ارائه دهم.امید است با افزایش روحیه تاب آوری بتوانم به اهدافم در تدریس دست یابم.

سوال ۱ : داشتن یک بیانیه ارزشمند فلسفه تربیتی به من کمک می‌کند تا دید گسترده و جامعی نسبت به اهداف و روش‌های تدریس خود در طول سال‌های خدمت داشته باشم و در صورت نیاز، آن را با تجربیات عملی و ارتقای دانش خود اصلاح کنم. برای تدریس بر مبنای اصول اسلام و اطاعت از اوامر پروردگار، و همچنین برای داشتن زندگی سالم، روبه‌پیشرفت و مقابله با گناه و ظلم—مانند تبیین کمک و همدلی با مردم مظلوم غزه که در جنگی ناجوانمردانه گرفتار شدند—به یک بیانیه ارزشمند فلسفه تربیتی نیاز دارم. این بیانیه مسیر روشن و مؤثری را برای من و دانش‌آموزانم فراهم می‌کند و به کشف استعدادها و علاقه‌مندی‌های آنان جهت یافتن شغل مناسب و رشد شخصیتی‌شان کمک می‌کند.

سوال ۲ : هدف از خلقت ما انسان‌ها قرب و نزدیکی به خداوند است و رابطه انسان با خداوند زمانی معنادار می‌شود که اعمال و برنامه‌های او در جهت این هدف قرار گیرد. رابطه انسان با جهان نیز باید در راستای رسیدن به پروردگار باشد، زیرا انسان‌هایی که درگیر و وابسته دنیا می‌شوند از هدف اصلی باز می‌مانند و هیچ‌گاه به آرامش نمی‌رسند. من تلاش می‌کنم دانش‌آموزانم رابطه خود را با خداوند معنادار کنند و کارهای فرعی خود را برای رسیدن قرب الهی انجام دهند. برای مثال، در کلاس به آن‌ها می‌آموزم که انتخاب مسیر شغلی و تلاش برای رسیدن به اهداف حرفه‌ای را با نیت رضایت خداوند و خدمت به جامعه انجام دهند تا رشد شخصیتی و تربیتی‌شان همسو با هدف اصلی خلقت باشد.

سوال ۳ : در حال حاضر مهم‌ترین دغدغه من به عنوان یک معلم، تدریس بر مبنای آموزه‌های دینی اسلام است. می‌خواهم به دانش‌آموزان توکل بر خدا، توسل به ائمه و تلاش و استمرار را بیاموزم تا بتوانند بر هر هدفی در زندگی دست یابند.یکی دیگر از اهداف من، آشنایی دانش‌آموزان با اهداف اسرائیل و یهودیت به عنوان اصلی‌ترین تهدید برای مسلمانان و بشریت است تا آن‌ها با شناخت دشمن و رفع تهدیدات آنها، بتوانند در ساخت جامعه مهدوی مؤثر باشند. همچنین می‌خواهم به متربیان کمک کنم تا استعداد و علاقه خود را در جهت یافتن شغل مناسب کشف کنند و مهارت‌های زندگی، از جمله توانایی حل بحران و مدیریت عواطف و احساسات در تصمیم‌گیری را بیاموزند. برای مثال ۱۵ دقیقه در هر جلسه را به صحبت راجع به مهارت های زندگی اختصاص می دهم.

سوال ۴ : من به عنوان یک معلم اثر‌بخش باید در کلاس درس به تمام دانش‌آموزان توجه داشته باشم، نقاط ضعف و قوت هر یک را شناسایی کرده و از نقاط مثبت آن‌ها برای اداره کلاس توسط خودشان بهره ببرم. با گفت‌وگو با دانش‌آموزان و خانواده‌ها و استفاده از رفتارها و روش مناسب، می‌توانم به آن‌ها کمک کنم نقاط ضعف خود را بهبود بخشند و توانمندی‌هایشان را شکوفا کنند. اینگونه یک معلم واقعاً اثر‌بخش خواهد بود. علاوه بر فعالیت در کلاس، همواره در جهت ارتقای دانش و مطالب خود تلاش می‌کنم، طرح درس مناسبی پیش از هر جلسه آماده می‌کنم و اطمینان می‌یابم که رفتار و اخلاق من خارج از کلاس نیز همسو با گفتار و عملم در کلاس باشد. این رویکرد باعث می‌شود دانش‌آموزان الگویی قابل اعتماد و محیطی آموزنده و پویا داشته باشند.

 سوال ۵ : برای تقویت خردورزی و تفکر نقادانه در دانش‌آموزان، از آن‌ها می‌خواهم به صورت گروهی در کلاس پیرامون موضوع مورد نظر بحث و تبادل نظر کنند و یک نماینده از هر گروه، جمع‌بندی نظرات اعضای گروه خود را ارائه دهد. سپس سایر گروه‌ها با دلایل منطقی و مستدل نظر آن گروه را نقد و بررسی می‌کنند. علاوه بر این، تکالیفی برای انجام در منزل به آن‌ها نمی‌دهم، زیرا بسیاری از دانش‌آموزان از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند. در پایان کلاس، از دانش‌آموزان می‌خواهم خلاصه، نظر و پرسش‌های خود را درباره آن جلسه بنویسند و تحویل دهند. این روش باعث می‌شود قدرت خردورزی، تحلیل و تفکر انتقادی در آن‌ها به طور مؤثر افزایش یابد.

سوال ۶ : ساحت اعتقادی، عبادی و اخلاقی : من سعی می کنم روحیه صبر و تاب آوری را برای تفهیم مسائل با حفظ کرامت متربی در خود تقویت کنم. از دیگر مهارت ها آشنایی با نیاز ها و محدودیت های مخاطب است که بتوانم به آنها پاسخ درست و مسئولانه بدهم.

 ساحت اجتماعی و سیاسی : شناخت خود را درمورد جایگاه سیاسی خود و مخاطبم در جامعه بالا می برم تا بتوانم به دانش آموزانم کمک کنم که در ساخت آینده روشن موثر باشند. به آنها کمک می کنم جایگاه و وظایف خود را به عنوان عضوی از خانواده به عنوان مهم ترین بخش برای تحقق جامعه صالح بشناسند.

ساحت زیستی و بدنی : تلاش می کنم روان و روحیات خود و مخاطبم را بشناسم به طور مثال اگر یکی از دانش آموزانم دچار افسردگی باشد می توانم با درک و ریشه یابی به او کمک کنم.

سبک زندگی خود را مورد ارزیابی قرار می دهم و سعی می کنم ایرادات آن را اصلاح کنم زیرا بسیاری از نقص های اخلاقی از خواب نادرست و تغذیه اشتباه منشاء می گیرند.

ساحت زیباشناختی و هنری : مهارت قدرت تخیل را با تصور موقعیت های فرضی در خود تقویت می کنم و با دادن تمرین های مشابه از دانش آموزان می خواهم از تخیل خود در جهت خلق آثار هنری استفاده کنند.

قدرت تحلیل زیبایی های طبیعت و پی بردن به عظمت پروردگار دیگر مهارتی است که تقویت می کنم.

ساحت اقتصادی و حرفه ای : به عنوان یک فرد تاثیر گذار تلاش می کنم تا به دانش آموزانم کمک کنم استعداد خود را پیدا کرده و با علاقه وارد مسیر شغلی شوند تا بتوانند عدالت و انصاف را در حرفه خود رعایت کنند. تلاش می کنم تا عوامل فساد و فقر در جامعه را بشناسم و با کمک دانش آموزانم به حل آنها بپردازم.

ساحت علمی و فناوری : یادگیری مهارت برنامه ریزی و توسعه فردی از جمله مواردی است که در تدریس خود به آنها حتما تاکید خواهم داشت. آموزش مهارت به کار گیری روش های خلاقانه با استفاده از ابزار های موجود برای استفاده حداکثری از امکانات به دانش آموزان مهم است.

سوال ۷: من بر کار گروهی دانش‌آموزان تأکید دارم، زیرا فعالیت‌های جمعی سبب رشد شخصیت اجتماعی و تقویت روحیه همکاری آنان می‌شود. رعایت گذشت و بخشندگی از ارزش‌های مهم اخلاقی است که در خود و دانش‌آموزان پررنگ می‌کنم؛ مثلاً در فعالیت‌های کلاسی به آن‌ها فرصت می‌دهم اشتباهات یکدیگر را ببخشند و دوباره با هم همکاری کنند. از دیگر ویژگی‌های اخلاقی که باید کنترل شود، هوای نفس است که به‌سادگی به دست نمی‌آید و تمرین فراوان می‌خواهد؛ مانند اینکه از دانش‌آموزان بخواهم مدتی خود را ارزیابی کرده و عادت‌های منفی‌شان را یادداشت کنند. رفتار بر پایه عدالت ویژگی مهمی است که با تقسیم عادلانه مسئولیت‌ها و فرصت‌ها در گروه‌ها، آن را پررنگ می‌سازم. همچنین بر مسئولیت‌پذیری تأکید دارم؛ برای نمونه دانش‌آموزان وظایفی مثل مدیریت وسایل کلاس یا پیگیری کار گروهی را بر عهده می‌گیرند و پیامدهای عمل خود را می‌پذیرند.

سوال ۸ : توجه به اصول هستی‌شناسی که همه موجودات نیازمند واجب‌الوجودند در تدریس مهم است. می‌کوشم توکل حقیقی به خدا و پرهیز از درخواست از غیر او را در خود و دانش‌آموزان تقویت کنم. با تکیه بر اصل انسان‌شناسی که کمال انسان در روح اوست، تقویت اصول اعتقادی مانند نماز اول وقت را در برنامه‌ تدریسم قرار می‌دهم؛ زیرا این‌ها مقدمه‌ی سیر کمال روحی‌اند. طبق اصل معرفت‌شناسی شناخت انسان با موانع و محدودیت هایی روبه‌روست. بر پایه سخن رهبر انقلاب، امیدآفرینی وظیفه اصلی است؛ بنابراین تلاش می‌کنم روحیه امید به آینده را در دانش‌آموزان تقویت کنم و نگذارم به خاطر نمره پایین ناامید شوند و برای شناخت بیشتر خود تلاش کنند تا به ابعاد دیگری از استعداد های خود دست یابند. در اصل ارزش‌شناسی، ارزش هر عمل هم به حسن فعلی و هم به حسن فاعلی وابسته است. در کلاس اهمیت نیت درست را توضیح می‌دهم؛ مثلاً می‌گویم برای ساخت جامعه مهدوی درس بخوانند نه صرفاً برای نمره. نیت‌های عمیق انگیزه حقیقی می‌آفرینند.

سوال ۹: به نظر من، مشارکت فعال دانش‌آموزان در تدریس و تدریس بر مبنای شناخت‌گرایی، مؤثرترین و پربازده‌ترین روش است. در محیط یادگیری همه‌جانبه، دانش‌آموز باید نقش اصلی را ایفا کند و معلم تنها هدایتگر باشد، نه سخنران منفعل. مشارکت دانش‌آموزان در فرآیند تدریس، آن‌ها را مسئول و فعال می‌سازد و درک عمیق‌تر مفاهیم را ممکن می‌کند. همچنین، کار گروهی و تبادل نظر در کلاس، مهارت‌های تفکر نقادانه و تحلیلگری را تقویت می‌کند و به پرورش ذهنی پویا و خلاق دانش‌آموزان کمک می‌نماید.

سوال ۱۰ : من از تکنیک سخنرانی استفاده نمی‌کنم، زیرا بازدهی دانش‌آموزانم را کاهش می‌دهد. تکالیف زیادی برای منزل تعیین نمی‌کنم و از دانش‌آموزان می‌خواهم تا به صورت گروهی و با تفکر فعال، تکالیف در همان کلاس را انجام دهند تا قدرت خردورزی و تفکر نقادانه آن‌ها تقویت شود. تشویق و توهین نادرست، حق دانش‌آموز را تضعیف می‌کند و بر دوش او مسئولیت اضافه می‌گذارد؛ بنابراین تنها در مواقع ضروری تشویق می‌کنم و توهین را کاملاً حذف کرده‌ام. دانش‌آموزان را به حمل بار سنگین کتاب یا ایجاد فضای رقابتی مجبور نمی‌کنم و تلاش می‌کنم محیطی دوستانه و همیارانه برای یادگیری آن‌ها فراهم شود.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (141 امتیاز)

به نام خدا

سارااحدی هستم دانشجو آموزش کاروفناوری به شماره دانشجویی۴۰۳۱۱۶۱۲۲۴۲محل زندگی وخدمت من قرچک است هدف من این است که بتوانم دانش آموزان قرچک را به بهترین جایگاه برسانم وافتخاری برای شهرم کسب کنم

سوال۱: چرا باید یک بیانه ارزشمنده فلسفی معلمی داشته باشیم؟

 فلسفی معلمی نمایانگر هویت و مسیر تکاملی معلم است که شامل طرز تفکر و دیدگاه معلم به رسالتش در آموزش و پرورش می باشد. من به عنوان یک معلم خلاق و هدفمند فلسفه معلمی خود را مشخص میکنم تا در تصمیم گیری هایم بنیانی مستحکم داشته باشم. ارزش ها و باور هایم را ثبت میکنم تا در آموزش خورد ثبات عمل داشته باشم و بتوانم ارتباط خوبی با دانش آموز هاییم برقرار کنم. اهداف آموزشی خود را تأیین میکنم تا در آینده با برسی آنها به میزان موفقیتم دررسیدن به اهداف بپردازم. برنامه های درسی و تجربه های آموزشی و عملکرد های هم را ثبت میکنم که در آینده با تجربه های جدید به بازبینی و اصلاع آن را بپردازم. این فرایند باعث تامل در عملکرد خود میشود. با اصلاح و ایجاد تغییرات مثبت در تدریس میتوانم توانمندی هایم را افزایش بدهم و شاهد پیشرفت های چشمیگیری در دانش آموز هایم باشم.

سوال۲:ارتباط معنا دار خدا وجهان وانسان چیست واین ارتباط را چگونه درتربیت متریی به کار میبرید؟

 معرفت شناسی شامل ارتباط جهان و انسان و خدا است خدا تنها خالق جهان است تمام عظمت دنیا از آن اوست انسانی که با خالق خود ارتباط قلبی برقرار کند می‌تواند جایگاهش را در جهان هستی پیدا کند و به موفقیت برسد انسان باید بداند هدف نهایی او رسیدن به خداست پس ذات درونی و ابعادش را شناسایی کند تمام کارهایی که در این جهان هستی انجام می‌دهد برای رضایت و خوشنودی خدا باشدتمام اتفاقات جهان به خواست خداست پس ما باید بدانیم این جهان برمدار خواست خداست باید ازپرودگار اطاعت کنیم تا هم دردنیا وهم درآخرت به سعادت برسیم وبهترین جایگاه را کسب کنیم 

سوال۳:اهدافی که دوست دارید دانش آموزان شما به آن دستیابی پیدا کنند چه موارد مهمی است تبیین نمایید؟

من به دانش آموزانم ابتدا خودشناسی را آموزش میدهم تاآنها به جایگاه والای خود پی ببرند هویت وعلایق واستعدادهایشان را کشف کنند زیرا انسان موفق قلب ودست ومغزش دریک راستا است من به دانش آموز هایم خدا شناسی را آموزش میدهم تا همیشه خدارا ناظر برگفتار رفتار واندیشه خودبدانند انها به هدف نهایی خود که همان تقرب به خداست پی ببرند وزندگی دنیوی خود را دراین راستا سپری کنند از طریق ارتباط قلبی با افریدگارشان امید درقلب هایشان شکوفامیشود وازشکست ترس ندارند خوش خلقی را به آنها آموزش میدهم تا درخانواده واجتماع انسان موفق تری باشند من اندیشیدن را آموزش می دهم نه اندیشه ها، مغزهارا پرورش‌میدهم نه گوش هارا، تا دانش آموزانم فردی خلاق ومتفکر باشند

سوال۴:نقش شما به عنوان یک معلم اثربخش درکلاس درس ودرخارج ازکلاس درس توصیف کنید؟

من در کلاس درس همیشه انتقال دهنده اطلاعات نیستم بلکه سعی می‌کنم طراح سوال باشم و به دانش آموزانم کمک کنم با فکر کردن به جواب سوال برسند تا دانش آموزان را وادار کنم در کلاس مشارکتی فعال داشته باشند و ذهن‌هایشان را به چالش بکشند کلاس را مدیریت می‌کنم تا محیطی امن و خوشایند برای یادگیری ایجاد شود آنها را ارزیابی می‌کنم تا سطح یادگیری کلاس را بسنجم معلم یک الگوی بزرگی برای بچه‌ها می‌باشد رفتارش و سخنش و نگاهش هر کدام برای بچه‌ها هزاران معنا دارد پس سعی می‌کنم بهترین الگوی آنها باشم در خارج از کلاس درس برای مسائل تحصیلی یا حتی زندگی شخصی آنها مشاوره بدهم مثلاً در انتخاب رشته تحصیلی کمکشان می‌کنم مهارت زندگی را به آنها آموزش می‌دهم آنها را در انتخاب مسیر درست راهنمایی می‌کنم

سوال ۵:چگونه خرد ورزی وتفکر انتقادی را بصورت عملی درمتربیان ارتقا میدهید؟

به جای اینکه مستقیم پاسخ سوال را بدهم با پرسیدن سوالاتی که دانش آموزان را وادار به تفکر کند آنها را راهنمایی می‌کنم تا به پاسخ برسند سوالات چالشی می‌پرسم تا ذهن‌ها را به چالش کشیده و بازی‌های فکری و معمایی برگزار می‌کنم با انجام آزمایشات و دادن اطلاعات از بچه‌ها می‌خواهم خودشان به نتیجه گیری برسندانجام کارهای گروهی باعث میشود بچه ها بصورت گروهی ایده ها واطلاعاتی جمع آوری کنند ونتیجه گیری مطلوبی را کسب کنند فیلم ها یا انیمیشن های آموزنده میگذارم تا بچه ها با دیدن آنها به نکته موردنظر برسند و بانقش آفرینی آنهارا علاقه مندبه یادگیری میکنم بطور مثال بااجرای تئاتر مهارت های زندگی را برایشان آموزش میدهم فرصت هایی برای بحث های ازاد وگروهی فراهم میکنم که بچه ها باهم صحبت کنند ونظرات وپیشنهادات خود رابیان کنند بااین کار تفکرانتقادی در آنها گسترش یابد

سوال ۶:شما برای هرمهارت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهیدکرد تابتوانیددانش آموزانی چندساحتی تربیت کنیدبرای هرکدام دومهارت که علاقه دارید بیان کنید:

ساحت تربیت عبادی اخلاقی,اعتقادی: 

۱.به حفظ وتفسیر به جای اینکه مستقیم پاسخ سوال را بدهم با پرسیدن سوالاتی که دانش آموزان را وادار به تفکر کند آنها را راهنمایی می‌کنم تا به پاسخ برسند سوالات چالشی می‌پرسم تا ذهن‌ها را به چالش کشیده و بازی‌های فکری و معمایی برگزار می‌کنم با انجام آزمایشات و دادن اطلاعات از بچه‌ها می‌خواهم خودشان به نتیجه گیری برسندانجام کارهای گروهی باعث میشود بچه ها بصورت گروهی ایده ها واطلاعاتی جمع آوری کنند ونتیجه گیری مطلوبی را کسب کنند فیلم ها یا انیمیشن های آموزنده میگذارم تا بچه ها با دیدن آنها به نکته موردنظر برسند و بانقش آفرینی آنهارا علاقه مندبه یادگیری میکنم بطور مثال بااجرای تئاتر مهارت های زندگی را برایشان آموزش میدهم فرصت هایی برای بحث های ازاد وگروهی فراهم میکنم که بچه ها باهم صحبت کنند ونظرات وپیشنهادات خود رابیان کنند بااین کار تفکرانتقادی در آنها گسترش یابد علاقه مند هستم وبااین کاردوست دارم دانش آموزان هم به خواندن قرآن علاقه مند کنم

۲.داستان گویی:داستان های اخلاقی ومذهبی برای بچه ها بیان کنم سناریوهایی بسازم تاازطریق آن بچه ها به فهم عمیق دینی برسند

۲.ساحت تربیت اجتماعی وسیاسی:

۱.اجرای تئاتر ونمایش: مهارت ساختن نمایش وتئاتر کسب کنم تا مسئولیت های اجتماعی ونقش های سیاسی را شبیه سازی کنم 

۲.افزایش اطلاعات تاریخی;معلومات خودرا درباره فرهنگ وتمدن و سیاست ها وزندگی های اجتماعی درطول تاریخ افزایش دهم

۳.ساحت تربیت زیستی وبدنی: 1.افزایش اطلاعاتم درباره سلامت وتغذیه مناسب که بتوانم دانش آموزانم را آگاه کنم

2.رشته های مختلف ورزشی رایادبگیرم تا به بچه ها هم آموزش دهم

۴.ساحت تربیت زیباشناسی وهنری:1.من استعداد نقاشی وطراحی دارم هدف من این است که این رشته هنری را ادامه بدهم تا به دانش آموزانم هم آموزش بدهم 

۲.با انجام کارهای هنری خلاقیت خود را پرورش دهم

۵.ساحت تربیت اقتصادی وحرفه ایی:

۱.بامشاغل ومهارت ها ونیازهای جامعه آشنایی پیدا کنم تا اطلاعات مناسبی دراختیاربچه ها بگذارم

2.در دوره ها کارآفرینی شرکت کنم

6.ساحت تربیت علمی وفناوری ‌:۱.کلاس هوش مصنوعی شرکت کنم وتکنولوژی را به بچه ها آموزش بدهم

۲.برنامه نویسی شرکت کنم

سوال ۷:پنج مفهوم اخلاقی واجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب کند باذکرمثال:

۱. مسئولیت پذیری :با انجام کارهای گروهی به آنها یاد می‌دهم هر کس باید مسئولیت خودش را به خوبی انجام دهد تا هم خودش و هم دیگران به موفقیت برسند

۲. صداقت: در برگزاری یکی از امتحانات از کلاس خارج می‌شوم و پس از پایان امتحانات به بچه‌ها می‌گویم هر کسی که تقلب کرده صادقانه بگوید به او نمره ۲۰ خواهم داد و توضیح می‌دهم که این نمره برای صداقت توست و صداقت از هر چیز دیگری حتی زمانی که کار اشتباه کردی مهمتر است

۳.عدالت: تعداد کمی خوراکی تهیه می‌کنم تعداد خوراکی‌ها از دانش آموزان کمتر باشد و ازشون می‌خواهم بین خودشون تقسیم کنند به آنها یاد میدم اگر خوراکی‌ها بین یکدیگر تقسیم کنند همه خوراکی می‌خورند و عدالت برقرار شده همه از سهم خوراکی استفاده می‌کنند

۴.کمک به یکدیگر: گروه هایی تشکیل می‌دهم و از آنها می‌خواهم کسی که درس را بلد است به دوستانش که هنوز یاد نگرفتند آموزش بدهند و نمره تشویقی از من بگیرد

۵.صبر: انجام تکالیفی که نیاز به انتظار دارند مانند پرورش و رشد یک گیاه یا انجام بازی‌هایی که نیاز به انتظار ونوبت دارند

سوال۸: باتوجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظربه مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی وارزش شناسی هرکدام یک اصل الویت فکری شماست وبر تدریس شما سایه خواهد انداخت با مثال بیان کنید؟

 در مبانی هستی شناسی اصل توحید در اولویت من است دانش آموزان باید یاد بگیرند خداوند تنها خالق هستی است و هر چیزی که وجود دارد از آن خداست در تدریس‌هایم به عظمت و زیبایی این جهان اشاره می‌کنم و می‌گویم که این‌ها همه خلق خداوند است در مبانی انسان شناسی کمال طلبی اولویت من است انسان همیشه جویای پیشرفت است من هم زمینه پیشرفت را برای دانش آموزانم فراهم می‌کنم در مبانی معرفت شناسی اولویت من اصل یادگیری از طریق تقلید است در تدریس الگوهای برجسته را برای بچه‌ها بیان می‌کنم در مبانی ارزش شناسی اصل عبودیت و اخلاص اولویت من است زیرا هدف اصلی تقرب به خداست بچه‌ها را برای کارهای خیر و عبادت‌هایی که انجام می‌دهند تشویق می‌کنم مانند کسی که در نماز جماعت مدرسه شرکت کرده است

سوال۹.مهم ترین تکنیک وروش تاثیر گزارشما درحوزه تربیت وتدریس چیست وچگونه محیط مدرسه را یک محیط همه جانبه یادگیری تعریف میکنید؟

 مهمترین روش تاثیرگذار من ایجاد رابطه خوب با بچه‌ها و محیط مناسب برای یادگیری اصلی را وقتی دانش آموز با معلمش ارتباط خوبی بگیرد و به مدرسه علاقه‌مند شود انگیزه و علاقه او برای یادگیری افزایش می‌یابد کلاس یکی دیگر از تکنیک‌های آموزشی من این است که به هر دانش آموز دیدگاه متفاوتی دارم زیرا شخصیت‌ها و استعدادهای متفاوتی دارد کلاس درس و یادگیری فراتر از یک چهار دیواری است باید در مدرسه همه محیط‌ها و همه اتفاقات فرصتی برای یادگیری باشد حتی زیباسازی حیات مدرسه یا بازی دانش آموزان در زنگ تفریح فرصتی برای یادگیری است به طور مثال دیوارهای مدرسه می‌توان جملات یا نقاشی‌های آموزنده کشید زنگ تفریح برای بچه‌ها بازی‌های فکری تدارک دید این گونه هم یادگیری افزایش یافته هم دانش آموز به مدرسه علاقمند خواهد شد

سوال۱۰.شماخودرا یک معلم اثر بخش، روشن فکر،تحول گرامیدانید وقتی مشغول حرفه معلمی شدیدکدام از رویکردها واقدامات تربیتی واموزشی که اکنون درمدارس انجام میشود را ترک میکنید پنج مورد بامثال ذکرشود؟

 ۱.مقایسه دانش آموزان با یکدیگر را انجام نمی‌دهند زیرا هر دانش آموزی باید نسبت به شرایط قبل خود پیشرفت داشته باشد

 ۲ .از تدریس یکنواخت و تکراری دوری می‌کند زیرا تدریس به روش‌های متفاوت برای بچه‌ها جذاب‌تر است و یادگیری را آسان می‌کند 

۳. هیچگاه دانش آموز را تحقیر نخواهم کرد زیرا غرورش و اعتماد به نفس او خدشه‌دار می‌شود ما باید به حقوق دانش آموزان احترام بگذاریم

 ۴.امتحانات سطح بالا نمی‌گیرم زیرا باعث ناامیدی و دلزدگی بچه‌ها از درس می‌شود هر چیزی را که آموزش بدهم همان را امتحان خواهم گرفت

 ۵ .از عصبانیت و تنبیه بدنی دوری می‌کنم زیرا دانش آموزان زمانی که حال معلم خوب است انرژی مثبت دریافت می‌کند بدون ترس و استرس و با خوشحالی به یادگیری می‌پردازند برقراری ارتباط خوب با دانش آموزان باعث می‌شود آنها احساس امنیت بکنند و به معلم و مدرسه اعتماد داشته باشند

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (148 امتیاز)
من ساره جهان تیغ معلم درس کاروفناوری در شهرقدس استان تهران هستم،اگر بخواهم به ویژگی هایم برای معلمی اشاره کنم خیلی علاقه دارم به یاد دادن و یادگرفتن مهارت ها، دوست دارم این یادگیری دو طرفه باشد نه صرفا از طرف معلم،برای من این مهم است تا جایی که می‌توانم همراه دانش اموزانم باشم و در این مسیر تربیت و یادگیری بتوانم موضوع هایی که واقعا ارزشمند هستند و در زندگی قطعا به کارشان می‌آید را آموزش بدهم.

پاسخ سوال یک: من معتقدم یک بیانیه فلسفی معلمی برای من مانند یک راهنما است که اهداف،باورها و تعهدات من نسبت به این شغلی که دارم مشخص می‌کند،در این نقشه راه باید هدف معلم مشخص شود تا بتوانیم عملکرد درستی مطابق هدفی که دارم داشته باشم، در این بیانیه این موضوع بیان می‌شود که هدف از تدریس چیست؟ آیا فقط قبولی در آزمون و کسب نمره است؟ خیر در واقع اهداف تدریس چیزی فراتر از انتقال اطلاعات و بیان مطالب حفظی از روی کتاب است،بلکه هدف اصلی پرورش دانش آموزانی است که استعداد ها و توانایی هایی که خداوند در اختیار او قرار داده است را شکوفا کند.من به عنوان یک معلم باید حواسم به این موضوع باشد که معلمی فقط یک شغل نیست بلکه یک رسالت و یک امانت الهی است،پس باید به تک تک کارهایی که قرار است در این مسیر انجام دهیم توجه داشته باشیم.

پاسخ سوال دو:من معتقدم بین خدا،انسان و جهان ارتباط معناداری وجود دارد،چرا که تمام کارهای خدا دلایل خاصی دارد که خداوند حکمت آن را می‌داند.

خداوند. این جهان را با نظم و عدالت خلق کرده و هریک از موجودات را در جای خود قرار داده است و نیاز های ضروری او را برای رسیدن به کمال فراهم کرده است،مخصوصا انسان که نیاز های او برای اینکه نفس انسان به کمال برسد توسط رسولان،کتاب آسمانی و آفرینش عقل فراهم کرده است،که همه اینها نشان از حکمت و ارتباط خدا با انسان و جهان هستی است.

اما من این ارتباط را در تدریس اینگونه به کار میبرم:برای مثال در درس کاروفناوری برای یادگیری دادن ارتباط میان رنگ ها از دانش آموزان می‌خواهم به ارتباط و ترکیب رنگ ها در طبیعت توجه کنند که همه این پدیده ها نشانه ای از خدا است و می‌بینیم که ارتباط هدفمندی بین جهان ، خدا و انسان وجود دارد که تمام پدیده های جهان با اراده خداوند و در مسیر هدفی که خداوند مشخص کرده است در حرکت است.

پاسخ سوال سه:به عنوان یک معلم مطابق با بیانیه فلسفی معلمی که دارم،اهداف من صرفا تدریس یکسری مطالب حفظی از روی کتاب نیست،بلکه برای من این مهم است که دانش آموز مهارت های زندگی را بیاموزد و قدرت تفکر انتقادی و تامل دقیق درمورد موضوعات مختلف داشته باشد،در واقع من می‌خواهم دانش آموزم استعداد ها و توانایی هایی که پروردگار در اختیار او قرار داده است را کشف و شکوفا کند برای اینکار مثلا سعی میکنم در درس کاروفناوری فقط یک هنر را یاد ندهم بلکه مثلا 5 تا هنر را آموزش دهم تا هرکدام در هنری که خودشان علاقه دارند فعالیت داشته باشند،برای تقویت تفکر عمیق و انتقادی درمورد مسائل سعی میکنم از آنها در مورد هنر هایی که آموزش می‌بیند سوال بپرسم مثلا مثلا اوریگامی یاد بدهم و از آنها بپرسم به نظر شما چگونه این کاغذ را توانستم با این شکل در آورم؟

یا مثلا بنظر شما یادگرفتن این مهارت ها در کدام مواقع زندگی می‌تواند بکار بیایید؟

سوال چهارم: در واقع من به عنوان یک معلم نقش خود را تنها محدوده کلاس درس نمی‌دانم بلکه برای من هر لحظه ای که در مدرسه هستم فرصتی برای یادگیری است.

در کلاس درس سعی میکنم به عنوان یک معلم دانش آموزان را در یادگیری همراهی کنم نه اینکه نگاه از بالا به پایین به دانش آموزان داشته باشم،و فقط من به آنها مسائل را یادبدهم،بلکه من برای دانش آموزان فضای امنی ایجاد میکنم تا بتوانند بدون ترس از قضاوت یا تمسخر ایده هایشان را بیان کنند و با یکدیگر گفت و گو داشته باشند.

اما خارج از کلاس من سعی میکنم در دسترس دانش آموزان باشم حتی به عنوان یک مشاور برای راهنمایی در مشکلاتی که ممکن است برایشان پیش آمده باشد؛یا اگر در خارج از کلاس دیدم دانش آموزی درحال انجام کاری است که در ان استعداد دارد نثار سرود می‌خواند ان را تشویق کنم و به او انگیزه بدهم برای اینکه استعدادش را شکوفا کند.

سوال پنجم: من به عنوان یک معلم برای ارتقای خردورزی و تفکر انتقادی به جای اینکه روی حفظ کردن مطالب تمرکز کنم سعی میکنم آنها درمورد مسائل خوب فکر کنند و سعي کنند خودشان به جواب برسند مثلا وقتی درمورد ترکیب رنگ ها و رابطه بین رنگ ها از آنها میخوام خودشان فکر کنند و ببیند از ترکیب رنگ ها می‌توانند چه زنگ جدیدی خلق کنند؟ حالا این رنگ و ترکیب رنگ را در کدام پدیده در جهان می‌توان مشاهده کرد؟ با این کار آنها هم درمورد خلق آثار خوب فکر می‌کنند و دست به عمل می‌شوند و دانش آموزان منفعل نیستد هم به تامل درمورد پدیده های جهان مشغول خواهند شد که همین خود گامیدر مسیر شناخت قدرت های خداوند بزرگ است و فهمیدن اینکه خداوند چه نعمت هایی را در اختیار ما قرار داده.

سوال ششم:

ساحت تربیتی_اخلاقی_اعتقادی:

مهارت شناخت درست آموزه های دینی: با خواندن قرآن،تفسیر قران،احکام و ...

مهارت فن بیان: با شرکت در کلاس های مهارت فن بیان،تا بتوانم داستان هایی اخلاقی برای دانش آموزان تعریف کنم به طوری که تاثیر گذار باشد.

ساحت اجتماعی_سیاسی:

مهارت بحث و گفت و گوی منطقی: ابتدا صحبت ها و اتفاقات مربوط به سیاست را مطالعه میکنم و سعي می‌کنم آگاهی نسبتا کاملی داشته باشم سپس درمورد یکی از موضوعات حاکم بر جامعه با دانش آموزانم درموردش گفت و گو میکنم،گفت و گویی که احترام ها رعایت شود و به صورت منطقی و درست باشد.تا بیاموزند در آینده چگونه باید وضعیت سیاسی اجتماعی کشور را تحلیل کنند.

مهارت تفکر انتقادی: برای مثال یکی اموری که در آموزش پرورش انجام می‌شود را مثال میزنم و از آنها میخوام نظرشان را درمورد این موضوع بیان کنند و تحلیل کنند،نقاط ضعف و قوت را بیان کنند با لحنی مناسب و رعایت اخلاق و ادب.

ساحت زیستی_بدنی: مهارت هایی ورزشی: سعي میکنم درمورد رشته های مختلف ورزشی اطلاع داشته باشم و بازی هایی که برای سلامت جسم و روان نیاز است را به دانش آموزان بگویم.

مهارت تغذیه سالم: لیستی از مواد غذایی سالم به آنها ارائه می‌دهم از آنها میخوام درمورد فواید این مواد غذایی هرکدام هرچه می‌داند بگوید و همچنین لیستی هم از غذاهای مضر ارائه می‌دهم تا ضرر ها و فواید این را هم بررسی کنند تا به نتیجه برسند چگونه باید تغذیه سالم داشته باشند و اصلا چرا باید تغذیه سالم داشته باشند؟

ساحت زیبایی شناختی: مهارت پیوند هنر با طبیعت: اول از همه سعي میکنم درمورد پدیده های هستی و رابطه ای که باهنر دارند خوب اطلاع داشته باشم و سپس همین روند را در کلاس هم ادامه بدهم.

مهارت استفاده از هنر در تدریس: از آنجایی که هنر دارای جذابیت است و توجه را جلب میکند سعي میکنم در تدریسم از ایده های جدید و هنری استفاده کنم تا مخاطب به سمت درس جذب شود.

ساحت علمی_فناوری:

مهارت شناخت و استفاده صحیح از فضای مجازی: ابتدا درمورد چگونگی استفاده درست از فضای مجازی ی اطلاعات دقیق را به دست می‌آورم سپس روش هایی که به آنها کمک می‌کند تا در زمینه علمی و فناوری پیشرفت کنند و ایده بگیرند را معرفی میکنم.

مهارت خلق کردن: از دانش آموزان می‌خواهم سعي کنند چیز هایی جدید ابدا کنند و وسایل به ظاهر ساده مثلا یک برگه کاغذ را به آنها می‌دهم و از آنها می‌خواهم با این کاغذ یک چیزی بسازند.

سوال هفتم:

بخشیدن: سعی میکنم در موقعیت هایی قرار دهم که این مهارت را تقویت کنند،مثلا آنهارا گروه بندی میکنم تا به صورت گروهی کاری را انجام دهند اگر در این کار کسی اشتباهی کرد به آنها می‌گویم که باید گذشت کنید تا بتوانید کارگروهی را پیش ببرید یا اگر دانش آموزی وسیله موردنیاز به هر دلیلی در دسترسش نیست از دوستانش میخوام اگر شرایطش را دارند به او ان وسیله را قرض بدهند.

 خوب فکر کردن: سعي میکنک هر روز یک سوال که ممکن است هرکدام یک جواب برایش داشته باشند و برمی‌گردد به نظر شخصی طرف را بیان کنم تا ببینم هرکدام چه دیدگاهی دارند و چگونه فکر میکنند.

انتقاد کردن: در مورد یک موضوعی که ممکن است دانش آموزان درموردش مشکل داشته باشند بیان میکنم و از آنها میخوام دید خودشان را نسبت به این موضوع بیان کنند،از آنها می‌خواهم هم به نکات مثبت و هم منفی این موضوع اشاره کنند و راهکاری برای رفع مشکل ارائه دهند.

همکاری: آنها را گروه بندی میکنم و به هر گروه یک مسئولیت می‌دهم .

صداقت و مسئولیت پذیری: از آنها میخوام تحت هر شرایطی راستش بگویند و مسئولیت کارشان را چه خوب چه بد قبول کنند.

سوال هشتم:از منظر هستی شناسی بنظر من این نظم موجود در جهان نشان از قدرت و حکمت پروردگار دارد که با چه دقت و نظمی هر پدیده را بوجود اورده،پروردگار ما هر کدام از موجودات را در جای خودش قرار داده و نیاز های مربوط به ان را برایش فراهم کرده ، مخصوصا انسان که نیاز های نفس او برای رسیدن به کمال را توسط رسولان،کتاب آسمانی و آفرینش عقل فراهم کرده است.از این روز توجه ویژه ای دارم به اینکه با تأمل درست درمورد هرکدام از این پدیده ها با نعمتی که خداوند در اختیار ما قرار داده یعنی عقل می‌توانیم نکات تربیتی زیادی دریافت کنیم و هرکدام از این پدیده ها نشان از خداوند دارند که خالق ما چقدر بزرگ است.

از منظر انسان شناسی: همان‌طور که می‌دانیم انسان داری فطرت حق جو است که کشش به سکت خداوند و پاکی دارد ، و همچنین خداوند استعداد های منحصر به فردی به هرکدام از انسان ها داده است که نیاز دارد کشف و شکوفا بشوند،من تمرکزم روی استعداد های به خصوص هرکدام از دانش آموز است نه اینکه بخواهم همه آنها مثل یکدیگر عمل کنند و دوست دارم دانش اموزانم در مسیر خودشناسی قدم بردارد و درمورداین موضوع و سرمایه ای که خداوند در اختیارش قرار داده تلاش بکند.

معرف شناسی برای من فقط محدود به عقل و حس نیست بلکه وحی هم قابل توجه است و به وحی هم اشاره شده است،پس باید ماهم به این موضوع اشاره داشته باشیم نه اینکه نسبت بهش بی توجه باشیم.

برای مثال به موضوعاتی که درمورد وحی است اشاره کنم.موضوعات قرآنی،اخلاقی و...

ارزش شناسی:من ارزش را با قوانین ساختگی توسط بشر ارزیابی نمیکنم بلکه ملاک من برای ارزش گذاری اعمال خداوند است و رجوع میکنم به کارهایی که برای خداوند ارزش دارند و توجه ویژه ای به آنها دارم برای مثال برای اینکه دانش آموزان پیشرفت کنند از آنها نمی‌خواهم باهم رقابت کنند بلکه اگر به یکدیگر کمک کنند تا بقیه هم پیشرفت کنند این برای من ارزشمند و قابل تحسین است.

سوال نهم:من تدریسم بر اساس گفت و گوی کلاسی است یعنی طوری که دانش آموز منفعل نباشد و فضای کافی برای رشد،بیان افکار،بیان ایده و... داشته باشد ، من این باور که معلم نگاه از بالا به پایین به دانش آموز داشته باشد و صرفا مطالب کتاب درسی را به دانش آموز بگوید را قبول ندارد،من می‌خواهم یادگیری عمقی و واقعی باشد نه اینکه دانش آموز مجبور باشد مطالب را صرفا برای قبولی در امتحان حفظ کند! با این روش اصلا یادگیری صورت نمی‌گیرد و فقط پیشرفت ظاهری است. به عنوان یک معلم نمی‌توانم نسبت به این موضوع بی اهمیت باشم چون وظیفه من پرورش و تربیت دانش آموزانی درست است که توانایی ها و استعداد هایشان را کشف کنند و به خودشناسی برسند،دانش آموز هم باید فرصت داشته باشد تا بتواند در کلاس درس خودش را نشان دهد نه فقط با گرفتن نمره خوب!

اما در خارج از کلاس همچنان وظیفه من ادامه خواهد داشت من فقط کلاس را مختص به یادیگیری نمی‌دانم بلکه تمام مدرسه بنظر من پر از فرستادم یادگیری است و تمام کسانی که در مدرسه هستند در این یادگیری نقش دارند حتی خدمتکار مدرسه!

اما در خارج از کلاس من به غیر از معلم می‌توانم یک مشاور هم برای دانش اموزانم باشم تا حتی بتوانند در مورد مشکلاتی که برایشان پیش آمده باهام حرف بزنند و بتوانم راهنمایی کنم و به دنبال یک راهکار باشیم،با انجام ایکار خیالمان راحت است دانش آموز برای حل مشکل جای درستی آمده است ما می‌توانیم این موضوع را با مشاور مدرسه درمیان بگذاریم و به او کمک کنیم.

سوال دهم:

1.تمرکز بر مطالب حفظی: این فرآیند اجازه نمی‌دهد دانش آموز در کلاس درس کنشگر و فعال باشد انگار فقط باید سعی کند مثل بقیه دانش آموزان باشد و همه هم فقط یکسری مطالب را حفظ کنند،این دقیقا مخالف پرورش استعداد هایی است که خداوند در اختیار ما قرار داده است و این هم به کل اشتباه است! تربیت درست برای این است که دانش آموز بتواند استعداد های درونی اش را کشف و شکوفا کند نه اینکه بدتر آنها را از بین ببرد!

2.حجم زیاد مطالب درسی: این حجم از کتاب ها مطالب واقعا برای یک کودک یا یک نوجوان واقعا زیاد است یا حتی در بیشتر مواقع بیشتر از توان دانش آموز است اگر این فرآیند ادامه یابد دانش آموز دچار خودکم بینی ، از دست دادن اعتماد به نفس می‌شود.

3.زمان طولانی کلاس: دانش آموز اگر 3 زنگ هم در کلاس درس باشد با 15 دقیقه استراحت واقعا کم است،مگر چقدر ذهن ظرفیت داره؟ سعی میکنم آموزش و تدریسم را در 30 دقیقه یا کمتر تمام کنم تا دانش آموز دچار فرسودگی و خستگی نشود.

4. زیاد:نادیده گرفتن توانایی های هر فرد: اسرار بر اینکه تمام دانش آموزان باید مثل هم باشند اشتباه است چون هر فرد در یک زمینه مهارت دارد و حتی ممکن است به بعضی از کارها علاقه ای نداشته باشد، مثلا سعی میکنم بجای یاد دادن فقط یک مهارت که همه مجبور بشوند همان را یاد بگیرند چند مهارت را آموزش و پیشنهاد می‌دهم تا هرکدام در زمینه ای که علاقه و استعداد دارد ادامه دهد.

5.قوانین سخت: تعیین قوانین سخت برای اینکه دانش آموز مطیع باشد اشتباه محض است ، با اینکار ما به شعور دانش آموز هم توهین میکنیم ، باید شرایط به خصوص هرکدام دانش آموز را در نظر داشته باشیم و اینکه این قوانین سخت موجب فراری شدن دانش آموز از مدرسه و کلاس می‌شود و زمان دانش آموز هدر می‌رود چون در جایی وقت می‌گذراند که علاقه ای ندارد و به اجبار تحمل میکند.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (136 امتیاز)
مقدمه

به نام خدا من اطهر ده جان هستم.دانشجو معلم معلم آموزش فیزیک ورودی ۴۰۱ که سه سال پس از گرفتن دیپلم تجربی کنکور ریاضی دادم و این رشته قبول شدم من در جنوب کشور یعنی استان بوشهر بندر دیر متولد شده ام و پس از گذراندن چهارسال دانشجویی قرار است به محل خدمت خودم یعنی بندر کنگان بروم و در آنجا تدریس کنم.

من هنگامی که دبیرستان بودم از رشته فیزیک بسیار تنفر داشتم و نمره ی من از ۱۶ بالاتر نمیرفت و برای بهتر شدن درسم تلاشی نمیکردم اما سال آخر که دبیر فیزیک مان عوض شد به فیزیک علاقه مند شدم ولی دیر بود و من در دوران پشت کنکوری ام به دبیری فیزیک فکر می کردم تا با تدریس خلاقانه و ایجاد شوق و ذوق در دانش آموزان آن ها را به فیزیک علاقه مند کنم.

من در دوران پشت کنکوری ام بعصضی اوقات خسته می شدم، ناامید می شدم اما هدفی که داشتم مهم تر از آن ها بود باید به آن می رسیدم. و الحمدالله به خواسته قلبی خود رسیدم.

سوال اول

داشتن بیانیه فلسفه معلمی یعنی داشتن قطب نما: این بیانیه به معلم یادآوری می کند که چرا مسیر معلمی را انتخاب کردهداست و هم کمک می کند تا در این مسیر بماند.

خودآکاهی: بیانیه باعث می شود معلم بداند چرا معلمی می کند و برای چه چیزی وارد این حرفه شده است.

هدایت تصمیم های آموزشی: بیانیه باعث می شود جلوی سر درگمی و تغییر مداوم روش ها بدون دلیل منطقی را می گیرد.

ایجاد معنا و انگیزه در کار: بیانیه فلسفه به معلم کمک می کند که کارش را به عنوان یک ناموریت ببیتد و در راه مسیر اش انگیزه بگیرد.

ارتباط با دیگران: این بیانیه باعث شفافیت و جلب اعتماد می شود

رشد و باز اندیشی مداوم: معلمی یک حرفه پویاست. بیانیه فلسفه چیزی نیست که یکبار نوشته شود و برای همیشه ثابت بماند.

سوال دوم

خداوند: سرچشمه خالق همه چیز است، همه هستی وابسته به اوست و معنا و هدف خود را از او می گیرد.

جهان هستی:مخلوق خداوند است، یک کتاب بزرگ که آیات و نشانه های الهی در آن آشکار است. جهان نه فقط یک محیط فیزیک، بلکه ندرسه ای برای یادگیرق حقیقت و شناخت خالق است.

انسان: اشرف مخلوقات و خلیفه خدا در زمین است، اوهم دارای بعد مادی و هم معنوی است . وظیفه اش، شناخت خدا استفاده درست از جهان و حرکت به سوی کمال است.

پس ارتباط این ۳ چنین است: خداوند خالق و هدف نهایی است، جهان هستی ابزار و نشانه است ، انسان جوینده و مسئول است که با شناخت جهان به خدا می رسد و مسیر رشد خود را پیدا می کند.

_کاربرد در تربیت متربی:

ایجاد معنا در زندگی:به متربی یاد بدهیم که درس خواندن، علم آموزی و حتی مشاهده طبیعت فقط برای نمره یا شغل نیست بلکه برای شناخت بهتر جهان و در نهایت شناخت خداست.

تقویت شکرگزاری و مسئولیت: وقتی متربی بداند جهان امانت خداست، یاد می گیرد در برابر طبیعت و حتی خودش مسئول باشد.

پرورش بعد اخلاقی و معنوی: آموزش فقط مهارت و دانش نیست ؛ باید وجدان اخلاقی ارتباط روحی متربی با خدا هم رشد کند.

هماهنگی علیم و ایمان: هرچه که متربی می اموزد می تواند پلی باشد برای فهم عظمت آفرینش و درنتیجه تقویت ایمان.

در تربیت معلم می تواتد جهان هستی را کلاس درس خدا شناسی ببیند و به متربب نشان دهد که یادگیری تجربه های زندگی و حتی مشکلات، همه فرصتی برای رشد انسان و نزدیک تر شدن به خدا هستند.

سوال سوم

رشد علمی و مهارتی: تسلط بر مفاهیم درسی و مهارت های پایه ای ،یادگیری مهارت های عملی و کاربردی برای زندگی روزمره

تقویت مهارت های فردی: پرورش اعتماد به نفس و عزت نفس ،یادگیری مدیریت زمان، نظم و برنامه ریزی

رشد احتناعی و ارتباطی: توانایی کار گروهی و همکاری بادیگران ، پرورش مهارت های ارتباطی

سوال چهارم

نقش معلم در کلاس درس:

تسهیل کننده یادگیری

الهام بخش و انگیزه دهنده

مدیریت کننده فضای آموزشی

پرورش دهنده مهارت های فردی و اجتماعی

نقش معلم در خارج کلاس:

الگوی اخلاقی و انسانی

حامی و مشاور

ارتباط با خانواده ها

خدمت به جامعه

سوال پنجم

پرسشگری

مقایسه و تحلیل

بحث و گفت و گو گروهی

یادگیری مبتنی برمسئله

تحلیل منابع و شواهد

نوشتن و بازتاب

تشویق به اشتباه کردن و یادگیری از آن
دارای دیدگاه توسط (136 امتیاز)
سوال ششم

ساحت اعتقادی،عبادی و اخلاقی:

تقویت ایمان و باورهای دینی

پرورش معنویت ،اخلاق نیکو،صداقت و مسئولیت پذیری در برابر خدا و خلق

ساحت علمی و فناوری

رشد دانش و تفکر علمی

آشنایی با علوم روز ، فناوری و توانایی درست از آن ها

ساحت هنری و زیبا شناختی:

پرورش ذوق خلاقیت و درک زیبایی

توجه به هنر، ادبیات، موسیقی ، معماری و دیگر جلوه های زیبایی در زندگی

ساحت اجتماعی و سیاسی:

آشنایی با حقوق و ظایف اجتماعی و شهروندی

پرورش روحیه همکاری ،مسئولیت اجتماعی عدالت خواهی و احترام به قانون

ساحت سلامتی:

توجه به سلامت جسمی تغذیه ورزش و بهداشت

یادگیری مهارت های لازم برای داشتن زندگی سالم و با نشاط

ساحت اقتصادی و حرفه ای:

آشنایی با فرهنگ کار تولید و پرورش روحیه کارافرینی

سوال هفتم

مسئولیت پذیری:

دانش آموز بداند که هررفتاری پیامد داردو در برابر کارهای خود پاسخگو باشد.

مثال: اگر تکالیفش را انجام ندهد به جای بهانه گیری مسئولیت را بپذیرد و برای جبران آن تلاش کند.

احترام به دیگران: احترام به حقوق عقاید احساسات دیگران پایه ای ترین اصل زندگی اجتماعی است

مثال: در کلاس وقتی یکی از همکلاسی ها محبت می کند بدون قطع کردن حرفش گوش دهد.

همکاری و کار گروهی:

دانش اموز یاد بگیرد که نوقعیت جمعی مهم تر از صرفا موفقیت فردی است

مثال: در یک پروژه گروهی هرکس سهم خود را انجام دهد تا کل گروه موفق شود.

صداقت و راستگویی:

پایه و اعتماد در روابط انسانی است

مثال: اگر پاسخ سوال امتحان را نمی داند، به جای تقلب صادقانه پاسخ دهد

کمک به دیگرانو همدلی:

توجه به نیازهای دیگران باعث ایجاد جامعه ای سالم تر و مهربان تر می شود

مثال: وقتی می بیند همکلاسی دفتر یا مداد ندارد وسایل خود را با او به اشتراک میگذارد

سوال هشتم

هستی شناسی نگاه به جهان و خداوند

اصل ترببتی: باور به توحید و معنا داری جهان

جهان پوچ نیست،همه چیز هدفمند و نشانه ای از خداوند است.

مثال: وقتی به افرینش یک گل یا نظم کیهان اشاره می کنیم آن را فرصتی برای یاد آوری حکمت و قدرت الهی به دانش آموزان می دهیم.

انسان شناسی شناخت جایگاه و ظرفیت انسان

کرامت ذاتی انسان و قابلیت رشد بی نهایت

توضیح: دانش آموز صرفا یادگیرنده علم نیست بلکه موجودی با استعدادهای معنوی عقلانی و اخلاقی است

مثال: به دانش آموزان نشان می دهیم که حتی اگه نمره پایینی بگیرند ارزش و شخصیت او محفوظ است و او ظرفیت رشد و جبران دارد

معرفت شناسی شناخت راه های دستیابی به حقیقت

اصل تربیتی: اهمیت عقل و وحی و تجربه در یادگیری

توضیح دانش آموز باید بداند که راه حقیقت فقط تقلید کورکورانه نیست بلکه عقل علم و هدایت الهی مکمل هستند.

مثال: در بحث یک موضوع علمی مثلا گردش زمین علاوه بر دلایل تجربی جایگاه عقل در فهم و جایگاه دین در هدایت را توضیح می دهیم

ارزش شناسی تشخیص خوبی و بدی

اصل تربیتی: تقدم ارزش های الهی و اخلاقی بر منافع مادی

توضیح : انسان باید بداند که ارزش راستگویی عدالت و تقوا بالاتر از سود مادی است

مثال: اگر دانش اموزی بتواند با تقلب نمره بالاتری بگیرد به او می آموزم که صداقت ارزشمندتر از نمره است و این فضیلت سرمایه اصلی اوست.

سوال نهم

روش الگو بودن معلم (تربیت از طریق عمل و رفتار) را مهم ترین میدانم

مثال: اگر میخواهم به دانش آنوز احترام و صداقت را بیاموزم، خودم باید در برخورد روزانه صادق باشم به وعدهدهاین عمل کنم و با احترام با دانش آموز و همکار رفتار کنم و این خود به تنهایی بهترین تکنیک است.

ویژکی های محیط یادگیری همه جانبه

محیط معنوی: اغاز روز با یاد خدا و تقویت هویت دینی

محیط علمی: تشویق به پرسشگری تحقیق و یادگیری فعال نه فقط حفظ کردن

محیط اجتماعی: فرصت تجربه کارگروهی شوراهای دانش آموزی

محیط اخلاقی: تقویت رفتارهای درست از طریق تمرین عملی

محیط هنری و ورزشی: توجه به استعدادهای متنوع دانش آموزان برای تعادل روحی

سوال دهم

تاکید بیش از حد بر نمره و امتحان

چرا؟ چون نمره همیشه نشان دهنده ی یادگیری واقعی نیست و باعث اضطراب. رقابت ناسالم و بی انگیزگی می شود‌

جایگزین: استفادا از ارزشیابی توصیفی و تمرکز بر پیشرفت فردی دانش آموز.

روش تدریس یک طرفه (سخنرانی صرف معلم)

چرا؟ چون دانش آموز منفعل می شود و فقط حفظیاتش تقویت می شود و نه تفکر و خلاقیت

جایگزین: روش فعال بحث گروهی پروژه محور و یادگیری اکتشافی

بی توجهی به تفاوت های فردی

چرا؟ چون هر دانش آموز استعداد سرعت یادگیری و علاقه های متفاوت دارد و یک نسخه ی یکسان برای همه عادلانه نیست

جایگزین: تنوع در تکالیف توجه به استعدادها و ایجاد فرصت انتخاب برای دانش آموزان

بی اهمیا دانستن پرورش اخلاقی و معنوی

چرا؟ چون آموزش صرفا علمی بدون توجه به تربیت اخلاقی خروجی ناقص دارد و انسان متعادل پرورش نمی دهد

جایگزین: تلفیق درس ها با ارزش های اخلاقی رفتلر عملی معلم و ایجاد فرصا تمرین فضایل

تکیه بر تنبیه و اجبار

چرا؟ چون تنبیه فقط ظاهر فقط ظاهر رفتار را کنترل می کند ولی انگیزه درونی ایجاد می کند و حتی مقاومت منفی می سازد

جایگزین: تقویت انگیزه درونی تشویق مثبت گفت و گوی محترمانه و مشارکت دانش آموز در قوانین کلاس

پس نمره محوری، تدریس یک طرفه، نادیده گرفتت تفاوت ها، بی توجهی به اخلاق و استفاده از تنبیه مواردی هستند که ترک خواهم کرد.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)
به نام خداوند بخشنده مهربان

 زهرا محمدی مقدم هستم دانشجوی رشته آموزش کار و فناوری در دانشگاه فرهنگیان تهران؛ به لطف خدا بعد از گذراندن دوره کارشناسی قرار هست که در شهر تهران منطقه ۱۴ تدریس کنم.

از ویژگی‌هام که میتونم بهش اشاره کنم، احساس همدلی و درک بچه‌ها و دانش آموزان هست مخصوصاً در مواقع حساس تحصیلی مثلاً زمان امتحانات. به تدریس رشته‌ام علاقه دارم خدا را شکر می‌کنم که بهترین حالت ممکن را برامون چیده.

از ویژگی‌های بارز دیگرم پر انرژی بودنم هست و مهربان هستم و بچه‌ها رو دوست دارم

■ در پاسخ به سوال اول باید بگویم که

 زیرا به اهمیت داشتن فلسفه بیانیه تربیتی شخصی پی برده‌ام. معتقدم که یک معلم باید بداند که دارد چه کار انجام می‌دهد، بر شیوه تدریس و خودش مسلط باشد. وجود این فلسفه از دیدگاه من مانند یک نقشه راه است که به من معلم نشان می‌دهد در هر مرحله از سال تحصیلی و حتی در اوقات غیر تحصیلی دانش آموزانم چه کارهایی را باید انجام دهم و به چه آمادگی‌هایی در تدریس و عملکرد خود بایدبرسم.

بعد از اینکه در درس فلسفه تربیتی اسلام با این واحد آموزشی و این بیانیه آشنا شدم ناخودآگاه به روش تدریس و از همه مهمتر روش برخورد و رفتار و گفتار معلمانم تاکنون فکر کردم و به راحتی می‌توانستم تشخیص دهم که کدام یک از معلمانم با آگاهی و تسلط بر طرح درس و شیوه رفتاری خود پیش رفته‌اند و کدام در این زمینه ناآگاه بودند یا با موفقیت عمل نکرده‌اند.همه این موارد مرا ترغیب می‌کند که با توجه به جایگاه الگو بودن که در شغل ما بسیار پررنگ است،بهترین تصمیمات و برنامه‌ها را برای ایفای بهترین نقش خود در این شغل مقدس بگیرم که این کار با ترسیم بیانیه تربیتی شخصی من محقق می‌شود.

■پاسخ سوال دوم از دیدگاه شخصی من:

اولین بار که این سوال را خواندم بلافاصله مثلثی در ذهنم شکل گرفت که در راس اضلاع آن خداوند قرار دارد و دو راس دیگرش انسان و جهان هستند‌‌.

درباره اینکه این ارتباط را چگونه می‌توانم به دل آموزش‌ها و کلاس درسم بیاورم نیز فکر کرده‌ام.هرچندبا بررسی دقیق سرفصل‌های کتاب درسی‌ام در مقطع و پایه‌ای که قرار می‌شود تا تدریس کنم،جزئیات این کار مشخص‌تر می‌شود. اما تاکنون ما واحدی عملی با عنوان کار با چوب را گذرانده‌ایم که بسیار برایمان جذاب بود اگر در همین درس بخواهم به وجود ارتباط معنادار این سه مورد اشاره کنم مثلاً زمانی که دانش آموزانم از برش یک چوب لذت می‌برند یاوقتی که در حال خلق آثاری هنری و مجسمه‌ای از یک تکه درخت خشک شده هستند،این موضوعات را به آنها یادآوری می‌کنم که همه این‌ها و طبیعت وکل جهان برای من انسان آفریده شده، خالق این چوب و نیز خالق من و شما خداوند متعال است. و ما و این جهان علاوه بر در آفرینش در بقا نیز به خداوند نیازمندیم و این ارتباط و وابستگی هیچگاه قطع نخواهد شد

فرق شمای انسان با این چوب و چکشی که دست شماست این است که شما اشرف مخلوقات آفریده شده‌اید

در اینجا به مباحثی مانند شکرگزاری و رد نظریه تکامل نیزبرحسب شرایط موجوداشاره می‌کنم.

این مثال تنها یکی از مثال‌هایی بود که برای روشن شدن این ارتباط سه گانه در ذهن دانش آموزانم بیان کردم

■پاسخ پرسش سوم:

 اهداف جامع وسیع گوناگون متنوع و زیادی برایشان در نظردارم

اینکه دید و نوع نگاهشان به دنیا و خودشان و زندگی درست باشد از اهداف جامع من هست.

از مهمترین اهدافم که دلم می‌خواهد واقعاً همه دانش آموزانم به آن برسند درک عزتمندی در زندگی است. با توجه به اینکه دانش آموزان مخاطبم دختر هستند از نگاه بنده دختران عصر امروز بیشترازپیش به رسیدن به مفهوم عزت نفس در زندگی‌شان نیازمندند. چرا که اگر به این موضوع باور داشته باشند و این حقیقت را در وجود خود بیابند که شیوه زندگی‌شان تغییر می‌کند و انشاالله در مسیر درستی بر اساس قوانین عالم و فطرت وجودی‌شان زندگی می‌کنند.(یک مثال ساده در این باب می‌توانم اشاره کنم به نوع نگاهی که بزرگان دینی ما، نسبت به گناه داشتن و همین باعث می‌شد که از آن مص ون بمانند؛ برایشان می‌گویم نقل به مضمون است که آنها گناه و زشتی رابه زباله‌ای تشبیه می‌کنند که هیچکس تمایل ندارد از آن استفاده کنند) نظر من عزت نفس جلوی خیلی از گناهان را می‌گیرد و این را برای دانش آموزانم، بسیار می‌پسندم

امیدواری و حسن ظن داشتن به رب العالمین نیز برای من مهم است که جزوی از ذهنیت و سبک زندگی آنها شود چرا که با این روحیه پیش رفتن در مسیرهای مهم زندگی از جمله در مسیرتحصیلی و کنکورشان راه را برایشان باز می‌کند

فارغ از اهداف تحصیلی و پیشرفتشان در درس و موفقیت که فکر می‌کنم از اهداف مشترک قشر ما باشد اشاره می‌کنم به داشتن شخصیت و هویتی مستقل و خودساخته.

همواره و در همه مراحل زندگی‌شان اهل آموزش و یاد یادگیری باشند و هیچگاه خود را دانای کل ندانند. متربیانم کتاب زیاد بخوانند و آگاهانه زیست کنند

دوست دارم که برای همه خیروخوبی بخواهند و اینگونه انرژی مثبتی را به زندگی خود وارد کنند

ودرنهایت دوست دارم بدانندکه چقدردوستشان دارم وباعشق وانرژی برای آموزش به آنهاخودم یادمیگیرم وبهشان چقدرامیددارم
دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)
پاسخ به پرسش چهارم امتحانی:

مهمترین دلایلی که باید در پاسخ به این سوال به آن اشاره کنیم موضوع الگو بودن و تاثیر پذیری است که دانش‌آموزان از معلم خود دارند

این اثرپذیری به گونه‌ای است که اکثر افراد گاهاً تا سال‌ها بعد از دوران تحصیل خود نیز آن را به همراه دارند و در زندگی شخصی و روزمره آنها تاثیر می‌گذارد و نقش دارد.

پر واضح است که معلم در خارج از تایم کلاس نیز بر متربیان خود موثر است این موضوع به چند بخش تقسیم می‌شود مثلاً اینکه در تعطیلات و زمان‌های خارج از کلاس درس که آموزشی برگزار نمی‌شود مانند تابستان و یا عید مربی باآماده کردن خود از هر جهت و گذراندن آموزش‌های مختلف در زمینه آموزشی و تربیت دانش آموزان بر روند ذهنیت و مسیر تحصیلی و زندگی آنها اثرگذار است

این اثرگذاری بسیار جامع است و صرفاًدرموضوع مباحث درسی نمی گنجد.

تاثیری که آگاهی از این مدل الگو بودن معلم در من گذاشت این بود که بر تمامی رفتارها و جزئیات کلام خود در تایم کلاس و حتی خارج از کلاس نیز دقت داشته باشیم چرا که گاهاً دیده یا شنیده‌ایم زمانی که دانش آموزان معلمان خود را با پوششی متفاوت ازمدرسه ببیند،اعتمادشان به اوازدست می‌رود این تأثیرپذیری به نوع منفی خود تبدیل میشود.

روش‌هایی که در دوران تحصیل در دانشگاه برای مدیریت کلاس می‌گذرانیم را حتماً اجرایی خواهم کرد که متفاوت از کلاس داری سنتی است

از طرفی با استفاده از اطلاعاتی که نتایج آزمایش‌های روانشناسی و تجربیات معلمان در سراسردنیابه دست آمده ومطالعه کتابهایی که در این زمینه وجوددارن و چند مورد از آنها را هم اکنون نیز تهیه کرده‌ام می‌خواهم که معلمی باشم که رفتارهای آگاهانه ای دارد

■پاسخ به سوال پنجم امتحانی:

به نظر من خردورزی و تقویت آن به جلب کردن توجه دانش آموزان به یک سناریو و سپس خواسته ما از آنها که از نظر خود آن را تحلیل نمایند و نظرات خود را بیان کنند بستگی دارد در موضوع تفکر انتقادی نیز موقعیتی قرار دهیم که در برابر ابراز تفکرات نقد گونه پاداش بگیرند.این شیوه به نظرم برای ابتدای کار و تقویت دانش‌آموزان برای نقادگونه فکر کردن موثر باشد. ذکر این نکته که نقد صرفاً به معنای بیان ویژگی‌های منفی نیست و درمعنابه بیان مجموعه‌ای از ویژگی‌های منفی و مثبت هر پدیده بیان می‌شود نیز مهم است و این نکته رو حتماً به آنها خواهم گفت

برای مثال روشی که اجرایی خواهیم کرد می‌تواند این باشد که هر کدام از دانش‌آموزان کار دستی و هنری خود را ارائه دهد و بقیه آن را نقد و تحلیل کرده ونظرخودرانسبت به آن بیان نمایند( جزئیات بسیار دقیق این مثال را در برگه امتحان خود ثبت کرده‌ام)

طبق نکات گفته شده این دو موضوع یعنی خردورزی و تفکر نقادانه از هم جدا نیستند مخصوصاً وقتی در این باب مثال می‌زنیم به وضوح این وابستگی آنها مشخص می‌شود

و معلم باید هر دوی این‌ها را هدف بگیرد و به نظرم تقویت یکی از این مهارت‌ها بر دیگری نیز اثرگذار است
دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)
پاسخ به سوال ششم امتحانی:

به نظرم قبل از پاسخ به این سوال این نکته را باید ذکر کنیم که دانش آموزان باید آشنایی کلی نسبت به ساحت‌های ششگانه آموزش و پرورش داشته باشند مثلاً این را بدانند که این اصل از مهم‌ترین بخش‌های سند تحول بنیادین است

به نظرم در مورد موضوعات کلی که بسیار آنها شنیده‌ایم دانستن اطلاعات کلی مهم است و باید آن را به دانش آموزان انتقال دهیم.

◇در ساحت زیبایی شناسی و هنری:

*تلفیق هنر و علم علم تئوری در کلاس‌های درسمان: این موضوع مخصوصاً در رشته ما که نزدیکی زیادی با هنر دارد نسبت راحت‌تر وبرای شاگردان جذاب‌تر است، نکات متفاوت مرتبط با اداره کلاس را می‌توان به هنر ربط داده و این گونه بین این دو پیوند برقرار کرد

* بیان شباهت‌ها و تفاوت‌هایی که بین آثار هنری هنرمندان و علم تئوری که دانشمندان آن را به طور مستقیم در کتاب آورده اند: مثلاً چیزی که اکنون به ذهنم رسید و این مورد بر عمیق‌تر مطالعه کردن کتاب درسی نیز بسیار موثر است ارتباطی است که بین تصاویر کتاب درسی که از پدیده‌های طبیعی است و متن کتاب برقرار می‌کنیم و جلب کردن توجه بچه‌ها به این موضوع

◇ در ساحت اقتصادی و حرفه‌ای:

* آشنا کردن دانش آموزان با مفاهیم پایه اقتصادی مانند بودجه سرمایه‌گذاری پس اندازو...: مسلم است که قطعاً خود باید قبل از آموزش آن به این مباحث مسلط بوده و اطلاعاتی بیشتر از اطلاعات عمومی و معمولی بدانیم

* بیان ویژگی‌های مثبت دانستن این مهارت‌ها در زندگی شخصی و مالی خود:

در این زمینه می‌توانیم مثال‌هایی از تجربه شخصی خود یا حتی فراد موفق و سرمایه‌گذار مالی در دنیا بزنیم

◇ در ساحت بدنی و زیستی:

* بیان موضوعات ذهن آگاهی: احساس می‌کنم که متاسفانه اکثر دانش آموزان ما با این موضوعات آشنا نیستندو میخواهم بدانند که تسلط بر ذهن و تاثیراتی که باورها و افکار حداقل در روند تحصیلی آنها می‌گذارند چقدر زیاد است

* آموزش راهکارهای رفع اضطراب و استرس دانش آموزان: روش‌ها و راهکارهای موثر در این باب را یاد گرفته و در زمان‌های مناسب مثلاً قبل از امتحانات که استرس زیادی را تجربه می‌کنند به آنها یادآوری کنیم

◇ در ساحت سیاسی و اجتماعی:

* دادن آگهی‌های عمومی در زمینه سیاسی و اجتماعی به آنها: خود باید اخبار را از منبع درست آن دریافت نماییم پس آن را طبق شرایط به بچه‌ها انتقال دهیم به نظرم هر کس باید بداند که به طور کلی اتفاقات مهم زمان حال کشورش چیست و دارد چه می‌گذرد

* شرکت درانتخابات:تشویق کردن و دادن اطلاعات ضروری و تاثیرات رأ‌ی هایی که بچه‌هاوخانواده هایشان در انتخابات دارند.

◇در ساحت علمی و فناوری:

*بیان مهارت‌ها و دستاوردهای علمی و فناوری دانش آموزان موفق در سر کلاس: موفقیت‌ها و مسیر تحصیلی متفاوت مربیان برتر و پرتلاش را برای بچه‌ها بازگو نماییم

*یاد دادن به دانش آموزان که یک مسیر درست پیشرفت علمی از کجا می‌گذرد:

مثلاً خود می‌توانم با افزایش آگاهی‌ام در این زمینه و بیان ساده‌تر آن به بچه‌هاتوجه آنها را به این نکته مثبت ر مسیر تحصیلی‌شان جلب کنم

 ◇در ساحت عبادی واخلاقی:

* مهارت اول آموزش مهارت‌های کلامی گفت و گو در این زمینه: در زمینه نحوه و چگونگی اصولی امر به معروف و نهی از منکر تحقیق کنم

*مهارت دوم تاثیرگذاری غیر مستقیم اخلاقی و حتی عبادی بر آنها: در این روش که غیر کلامی است معلم با پوشش اخلاق و نحوه ارتباط خود با دانش‌آموزان بر آنها تاثیر می‌گذارد مثلاً همین که سر ظهر خود به نمازخانه مدرسه رفته و سر وقت نمازش را بخواند کافیست تا دانش آموزان به صورت عملی از این نکته در زندگی خود تاثیر بپذیرند
دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)
پاسخ به سوال هفتم امتحان:

این سوال می‌تواند پاسخ‌های زیادی از جانب من داشته باشد ولی به ۵ مورد از مهمترین آنها می‌پردازم

1 مسئولیت پذیری:برای تقویت این مفهوم در دانش آموزان می‌توانیم در پذیرش مسئولیت‌ها به آنها حق انتخاب دهیم و وظیفه‌ای را به اجبار تحمیل نکنیم به عنوان مثال سرگروه شدن را بچه‌ها خودشان مشتاقانه انتخاب نمایند در این صورت احتمال انجام درست این مسئولیت‌ها بالاتر می‌رود و با دریافت بازخورد در جنبه‌های دیگر زندگی‌ شان نیز مسئولیت پذیر بار خواهند آمد

2 عدالت و انصاف: رعایت این مورد نیز مصداق‌های زیادی را در مدرسه دارد برای مثال وقتی بین دو دانش آموز نزاعی صورت می‌گیرد دوست صمیمی‌اش بدون جانبداری به صحبت‌هایشان گوش دهد یا از آن از فردی که حق با اوست طرفداری نماید نه اینکه صرفاً چون یک طرف ماجرا دوستش است در این زمینه تبعیضی قائل شود

3 مهارت همدلی:

این نیز یکی از مفاهیم پرتکرار در زندگی روزمره و در اجتماع است بارها پیش آمده که همکلاسی‌ها بدون داشتن این مورد چار قضاوت یا سرزنش دوستشان شده‌اند. راهکاری که در این زمینه دارم بیان مثال‌های واقعی وآشنا با بیانی درست به هر دانش آموز است

4مهارت کار گروهی:

اما این مهارت که واقعاً ضروریست در این زمینه سعی می‌کنم علاوه بر بیان حقوق همگروهی بر یکدیگر،بر ضرورت مهم دانستن این ویژگی و تقویت آن در خود تلاش کنم برای مثال می‌توانیم به مواردی که حین کار گروهی از هم تیمی‌های خود یاد گرفته‌ایم اشاره کنیم

5 مهارت انتقاد پذیری:هرکدام از ما انسان‌ها حداقل به این دلیل که در زندگی بارها توسط افراد مختلف قرار است انتقاد شویم پس بایدمهارت ان راداشته باشیم تا کنار آمدن با آن نیز برایمان راحت‌تر باشد مثال در این مورد واقعاً زیاد است و در هر محیطی اعم از محیط آموزشی که به گذشته خود رجوع کنیم مثال‌های زیادی در این زمینه در ذهنمان تداعی می‌شود
دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)
پاسخ به سوال هشتم امتحان:

در زمینه هستی‌شناسی اشاره به هدفمند بودن جهان خلقت می‌کنم، با توجه به اینکه نظریه داروین در میان مخاطبین هدف من در مقطع متوسط اول هستند، متاسفانه رواج پیدا کرده است و اکثر بچه‌ها هنوز پاسخ مناسبی برای رد این نظریه نشنیده‌اند ما با آموزش‌های مختلف در زمینه علمی و فلسفه اسلامی آن راردکنیم ووجودخالقی بی همتارااشاره نماییم

در زمینه انسان شناسی، اشاره به فطرت و کرامت انسان کرده و بیان می‌داریم که انسان اشرف مخلوقات است و برای مثال آن نیز من این مورد را ذکر می‌کنم که طبق نتایج دانشمندان درزمینه تحقیقات پزشکی وعلوم زیستی، اثبات شده است که تمامی مواردی که در قرآن و روایات برای انسان خوردن آن مکروه است نشان دادندکه زیرا دارای ضررجسمی برای ماست و ما را برتر از آن دانستند که مانند بسیاری از چهارپایان عمل کرده و هر چیزی را استفاده نماییم و برای مصرف برگزینیم

و در بعد دیگر اگر به فطرت خود رجوع کنیم نیز، نتیجه همان است

در زمینه معرفت شناسی:

دوترکیب بسیار خوب از این منظر برایم قابل توجه است.یک ترکیب عقل و وحی

 و دو ترکیب عقل و نقل

در مورد ترکیب اولی توجه را جلب می‌کنم به اینکه در بسیاری از موضوعات عقل انسان راهکار مناسبی را ارائه نمی‌کرد که در این باب مثال دینی بسیار داریم و حتی همچنان پاسخ بعضی مسائل برایش مبهم است در نتیجه برای کمک برای رفع شبهات انسان وحی به کمک مخلوقات آمده است همانطور که ما پاسخ بسیاری از مسائل را توسط وحی بر بزرگان دین ریافت کرده‌ایم

در مبانی ارزش شناسی، من نیت را مهم‌ترین اولویت خود در این زمینه می‌دانم برای مثال عبارت دینی الاعمال بالنیات کارهاست و بسیار جامع است

این موضوع را با نیت درس خواندن در مدرسه پیوند می‌دهم که دوست دارم برای دانش آموزانم بدون انگیزه نمره گرفتن باشد. مخصوصاً در درس ما که این مفهوم تقریباً جایی ندارد
دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)
پاسخ به سوال نهم امتحانی:

مهمترین تکنیک من روش تاثیرگذار الگو بودن است.

چرا که بر تربیت به روش غیر مستقیم تاکید دارم.

به نظرم روش اصلی تربیتی خود را باید در هر دوره با توجه به شرایط آن روز جامعه انتخاب کرد دانش آموزان امروز ما نصیحت پذیر نیستند و این تا حدودی یک واقعیت است و ممکن است صحبت‌های دلسوزانه و انتقال تجربیاتش در حکم امر به معروف برایشان تلقی شود

در پاسخ به سوالات قبل روش الگو بودن و تاثیرات آن بررسی شد.

در اینکه محیط مدرسه محیط یادگیری همه جانبه است شکی نیست به چند مورد از مثال‌هایی که برای اثبات این قضیه است اشاره می‌کنم

مثلاً اردوهایی که بچه‌ها در طول دوران تحصیل خود به آن می‌روند و سراسر آن کسب تجربه است

خودم آنها را به رفتن گردش‌های علمی و تجربی دعوت می‌کنم و همراهشان هستم

مثال واضح دیگر زنگ‌های تفریح است که بخش اعظم انتقال تجربیات دانش آموزان به یکدیگر در آن اتفاق می‌افتد و روش دیگر هم انتقال تجربیات توسط معلم برای دانش آموزان است که در سر کلاس رخ می‌دهد بنابراین علاوه بر بعد علمی در ابعاد زندگی شخصی و اجتماعی و غیره نیز اطلاعات متنوعی برای یادگیری دانش آموزان در مدرسه وجود دارد.
دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)
وسوال اخر:

پاسخ به سوال دهم امتحانی:

پنج مورد از کارهایی که در دوران تدریس آنها را انجام نخواهم داد

(در صورتی که در دوران تحصیل خود در مدارس دیده‌ایم)

 عبارتند از:

یک:عادت به بلند خواندن نمره دانش آموزان!

 زیرا ممکن است حتی یک دانش آموز درس خوان در شرایطی از سال تحصیلی امکان خواندن در آزمون مشخص را نداشته باشد و واقعاً این عادلانه نیست که به خاطر این یک مورد اعتماد به نفس اجتماعی او مقبولیتش میان دانش آموزان از بین برود

دو: تشویق یا تنبیه دانش آموزان سر صف توسط معاونین یا مدیربادرخواست معلم!

زیرا این کار از نظر روانشناسی کاملاً نادرست است و حتی اگر سریعا نیز نتیجه بخش باشد در دراز مدت اثرات سوء ای برای دانش آموزانی که حتی مورد تشویق قرار گرفته‌اند نیز می‌گذارد چرا که این مدل تشویق یعنی تشویق بیرونی آن هم در میان جمع مدرسه که برای یک متربی مانند عضای خانواده در طی سال تحصیلی محسوب می‌شود مسئولیت سنگینی را به او تحمیل می‌کند

سه: طراحی سوالات حفظی محور و ارزیابی بر اساس معیارهایی که به دور از یادگیری عمیق است!

در رشته قابل تدریس ما طراحی سوالات این چنینی جایی ندارد ارزشیابی‌هایمان بر اساس الگوهای عملی مانند مسئولیت پذیری نظم داشتن اشتیاق برای انجام کارهای عملی و...است.

این روش به این علت رد می‌شود که طبق شواهد قابل استناد با این الگوی نمره دهی تربیان بعد از گذشت زمان کوتاهی از امتحان حتی در صورتی که وقت زیادی برای مطالعه آن گذاشته‌اند مطالب به درستی یادشان نمی‌آید و عملاً کاربردی در زندگی ندارند باید سمت و سوی ارزشیابی‌ها به سمت یادگیری عمیق و تحلیل محور باشد و تولید علم صورت بگیرد نه صرفاً انتقال علم

چهار: ارزشیابی به نحوه‌ای که تنها نمره پایان ترم مهم باشد و در کارنامه مستقیماً لحاظ شود!

این نکته هم به خاطر درک شرایط مختلف دانش آموزان در بازه‌های مختلف از سال و وجود ویژگی همدلی معلم که پیشتر عرض کردم قبول ندارم شیوه نمره دهی من به ارزشیابی مبتنی در طول سال تحصیلی تقسیم می‌شود

پنج: عدم تعادل بین بخش آموزش و بخش پرورش و زمانبندی و اهمیتی که برای این دو در مدارس قائل هستند

در طرح درس معلمان نباید صرفاً مسائل مبتنی بر کتاب آموزشی آن پایه جای داشته باشد بلکه برای بحث پرورش و تربیتی دانش آموزان نیز باید برنامه‌ای در ابتدای سال اتخاذ گردد حتی اگر به این صورت هم نبود معلم باید در بین تایم‌های حتی کوچکی که در سر کلاس درس فرصت می‌شود به این مباحث بپردازد از جمله این تایم‌ها می‌توان به چند دقیقه آخر کلاس اشاره کرد و نکته بعدی اینکه این وظیفه را فقط بر عهده معاونین پرورشی مدرسه نباید دانست و هر معلم باید خود را نسبت به این موضوع مسئول بداند
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (132 امتیاز)
به نام خدا هانیه محمد

دبیر کاروفناوری استان تهران

سوال اول

از نظر من شایسته است که هر معلمی یک بیانیه فلسفه معلمی داشته باشد و آن را نوشتاری کند چرا که در کلاس های درس مشاهده کرده ایم که دبیران پس از آموزش حروف الفبا از دانش آموزان میخواهند که از روی مطالب چندین بار بنویسند در نتیجه این عمل نشانه آن است که نوشتن سبب تثبیت مطالب می شود

در ارتباط با این مورد هم می‌توان گفت نوشتن باعث می‌شود این فلسفه را فرا بگیریم و عمیقاً به چرایی و چیستی آن فکر کنیم و هرگاه انگیزه خود را از دست دادیم به استناد آن مسیر بازگشت را بیابیم و از هدف اصلی خود و فلسفه معلمی دور نشویم

سوال دوم

خداوند خالق انسان و جهان است پس ارتباط میان این سه از نوع خالق و مخلوق است پس هرگونه ارتباط باید از همین دریچه باشد و از هرگونه هم سنگ پنداری میان عناصر نام برده خودداری شود چرا که منتج به کفر می‌گردد در حالت سخیف آن منجر به بت پرستی و در حالت بالاتر منجر به ادعای اولوهیت می‌شود و من به عنوان یک معلم باید متربی را متوجه این معنا کنم که این ارتباط در یک مقام مساوی نمی باشد و باید به خداوند به عنوان محور و اساس زندگی و به جهان به عنوان آفرینش خداوند و به انسان به عنوان خلیفه خدا بر روی زمین نگاه کند

سوال سوم

از آنجا که خداوند قرآن را برای تربیت بشر نازل کرد و پیغمبر خدا فرمود من برای تکمیل مکارم اخلاقی مبعوث شده ام هدف غائی و نهایی یک معلم از تعلیم و تربیت و تحصیل باید دستیابی به همین امر باشد و برای رسیدن به چنین هدف بزرگی باید اهداف اعتقادی و اهداف عقلی را هم زمان با هم پیش برد یعنی با تقویت مبحث اعتقادی دانش آموزان خداوند را به گونه ای صحیح به آنها بشناسانیم و سپس از هدف عقلی استفاده کنیم تا سوالاتی را در ذهن دانش آموزان ایجاد کرده و آنها را وادار به فکر کردن بکنیم

سوال چهارم

اگر معلم در کلاس درس بتواند به گونه ای درست و شایسته با متربیان رفتار کند و حقوق آنها را رعایت کند می تواند اثر بخشی زیادی در دل و قلب دانش آموز ایجاد کند

معلمی که مودب باشد و اخلاق حسنه داشته باشد همان گونه که در کلاس درس می‌تواند انگیزه بخش شاگردان و متربیان باشد در هنگام عدم حضور نیز روح و رفتارش بر دانش آموزان تاثیر گذار است و آنچه مهم است آمیختن اخلاق به عمل و پرداختن به آن در کلاس است تا حاضران معلم خود را الگو قرار دهند و در شرایطی که معلم نیست با خود بگویند اگر معلم بود چه می‌کرد و همانند او رفتار کنند

سوال پنج

از نظر من یکی از راههای تقویت خردورزی این است که به دانش آموزان یاد بدهیم که چگونه سوال بپرسند و قوه کنجکاوی آنها را فعال کنیم چرا که سوال پرسیدن سبب افزایش مهارت خردورزی می شود در کلاس گفته شد که چه خوب است گاهی اوقات معلم با دانستن پاسخ بگوید نمیدانم تا دانش آموزان را تحریک به یافتن پاسخ و خردورزی کند و برای تقویت تفکر انتقادی بهتر است سوالی را در مقابل آنها بگذاریم و از آنها بخواهیم دیدگاه های مختلفی نسبت به این سوال داشته باشند و هر بار به نحوی متفاوت با دفعه پیشین به مسئله نگاه کنند

سوال شش

ساحت تربیتی شش گانه تشکیل شده است از:

ساحت عبادی،اعتقادی،اخلاقی: برای تقویت این ساحت بهتر میدانم که در کلاس های مشاوره روانشناسی شرکت کنم تا از خودشناسی به خدا شناسی برسم و همچنین شرکت در کلاس های انس با قرآن یا نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه

ساحت اجتماعی و سیاسی: برای تقویت آن تلاش میکنم که قوانین مرتبط با محیط کاری خود و دانش آموزان را فرا گرفته و به آنان آموزش دهم همچنین کتاب هایی در رابطه با حقوق اولیه انسان را مطالعه‌ کنم

ساحت زیستی و بدنی: برای تقویت آن سعی میکنم در کلاس های ورزشی شرکت کنم تا سلامت بدنی خود را تضمین کنم و همچنین مقالاتی در رابطه با ویتامین های مورد نیاز بدن و نحوه دریافت آن را مطالعه کنم

ساحت شناختی و هنری:

شرکت در کلاس های هنری مثل خیاطی، خطاطی، نقاشی و یا شرکت در کلاس های تقویت مهارت ایده پردازی و خلاقیت

ساحت اقتصادی و حرفه ای:

مطالعه کتاب هایی در رابطه با چگونگی ایجاد یک کار و چگونگی کار آفرین بودن و چگونگی مدیریت مالی و جلوگیری از اسراف

ساحت علمی و فناوری:

گوش دادن به پادکست هایی در رابطه با هوش مصنوعی و شرکت در کلاس های چگونگی تشخیص پیام های درست از غلط در فضای مجازی
دارای دیدگاه توسط (132 امتیاز)
ادامه سوالات هانیه محمد

پاسخ به سوال شش

ساحت تربیتی شش گانه تشکیل شده است از:

ساحت عبادی،اعتقادی،اخلاقی: برای تقویت این ساحت بهتر میدانم که در کلاس های مشاوره روانشناسی شرکت کنم تا از خودشناسی به خدا شناسی برسم و همچنین شرکت در کلاس های انس با قرآن یا نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه

ساحت اجتماعی و سیاسی: برای تقویت آن تلاش میکنم که قوانین مرتبط با محیط کاری خود و دانش آموزان را فرا گرفته و به آنان آموزش دهم همچنین کتاب هایی در رابطه با حقوق اولیه انسان را مطالعه‌ کنم

ساحت زیستی و بدنی: برای تقویت آن سعی میکنم در کلاس های ورزشی شرکت کنم تا سلامت بدنی خود را تضمین کنم و همچنین مقالاتی در رابطه با ویتامین های مورد نیاز بدن و نحوه دریافت آن را مطالعه کنم

ساحت شناختی و هنری:

شرکت در کلاس های هنری مثل خیاطی، خطاطی، نقاشی و یا شرکت در کلاس های تقویت مهارت ایده پردازی و خلاقیت

ساحت اقتصادی و حرفه ای:

مطالعه کتاب هایی در رابطه با چگونگی ایجاد یک کار و چگونگی کار آفرین بودن و چگونگی مدیریت مالی و جلوگیری از اسراف

ساحت علمی و فناوری:

گوش دادن به پادکست هایی در رابطه با هوش مصنوعی و شرکت در کلاس های چگونگی تشخیص پیام های درست از غلط در فضای مجازی

 سوال هفت

راستگویی و صداقت:صداقت مهم ترین عامل در امر آموزشی است شاید دانش آموز کاری را که باید با خود به مدرسه می آورده است را فراموش کرده یا جا گذاشته است و چه بهتر است به جای آنکه از دوستان خود در کلاس های دیگر کاری را بگیرد و به دروغ جای کار خود نشان دهد با صداقت کامل اتفاق رخ داده را بازگو کند

ایثار:گاهی اوقات در انجام کارهای گروهی ممکن است دانش آموزی وسیله را جا گذاشته و یا فراموش کرده باشد که بیاورد و چه زیبا می شود که دوستش از وسیله خود به او بدهد

شجاعت در گفتار: اگر دانش آموزی از روی اشتباه به اموال مدرسه آسیب رسانده است و می‌داند که اگر راستش را بگوید به ضرر او خواهد بود اما این شجاعت را داشته باشد و آن را بازگو کند

احترام به دوستان:از مهم ترین عوامل در فرایند دوست یابی این است که دوستان به یکدیگر احترام بگذارند و اگر این عامل رعایت نشود چنین دانش آموزانی در فرایند دوست یابی دچار مشکلات بزرگی می‌شوند

مغرور نبودن:در مدارس ما با سطح های رفاهی متفاوتی روبه رو هستیم اما نباید اجازه دهیم که یک دانش آموز به علت سطح رفاهی بهتر به سایر دانش آموزان فخر فروشی کند و باید این را به آنان آموزش دهیم

 سوال هشت:

در زمینه هستی شناسی:موضوعی که من را تحت تاثیر قرار داد این بود که تمام موجودات جهان هستی از هدایت الهی برخودار هستند و این بدان معناست که ما یک هدایت عمومی داریم و تمامی افراد ذاتا به سمت کمال منحصر به فردشان در حال حرکت اند سایه این مورد بر شیوه تدریس من اینگونه است که من نیز آنها را برای رسیدن به سمت کمالات خود راهنمایی و هدایت میکنم

در زمینه انسان شناسی:انتخاب من نظریه همه انسان ها بر حسب آفرینش برابرند و از حقوق عادلانه ای برخوردارند تاثیری که این نگرش در نحوه تدریس من می‌گذارد بدین شیوه است که به دانش آموزان فاقد از استعداد زیاد و کم، هوش بالا و پایین به یک چشم نگاه کنم و مطابق با نیاز هر کدام کمک کننده آنها باشم

در زمینه معرفت شناسی:انتخاب من نظریه شناخت آدمی با موانع و محدودیت هایی همراه است بود شاید از دید فیلسوفان این نظریه اشاره به موضاعاتی داشته باشد که عقل آدمی از درک آنها ناتوان باشد اما من به عنوان یک معلم اگر بخواهم این موضوع را به دانش آموزان پیوست دهم باید موانع موجود بر مسیر یادگیری دانش آموزانم را یافته و آنها را برطرف کنم

مثلا در تدریس کسر ها وقتی میگوییم ۱/۵ بزرگتر است یا ۱/۴ میگویند اولی چون ۵ از ۴ بزرگتر است پس در اینجا من ریشه یابی مشکل را انجام دادم و برای بهبود آن مثال هایی مثل تقسیم کیک و میزان کم و زیاد بودن آن میزنم

در زمینه ارزش شناسی:انتخاب من رافت و احسان و گذشت مهم ترین ارزش های متمم عدالت اند به نظر من عدالت همیشه به معنای برابری نیست یعنی نباید به همه ۲۰ داد ممکن است دانش آموزی به علت شرایط خانوادگی نامساعد نتوانسته باشد تکالیف خود را بنویسد اما دانش آموز دیگری با شرایط خانوادگی مساعد تکالیف خود را نیز ارائه داده است در اینجا عدالت با کم دادن به نفر اول و بیشتر دادن به نفر دوم انجام نمی شود چرا که این دو در ابتدا در شرایط مساوی نبوده اند

 سوال نه:

از نظر من تاثیر گذار ترین روش در یادگیری ترکیب دروس مربوطه با حواس پنجگانه است مثلا در درس علوم اگر قرار است معلم انواع سنگ ها را آموزش دهد چه خوب است که کودکان سنگ ها را ببینند و لمس کنند و برای اینکه مدرسه تبدیل به محیط یادگیری همه جانبه شود می توان از زنگ تفریح کودکان استفاده کرد و تاتر هایی با هدف ارزش های اخلاقی اجرا نمود و یا ابزار یادگیری بهتری برای دانش آموزان فراهم کرد مثل صندلی های نرم تر
دارای دیدگاه توسط (132 امتیاز)
ادامه سوالات هانیه محمد

سوال ده

حذف رقابت: در مدارس مخصوصا در پایه های دهم تا دوازدهم با وجود فشاری به نام کنکور از دانش آموزان خواسته می شود برای افزایش انگیزه با یکدیگر رقابت کنند اما این عمل نه تنها باعث افزایش انگیزه و ساعت مطالعاتی نمی شود بلکه سبب کاهش کارهای گروهی و تشویق افراد به انجام کارهای فردی می شود

نمره محور بودن:

مطالبی که دانش آموزان از ترس نمره فرا می‌گیرند غالبا پایداری زیادی در ذهن آنها ندارد و با اتمام امتحان مطالب نیز تمام می شود و به دست فراموشی سپرده می شوند پس بهتر است به جای تاکید بر نمره بر یادگیری فعال دانش آموز در کلاس تاکید داشته باشیم

مقایسه دانش آموزان:

فرایند مقایسه دانش آموزان بدون در نظر گرفتن توانایی ها و استعدادهایشان سبب ایجاد خاطراتی ناخوشایند در ضمیر ناخودآگاه دانش آموزان می شود و یا ایجاد احساس سرخوردگی و عدم توانایی انجام کاری در آینده می‌گردد

عدم استفاده از روش های یادگیری منسوخ شده:

یکی از عواملی که باعث ایجاد انگیزه در یادگیری می شود استفاده از روش های مدرن و امروزی است چرا که کودک را جذب خود کرده و آنها بدون حضور فشاری بیرونی و کاملا دلخواه به سخنان معلم گوش فرا می‌دهند

اجبار بر خلاقیت های یکسان:

وجود زنگی به نام هنر که در آن نقاشی کشیدن را به دانش آموزان یاد می‌دهند مرا به این فک. فرو می برد که چه می‌شود اگر استعداد و خلاقیت دانش آموزی در این امر نباشد اما به ناچار بر سر این کلاس می‌نشیند
به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...