14 دوستدار 0 امتیاز منفی
908 بازدید
سوال شده در گروه 22 دانشجویان رشته زبان توسط (1.4k امتیاز)
بسته شده توسط

یکی از اصول تعلیم و تربیت به نقل از یکی از اندیشمندان داخلی و یا خارجی ذکر نمائید و در 5 سطر تبیین نمائید و یک مصداق (مثال عینی)  برای آن در مدرسه ذکر نمائید!؟

تعریف اصول تربیت: مجموعهاي از قواعد نظري هستند كه مجموعه اهداف كلی و جزئی فرآيند تربیت، سیاستها و اولويتها ،راهبردها و رويکردها ، برنامه ها و روشهاي تربیتی را تعییـن میكنند.

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط (335 امتیاز)
1- مهم ترین اصل در تعلیم و تربیت، درك ضرورت آن است. یعنی هر انسانی باید به تحصیل معرفت و تغییر خود در جهت آن معرفت گام بردارد. مسامحه و سهل انگاری درباره تعلیم و تربیت، موجب نابود شدن استعداد و نیروهای سازنده انسان می شود.

انسان باید به این نكته توجه داشته باشد كه تعلیم و تربیت، قانون زندگی و چگونگی رشد و كمال انسان است. تعلیم و تربیت موجب می شود تا انسان حق را از باطل تفكیك كند. اگر افراد به نقش حیاتی تعلیم و تربیت در ایجاد آن نوع زندگی كه مبتنی بر حق است، توجه داشته باشند، قطعآ آن را خواهند پذیرفت.

 

2- همان گونه كه جهان هستی دارای قانون است، جان و روان آدمی نیز قوانین خاص خود را دارد. بی اعتنایی به آن ها موجب اختلال در جان و روان آدمی می شود.

 

3- در امر تعلیم و تربیت، باید هدف اعلای زندگی را برای انسان ها قابل فهم و پذیرش ساخت.
دارای دیدگاه توسط (296 امتیاز)
یکی از اصول تربیتی که می‌توان از اندیشمندان معتبر به نقل کرد، اصل "آموزش برابر" است که بر اساس آن همه دانش‌آموزان باید بتوانند به دانش و منابع آموزشی برابری دسترسی داشته باشند، بدون توجه به جنسیت، نژاد، اقتصاد و وضعیت اجتماعی خود. این اصل به ارتقاء انصاف و فرصت برابر برای تمامی افراد در حوزه تعلیم و تربیت می‌پردازد.

یک مثال عینی از این اصل در مدرسه می‌تواند داشتن یک کتابخانه مدرسه با مجموعه‌ای گسترده از کتب و منابع آموزشی باشد که به تمام دانش‌آموزان، بدون تبعیض، امکان استفاده از آن‌ها را فراهم می‌کند. این کتابخانه باید دارای منابع متنوعی باشد که به تمامی دانش‌آموزان اجازه می‌دهد تا به دنبال علاقه‌ها و توانایی‌های خود بپردازند و از فرصت‌های تحصیلی برابر بهره‌مند شوند.

36 پاسخ

15 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (374 امتیاز)
ویرایش شده توسط
با سلام

یکی از اصول تعلیم و تربیت از دیدگاه شهید مطهری ، اصل اعتدال است.

ایشان چنین فرمودند که پایه و اساس اصل اعتدال، میانه روی است.

جلوگیری از افراط و تفریط، انسان دارای مجموعه ای از ویژگی هاست که تمام آنها باید در حد وسط خود باشند و از زیاده روی در کارکرد آنها باید جلوگیری شود.

ایشان می فرمایند: یکی از این ویژگی ها قوه خشم است. خشم برای دفاع از خود لازم است اما خشم بی معنی که به پرخاشگری بیانجامد، جایز نیست.

همین اصل اعتدال در تدریس هم مصداق های متعددی دارد.

برای مثال در مواجهه با درس نخواندن دانش آموز و یا عدم آمادگی آن در کلاس، باید اقدامات موثر و در چارچوب قانون اعمال شود.

اگر معلمی کاملا نسبت به بی کفایتی دانش آموز بی اهمیت باشد، مصداق تفریط است.

اگر با روش های سنتی مانند تنییه فیزیکی و یا پرخاشگری های نابجا با دانش آموز برخورد کند، مصداق افراط است.

و ده ها مصداق دیگر که کلام و تجربیات زیبای شهید مطهری را کاملا بر زندگی انسان صادق میدانند.

یا علی

منبع: http://www.mortezamotahari.com/fa/articleview.html?ArticleID=78524
دارای دیدگاه توسط (290 امتیاز)
سلام و عرض ادب
اصل آموزش به جای تنبیه و اصل اعتدال در تدریس، هر دو اصل مهمی هستند که در تعلیم و تربیت باید رعایت شوند. با توجه به اینکه هر دانش‌آموز دارای شخصیت و ویژگی‌های خاص خود است، باید با استفاده از روش‌های آموزشی مناسب، به گونه‌ای تدریس شود که به نیازهای هر دانش‌آموز پاسخ دهد. در این راستا، اصل آموزش به جای تنبیه، به عنوان یک راهکار مؤثر در جلوگیری از وقوع خطاها و بهبود عملکرد دانش‌آموزان، بسیار مفید است.

اصل اعتدال نیز در تدریس بسیار مهم است. معلمان باید با استفاده از روش‌های مناسب، به دانش‌آموزان کمک کنند تا در حد وسط خود، مطابق با نیازهای آن‌ها، پیشرفت کنند. برای این منظور، معلمان باید به دانش‌آموزان خود بیشتر توجه کنند و با استفاده از روش‌هایی مانند تشویق، پشتیبانی و همراهی، آن‌ها را در مسیر یادگیری هدایت کنند.

به طور کلی، رعایت اصول آموزش به جای تنبیه و اعتدال در تدریس، می‌تواند بهبود عملکرد دانش‌آموزان را به دنبال داشته باشد و در نهایت به ساختن جامعه‌ای پویا و پرورش دادن نسلی با شخصیت قوی و مؤثر، کمک کند.
دارای دیدگاه توسط (336 امتیاز)
از نظر من تنبیه فیزیکی در جوامع امروزی میتواند هم کار ساز باشد هم بد باشد در یک سری از شرایط و محیط های اموزشی تنبیه کردن میتواند بسیار کار ساز باشد و یا میتواند بلعکس عمل کند.
دارای دیدگاه توسط (234 امتیاز)
بسیار از انتخاب شخصیت شهید استاد مطهری خوشحال شدم، چرا که به معنای واقعی ایشان از چهره های بزرگوار و  ارزشمند کشور ما چه در آموزش و چه در حوزه و پیوند میان این دو هستند.

به نظر من هم اصل اعتدال بسیار فاکتور مهمی در فرایند آموزش می باشد و نه باید افراط مانند تنبیه های فیزیکی را اعمال کرد و نه تفریط مانند بی توجهی کامل و محض نسبت به وضعیت دانش آموزان.

ممنون بابت مطلب مفید شما آقای صوفی عزیز.
15 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (330 امتیاز)
با سلام

به اعتقاد ابن خلدون اصل مسلم آموزش ویادگیری که می تواند زمینه ساز شرایط ایده ال فعالیتهای آموزگار ودانش آموز باشد درنظر گرفتن مجموعه روشهای است که با به کارگیری آنها پیشرفت متعلم ونتایج مطلوب تربیتی حاصل خواهد آمد این روشها را تحت عنوان موانع یادگیری بیان کرده وخلاف آنها شرایط مساعد برای آموزش می داند. به کاربردن الفاظ گنگ ونامفهوم ابن خلدون معتقد است زمینه آموختن الفاظ زبان و تلفظ ها ورسم الخط های مختلف را باید درخرد سالی برای کودکان فراهم ساخت تا هنگام تحصیل رسمی دچار مشکل نشوند یا ابتدائاً آنها را آموزش دهند وازالفاظ ساده تر وخطر ساده وقابل درک وتدوین بهره جویند.
دارای دیدگاه توسط (1.4k امتیاز)
نام اصل تربيتي  مورد اشاره از ديدگاه ابن خلدون چيست؟

بهتره در ابتداي همه پاسخ ها عنوان اصل ذكر شود
و آدرس  مطلب ذكر شود
مثال و مصداق عيني هم بياد
دارای دیدگاه توسط (290 امتیاز)
با سلام خدمت دوست عزیز
در این متن، به دو اصل آموزش به جای تنبیه و اعتدال در تدریس اشاره شده است که به نظر می‌رسد درست است. اما بیان این موضوع در این متن به صورت کلی و بدون ارائه مثال‌های محکم و مستند، باعث شده است که متن به نظر کلی و عمومی بیاید و در مقابل نقدهایی که ممکن است به آن وارد شود، ضعف داشته باشد.

با توجه به اینکه هر دانش‌آموز دارای شخصیت و ویژگی‌های خاص خود است، تدریس باید براساس نیازهای هر دانش‌آموز شخصی شده و روش‌های مناسب برای آموزش به آن دانش‌آموز باید به کار گرفته شود. به عنوان مثال، در یک کلاس درس، دانش‌آموزان با سطوح یادگیری و توانایی‌های مختلف حضور دارند و باید با استفاده از روش‌های متنوع، به گونه‌ای تدریس شوند که به نیازهای هر یک از آن‌ها پاسخ دهد. برای مثال، برای دانش‌آموزانی که با سطح پایینی از دانش زبان انگلیسی وارد کلاس شده‌اند، روش‌هایی مانند تدریس با استفاده از تصاویر و فیلم‌ها می‌تواند مفید باشد، در حالی که برای دانش‌آموزانی که سطح بالاتری دارند، روش‌هایی مانند بحث و گفتگو و تمرین‌های گرامری مفید خواهند بود.

اصل اعتدال نیز در تدریس بسیار مهم است. با توجه به اینکه هر دانش‌آموز دارای ویژگی‌ها و نقاط ضعف و قوت مختلفی است، معلم باید با استفاده از روش‌های مناسب، به دانش‌آموزان کمک کند تا در حد وسط خود، مطابق با نیازهای آن‌ها، پیشرفت کنند. برای این منظور، معلمان باید به دانش‌آموزان خود بیشتر توجه کنند و با استفاده از روش‌هایی مانند تشویق، پشتیبانی و همراهی، آن‌ها را در مسیر یادگیری هدایت کنند. به عنوان مثال، اگر یک دانش‌آموز در یادگیری ریاضیات دچار مشکل است، معلم می‌تواند با استفاده از تمرین‌های مختلف، به او کمک کند تا نقاط ضعف خود را پوشش دهد و به سطح قابل قبولی از دانش در این حوزه برسد.

اما در مورد قسمت دوم متن که به نقد ابن خلدون پرداخته است، باید گفت که این قسمت به صورت نامرتب و با استفاده از الفاظ گنگ و نامفهوم نوشته شده است و به نظر نمی‌رسد که با مفهوم واقعی نویسنده همخوانی داشته باشد. برای نقد ابن خلدون باید از منابع معتبر و مستند استفاده شود و به صورت دقیق و محکم بررسی شود.
دارای دیدگاه توسط (330 امتیاز)
اصول و روش های آموزش و پرورش
1. تدریج در آموزش
ابن خلدون،فصل 29 باب ششم مقدمه را با عنوان « راه درست در آموزش علوم و روشهای مفید آن » آغاز می کند.نخستین نکتهء اساسی مورد تأکید در این باب این است که آموزش دانش به متعلّم،زمانی به یادگیری می انجامد و موجب حصول ملکه در وی می شود که به تدریج و در طول زمان صورت گیرد؛ بنابراین،آموزش باید کمکم و در مراحل گوناگون انجام شود.
به این صورت که مثلا اول اصول و موضوعات محوری دانش به صورت اجمال مطرح شود تا ذهن متعلّم برای فهم مسائل مربوط به موضوع آماده گردد و سپس،آموزش با شرح بیشتر و ذکر دلیل صورت پذیرد تا متعلم مطلب را به شایستگی دریابد.پس از آن، اشکال ها و مسائل پیچیده بررسی و تشریح گردد و قفل های آن گشوده شود.
2. توجه به میزان فهم و استعداد متعلّم و پرورش تدریجی آن
دومین نکتهء اساسی که ابن خلدون در فصل یاد شده به آن پرداخته،این است که باید میزان توانایی عقلی متعلّم در درک موضوعات و مسائل علمی شناسایی گردد و متناسب با استعداد او به وی آموزش داده شود تا به تدریج،فهم و استعدادمتعلّم در یادگیری پرورش یابد؛زیرا استعداد متعلّم در آغاز تحصیل بسیار اندک است و لذا مسائل علمی باید با مثال های حسی و آنچه به ذهن او نزدیکتر است، به طور محدود و مختصر - که موجب خستگی وی نشود - به وی آموزش داده شود تا یادگیری به شایستگی انجام گیرد و استعداد متعلّم بارور و زمینهء یادگیریهای بعدی فراهم شود.
13 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (340 امتیاز)
با سلام خدمت شما

به عقیده فارابی، همه انسان‏ها دارای یک فطرت مشترکند. عده‏ای استعداد خاصی را بیشتر دارند و عده‏ای کمتر. فطرت‏ها گاهی تحت تعلیم واقع می‏شوند و گاهی نمی‏شوند.

هر گاه در جهت مناسب تعلیم داده شوند به مرتبه کمال مطلوب خود می‏رسند و اگر تحت تعلیم و تربیت نامناسب قرار گیرند از رسیدن به کمال باز می‏مانند.

فارابی از اصول تعلیم و تربیت، اصل تفاوت و تنوع را برجسته کرده است. بر اساس این اصل، هر دانش‌آموز یک فرد منحصر به فرد است که نیازهای ویژه خود را دارد. بنابراین، باید برای هر دانش‌آموز روش‌های مختلفی برای یادگیری و تربیت به کار گرفت.

مثال عینی این اصل در مدارس، استفاده از روش‌های تعاملی در تدریس است. در این روش، هر دانش‌آموز به صورت فعال در فرایند یادگیری شرکت می‌کند و برای هر دانش‌آموز روش‌های مختلفی برای یادگیری زبان انگلیسی به کار گرفته می‌شود.

به عنوان مثال، برای دانش‌آموزانی که به یادگیری زبان با استفاده از بازی‌ها علاقه‌مند هستند، بازی‌های آموزشی مختلف ارائه می‌شود. همچنین، برای دانش‌آموزانی که به یادگیری زبان با استفاده از فیلم‌ها علاقه‌مند هستند، فیلم‌های آموزشی مختلف ارائه می‌شود.

با این روش، هر دانش‌آموز با توجه به نیازهای خود، بهترین روش برای یادگیری و تربیت را پیدا می‌کند و از یادگیری و تربیت لذت می‌برد.
12 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (302 امتیاز)
یکی از اصول تعلیم و تربیتی که می‌توانیم به نقل از روان‌شناس برجسته برنابی واتسون از خارج از کشور ذکر کنیم، اصل "یادگیری تجربی" است. این اصل بیان می‌کند که تجربه و عمل در فرآیند یادگیری و تربیت بسیار موثرتر از تئوری و توصیه‌ها است.

توضیح این اصل در 5 سطر به شرح زیر است:

1. تجربه به معنای انجام فعالیت‌ها، تعامل با محیط اطراف و کشف دانش جدید است. به واسطه تجربه، دانش آموزان می‌توانند به صورت عمیق‌تر و شخصی‌تر با مطالب آموزشی درگیر شوند و تجربه‌هایی بیابند که به خودآموزی، اعتماد به نفس و رشد شخصی کمک کند.

2. آموزش برای تجربه به این معنا است که درس‌ها و مهارت‌ها به صورت عملی و در قالب فعالیت‌های عملی و واقعی ارائه شوند. برای مثال، درس علوم می‌تواند شامل آزمایشات عملی، مشارکت در گردشگری علمی یا پژوهش‌های فردی باشد.

3. توجه به عمل و تجربه در مدرسه می‌تواند با ترتیب دادن به فرایندهای یادگیری فعال برای دانش آموزان، رشد شخصی و فهم عمیق‌تر را تسهیل کند. معلمان می‌توانند دانش آموزان را به طور فعال درگیر کرده و آن‌ها را به استفاده از تجربه‌ها، تحلیل مسائل و حل مسئله بر اساس آن‌ها تشویق کنند.

4. با تجربه و عمل، دانش آموزان می‌توانند مستقل‌تر و پیشروتر در فرآیند یادگیری خود شوند. به این صورت، آموزش و پرورش بر مبنای تجربه، توانایی‌های عملی و عقلانی دانش آموزان را تقویت کرده و ایجاد خلاقیت و نوآوری در آن‌ها را ترویج می‌دهد.

5. مصداقی از این اصل در مدرسه می‌تواند درس‌های کنترل‌شده آزمایشگاهی باشد. در این دروس، دانش آموزان می‌توانند فرضیات خود را آزمایش کنند و نتایج را مشاهده کنند. این فرایند تجربی به آن‌ها کمک می‌کند تا مهارت‌های علمی را تقویت کرده و مفاهیم را به صورت عمیق‌تری فهم کنند.

این اصل تعلیم و تربیت، بر اساس ایده‌های واتسون در باب رشد شخصی، توسعه مهارت‌ها و بهره‌وری در فرآیند تحصیلی استوار است.

منبع : https://www.simplypsychology.org/behaviorism.html
دارای دیدگاه توسط (314 امتیاز)
با تشکر از جناب جعفری
مصادیق گفته شده از واتسون در بعضی مقاطع اشاره مستقیمی به تربیت اسلامی دارد
همین امر باعث تسهیل فهم مطالب ذیل شده است
13 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (290 امتیاز)
یکی از اصول تعلیم و تربیت، اصل "آموزش به جای تنبیه" است که به معنای آن است که به جای تنبیه و مجازات دادن به دانش‌آموزان، باید سعی کرد تا با آموزش و پرورش درست، از وقوع خطاها جلوگیری شود. این اصل توسط جان دیوی، فیلسوف و روان‌شناس آمریکایی مطرح شده است.

مصداق این اصل در مدرسه می‌تواند به این صورت باشد که به جای تنبیه دانش‌آموزی که در امتحان نمره‌ای پایین گرفته است، با استفاده از روش‌های آموزشی مناسب، مثل تدریس مجدد و تمرین بیشتر، سعی شود که دانش آن دانش‌آموز بهبود پیدا کند. به علاوه، باید سعی شود که درس‌ها به صورت جذاب و جالب برای دانش‌آموزان تدریس شود تا آن‌ها از یادگیری لذت ببرند و به جای اینکه به دلیل ترس از تنبیه، درس را بخوانند، به دلیل علاقه به مطالعه درس را یاد بگیرند.
12 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (572 امتیاز)
ویرایش شده توسط

با سلام 

اصل تربیتی مورد بحث : رعایت تفاوت های فردی

بو علی سینا رعایت تفاوت های فردی و طبیعت و ذوق و سلیقه افراد را در برنامه ریزی آموزشی اصل مهمی می داند که نباید از آن غفلت کرد. وی پس از بیان واقعیت تفاوت های فردی می گوید: شایسته است که مربی کودک هنگام گزینش حرفه یا دانش خاص طبیعت کودک را آزموده، ذوق و سلیقه فردی را سنجیده و میزان هوش او را بیازماید و براین پایه حرفه یا دانش مناسب را برای کودک برگزیند.

یکی از اصلی ترین مواردی که باید در بحث تربیت به آن اهمیت داده بشود بحث تفاوت های فردی است. 

همه دانش آموزان ویژگی های یکسانی ندارند. شما در کلاس درس با دانش آموزانی با ویژگی های اخلاقی مختلف، ویژگی‌های رفتاری مختلف، استعدادهای مختلف و حرفه یا دانش متفاوت مواجه میشوید و اگر بخواهید که فقط به برخی از این ویژگی ها اهمیت دهید قطعا در کنترل کلاس ناموفق خواهید بود و نتیجه خوبی را کسب نخواهید کرد. 

به عنوان یکی از مصادیق این اصل در کلاس درسی میتوان به مورد زیر اشاره کرد: 

در رشته زبان انگلیسی، دانش آموزانی که در کلاس وجود دارند، ممکن است علاقه ی چندانی به زبان انگلیسی نداشته باشند. یک معلم در کلاس درس باید حتی از این افراد هم استفاده کند؛ زیرا اگر فرد استعداد و تواناییش در بحث زبان انگليسي نیست میشود از خط زیبایی که دارد استفاده کرد. یا یک فرد در خواندن خوب است از او در خواندن متن های انگلیسی استفاده کرد. یا یک نفر لغات زیادی بلد است از او در فعالیت های کلاسی و پروسه آموزش استفاده کرد. 

مشاهده می‌کنید که یک معلم میتواند علی رغم تفاوت های زیاد و استعداد های متنوعی که در کلاس درس میبیند از تک تک آنها به خوبی بهره ببرد.

منبع تعریف اصل تربیتی:

تعلیم وتربیت براساس ذوق و استعداد شاگردان (ابن سینا، 1319)

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (335 امتیاز)
تربیت به عنوان فرایندى که نتیجه‏ى آن صرفا در مقام عمل روشن مى‏شود، داراى وجهه‏اى کاملاً عملى و کاربردى است. از این جهت، هرگونه تلاش نظرى در چارچوب مفهومى باید ناظر به فواید عملى باشد. در این میان نقش مبدّل‏هاى نظرى به عملى و انتقال‏دهنده‏ها روشن مى‏شود. تبلور مفهوم مبدّل در ماهیت اصل تربیتى، به عنوان آخرین مرحله‏ى نظر و سرآغاز اوّلین مرحله عمل تربیتى، مهم‏ترین نقشى است که ضرورت وجود اصول را در نظام تربیتى تبیین مى‏کند (شکوهى، ص142).

بنابراین، مى‏توان فواید ذیل را براى اصل تربیتى ترسیم کرد:

الف) تأثیر در نیل به هدف تربیتى (هوشیار، ص8ـ14؛ زاهدى، ص81؛ کلیات نظام آموزش و پرورش جمهورى اسلامى ایران، ص50 و راسخى، ص24)؛

ب) انعطاف در روش‏ها (شکوهى، ص133)؛

ج) محوریت اصول در ایجاد ارتباط منطقى بین عناصر نظام تربیتى.

ویژگى‏هاى حاکم بر اصول تربیتى

ویژگى‏هاى حاکم بر اصول تربیتى را مى‏توان به شرح زیر برشمرد:

الف) اصل امرى ابداعى و اختراعى نیست، بلکه با توجه به مبانى خود قابل دستیابى است و یا از رهگذرِ دریافتِ عنصر مشترکِ روش‏هاى مختلف قابل احراز و کشف است؛

ب) اصل مفهومى کلى است و ملاک و معیار واقع مى‏شود؛ بنابراین نمى‏تواند امرى جزئى و داراى یک مصداق معین باشد (شاتو، ص194)؛

ج) اصل صرفا یک پدیده مفهومى است. تفاوت ماهوى اصل با دیگر عناصر نظام تربیتى، یعنى مبنا، هدف و روش، در بعد مفهومى آن است؛ به این معنا که، اصل از ارتباط میان دیگر مفاهیم زاییده مى‏شود، در حالى که مفاهیم مبنا، هدف و روش داراى منشأ انتزاع عینى هستند؛

د) اصل ماهیتى هنجارى (ارزشى) دارد. نظر به این‏که اصل، قاعده و معیارِ عمل و ناظر بر آن‏است، نمى‏تواند رویکردى توصیفى‏نسبت به واقعیات تحت عنوان خود داشته باشد، بلکه، برخلاف مبنا که جنبه‏ى توصیفى از واقعیات دارد، درصدد ارائه‏ى واقعیتى مطابقِ مدلول خود و هنجارى متناسب با خاستگاه خود است. به طور کلّى، اصول تربیت متضمن ارزش‏گذارى متناسب با مبناى پذیرفته شده در تربیت و اهداف مورد نظر آن است؛

ه ) اصل بر روش حاکمیت است و ضابطه مفهومى و رابطه‏اى براى استفاده از روش‏هاست؛ بدین معنا که اصلْ راه‏نمایى نظرى براى گزینش روش‏هاى خاص متناسب با اهداف و طرد دیگر روش‏هاست.

ارتباط اصول با دیگر عناصر نظام تربیتى

نظام مشتمل بر ارکان و عناصرى است که به گونه‏اى منظم با یکدیگر در ارتباط متقابلند. درک بهتر از موقعیت هر یک از عناصر تشکیل دهنده‏ى آن، منوط به کشف ارتباط آن عنصر با دیگر عناصر تشکیل دهنده‏ى نظام مزبور است.

به طور خلاصه، اصل داراى رابطه‏اى یک جانبه با «مبنا» در قالب اشتقاق از آن است و مبانى نیز مفاهیم توصیفى از هست‏ها و واقعیات‏اند. اصل‏ها همان قوانین حاکم بر اعمال تربیتى‏اند که با توجه به ظرفیت‏ها و استعدادهاى متربى، یعنى مبانى انسان‏شناسى شکل گرفته‏اند. اگرچه، این ارتباط به معناى اشتقاق یکپارچه در رابطه علّى و معلولى نیست، بلکه به معناى توجه به زیرساخت‏هاى وجودى در تدوین قوانین تربیتى است.

ارتباط اصل با هدف ارتباطى دوسویه است؛ یعنى همان‏طور که اصل دخالت کاملى در نحوه‏ى وصول به هدف دارد و بدون تمسّک به آن دست‏یابى به هدف میّسر نیست، هر هدفى نیز مى‏تواند براى تحقق خود اصولى را تجویز نماید. مسلما با توجه به ماهیّت اهداف درمى‏یابیم که هر هدفى متناسب با موضوع تربیت، یعنى انسان در نظر گرفته مى‏شود؛ از این رو، اصولى که با توجه به اهداف استخراج مى‏شوند، بدون عنایت به مبانى انسان‏شناسى مورد ارزیابى قرار نمى‏گیرند. بدین لحاظ مى‏توان چنین نتیجه گرفت که اصول، با توجه به پیش‏فرض‏هاى انسان‏شناسى و در نظر گرفتن توانایى‏ها و ویژگیهاى انسان، او را براى دستیابى به اهداف کمک مى‏کنند.

ارتباط اصل با روش در قالب حاکمیت اصل بر آنها توجیه مى‏شود. این ارتباط صرفا از لحاظ کارآیى و سودمندىِ روش، جهت نیل به هدف موردنظر است؛ از این‏رو این‏که گفته مى‏شود روش‏ها از اصول اخذ مى‏گردند، به معناى این نیست که روش‏ها معلول اصول‏اند، بلکه اصول صرفا تبیین‏کننده‏ى نحوه‏ى استفاده از آنها هستند.
4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (102 امتیاز)
پياژه مي گويد: در قلمرو تعليم و تربيت به دانش آموزان بايد اجازه داده شود تا بيشترين فعاليت را شخصاً انجام دهند و با در اختيار گذاشتن وسايل مادي، فعاليت هاي آنها را در راستاي رشد شناختي سوق داد. در حوزه رياضي و منطق، كودكان فقط از چيزهايي كه خود كشف مي كنند دركي واقعي پيدا مي كنند و هرگاه سعي كنيم چيزي را خيلي زود به آنها بياموزيم، آنها را از كشف دوباره آن به وسيله خودشان بازداشته ايم، بنابراين دليلي ندارد رشد هوشي را بيش از حد سرعت بخشيم. اگر گمان كنيم كودك مفهوم عدد و ساير مفاهيم رياضي را فقط از طريق آموزش ياد مي گيرد، اشتباه بزرگي كرده ايم
11 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (588 امتیاز)
یکی از اصول تعلیم و تربیت، معروف به "اصل توسعه دهنده" از جان دیویس هیل است. این اصل تاکید دارد که آموزش و پرورش باید به گسترش توانمندی‌ها و استعدادهای هر دانش‌آموز بپردازد و از او بخواهد که به توسعه شخصی خود مشغول شود. این رویکرد تاکید دارد که هر فرد منحصر به فرد است و نیاز به رشد و توسعه فردی دارد.

مثال عینی از این اصل در مدرسه می‌تواند شخصی‌سازی آموزش باشد، به این معنا که درس‌ها و فعالیت‌های آموزشی بر اساس نیازها و توانایی‌های هر دانش‌آموز طراحی شوند. این رویکرد اجازه می‌دهد تا هر دانش‌آموز به نحو احسن ممکن به توانایی‌هایش بپردازد و در مسیر توسعه شخصی خود قرار گیرد.
دارای دیدگاه توسط (360 امتیاز)
همان طور که شما به درستی اشاره کردید،با نزدیک کردن دروس و فعالیت های آموزشی به ویژگی های شخصی هر فرد،شاهد افزایش بازدهی و شکوفایی نظام آموزش و پرورش خواهیم بود.یکی از اقدامات اساسی به منظور شخصی سازی آموزش  ، کاهش نسبت دانش آموز به معلم است؛به طوری که در برخی کشور های سرآمد،این نسبت 10 به 1 است.در حالی که این نسبت در سال 2017 برای ایران، 28 به 1 بوده است.
7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (360 امتیاز)

یکی از اصول تربیت از دیدگاه ژان ژاک روسو،اصل مجازات طبیعی است.بر اساس این اصل انسان هرگز در تربیت خردسالان نیاز به تنبیه و مجازات ندارد؛زیرا برای هر عملی مجازات و تنبیه طبیعی وجود دارد.کودکی که سیب فاسد می خورد دچار دل درد و تهوع می شود.طفلی که به آتش نزدیک می شود آسیب می بیند و کودکی که با چاقو بازی می کند،تنبیه و مجازات طبیعی برای او زخم و جراحت حاصل از بریدگی است و در واقع کودک نتیجه عملکرد خود را به طور طبیعی دریافت می دارد.و بالأخره برای هر عمل و رفتار غیر مطلوبی،تنبیه و مجازات طبیعی متناسب با آن وجود دارد.لذا او کودک را به طبیعت وا می گذارد و می گوید طبیعت عهده دار تنبیه و مجازات اعمال نامطلوب کودک است.در آموزش و پرورش نیز می توان از این اصل بهره برد.مثلاً دانش آموزی که شیشه پنجره کلاس را می شکند،اگر مدتی از سرما بر خود بلرزد،به طور طبیعی مجازات می شود و بعد از تعویض شیشه،دیگر مبادرت به انجام این کار نخواهد کرد. 

10 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (314 امتیاز)
باسلام خدمت دوستان گرامی

فعالیتهای تربیتی از جمله فعالیتهای اساسی است که در حیات فردی و جمعی انسان، تاثیری انکارناپذیر دارد. این فعالیتها برای تحقق اهداف مورد نظر، تابع اصل یا اصولی است. مشخص‏کردن اصول تربیت از جمله اقدامات اساسی است که باید قبل از هر کاری انجام پذیرد.

در این نوشته پس از بررسی بخشی از تعاریف و بحثهای ارائه شده توسط صاحبنظران تربیت و کتابهای موجود درباره تربیت اسلامی، اصول تربیتی به عنوان "ریشه و بنیانهایی تعریف شده که در جریان تربیت لازم‏الاتباع بوده است و بسان دستورالعملی کلی، تمامی جریان تربیت را تحت سیطره و نفوذ خویش دارد" به‏گونه‏ای که در صورت تخطی از آنها، رسیدن جریان تربیت به هدف نهایی خودش دستخوش مخاطره می‏شود.

فعالیتهای تربیتی از جمله فعالیتهای اساسی است که در حیات فردی و جمعی انسان، تاثیری انکارناپذیر دارد. این فعالیتها برای تحقق اهداف مورد نظر، تابع اصل یا اصولی است. مشخص‏کردن اصول تربیت از جمله اقدامات اساسی است که باید قبل از هر کاری انجام پذیرد.

در این نوشته پس از بررسی بخشی از تعاریف و بحثهای ارائه شده توسط صاحبنظران تربیت و کتابهای موجود درباره تربیت اسلامی، اصول تربیتی به عنوان "ریشه و بنیانهایی تعریف شده که در جریان تربیت لازم‏الاتباع بوده است و بسان دستورالعملی کلی، تمامی جریان تربیت را تحت سیطره و نفوذ خویش دارد" به‏گونه‏ای که در صورت تخطی از آنها، رسیدن جریان تربیت به هدف نهایی خودش دستخوش مخاطره می‏شود.

پس از ارائه تعریف اصل تربیت  به بررسی منابع اصل تربیتی پرداخته، و ضمن بررسی دیدگاه‏های گوناگون درباره وضعی یا کشفی بودن اصول تربیت، این نتیجه حاصل شده است که اصول تربیت اسلامی از جهتی حالت وضعی و از جهتی دیگر حالت کشفی دارد؛ به عبارت دیگر اصول تربیت به لحاظ اینکه در قرآن، متون مذهبی و سایر منابع وجود دارد، موضوعه و به لحاظ اینکه در متون مذهبی باید به اکتشاف و استخراج آنها پرداخت، مکشوفه است. در بخش بعدی نوشته، پس از طبقه بندی اصول تربیت به دو دسته عام و کاربردی، در نهایت چند اصل عام تربیتی معرفی شده و به اختصار مورد بحث قرار گرفته که عبارت است از: اصل کرامت، اصل مسئولیت، اصل عقل، اصل عدل ،اصل کمال‏جویی و اصل وسع.

منبع

https://shikhbalal.blogsky.com/1388/08/09/post-16/
9 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (374 امتیاز)
با سلام خدمت همه دوستان عزیز.

در پاسخ این جانب دیدگاه ویگوتسکی مورد بررسی و تبیین قرار داده شده است.

ويگوتسكي معتقد است رشد شناختي كودك عموماً به افرادی كه در دنياي او زندگي مي كنند وابسته است و دانش، نگرش و ارزشهاي فرد در تعامل با ديگران تحول مي يابد.

از نظر ويگوتسكي رشد شناختي فرد، بدون در نظر گرفتن محيط فرهنگي اجتماعي او قابل درك نخواهد بود. همچنین از نظر ويگوتسكي يادگيري پيش از رشد مي آيد در حقیقت يادگيري مقدم بر رشد است و فرآيندهاي رشد يا تحول بدنبال فرآيندهاي يادگيري رخ مي دهند.

طبق این نظر تعاملاتی که دانش آموز با محیط و کادر مدرسه دارد بدون شک بر روی رشد شخصیتی وی تاثیر میگذارد.

طبق این نظر امکان ندارد که محیط و شرایط بر روی فرد تاثیری نداشته یا فرد بدون اعتنا به آن رشد کند یا شخصت شخص مورد پرورش قرار گیرد که این موضوع نشان دهنده حائز اهمیت بودن رفتار معلم در نظر دانش آموز است.

همچنین طبق این دیدگاه انسان پس از آموزش امکان رشد برایش فراهم میشود و تکانه های تکامل شخصیتی در آن جلوه پیدا میکنند که جلوه گر این است دانش آموز پس از فرا گیری امکان رشد و شکل گیری در او شکل میگیرد.
دارای دیدگاه توسط (336 امتیاز)
از نظر من ویگوتسکی و نظرات ایشون درباره تربیت بیشتر جنبه مدرنیته دارد و در جوامع امروزی کار امدی بیشتری دارد و میتوان گفت که : تعلیم و تربیت حکم بنیادین و بزرگی دارد و اثر گذاری بسزایی دارد.
9 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (268 امتیاز)
دیدگاه های ژان زاک روسو در زمینه ی روش های تدریس فعال

* بگذارید کودک خود مسادل را حل کند. مسائل را در دسترس او قرار دهید؛ ولی بگذارید خودش آن را حل کند .او نباید چیزی را به گفته ی شما قبول کند.باید آن را خودش دریابد .نباید علوم بیاموزد؛بلکه باید آن را کشف کند.هنر معلم در این است که کاری کند دانش آموزان از درس لذت ببرند.اما برای این که این لذت حاصل شود،نباید فکر دانش آموز در برابر صحبت های معلم بی کار بماند و برای فهمیدن ،هیچ گونه کوشش و تلاشی نکند.باید همیشه مطالب را فهماند.اما لازم نیست همیشه همه چیز را گفت .آن کس که همه چیز را می گوید،چیز زیادی نخواهد داد.اگر دانش آموز اشتباه کرد،بگذارید بکند و خطای او را بلافاصله تصحیح نکنید.صبر کنید به اشتباه خود پی ببرد و خودش آن را تصحیح کند.

* دانش آموزی که همیشه تحت یک آموزش اجباری قرار دارد،تا دستوری نگیرد،کاری انجام نمی دهد؛وقتی گرسنه است،جرئت غذا خوردن ندارد.وقتی شاد است،جرئت نمی کند بخندد.حتی جرئت ندارد بدون اجازه ی شما نفس بکشد.وقتی به جای او فکر می کنید،انتظار دارید خودش به چه فکر کند؟شما که مراقب تمام اعمال و کردازش هستید.دیگر چه احتیاجی دارد خودش مواظب چیزی باشد.بدین ترتیب،چنین کودکی هرگز احتیاج ندارد در مورد چیزی قضاوت کند.اگر بعدها در زندگی با مسئله یا مشکلی مواجه گردد،درمانده و وابسته می شود.

* آموزش باید برای دانش آموزان ،لذت بخش باشد.

* امر تربیت باید بر طبق قوانین طبیعی و طبیعت صورت پذیرد.

* باید کمتر از کتاب درس داد و در مقابل، سعی کرد کودک بیشتر از طبیعت بیاموزد.

* در آموزش باید ویژگی ها و تفاوت های فردی در نظر گرفته شود.شناخت مراحل رشد و تکامل از وظایف معلم است.
دارای دیدگاه توسط (336 امتیاز)
سلام
من هم با نظر شما کاملا موافق هستم اجبار در انجام کار ها و در تدریس دانش اموز را دلزده میکند و باعث میشود که از درس فراری و ازرده شود
10 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (336 امتیاز)
بسم الله الرحمن الرحیم

تعلیم و تربیت یکی از مهم ترین مساعل جوامع بشری است که هممواره مورد توجه متفکران و اندیشمندان قرار گفته است.

با توجه به اندیشه دارابی و دورکیم تعلیم و تربیت مهمترین بنیاد زندگی اجتماعی است و رابطه بین اموزش و پرورش با رشد و تکامل فرهنگ و تکامل جوامع تا بدان حد است که میتوان گفت :

به هر نسبت جامعه به پایه والاتری از فرهنگ و تکامل برسد نقش اموزش و پرورش نیز در پایه های آن به همان نسبت دیده و حس میشود. از نظر کانت، هنر تعلیم و تربیت و و حکومتداری در بین جوامع بشری و ابداعات انها از همه دشوار تر و سخت تر است.

به عبارت دیگر او اعتقاد داشته است که بشر تنها با تعلیم و تربیت درست میتواند به درجات بالاتر نیز دست پیدا کند و ادمی چیزی جز انچه که تعلیم و تربیت به او اموخته و او و شخصیت او را ساخته است نیست.تعلیم بیش از هر چیزی سپردن دانش به دیگران است اما دانش زمانی سودمند است که به کار آید و اموزش انگاه به کار اید که زمینه های برای پدیدار کردن تغیر و تحول در نواموز پدیدار گردد.چنانکه او را در انجام دادن کارها توانا سازد و بر دایره امکاناتش بیفزاید و یعنی زمینه ای گردد برای ظهور کردن توانایی ها که همان هدف تعلیم و تربیت است.

اینکه تعلیم و تربیت و اموزش زمینه تحول گردد یا خیر بستگی و روش و شیوه انجام ان دارد که در پیش میگیریم.موانع تربیت حقیقی و تکامل انسانی گذشته از تمایلات فردی و تسلیم شدن در برابر انها میتواند عوامل دیگری نیز مانند : تعصب بیش از حد بر روی یک یا چند موضوع و یا فراهم نبودن شرایط جوامع ، اختلالات درون فردی و .... داشته باشد.

برای مثال : اگر معلم در کلاس درس بدون توجه به تفاوت های فردی و گروهی و بدون توجه به انکه همه انسان ها باهم متفاوت هستند و اهداف مختلف و جداگانه ای دارند ، نمیتواند هدف اصلی خود را دست یابد و به تعلیم و تربیت حقیق و درست دست پیدا کند.

اصول تربیت فارابی ، سایت جامع علوم انسانی
6 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (444 امتیاز)
با سلام

در دیدگاه فیلسوف و دانشمند، ابوحامد محمد غزالی، ویژگی های کلی بودن، عینیت، قابلیت تعمیم، تناظر با هدف که منشا کنش و واکنش مربی و متربی است و کاربردی بودن آن رعایت شده که به برخی اشاره میکنیم:

اصل کرامت ذاتی انسان: این اصل غزالی را واداشته که گوهر کودک را پاک و نفیس بداند و میتوان زیرساختی ترین اصل آموزش و پرورش اسلامی دانست.

اصل فعالیت: فراگیر باید درگیر باشد و از انفعال در بیاید. تا انباشته های ذهنی به فعلیت و پویایی برسند.

اصل ملازمت: همیشه به یاد خدا بودن در تعلیم و تربیت باعث میشود فرد خود را پیوسته در معرض آموزش قرار دهد.

اصل مخالفت: چیزی که باعث دوری از یاد خدا میشود باید ازش دوری کرد که کاربرد در در تعلیم و تربیت دوری از عوامل بازدارنده در راه آموزش و یادگیری است.

اصل موافقت: چهار نوع خلق که یکی از خوب و بد خبر ندارد و باید به راه درست هدایتش کرد، کسی که کار بد میکند اما   عادت نکرده و باید راه را نشانش داد، کسی که کار بد میکند و عادت کرده اما نمیداند که ناشایست است کار او دشوار است و کسی که میداند کار بد میکند و عادت هم دارد و فکر میکند که علاج ناپذیره مگر اینکه سعادت آسمانی برسد.

اصل تفرد: به خصوصیات فردی باید توجه شود.

اصل تدریج: تکوین هستی و آفرینش انسان بر اساس اصل تدریج است، یعنی همه سعادت ها اعمال خیر است به تکلف و ثمره آن صفت خیر در دل است.

اصل پیرایش محیط: کودک پاک فطرت است اما محیط الودگی دارد و باید برای کودو پاک بشود.

یکی از روش های تربیتی دفع افسد به فاسد است که طبق اصل تدریج است، زمانی که متربی نمیخواهد یکباره به ویژگی های شناختی و عاطفی و.. بپردازد، او را وادار میکنیم که به صورت مرحله ای از آسان به سخت به جایگزینی وضع مطلوب با وضع کنونی خود بپردازد تا به وضع مطلوب برسد.

بر فرض مثال، دانش آموزی که تا دیر وقت بیدار میماند و مثلا ساعت ۲ شب میخوابد و  هنگام درس خواندن در مدرسه احساس خواب آلودگی میکند، باید ساعت خواب او را به تدریج به وضع مطلوب برسانیم تا عادت کند و از مثلا ساعت ۲ شب به ساعت ۱۱ شب برسد.

منبع:   https://journals.rihu.ac.ir/article_72.html?lang=en
7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (286 امتیاز)
هدف از تعلیم وتربیت : ایجاد اعتدال درقوای شهویه ،غضبیه وانقیاد آنها نسبت به عقل است وی سعادت دنیوی را مقدمه سعادت آخروی می داند ونقطه اوج آمال و کمال نهایی را عرفان حق وصول به حق معرفی می کند.

اصول به شرح زیر است:

اجتماعی بودن تعلیم و تربیت

رعایت تفاوتهای فردی

آماده کردن افراد برای حرفه ها

تاثیر محیط جغرافیای و کیفیت ساختمانها

در بحث تعلیم و تربیت اجتماعی میتوان به این‌ نکات اشاره کرد

انجام کارها به صورت گروهی که باعث تعلیم و تربیت به صورت گروهی و اجتماعی میشود و منجر به بیشتر‌ اجتماعی شدن دانش آموزان میشود
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (465 امتیاز)
یکی از اصول تعلیم و تربیت که می‌توان به نقل از جان دیویی (John Dewey)، فیلسوف و روان‌شناس آمریکایی، ذکر کرد، این است که آموزش باید بر اساس تجربه و عملیات واقعی زندگی باشد. به عبارت دیگر، دانش‌آموزان باید در محیطی فعال و عملی شرکت کنند تا بتوانند بهترین نتیجه را بگیرند.

برای مثال، در مدرسه، می‌توان یک کلاس آشپزی برگزار کرد تا دانش‌آموزان بتوانند با تجربه واقعی، مهارت‌های آشپزی را یاد بگیرند. همچنین، می‌توان با برگزاری کارگاه‌های عملی، دانش‌آموزان را به یادگیری مهارت‌های کاربردی مانند تعمیرات خانگی، باغبانی و غیره تشویق کرد.

به طور کلی، این اصل بر این تأکید دارد که آموزش باید به صورت عملی و در محیطی فعال و واقعی ارائه شود تا دانش‌آموزان بتوانند بهترین نتیجه را بگیرند و مهارت‌های عملی را به خوبی یاد بگیرند.
دارای دیدگاه توسط (442 امتیاز)
جان دیوی میگوید: آموزش باید چگونه فکر کردن نه چگونه حفظ کردن را ترویج دهد. این اصل مفید بر اساس تفکر انتقادی و پیشرفت فردی تأکید دارد. در مدرسه، این اصل می‌تواند از طریق پروژه‌های گروهی یا سوالات باز، دانش‌آموزان را تشویق به تفکر انتقادی و حل مسائل کند. به عنوان مثال، اجازه دادن به دانش‌آموزان برای پژوهش و ارائه نتایج خود در کلاس، فرآیند تفکر و یادگیری را ارتقاء می‌دهد.
4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (226 امتیاز)
بسمه تعالی

یکی از اصول تعلیم و تربیت عدالت و رعایت عدل در این پروسه میباشد که هم در اسلام و هم توسط دانشمندان مربوط به حوزه آموزش و تعلیم بیان شده

اصل اعتدال گرایی بیانگر رعایت اعتدال و توازن در تربیت انسان و پرهیز از هر گونه افراط و تفریط است. این اصل متضمن دو امر است:

مفهوم اعتدال به نوعی دربرگیرنده ی جامعیت است. به این معنا که آنچه در تربیت اسلامی مدنظر قرار می گیرد شامل تمام نیازها و خواسته های وجودی انسان است و این جامعیت مستلزم رعایت اعتدال در میان نیازهای مزبور و پرهیز از افراط و تفریط در مواجهه با آنهاست؛

برای مثال در اصول و روش های تستینگ و آزمون در مراجع کتبی هیچگاه همه سوالات طرح شده همه آسان یا سخت نیستند بلکه به گونه ای است که دارای سه حالت سخت و متوسط و آسان میباشد تا دانش آموزان با سعی و تلاش خود و به مقدار آن از نمره و امتیاز مربوطه بهره ببرند.

حال مثال در بحث شیوه تدریس و اخلاق دبیر یا استاد در یک محیط آموزشگاهی هم به همین است. استادی که بسیار رفتار و منشی تند یا بسایر نرم و بی جدیت باشد هیچگاه عدالتی در ان محیط نمیتوان یافت زیرا یا متربیان به علت خشم از مبحث خارج میشوند یا به علت آسان گیری اهمیت نمیدهند

 رعایت اعتدال در نوع سرمایه گذاری و صرف انرژی برای پاسخ گویی به یک نیاز، ما را از افراط و زیاده روی در پرداختن به آن بازمی دارد. در دیدگاه دینی، تداوم هر امری به اعتدال در انجام آن بستگی دارد. امام باقر(ع) در این خصوص می فرماید:

اَحَبُّ الاَعْمالِ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجلَّ مَا داوَمَ عَلَیْهِ العَبْدُ وَ اِنْ قَلَّ؛ بهترین و محبوب ترین اعمال در نزد خداوند عزوجل عملی است که از سوی بنده تداوم یابد هر چند قلیل و اندک باشد.
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (336 امتیاز)
سلام به دوستان مطالب زیر از روانشناس و فیلسوف تاثیرگذار جان دیویی هستش.

جان دیویی فیلسوف و مربی بزرگ آمریکایی، در سال 1859 میلادی در برلینگتون آمریکا، چشم به جهان گشود.وی از شارحان و مفسران بزرگ پراگماتیسم و یا اصالت عمل آمریکایی است و دامنه تالیفات وی، از نظر موضوعات گوناگونی که بدان ها اندیشیده و به نگارش پرداخته، گسترده و متنوع است.دیویی در تفکر و فلسفه آمریکایی و نیز در تحولات مهم آموزش و پرورش در قرن بیستم، دارای نقش برجسته ای بوده است

از دیدگاه دیویی، هدف تعلیم و تربیت، <جامعه دموکراتیک> است و در تعریف آن می گوید: جامعه دموکراتیک، جامعه ای است که از پیدایش اختلافات و تبعیضات طبقاتی، قومی و نژادی جلوگیری می کند. وی می گوید: تعلیم و تربیت عبارت است از: بازسازی و سامان دهی تجربه که بر معنی دار شدن و عمق آن می افزاید و توانایی هدایت جریان تجربه را توسعه می بخشد. دیویی در کتاب دموکراسی و تعلیم و تربیت، چهار ویژگی تعلیم و تربیت را ذکر می کند:
تعلیم و تربیت ضرورت زندگی است اساس آموزش و پرورش را ارتباط و انتقال فرهنگی و اجتماعی می داند زیرا بدون آموزش و پرورش عمدی و غیرعمدی زندگی میسر نیست.تعلیم و تربیت به مثابه کنش اجتماعی محیط اجتماعی نقش مهم تربیتی دارد و فراگیری کودک امری انتزاعی و مجرد از مناسبات و روابط اجتماعی و محیط نیست، بلکه در متن همین مناسبات مطالب فراوانی را فرا می گیرد. تعلیم و تربیت به مثابه راهنمایی به اعتقاد دیویی انگیزه ها و کوشش های مشخص نوآموز را باید کنترل و هدایت کرد و نقش راستین تعلیم وتربیت همین است.
تعلیم و تربیت به مثابه رشد دیویی در این مورد بر این نکته تاکید تام می ورزد که تعلیم و تربیت به رشد رساندن است و رشد عمیق زندگی است. تا زندگی هست، تعلیم و تربیت هم است. با توجه به آنچه گذشت می توان گفت تعلیم و تربیت متربی عبارت است از: فرآیندی اصیل - نه فقط مقدماتی - میان مربی و مترّبی، ناشی از ضرورت زندگی اجتماعی و مبتنی بر رغبت های درونی و فعلی دانش آموز و متربی به منظور بازسازی تجربه برای رشد و دموکراسی اجتماعی.
دیویی معتقد است که در آموزش دوره های مختلف تحصیلی باید به امور حسی و عینی تاکید شود و فعالیت و تجربه فرد، محور برنامه ها باشد. به جای کُلی گویی و بیان مطالب به صورت ذهنی باید مطالب را به صورت ابزاری انجام دهند
به نظر دیویی در برنامه تربیت باید به تجربه و تفکر اهمیت داده شود. به نظر دیویی صرف انباشتن اطلاعات بی روح و بی معنی در ذهن، یادگیری و فهم واقعی نیست.  معتقد است که بایدجدیدترین روشها را متناسب با زمان در برنامه درسی منظور کرد تا شاگرد متناسب با تکنولوژی نوین پیشرفت کند استمرار و پیوستگی مفاهیم با یکدیگر، رابطه متقابل یادگیرنده و یاددهنده، کنترل اجتماعی و رعایت آن در برنامه درسی از نظر او مهم است
از نظر دیویی معلم نقش راهنما و همکار شاگردان را برعهده دارد. دیویی اعتقاد دارد که معلم نباید نقش دانای محض که می خواهد دانش خودرا منتقل کند، داشته باشد بلکه باید دانش آموزان را از راه فعالیت، تحقیق و پرورش به تفکر وادارد به عنوان زنده نگاه دارنده تفکر و یادگیری در ذهن دانش آموز است. اوست که به ایجاد موقعیت ها و ساختن شرایط فعالیت، کار و تلاش دانش آموزان اقدام می کند و شرایط تجربه مفید را فراهم می سازد، همواره درصدد است تا فعالیتی نو برای شاگرد با توجه به علاقه و رغبتش فراهم کند.
از جمله مثال هایی که می توان زد بی اهمیت بودن کار گروهی و یادگیری کار تجربی در میان دانش آموزان است در رشته های فنی و یا درس هایی که به محیط عملی کاربردی از جمله کارگاه و آزمایشگاه نیاز دارند توجهی نمی‌شود . قرار گرفتن دانش آموزان در چنین محیطی آنها را مجاب به انجام کار گروهی تعامل اجتماعی ، گسترش مفاهیم درسی و یادگیری مدیریتی می‌شود . اما متاسفانه جامعه آموزشی ایران عملا افراد را به فردگرایی یا کار های انفرادی تشویق می کند .
موردی دیگر ایجاد کلاس های معلم محور است یعنی عملا درس ها به شکل یک پکیجی که بنظر می‌رسد از طرف معلم توقع می رود دانش آموز فورا آن را یا بگیرد به دانش آموزان داده میشود.
و فضا برای فعال بودن ذهن دانش آموزان و استفاده از خلاقیت برای او پیش نمی‌آید . یکی از روش های نوین به قول دیویی آموزش غیر مستقیم به دانش آموزان و فرصت کشف درس به آن ها نمی دهند .دیویی معتقد است که روش آموزش باید عملی باشد تا یادگیری را تعمیق بخشد مثلاً در آموزش حجم های هندسی، معتقد است که باید به طور عملی و در طبیعت به دنبال نمونه های آنها بگردیم نه اینکه با یکسری مفاهیم نظری مطلب را انتقال دهیم. دیویی تاکید می کند که روش آموزشی باید با محتوا هماهنگ باشد تا بتواند یادگیری را ایجاد نماید.

برگرفته از کتاب دموکراسی و آموزش نوشته جان دیویی در سال ۱۹۱۶
4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (308 امتیاز)
ویرایش شده توسط
سلام و عرض ادب

ابتدا باید گفت:

تعلیم به معنای کسی را چیزی آموختن و تربیت عبارتست از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب.

رسول اکرم در تعلیم و تربیت بیش از هر چیزی به پاکی و صفای قلوب اهمیت می دادند تا آن جا که میزان نفوذ تعالیم الهی را در دل ها منوط به این پاکی و تهذیب نفس می دانستند و به صورت های مختلف این اصل را یاد آور می شدند.

یکی از اصول مهم تعلیم و تربیت از نگاه ایشان، اخلاص است.

رسول خدا(ص) فرمود: ((اگر کسی علم را برای غیر خدا فرا بگیرد وغیر خدا را هدف قرار دهد ، جایگاه او آتش خواهد بود و اگر کسی علم و دانش را از آن جهت بیاموزد که بخواهد با دانشمندان دیگر بستیزد و یا به سفیهان و سبک مغزان فخر فروشد و یا آن را وسیله جلب نظر مردم به خویشتن قرار دهد ، جایگاه او از آتش دوزخ آکنده خواهد گشت))

از طرفی در جای دیگری پیرامون ملایمت و نرمش آموزگار فرمودند((معلم و آموزگار باشید ولی در تعلیم خود سخت گیر نباشید و مسئله تعلیم را بر مردم ناهموار نسازید))

نکته مهم دیگر این است که پیامبر اسلام به روحیات و اوضاع جامعه ی خود کاملاً وقوف داشت و جوانب و جزئیات مسائل را می سنجید و متناسب با آنان از اصول تعلیم و تربیت استفاده می‌کرد.

بنابراین می‌توان گفت اگر معلمی با علم به شرایط موجود جامعه و روحیات اهل آن جامعه اقدام به تربیت شاگردان کند، اخلاص در عمل تعلیم داشته باشد و در تعلیم و تربیت سخت گیری بی مورد نکند و ملایمت داشته باشد... امکان ندارد شاگردی بی بهره از سر جلسه ایشان برخیزد.

منبع:
تعلیم و تربیت از دیدگاه پیامبر اسلام ومعصومان - محمدعبدلی http://mohammadabdoli313.blogfa.com/post/17
به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...