9 دوستدار 1 امتیاز منفی
260 بازدید
سوال شده در گروه یک معلمان مدارس غیردولتی توسط (335 امتیاز)
بسته شده توسط
تفاوت تربیت با تزکیه چیست؟ و تاثیر ان بر تعلیم و تربیت و رفتار دانش اموزان چگونه است و ایاتی درباره تزکیه بیان کنید
ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت موضوع گفتگو

3 پاسخ

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط
نمایش از نو توسط
دو واژه «تزکیه» و «تربیت» گرچه از حیث مفهوم به هم نزدیک هستند، ولی «تزکیه» از بار معنایی بیشتری برخوردار است. «تربیت» عبارت است از: فراهم ساختن زمینه های رشد و شکوفایی «ربیت پذیر و رساندن او به مرحله ای که استعدادها و قابلیت هایش را بروز دهد. ولی گاهی «مربّی» به جز فراهم ساختن زمینه های خارجی برای رشد تربیت پذیر، خودش نیز در تربیت او و عوامل پیرامون آن تصرّفاتی انجام می دهد که به مجموع این فعالیت ها و تصرّفات «تزکیه» می گویند.

«تربیت» و «تزکیه» گاهی درباره موجودات بی شعوری چون حیوانات اعمال می گردد که آن ها در مقام قبول «تربیت» و «تزکیه»، یا فاقد انتخاب و اختیار هستند و یا قدرت انتخاب آن ها اندک است، و در حدّی نیست که تربیت پذیر موجودی مختار محسوب گردد. امّا گاهی «تربیت» و «تزکیه» درباره انسان اعمال می گردد که برخوردار از شعور، آگاهی و قدرت اختیار و انتخاب است و بدون اعمال اختیار از سوی او، «تزکیه» و «تربیت» صورت نمی پذیرد. در اینجاست که به جز فراهم آوردن اسباب طبیعی و فیزیکی، مربّی باید از ظرفیت ها و قابلیت های ویژه ای برخوردار باشد تا بتواند شرایط و زمینه ای را فراهم سازد تا انسان تربیت پذیر به تدریج و به اراده خود به سوی خیر و تکامل و تعالی هدایت شود.

البته با توجه به این که انسان آگاه و باشعور است، «مربّی» انسان باید از عنصر تعلیم هم بهره گیرد و در کنار «تربیت» و «تزکیه»، مطالبی را به انسان تربیت پذیر تعلیم دهد
دارای دیدگاه توسط (583 امتیاز)
بسیار خوب و قابل تأمل بود پس می توان گفت ترکیه و پاکی نفس باید از خصوصیات مربی باشد
3 دوستدار 1 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (126 امتیاز)

تعريف تزكيه و مقايسه آن با تربيت
واژه تزكيه ، مصدر باب تفعيل از ريشه زكا است .
راغب اصفهانى از واژه شناسان برجسته قرآن مى گويد : اصل الزكا النموعن بركة اللّه تعالى و يعتبر ذلك بالامور الدنيوية والاخروية [3] ، اصل زكات ،رشد و نموى است كه از بركت خداوندى باشد و اين ، هم به امور دنيوى اعتبار مى شود و هم به امور اخروى .
اهل لغت مى گويند : زكا يزكو زكا وزكوا وزكى يزكى زكى الزرع : نما، هنگامى كه فعل زكا و ساير هم ريشه هاى آن را به كشت وزرع نسبت دهيم ، به معناى رشد و نمو آن است .
هـمـين ريشه هنگامى كه به باب تفعيل رود و به خداوند نسبت داده شود، به معناى تطهير و نمو دادن و اصـلاح اسـت و هـنگامى كه به صورت جمله زكى ماله آورده شود، به معناى اين است كه شـخـص ، زكـات مـال خـود را داده است و هنگامى كه به صورت زكى نفسه ذكر شود، به معناى اين است كه شخص ، خود را ستوده و تبرئه كرده است .
در قرآن مجيد، هم ثلاثى مجرد اين ريشه به كار رفته و هم باب تفعيل آن .
نكته شايان توجه اين كه ملزوم رشد و نمو، پاكى است .
تـا مـوجـودى پـاكيزه و صافى نباشد و عوامل مضاد و مزاحم از او دور نگردند، در خور رشد و نمو نـيـست و به همين جهت است كسانى كه مى خواهندآراسته به فضايل و مكارم اخلاقى شوند، بايد نخست رذايل را ريشه كن كنند و عوامل باز دارنده را از خود دور گردانند.
مـگـر مـمـكـن است كه دل ، خانه و آشيانه شياطين باشد و در عين حال ، خانه و آشيانه فرشتگان گردد؟ هرگز فرشته ، همنشين ديو و رذيلت ،همنشين فضيلت و خوى نيك ، همسايه خوى زشت نمى شود! خلوت دل نيست جاى صحبت اغيار ــــــ ديو چو بيرون رود فرشته در آيد به همين جهت است كه گاهى در كاربرد مشتقات واژه ، تنها پاكى مورد نظر است و گاهى تنها رشد و نمو و گاهى هر دو. در مورد دادن زكات مال ، ممكن است تنها پاكى مال از حقوق ديگران ، منظور باشد و ممكن است هم پاكى و هم افزونى مال ، مورد توجه باشد.
در مـورد تـزكيه نفس و خودستايى ، فقط پاك كردن نفس از اتهامات ، منظور است و قطعا رشد و نموى در كار نيست . امـا آن جـا كـه فعل تزكيه به خداوند يا رسول گرامى او نسبت داده مى شود، تطهير و نمودادن و اصلاح مورد نظر است ، چرا كه ملزوم ، بدون لازم ولازم بدون ملزوم تحقق ندارد. ايـن كـه راغب ، رشد و نمو را مخصوص دنيا يا آخرت نمى كند، به خاطر اين است كه اگر موجود، استعداد رشد دو جهانى داشته باشد، محال است كه به بركت خداوند، رشد و نمو كند و رشد و نمو او فقط دنيوى باشد و از رشد و نمو اخروى محروم گردد.
و اما تربيت از ماده ربايربو ربا وربوا گرفته شده كه به معناى زيادت و افزونى مال است و به همين جهت است كه واژه ربا به معناى سودى است كه ربا خوار به دست مى آورد.
مشتقات تربيت در قرآن كريم ، در دو مورد استعمال شده است :
1) مـى بـيـنيم هنگامى كه موسى در برابر طغيان و استكبار فرعون قيام مى كند تا مستضعفان را نجات دهد، فرعون به او مى گويد :
قـال الـم نربك فينا وليدا ولبثت فينا من عمرك سنين [4] ، آيا در دوران كودكى ، تو را در ميان جـمـع خـود تـربيت نكرديم و سال هايى از عمر خود را درميان ما نگذرانيدى ؟! در اين جا فرعون خـودش را مربى موسى معرفى مى كند و از اين كه متربى در برابر مربى قيام كرده و تاج و تخت او را به خطرانداخته ، مورد عتاب و ملامت قرار مى دهد.
سـپـس مـى گويد : وفعلت فعلتك التى فعلت وانت من الكافرين [5] ، و كارى را كه نبايد انجام دهى ، انجام دادى (و يكى از ما را كشتى) و حال آن كه تواز كسانى هستى كه كفر نعمت مى كنند.
آرى فـرعـون دو مـنت مى گذارد و دو اعتراض مى كند : دومنتش يكى نجات موسى از رودنيل و پرورش او و ديگرى نگهدارى او در ميان خانواده براى سال هاى متمادى است .
دو اعتراضش يكى سابقه آدم كشى و ديگرى كفران نعمت است .
او بـا دو مـنـت خـود مـى خـواهد بگويد كه از موسى انتظار كمك دارد، نه انتظار مخالفت و با دو اعتراضش مى خواهد بگويد : كسى كه سابقه آدم كشى دارد و كفران نعمت مى كند، شايسته رهبرى و رسالت نيست .

دارای دیدگاه توسط (1.4k امتیاز)
مناسب است که مطالب را خلاصه و دقیقا سوال را پاسخ دهید
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (583 امتیاز)
در قرآن كریم هدف از بعثت انبیا، به خصوص پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) تعلیم و تزكیه بیان شده است. در برخى از آیات قرآن، «تزكیه» قبل از «تعلیم» آمده1و در برخى نیز «تعلیم» قبل از تزكیه ذكر شده است.2البته این تقدیم و تأخیر در موارد مختلف، نكته تفسیرى دارد كه بایستى در جاى خود بحث شود. در هر حال، این دو واژه را در زبان فارسى مى‌توان به «آموزش و پرورش» ترجمه كرد؛ كه «تعلیم» را معادل «آموزش» و «تزكیه» را معادل «پرورش» قرار دهیم. البته در مورد تعلیم و آموزش باید توجه داشت كه در این بخش آنچه هدف و وظیفه اصلى پیامبران و جانشینان ایشان است، تعلیم مطالبى است كه در سعادت انسان نقش اساسى دارند و بشر خود به تنهایى به آنها دسترسى ندارد، یا به طور معمول، با وجود اهمیت فوق العاده شان، از آنها غفلت مىورزد. به عبارت دیگر، آنچه وظیفه انبیا است «آموزش معارف دینى» است. سایر علوم و فنون نیز اگرچه ممكن است اهمیت فراوانى در زندگى بشر داشته باشند، اما از چیزهایى هستند كه اولا، دست رسى به آنها با عقل و تجربه بشرى ممكن است و ثانیاً، نقش چندانى در سعادت واقعى انسان ندارند و بشر با ندانستن آنها چندان ضرر نمى‌كند. ندانستن علومى كه صرفاً مربوط به زندگى دنیا است سعادت ابدى انسان را به خطر نمى‌اندازد، اما ناآگاهى نسبت به معارف اصیل و اساسى دین، موجب محروم شدن انسان از سعادت ابدى مى‌گردد.
به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

309 کاربر

...